প্রথম 167টি লাইন।
زود باش جی
همهمون منتظرتیم عزیزم
حالش چطوره؟
وضعیتش ثابته
هنوز باید کلی آزمایش دیگه ازش بگیریم
این منصفانه نیست
همهش تقصیر منه
نباید میذاشتم بره لب دره
خودت رو سرزنش نکن، حادثه خبر نمیکنه
تقصیر هیچکس نیست
من کجام؟
لای منگنه گیر افتادی
باید برم خونه
واسه این کار باید از «برد» اجازه بگیری
چرا باید از اون اجازه بگیرم؟
واسه هر کاری باید ازش اجازه بگیری
اون رهبر ماست
همهکارهست
از همه بزرگتره
سالشه ۱۵
کجا میتونم ببینمش؟
توی برج
برج کجاست؟
خیلی دوره
رسیدن بهش سخته
اون چیه؟
هی، صبر کن
چته، دیوونه شدی؟
میخوای دستگیر بشی؟
واسه چی؟
واسه اینکه متفاوتی
شاید میتونستن بهم کمک کنن
شوخی میکنی؟
میتونستن جفتمون رو دستگیر کنن
به چه جرمی؟
اونا لازم نیست دلیلی داشته باشن
اونا مأمورهای «برد» هستن
مانیتورها رو تنظیم کردم
ساعته که یه بند اینجایی ۲۹
چرا نمیری خونه یه کم استراحت کنی؟
نمیتونم، ممکنه بیدار بشه
خانم زیگلر، پسرتون توی کماست
کما؟
ممکنه تا یه مدت طولانی همینطوری بمونه
چقدر طول میکشه؟
نمیدونم
بهتون اطمینان میدم که هر کاری از دستمون برمیاد داریم انجام میدیم
خبر خوب اینه که
به نظر نمیرسه آسیب مغزی دیده باشه
تا وقتی بیدار نشه، نمیتونیم با قطعیت نظر بدیم
اما من فقط میخوام کمک کنم
اگه استراحت کنی، بهتر میتونی کمکش کنی
وقتی برگشتی، چندتا از وسیلههای موردعلاقهش رو بیار
چیزهایی که شاید دوست داشته باشه، ممکنه کمک کنه
باشه، ممنون
کسی مجبورت نکرده اینجا پلک بزنی
اگه نمیخوای، آلفا
کی گفته نمیخوام؟
تازه
انتظار نداری که اونو با تو تنها بذارم، مگه نه فلش؟
حداقل من یه کلوپ دارم که ببرمش اونجا، تو که نداری
منم یکی پیدا میکنم
آره، جون خودت
کدوم کلوپی تو رو میخواد؟
کی میدونه
من و اون میتونیم یه تیم بشیم
واقعبین باش، اون یه غریبهست
اوه، نه
زود باش
بگیریدش
فرار کن
برو
یالا
بیا اینجا، بیا اینجا، زود باش
بهت گفتم با مأمورهای «برد» درنیفت
مگه چیکار کردم؟
یه پوستر برداشتی
خب که چی؟
به نام کلوپ کتابخونه
من این کتاب رو به نفع تمدن ضبط میکنم
میدونم بنتلی، منم دلم براش تنگ شده
خب، این یکی چطوره؟
فکر میکنی اینو بخواد؟
باشه
تلسکوپ چطور؟
فکر میکنی تلسکوپ رو بخواد؟
براش میارمش
بهترین کار اینه که به چیزی دست نزنی
اون چیه؟
نمیدونم، فکر کنم اونجا محل زندگی منه
میخوام برم
ببین، این خونهی منه که نزدیک نهره
کلبه درختی هم اینجاست، کاش چیزهای بیشتری یادم میاومد
گرفتمت
به نام «برد»، تو بازداشتی
مگه چیکار کردم؟
هر چی بگی علیهت استفاده میشه
بلند شو
راه بیفت
بیخیال شو
اینجا چیکار میکنی؟
میدونی که «جی» تو بیمارستانه؟
خب؟
فکر کنم جفتمون باید بریم پیش مامانش و معذرتخواهی کنیم
من؟
چرا من باید برم؟
اگه تلسکوپش رو برنداشته بودی، اون نمیافتاد
آره؟
خب، ایده کی بود که اون دزدکی بیاد و پسش بگیره؟
هی ببین، من کیام؟
پاشو برو پی کارت، احمقِ نادان
عالی شد، حالا باید چیکار کنیم؟
اون بچه فقط دردسره
بالاخره باید بهش کمک کنیم
تقصیر ماست که دستگیر شده
اصلاً هم اینطور نیست
شاید بتونم رئیس کلوپم رو راضی کنم
که از سرپرست مأمورها بخواد ولش کنن
آره جون خودت، انگار جواب میده
ایده درخشان تو چیه؟
اون باید محاکمه بشه
من میگم بریم تو ببینیم میتونیم بهش کمک کنیم یا نه
نه نه، فایده نداره
اگه ما رو دیده باشن چی؟
ما رو میشناسن
لباس مبدل میپوشیم
همچین چیزی رو از کجا بیاریم؟
نمیدونم، یه چیزی پیدا میکنیم
باشه
اما همهی حرفها رو من میزنم
از کجا بدونم منو اینجا ول نمیکنی و نمیری؟
یه چیزی بهم بده
مثلاً چی؟
همون کتابی که پیدا کردی
اونوقت من چی گیرم میآد؟
عینک منو بگیر
سلام عزیزم
چندتا چیز برات آوردم که شاید دوست داشته باشی
خیلی خب ملت
خیلی خب آروم باشید
اول از همه، یه کف مرتب برای رئیس بزنید
و حالا، اجازه بدید معرفی کنم
یکی از باحالترین دخترهایی که تا حالا سربند «برد» رو بسته
که امروز ریاست دایرهی محاکمه رو بر عهده داره
لطفاً به «بارِ» زیبا خوشآمد بگید
ممنون، ممنون
و برای دادستانی، «فینگر» رو بهتون معرفی میکنم
متهمِ امروز یه غریبهست
بچهای به اسم «جی»، که عضو هیچ کلوپی نیست
کسی که پوستر «برد» رو مخدوش کرده، چروکش کرده و عمداً آش و لاشش کرده
همین پوسترِ باحالِ «برد» رو
مجازاتش هم اینه که این لباسهای باحال رو بپوشه
و بشه نیروی محرکهی وسیلهی عدالت
یعنی باید پدال بزنی
منظوری نداشتم، نمیدونستم
همه همین رو میگن
«رولف» هم همین رو میگفت
حالا، میتونم سه نفرِ بیطرف
و منصف رو برای هیئت منصفه داشته باشم؟
کسی داوطلب هست؟
نام و کلوپت رو بگو
اسمم «تینکره»، از کلوپ تعمیرات جزئی
«فیل»، از کلوپ حفاری
همینجا بشینید بچهها
نفر سومی نیست؟
من هستم
اسمم «فلشه»، من عضوِ... اوم
No comments yet. Be the first to leave one.