প্রথম 200টি লাইন।
# به محض انتشار زیرنویس غیر فارسی کاملتر # #.دیالوگهای ترجمه نشده کامل خواهند شد #
کساني که فاقد تخيّل هستند .به واقعيت پناه ميبرند
و اگر انسان تفکّر نداشت .آنچه باقي ميماند، ذهني آلوده بود
و اين بهترين زماني بود .که ما داشتيم « دِلورير »
تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان
.:: دانلود فيلم و سريال ::. از سايت مدياسيتي
...نه با تجاربمان
...که با قدرت سکوت
.ناسزاشان ميگوييم
«طبيعت»
...آقا ...ممکنه يه ذهنيتي ارائه کنيد
راجع به آفريقا؟...
.مجمع الجزاير گولاگ
...رُمان سولژنيتسين .عنوانش اينه
ايزبابل نيازي نيست .تو گوگل بگردي
سولژنيتسين همه رو .به تنهايي پيدا کرده
!ايزابل
."تجربه تحقيق در...ادبيات"
کارش چيه؟
.متوجه نميشم
.انگشت شست کارش چيه؟
انگشت شست؟
قبلاً چي کار ميکرد؟
...با انگشت شست .فشار ميديم
.پس فشار ميديم
.آره...يکي از کارهاشه
باهاش علامت هم ميزنيم؟
.سنگريزه
ديو کجاست؟
اينو ديدي؟
."تجربه تحقيق در...ادبيات"
.زمان امتحان
ديو ما رو .روي دست ميبره
.همهمون رو
...سال 1933 ...يک روسي...به نام زورکين
.تلويزيون رو اختراع کرد
سال 1933 به نظرتون آشنا نمياد؟
...هيتلر بنام رايش پيروز شد
.در يک انتخابات مردمي
.شک دارم
...هر چيزي هيتلر گفته
.انجام داده
اين اولين بار نيست که ...کسي که با زور اسلحه مغلوب شده
تلاش ميکنه تا به روش سياسي .بر فاتح خود غلبه کنه
...مثلاً
ارتشهايي که ...زادهي انقلاب بودند
در مقابل دشمن .شکست خوردند
...امّا تفکّر جمهوريت را
در سرتاسر اروپا .گسترش دادند
...افسوس، پُستدام
:نيروهاي متفقين اعلام کردند
همانطور که جنگ به راه .انداختيم...صلح برقرار ميکنيم
حالا چه ميبينيم؟
----
سال 1945 قدرت کامل .به دولت داده ميشود « ژاک اِلول »
.آينده رو پيشبيني کرد
.تقريباً
.قدرت اتمي
.شبيهسازي ژنتيکي
.تبليغات «.همه چيز در دست دولت »
.نانو تکنولوژي
.تروريسم « .دومين پيروزي هيتلر »
« ما همه عادت کردهايم که دولت » « .همه کارها رو انجام بده »
« ...و هر زمان اشتباهي رخ بده »
« .دولت رو به باد انتقاد ميگيريم » .بيکاري
« .همه چيز را از دولت انتظار داريم » .بيکاري
« .چون که مسئوله »
----
----
« ...طبيعيه که ما هم »
« ...از خودمان واکنش نشان دهيم » « .در برابر سياستهاي اقتصادي »
« .در برابر پليس »
« .در برابر رفاه اجتماعي »
« ميبينيم که تمام ملت » « .در مقابل ما قيام کردهاند »
« ...در واقع » « .هيتلر چيزي را اختراع نکرد »
« ...بلکه يک سنت قديمي »
« .ما را به اين بحران کشانده »
« ...ماکياولي، ريشليو »
« .بيسمارک »
و ترور آلن؟
...در سال 93 و در هنگام ترور
انجمن ملي...کد ملي .شهري رو...ارائه کرد
...تقويم جديد
...سيستم اعشاري
.پيروزي هيتلر، کودکان
