রিলিজ তথ্য

Nobunaga no Chef ep06 Forum Korean-Dream ir
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
(koreaboy)ترجمه و زیرنویس: علی

ট্যাগ

other
প্রকাশিত: 2014-08-19
ডাউনলোড: 18
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

من , کسی که به دوره جنگهای ایالتی منتقل شدم

قبل از اینکه بفهمم به آشپز نوبوناگا تبدیل شدم

طبق دستور نوبوناگا به عنوان یه جاسوس به مکان قبیله آزای نفوذ کردم

اما هویتم خیلی زود معلوم شد

تو جاسوس نوبوناگایی؟

و با ناراحتی زندانی شدم...

این سارو به شما نشون میده که میتونه کنُ نجات بده

حتی اگر به قیمت جونش تموم بشه

اگه اون برای من آدم مهمیه

اونوقت با استفاده از قدرت خودش برمیگرده

کِن از این استفاده کُن , منُ سپر خودت کُن و فرار کُن

به خاطر کمک خواهر کوچک نوبوناگا اُیچی تونستم یه جوری فرار کنم

...اما در راهِ برگشت

به نظر میاد جنگ در آنِگاوا بالاخره شروع شده

اینطوره؟

این یک سس تمشک به اسم پانا کُتا هست

...کن

کائده , تو چرا اینجایی؟

من مردی رو که برای تو عزیزه برمیگردونم

تو باید زندانی شده باشی

قسمت 6 : !!جنگ در آنِگاوا رو با یاکینیکو ببر !! بدترین دشمن ظاهر میشه تو باید زندانی شده باشی

آره, ولی الان یه جورایی سالمم !!قسمت 6 : جنگ در آنِگاوا رو با یاکینیکو ببر !! بدترین دشمن ظاهر میشه

