প্রথম 138টি লাইন।
تيم ترجمه ی مجله آفتابگردان، تقديم مي کند
(*سان در زبان کره ای به معنی کوهستان است جیریسان=کوهستان جیری)
!قبل از اینکه بخوان بمیرن
...تو آدمای زیادی رو نجات دادی
...این آدم
[تو هم همینطور !توی کوه ها بهتر از دریا به نظر میرسی]
بیا هردومون بکشیم کنار
نه، من استعفا نمیدم
چند سال پیش یه نفر بخاطر بمب سیب زمینی مُرد
احیانا چیزی در موردش شنیدی؟
با این حال نمیدونستم کسی مرده
میتونم بفهمم مجرم کیه
سونبه
نصب دوربین سنسور دار تموم شد
جای بعدی محل دعا توی یکتوگوله
...اگر در جهت ساعت 3 از جنگل مکپی رد بشی
یه مینوبر پیدا میکنی
مراقب برگ ها باش بعد از بارون خیلی لغزنده میشن
نگران نباش
منم محیط بانما
سونبه تقریبا از جنگل رد شدم
وقتی از جنگل اومدی بیرون، بپیچ راست، یه مسیر سنگی میبینی
[به نظر مسدود شده، ولی همونو ادامه بده به یه مسیر باریک میرسی]
...باشه، فهمیـ
دا وون خوبی؟
دا وون صدا مو میشنوی؟ یه چیزی بگو
خوبی؟ صدامو میشنوی؟
دا وون
...سونبه
سونبه
!سو یی گانگ
چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟
بهم بگو
یه نفرو با یونیفرم محیط بانی دیدم
مطمئنم لباس زمستونی بود
دستاش و لباساش پر از خون بود
همینه، همین روحه
این کیه؟
چرا همه جاش خونیه؟
این آدم بود؟
الان کجاست؟ همونجا ولش کردی؟
هنوز اون بالاست؟
...ناپدید شد
سو یی گانگ
ناپدید شد؟
دارم راستش رو میگم سونبه میدونم باور کردنش سخته
ولی مثل یه جادو بود
جلوی چشمای من ناپدید شد
سلام، سو یی گانگ هستم
...هیون جو
حالش خوبه؟
...راستش
اوضاع اونقدرا خوب نیست
فشار خونش یهو رفت بالا و خونریزی داخلی داشت
...راستش بهتون نگفته بودم
ولی این قبیل اتفاق قبلا هم افتاده بود
...ما هر بار همه چیز رو آزمایش میکنیم
ولی متوجه علتش نمیشیم
هر بار که این اتفاق میوفته، به وضوح ضعیف تر میشه
میدونم که سخته، ولی از نظر روحی باید خودتونو آماده کنین
امکان نداره
بخدا خودش بود که تو کوه دیدم
...اما
چطور همچین چیزی ممکنه؟
در مورد اون هیچ چیز منطقی وجود نداره
سونبه
چون اینجا آنتن نمیده، باید برم و بیام
یکم صبر کن
قربان
یی گانگ هوشیاره
ضربان هیون جو برگشت
یه هلیکوپتر دیگه خبر کن- چشم قربان-
...سونبه
سونبه یی گانگ
سونبه
چرا تو همچین روز برفی پاشدن رفتن بالا؟
سونبه
ای خدا
...اه، واقعا که
سونبه
دستگاه شک رو بیارین- بله-
شروع کرد به دیدن وهم از مُردن افراد داخل کوهستان
اومد کوهستان تا جلوی این مرگ هارو بگیره
...تصور کن این سنگا، صخره بیدامه
سنگا چهار جهت رو نشون میدن
...و یه شاخه بذار اینجا
سونبه یی گانگ
جلوشو بگیر
لطفا جلوشو بگیر
نمیدونستم که هنوزم توی کوهستانه
فکر میکنی هنوزم اون بالاست؟
راستش اولش که دیدمش ترسیدم
...اما بعدش
...چجوری باید
خیلی تنها به نظر میرسید
سونبه-
منم
...سونبه-
...فکر کنم
مدت زیادی رو منتطرت بوده سونبه
فایتینگ- فایتینگ-
تیم بیدام و هدونگ موضوع شما برای ادا بازی، گونه های در حال انقراضه
آماده این؟- بله-
!شروع
فایتینگ- !فایتینگ-
اول بسم الله خیلی سخته
...خب، این
بزرگه- بزرگه؟-
این چیه؟
...یه چیزی از بدنت خارج میشه
پی پی
!مدفوع سارگپه به بزرگی اسب - !درسته-
!ایول
!سریع
!شکم
!باردار
!بابا نوئل
نه، این نیست
!پرنده- تقریبا فهمیدی-
!پرنده قرمز
!بعدی
!هیچکس نمیتونست حدسش بزنه
!این یکی سخت تره
ناراحتی؟ گریه کردن؟
پیر؟
بعدی
یه چیزیو پوست میکنی
نوک، نوک
ببخشید
!بعدی- !بعدی-
یک، دو، سه
!اقونیطون سه پر
!آره
دوباره یه چیزی داره میاد بیرون؟
لگن دستشویی؟
!گل لگن دستشویی
!خیلی عجیبه
!بریم
No comments yet. Be the first to leave one.