...توليد فولاد
...حسابداري دولتي
.مدرسه عالی موسيقي
...آقا ...ممکنه يه ذهنيتي ارئه کنيد
راجع به آفريقا؟
...آقا ...ممکنه
----
قانوني که خشونتش رو انکار .ميکنه، ما رو فريب ميده
قانوني که آنچه که تبديلش ميکنه به دستگاه .دولتي رو انکار ميکنه، ما رو فريب ميده
قانوني که تصوّر ميکنه غيرقابل .تغييره، ما رو دوبار فريب ميده
...به نظر من در جوامع بدوي .مشکل اين نبوده
در طول جنگ چطور؟
...اين يه جنگه...مُنتهي اين بار .جامعه در برابر حکومت
----
----
.برام مهم نيست
----
.در خدمتم
« تشبيه »
----
.بايد بر اين پايان ديررس غلبه کنم
.و اين آسان نيست
----
----
...دهان بسته ميشود
.اکنون زمان پيش رفتن است
.زبان
.تصوير رو من کشيدم
چي شده؟
----
پايان اين دنيا؟
ظهور دنياي ديگه؟
...خُب اتفاقي که ميفته
اينه که....انگار اسم واضح .و مشخصي نداريم
.اومديم خداحافظي کنيم
دارين ميرين آمريکا؟
.بله...آقاي داويدسون
توشهاي همراهتون داريد؟
.يه بقچه فلسفه
.بهشون بگيد فلسفه يعني چي - ...فلسفه -
...فلسفه يعني بودن
...جوهر اين بودن
وجود پرسشِ ...بودنِ آن است
...تا آنجا که اين بودن .فرض بر وجودي به جز خود دارد
----
شما فکر ميکنيد که در اروپا خوشبختي مفهوم جديدي نيست؟
----
.من تو آفريقا هستم
.موفق باشي
----
.دوباره سلام
.به پليس زنگ ميزنم - .نه -
.اون مريضه
.يه سؤال
الآن تعطيلاته. ماه سپتامبر .از نو شروع ميکنيم
.خيلي خُب .دو تا سؤال
.خيلي خُب .دو تا سؤال
...آيا جامعه
...قتل نفس را ...به عنوان راهي
براي مبارزه با بيکاري ميپذيره؟
.سؤال دوّم
...فَ...فَ...فرق بين
...انديشه و تشبيه چيست؟
.تشبيه
.از آتِنيها در تراموا بپرس
----
.تجربه داخلی فعلاً ممنوعه
...بطور عام توسط جامعه
.و بطور خاص ديدگاه شخصي
.به کشتن اشاره کردي
اون چه که اونها ...به تصاوير ميگن
."داره ميشه "کُشتن زمان حال
.زمان حال جانور عجيبيه
.برام مهم نيست
----
----
.به دنبال حقيقت باش
...افلاطون ميگه که ...زيبايي
.درخشش حقيقته
.حالا يه ايدهاي هم هست
...استعاره حقيقت
.نگاه کن
.بچهها دارن تاس بازي ميکنن
.خانوم
.در خدمتم
.طبيعت
يک دختر...يا يک زن؟
يک زن...يا يک دختر؟
.خواهيد ديد
----
چون تغيير ميکنه هيچوقت .نميخواستم انجامش بدم
----
...وقتي اولين بار ديديش
کجا بود؟
.تو کينشازا
.نه...تو پيچ...رودخونه
.منو ياد يه چيزي ميندازه
...عنوان
...عنوان
.يه کتاب
...آره
.جايزه نوبل در ادبيات
هيچوقت براي نقّاشي .نوبل نميدن
.يا موسيقي
.آره...موافقم
تو کدوم بانک کار ميکرد؟
.افسوس
...نبايد...اينجا...بموني
.احمق
.موندن تو اينجا خطرناکه
.من نميترسم ژوزت .اصلاً نميترسم
----
...اين روزها ديگه
.همه ميترسن...
...سرخپوستهاي آپاچي ...تو قبيلهي شيکاوا
No comments yet. Be the first to leave one.