آره, ولی الان یه جورایی سالمم

گذشته از اینا , اویاکاتا ساما چطوره؟

جنگ شروع شده؟

یه جنگ دیگه , و به علاوه این جنگ در برابر همنشینش , شوهر خواهرش هست

ناگاماسا ساما واقعا برادرش رو دوست داره

...چه دورانیه

چی شده؟

کائده؟

به اون نگاه کنید . این یه کونویچی (نینجای زن) نیست؟

چقدر زننده ! اما

اما کاملا بدن خوبی داره

به نظر میاد در جنگ روی زمین تخصص داره

این یکی خیلی خوب فروش میره

باید فورا اون مردُ بکشیم

!بسیار خب

!هرزه

!کائده

کن , فرار کُن

کن , فرار کُن

پس تو چی؟

!فقط زودباش

...زخمش به نظر عمیقه . اگه من الان فرار کنم

داری چیکار میکنی؟ فورا فرار کن

منم تو رو تنها گذاشتم

من دیگه اونُ فراموش کردم

بله کارت خوب بود , کن

!بُکشش

!بکشمش؟

!فقط انجامش بده ...ولی من

احمق , برای اینه که کُندی

ممکن نیست که بتونم انجامش بدم

!اون یه مبتدی با یه شمشیره

زود باشید کارشو تموم کنید

کی مبتدیه؟

...این زن

نفر بعدی کیه؟

متاسفم . ممنونم

واقعا ... داری چیکار میکنی؟ تو یه مرد بالغی

اون زخم خیلی بدیه

بذار خونریزیُ با این بند بیاریم

خودم انجامش میدم

جنگ در آنِگاوا شروع شده بود , به دنبال ارتش های توکوگاوا و آساکورا

!تمام ارتش حرکت کنید ! برید

ارتش آزای بالاخره حمله اش رو آغاز کرده بود

ارتش آزای اومده

بهشون حمله کنید

خدانگهدار , برادرم

!تردید نکنید ! بریم

نمیتونی اینجوری ادامه بدی . بیا استراحت کنیم

چیزای احمقانه نگو

راه رفتن با اون پا یا استراحت کردن

فکر میکنی کدوم سریعتره؟

نوبوناگا ساما بهت احتیاج داره

هیچ شکی نیست که اون الان تو رو لازم داره

کائده؟

کائده؟

!هی , برنگردید عقب! حمله کنید

نیروهای پیشتاز و گروه دوم موفق شدن

سریعه! ما با تعداد زیادمون ازشون بهتریم چرا اونا میخوان راهشونُ به زور باز کنن؟

من نمیتونم اسم اینُ چیزی به جز یه جریان بذارم

قدرت ارتش آزای در نبرد آنِگاوا شِگِرف بود

!برید

اون نیرو حتی به محل فرماندهی نوبوناگا هم نزدیک شد

بوی خونه های سوخته .... من از این بو متنفرم

!کائده . کائده

کائده

...کن

خوشحالم

ما کجاییم؟

تو هوشیاریتُ از دست دادی

داری چیکار میکنی؟

بفرمایید

این آش برنج ِ میسو به همراه صدف شیمیجی و پیاز هست

چرا درستش کردی؟

من با استفاده از موادی که مردم ساکن اینجا جا گذاشته بودن درستش کردم

بیا بعد از اینکه اینُ خوردی راه بیفتیم

گرمه

نمیدونم چند وقت میشه که غذایی به این گرمی نخوردم

کن , درسته که تو چیزی از گذشته ات نمیدونی؟

بله , با وجود اینکه میتونم به وضوح چیزای مربوط به آشپزی رو به خاطر بیارم

نمیتونم چیزی درباره والدینم, خواهر و برادرام یا دوستام به یاد بیارم

یوکو

یوکو , من دِسِرُ میذارم به عهده تو

باشه

!باید همینطور باشه

اون یوکو یه آشپز تو همون مکانه

چی شده؟

چیزی نیست

من واقعا نمیتونم چیزی به خاطر بیارم

دریاره هیچکس

شاید اینطوری شادتر باشی

والدینم جلوی چشمام کشته و سوزونده شدن

این حادثه طی جنگ 10 سال پیش بوجود اومد

بچه , میخوای قوی باشی؟

تو نجاتم میدی؟

من به کسایی که نمیجنگن نیاز ندارم

فهمیدی , بچه؟ زندگیتُ به دیگران واگذار نکن

تنهایی بایست . خودت انتخاب کن . تنهایی پیشرفت کن

! صبر کن ! منُ با خودت ببر

اون موقع بود که تصمیم گرفتم روی پاهای خودم راه برم

وقتی که دیگه نتونم راه برم زمان مُردن منه

داری چیکار میکنی؟ ...نه

فکر کردم داری گریه میکنی

!عمرا اگه من گریه کنم

اگه این چیزیه که تو آرزوشُ داری , حتی با اینکه هر دو تا پات شکسته باشن

منم جلوتُ نمیگیرم

اما اشکالی نداره که برای راه رفتن در مسیر درست بهت کمک کنم؟

تو آدم عجیبی هستی

بسیار خب , بریم؟

.:.: (koreaboy) ترجمه و زيرنويس : علی :.:.

خوبه , خونریزی متوقف شده . همونجا وایسا

...کن ناتسو

!کن

خوشحالم که سالمی

خوش اومدی کن

من برگشتم

...چند بار

باید این صحنه رو ببینم؟

!کن

گزارش به نوبوناگا ساما خیلی مهمتره

بله

کائده ! ممنونم

شما دیر کردید ! چرا انقدر طول کشید؟

معذرت میخوام واقعا معذرت میخوام

کن , فورا دست به کار شو

...همین الان

یه چیزی برای سربازای آزای و آساکورا درست کن تا بخورن

برای آزای و آساکورا؟

شما باید به کن کمک کنید

درست کردن غذا برای دشمن؟

درسته

بیشتر اونا کشاورز هستن

بهتره چیزی درست کنی که کشاورزا دوست داشته باشن

میخوام هر چه زودتر این جنگُ تموم کنم

!با آشپزیم

میفهمم

!فایده نداره ! یه نفر

!هیده یوشی دونو

!سپاسگزارم برای چی؟

ولی این جریان یه ذره هم تغییر نمیکنه

اویاکاتا ساما به کن یه طرح کاری داده

!کن برگشت؟

کن , من قطعه های بدن گراز وحشی رو شستم

این گوزنه

لطفا با میسو مخلوطش کنید

فهمیدم

همگی , لطفا عجله کنید . در آشپزی امروز سرعت زندگیه

چی زندگیه؟ فقط زودباش

این یارو واقعا داره برای دشمن غذا درست میکنه

اویاکاتا ساما ! با این روند اونا به مرکز فرماندهی ما هم حمله میکنن

از اسبها استفاده کنید

اویاکاتا ساما

هیچ بادی وجود نداره , اما من نمیتونم بیشتر صبر کنم

!همه چیز آماده . آشپزی رو شروع کنید

...اگه فقط باد شروع به وزیدن میکرد

!اویاکاتا ساما , از اسبا استفاده کنید

!نیروهای آزای نزدیکن . این یه مسئله ی جدیه

!اویاکاتا ساما

باد داره میاد

اومده

باد اومده

!باد اومده

خب پس , کِن

بذار سربازای آزای و آساکورا هرچی که میخوان بخورن

!بسیار خب . برو ! برو

من انجامش میدم بله

فرستادن بو به میدان جنگ

من دارم بوی این یاکینیکو رو میفرستم

صبر کن . وقتی که دشمن در حالت عادی گرسنه باشه فرق میکنه

!اما اینجا میدان نبرده

حتی اگه اونا اینُ بو بکشن , میخوای چیکار کنی؟

درسته . این معنی داره چون اینجا میدان نبرد عجیبیه

در مقایسه با ارتش اُدا, که پُر از سربازای حرفه ایه

بخش اصلی ارتش های آزای و آساکورا کشاورزن

...اونا ممکنه الان سرشار از آدرنالین باشن

اما در واقعیت هیچ کنترلی رو خودشون ندارن

برای کشاورزایی که در حین کشاورزی امکان خوردن گوشت گاو و اسب براشون وجود نداره

حیوانات زیان آور مثل گوزن و گراز وحشی که به زمینها صدمه میزنن مثل یه ضیافت غذا میمونه

Nobunaga No Chef (The Knife and the Sword / A Chef of Nobunaga / Nobunaga no Shiifu / 信長のシェフ) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Nobunaga No Chef (The Knife and the Sword / A Chef of Nobunaga / Nobunaga no Shiifu / 信長のシェフ)

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left