Hometown

Hometown (홈타운)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Hometown E06 HDTV - Sunflowermag
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان @sunflowermag

ট্যাগ

HDTV
hdtv
HD
প্রকাশিত: 2021-10-14
ডাউনলোড: 22
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

تادا

خیلی خب

جه یونگ مراقب باش

اینجا رو ببین

امتحانش کنیم

آفرین

دختر خوب

آتیش روشن کنم؟- آره اوپا-

جونگ هیون- بله؟-

یه چیزی باید بهت بگم

چیه؟

اگر نمیخوای میتونی بهش گوش نکنی

در مورد چیه؟

خودت تصمیم بگیر، میخوای بشنوی؟

بیاین بریم

صدای چی بود؟- چی شده؟-

زود باش

چی شده؟- برو بیرون چک کن-

بله جناب دستیار

ماشین رو دیدم

به نظر خودشه

کی اونجاست؟

جونگ هیون تویی؟

یا خدا جونگ هیون

خدای من

جونگ هیون پاشو

میشه بیدار شی؟- مامان-

مامان اینجاست

...خدای من

چه بلایی سرت اومده؟

خوبم، گریه نکن

...وقتی برگشتی

تمیز کرده بودن و رفته بودن؟

همه ی درا قفل بود؟

وقتی رفتم تو، تو وهله ی اول به نظر خالی میومد

نمیتونه مقرشون باشه

اونجا چیکار میکردن؟

معلومه، یه جور مراسم مذهبی

حس میکنم این ور اون ور میرن تا عملیش کنن

چی؟ مثل یه جور سفر‌ مذهبی؟

زیر زمین ویلای باند جمجمه

برای همچین چیزی استفاده میشد

...اون نشونه و- اون نشونه و چی؟-

اون زنگ عجیب و غریب اون موقع رو منم شنیدم

...این که اونا، اونجا رو با باند جمجمه شریک شدن

...یعنی یونگ جین گیو

ارتباط مستقیمی با باند جمجمه دارن

فکر کنم همه ی اعضای باند دستگیر شدن

یکی رو میشناسم که به عنوان کلکسیونر تو بوسان کار میکرد

فکر کنم الان به کار دیگه ای مشغوله

اول با اون صحبت میکنم

منظورت کیه؟

راجع به اون حرف میزنی؟

همون نزول خوره رو میگی؟

اسمش چی بود؟

یه چیز تو مایه ی های گاو و سگ نبود؟

خوک

بهش میگن خوک

خوک- بله هیونگ-

تو مدرسه چیکاره بودی؟

تو مدرسه؟

من فقط راهنمایی رو تموم کردم

زیاد یادم نمیاد

تو هم؟

منم زیاد یادم نمیاد

جودو کار میکردی

کل چیزی که یادت میاد همین بود؟

...نه، چیزی که خیلی عجیبه همینه

بعد از سال 1987 زیاد یادم نمیاد

...چجوری فارغ التحصیل شدم

چجوری از جمع بچه های مدرسه جدا شدم

هیچی یادم نمیاد

واقعا؟

حالا هرچی

رسیدیم

هیونگ من یه تاکسی میگیرم برای برگشت به اداره

برای چی؟

زیاد طولش نمیدم، همینجا بمون

منتظر یه مشتریم، باید برم

جدی؟ پس چرا خودتو تو زحمت انداختی که منو برسونی؟

میخواستم راننده ات باشم هیونگ

چرا؟ شاید جیم بزنم برم؟

خدایا، نه، من و چه به دخالت تو کار شما

...بار آخر، وقتی این یارو رو دیدی

...یکم

غبر عادی رفتار میکردی

...تصورم این بود که به خاطر اینه که

شما دوتا تو مدرسه سر یه چیزی کار میکردین

ببند، ببند دهنتو

ببخشید

...زود برگرد دفتر و

یکم پول دربیار احمق

چشم

ای بابا، نگا چجوری راه میره

