প্রথম 141টি লাইন।
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
!برای برادران ازدسترفتهمون
برای شرافتی که تروآ ازمون گرفت
!برای یونان
!برای یونان
!حالا
!یونانیها اومدن
!کماندارها رو بفرستید
اودیسئوس. دستگاهتون به دیوارهای شهر رسیده
عالیه
تا شب، اون پادشاه پریاموس خائن مال ما میشه
به ارتش علامت بدید
میرمیدونها بهزودی دروازهها رو باز میکنن
تروآها خیلی بیرحمن
شاید حق با تو باشه اما ما یه چیزی داریم که اونا ندارن
آشیل
که روحشون هم خبر نداره داره میاد
بزنید
!آماده
!بزنید
!کماندارها عقبنشینی کنید
!وضعیت خوب نیست
!بزنید
موفق شدیم برادر
داریم پایان تروآ رو کلید میزنیم
نقشه اودیسئوس واقعا داره جواب میده
اگه بخوایم در ادامه هم موفق باشیم باید حواس تروآها رو پرت کنیم
آشیل، زود باش بیا
فکر نکنم خوشت بیاد
!اوه، لعنتی
امان از این تروآها نمیخوان دست از ساختوساز بردارن؟
این شاید یه مانع سر راهمون باشه اما به معنای شکست نیست
اونا میسازن، ما باهاشون سازش میکنیم
حق با توئه ممنون همیشه یه راهی هست
!آشیل
دقت کنید. حواستون رو جمع کنید
داره میره
آشیل همهچیز رو درست میکنه
و تا شب، پیروزی رو برای یونان به ارمغان میاریم
نه برادر. پیروزی برای واکاندا
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
!بهمون نفوذ شده! یونانیها از دیوار رد شدن
!یونانیها از دیوار رد شدن
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
!آماده! بزنید
!میرمیدونها! حمله کنید
!برای یونان - !برای یونان -
زود باش پیرمرد مراقب پشتسرت باش
!تو رو برای همین دارم
!برید بیرون! برید بیرون
فرار کنید
میرمیدونها رو پیدا کردن نقشهمون شکست خورد
!لعنت بهش
اعلام عقبنشینی کنید
!اودیسئوس میخواد عقبنشینی کنیم؟ بزدل
!نیروهای پشتیبان برید سمت دیوارهای بالایی
!ممنون
آشیل، باید بریم
نه. وقتی تا اینجا اومدیم، نباید جا بزنیم
امروز نمیتونیم بیشتر از این پیشروی کنیم
میخوای اینجا بمیری؟
آشیل، برادر، دیگه نمیشه کاری کرد
اه
این جنگ، نفرینشدهست
خدایان ما رو ترک کردن. مطمئنم
واقعا احمقیم که هِی تلاش میکنیم
آتش بهت توهین کرده آشیل؟
بس کن ممنون. الان اصلا حوصله ندارم
روز سختی بود
اما بدون که میتونی حرف دلت رو بهم بزنی
اینهمه کُشتار
و جنون
یهعالمه آدم خوب آوردم تا برای عدالت مبارزه کنن
آخرش باعث مرگشون شدم
آشیل، ما بهت ملحق شدیم
چون بهمون نشون دادی یهسری از آرمانها، ارزش فداکاری رو دارن
این آرمان نیست
قرار بود یه افسانه بشه، ممنون تا الهامبخش نسلهای آینده باشه
بهجاش صرفا داستان جسدهای یونانیهاست
.که اگه روی هم بذاریشون از اون دیوار لعنتی بالا میزنن
افسانهها دروغن، دوستِ من
داستانی توسط کسایی که هیچ کاری نکردن برای کسایی که هیچ کاری نخواهند کرد
کاری که ما اینجا میکنیم، برای نفع اونا نیست
ما برای وطنمون مبارزه میکنیم
تا حالا ندیده بودم جنگجویی انقدر به کشوری که اصلا زادگاهش نیست، متعهد باشه
وقتی به آرمانت ملحق شدم، یه سرگردان بودم
اما تو، آشیل، یه کاری کردی حس کنم منم یکی از شماهام
با چاپلوسی میخوای شرایط جنگ رو تغییر بدی؟
خودِ اودیسئوس هم نمیتونه استراتژیای بهتر از این پیدا کنه
بعضی وقتها حس میکنم انقدری عمر نمیکنیم که پایان این جنگ رو ببینیم
ممنون که کنارم هستی
یه نفر باید باشه که برای نعشکشت پول روی چشمهات بذاره
... من اگه جات بودم آشیل، خیلی به کسی که
با خوشی در مورد مرگم صحبت میکنه اعتماد نمیکردم
فرو، خواهش میکنم دوباره شروع نکن
این وحشی شاید یه کاری کرده باشه ... فکر کنی واقعا وفاداره
اما من هیچوقت به یه غریبه اعتماد نمیکنم
مخصوصا بعد از اینکه یکی دیگه از لشگرکشیهامون شکست میخوره
انگار یه جاسوس تروآ بینمونه
یا شاید برات راحتتره به من شک کنی
تا اینکه قبول کنی شکستمون دادن
مسخرهبازی در نیار فرو
از نُه سال پیش که ممنون به آرمانمون ملحق شده
جونِ تکتکمون رو نجات داده اونم بارها
ما امروز شکست خوردیم، قبول دارم
اما میخوای برای آروم کردن خودت به برادرت انگ بزنی؟
این کارها رو آدمهای خیلی ضعیفتر از تو میکنن فرو
.من عین چشمهام به ممنون اعتماد دارم همونطور که به همهتون اعتماد دارم
نباید بذاریم استقامت دشمنمون پیوندِ برادریمون رو خراب کنه
مخصوصا وقتی در یک قدمی پیروزی بودیم
پیروزی؟ توی نبرد امروز؟
بهنظرم الان وقت خوبی برای حقههات نیست اودیسئوس
اتفاقا برعکس، بهنظرم الان وقت مناسبی برای آخرین حقهامه
اما نمیخوام روی شما اجراش کنم
بلکه روی تروآ
بگید ببینم آقایون، چطور دشمنتون رو متقاعد میکنید که بذاره برید توی خونهاش؟
یه کاری میکنید فکر کنه پیروز شده
چطور میخوای این کار رو بکنی؟
با ارسال یه هدیه برای تروآ
بیاید. باید خیلی چیزها رو براتون توضیح بدم
حرفم در مورد اودیسئوس رو پس میگیرم طرف دیوونهست
... واقعا نابغهست
درهرحال، اینطوری جنگ تموم میشه
... اگه جنگ تموم بشه، آشیلِ بزرگ
میخواد چی کار کنه؟
انقدر درگیر جنگ بودم که اصلا بهش فکر نمیکردم
اما الان که توی یک قدمی پیروزی هستیم نمیتونم بهش فکر نکنم
حتی بعد از اینهمه سال
هنوز بوی فضای خونه رو یادمه
خنک و دلپذیر، مثل آب و تمشک
به حرفم میرسی برادر
وقتی که شمشیرهامون رو کنار بذاریم
و از آرامشی که به دست آوردیم
با هم لذت ببریم
وقتی بچه بودم، مادرم برای اینکه شانس باهام یار باشه این رو بهم داد
همیشه بهم کمک کرده
بگیرش
... آشیل
... نه، من، من
بابت تمام کارهایی که کردی بابت تمام چیزهایی که با هم پشتسر گذاشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.