بدو دیگه خوک

هنوز قدم هاتو میبینما

خرفت

به چی نگاه میکنی؟

خیلی مصمم به نظر میومدی

فکر کردم یه چیزی بیرونه

ممنون اومدی

این راز تجارت موفق منه

هر اتفاقی هم برام بیوفته سر و سامونش میدم

بیا با هر اتفاقی که قراره برامون بیوفته کنار بیایم

بعدا میتونیم راجع به گذشته حرف بزنیم

ممنون یونگ تاک

ای بابا

سلام مادر جان

سلام

شما کی هستین؟

دوست مدرسه اش هستم قبلا همدیگه رو ندیده بودیم، نه؟

آهان، دوستین؟

ممنونم

چجوری تونستی این ساعت بیای اینجا؟

من رئیسم، برای همین آزادم هر وقت خواستم برم بیرون

که اینطور- بله-

خیلیم عالی- بله-

یونگ تاک، میشه یکم بریم بیرون؟

مامان من یکم میرم یرون، اشکال نداره؟

میخوای بری؟

باشه پس تا وقتی بیرونی منم اینجا رو مرتب میکنم

بریم

کجا میری؟

این پارک نیست؟

یونگ تاک، چیزی که ارت خواسته بودم آوردی؟

آهان راستی، تو ماشینه

پس میشه منو تا یه جا برسونی؟

...خب

...اشکال داره ولی

حالت اونقدر خوب هست؟

من خوبم

مامانم منو کشونده اینجا

به نظر درست نمیاد

لطفا

همه چیزو تو راه توضیح میدم

بریم

چرا اینو میخواستی؟

یونگ تاک

...راستش من

یونگ سوب رو دیدم

چی؟

جونگ یونگ سوب؟

اره

اون که مرده

همه اش صحنه سازی بود

اونی که رو تخت بیمارستان بود و مراسم تشییع

واقعا؟

کار بهتری از دستش برنمیومد جای اینکه تظاهر کنه مرده؟

...به نظر من

...یونگ سوب

اسیر افکار خودشه

با واقعیت میونه ای نداره

که اینطور

بستری شدنت هم یه ربطی به اون داره؟

یه خاطر همین باید یه چیزی بهت بگم

حالا که تصمیم گرفتم این کارو بکنم اصلا آسون نیست

آروم باش، ما عجله نداریم

نه

من تصمیمم رو گرفتم

از الان به بعد هیچی رو از دوستام مخفی نمیکنم

این اولویتمه، به چیزای دیگه اهمیت نمیدم

یونگ تاک

...حمله گازی ایستگاه ساجو سال 1987رو

یادته؟

آره

...من بودم که

تو رو درگیرش کردم

درگیر چی؟

کاری که هممون کردیم؟

اون عوضی

...ما به اون هیولا کمک کردیم

و کپسولای گاز رو به ایستگاه منتقل کردیم

چی؟- ...اون گفت من کسیم که-

شماهارو مجبور کردم این کارو کنین

...اگر درست باشه

...آدم ربایی جه یونگ

به من ربط پیدا میکنه

...حتی اگر

به خاطر چیزی باشه که من یادم نیاد

بقیه اش مال خودت

سخته نه؟

حتی یه بارم حلش نکردم

واقعا؟- برای چی اینجایی؟-

فکر کردم ما دیگه کارمون تمومه

...همیشه

دلایل جدیدی برای ملاقات وجود داره

چای میخوای؟- نه بشین-

اون کاراگاه چطوره؟

دفعه ی قبل تو خیابون دیدمش

شی جونگ مرده

چی؟ چت شده؟

اصلا بامزه نیست

نه

واقعا مرده

زنش کشتش

خوک

...وقتی باند جمجه ات تو کار رسوندن بنزین بودن

ای بابا کاراگاه چوی، بس کن دیگه

من خیلی سال پیش بیخیال رسوندن بنزین شدم

خوک- بله کاراگاه؟-

More Farsi Persian subtitles for Hometown

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left