প্রথম 200টি লাইন।
" شهر بزرگ "
بر اساس داستاني از NARENDRANATH MITRA
: بازيگران
ANIL CHATTERJEE MADHABI MUKHERJEE
HARADHAN BANNERJEE HAREN CHATTERJEE
VICKY REDWOOD, JAYA BHADURI SEFALIKA DEVI, PRASENJIT SARKAR
مدير فيلمبرداري SUBRATA MITRA
طراح صحنه BANSI CHANDRAGUPTA
تدوين DULAL DUTTA
صدابرداران ATUL CHATTERJEE, SUJIT SARKAR
تهيه کننده R. D. BANSAL
: موسيقي، فيلمنامه و کارگردان
ساتيا جيت ري
!پينتو
تويي بامبول؟
بابا؟
اونو صدا کردي؟ - کي؟ -
بهت گفتم يکي از شاگرداي سابقم متخصص چشم شده
...فکر کردي چون شاگردت بوده
بهت عينک مجاني ميده؟...
خب شايد حداقل يه تخفيف بهم بده
بهت گفتم بابا ...به محض اينکه اوضاع بهتر بشه
خودم برات يه عينک ميخرم...
تو چي ميخواي؟ - بليط اتوبوس -
بليط؟
بيا يه زرد، يه سياه
زرد...سياه
چرا خودنويس بابا رو برداشتي؟
!ولم کن
تا امتحانت چقدر ديگه مونده؟ - شش هفته -
بابا بهت درس داد؟ چقدر؟
دو ساعت - بهت غُر نزد؟ -
آخه فايده تحصيل چيه؟ - چي؟ -
آخرش بايد مث زن برادرت تو آشپزخونه کار کني
دختر بيچاره - اينو هم ياد ميگيريم -
چي رو؟ - آشپزي -
چه درسي؟ - علم خانه داري -
پس اينطوري از اعضاي خانواده مراقبت ميکني؟
الان چند وقتِ که خونه ست
چيکار کنم؟ چاي تمام کرديم
مجبور شدم از همسايه ها بگيرم
چاي قرض کردي؟ - چيکار ميتونستم بکنم؟ -
وقتي برميگردي خونه اگه از چاي خبري نباشه خونه رو ميذاري رو سرت
البته
اصلا اهميتي به حفظ ظاهر نميدي
!يکم چاي
اونا هم آدماي بدبختي هستن
بابا چي ازت ميخواست؟
مث هميشه، عينک
بيچاره
شبا ميشينه جدول حل ميکنه
نه فقط خرج داره بلکه چشماشو هم داغون ميکنه
بايد با يه چيزي خودشو سرگرم کنه
ميتونه دوباره شاگرد خصوصي بگيره
الان بهتر شده
به لطف پرستاريِ تو
من اجازه نميدم
سرمو بپوشون، لطفا
فکر کردي من دلم ميخواد کار کنه؟
...ولي وقتي به خانواده فکر ميکنم - ...راستي -
براي مامان تنباکوي معطر گرفتي؟
تا حالا چند بار بهت گفته
باشه، خودم ترتيبشو ميدم
ولي تو مشکل عينک بابا رو حل کن
هرچي باشه به حرف تو بيشتر گوش ميده
اينو بخورين، بابا
تا کِي بايد اين داروهاي تلخ تو رو بخورم؟
بايد بفکر سلامتيتون باشين
اين بدن فرتوت چه فايده اي داره؟
هنوز نميتونم کار کنم
...ميتونين برين بيرون
صبحها برين پارک قدم بزنين...
چند بار رفتم پارک
فقط يه مشت اراذل اونجا جمع ميشن
...حتي پيرمردها هم اونجا هستن
و هيچ کاري نميکنن بغير از غيبت کردن...
نميدونستم کلکته اينقدر عوض شده
ميشه با بامبول حرف بزني؟
در مورد عينک؟
آره، اون اينروزا بهم گوش نميده
اونم يجورايي عوض شده
تو هم گوش نميدي، بابا
هر شب ميشيني جدول حل ميکني
آب؟ - آره -
!خداي من چشماتون چقدر سرخ شدن
براتون يکم آب خنک ميارم
...اينروزا
براتون يکم آب خنک ميارم بپاشين به چشماتون
خواهش ميکنم اينقدر نشينين، مامان کمردرد ميگيرين
بذارين من ماهيها رو درست کنم
چطوري درستشون ميکنين؟ - همونطور که دوست داري، پسرم -
با فلفل کاري - آره -
پس نذارين اون درست کنه
ما فقط هفته اي سه بار ماهي ميخوريم
باشه، خودم درستش ميکنم
ولي اونم خيلي خوب آشپزي ميکنه
...خيله خب، مامان
ولي فردا کل روز بايد استراحت کنين...
ميري بيرون؟
...آره، ميرم ديدن يه شاگرد خصوصي
ببينم ميتونه پول بده...
ميشه از جيب کتم يکم پول خرد بهم بدي؟
اوضاع دخل و خرج چطوره؟
براي سه روزمون کافيه
و هنوز دو ماه شهريه باني رو هم بدهکاريم
ميدونم
...خب - ببين -
شايد بتونيم از دوستت اباني يکم پول قرض کنيم؟
مگه خبر نداري؟
چندتا از فاميلاشون اومدن خونه شون بمونن
براي همين هردوشون دارن کار ميکنن
منظورت چيه هردوشون؟
تا ساعت 8.30 برميگردم
اينقدر نکش، مامان
من ميکشم يا تو؟
باني
از حالا به بعد بذار اينجا بخوابه
...داره بزرگ ميشه
نميشه از اين اتاق به اون اتاق بردش...
بچه ها وقتي خوابن سنگينتر ميشن، نه؟
باني، اونجا سردت نميشه - نه -
اگرم شد ميرم زير پتو
شنيدي، عزيزم؟
بابا صداتون ميزنه - شنيدم -
صدامو نميشنوي؟ - !اي خدا -
چيه داري داد ميزني؟
پول داري؟
مگه اونروز بهت پول ندادم؟
ديگه نداري؟
پولاي اينجا که دست من نيست
فکر کردم شايد يخورده گذاشته باشي کنار
فکر کنم ميخواي يه جدول ديگه بخري
معتاد شدي
!اونم تو اين سن
ممکنه يروز برنده بشم
اين داستانها رو براي من سرهم نکن خوشم نمياد
چرا؟
چرا؟
چون هيچکدومش با عقل جور درنمياد
تا حالا کِي شده يه پول راحت گيرمون بياد؟
ما سربار پسرمون شديم
اگه اينجا نميومديم وضعشون بهتر از اين بود
...با اينحال تنها چيزي که بهش فکر ميکني
!فقط پول ـه...
ميگي چيکار کنم؟
از پسرمون انتظار داريم
اينم سهم يه معلم مدرسه ست
کاريش نميشه کرد
...تمام عمرت زحمت ميکشي
...بچه ها رو تعليم ميدي
...بذرهاي دانش رو توي مغزشون ميکاري
...بعد بسرعت ميذارن ميرن
...تبديل به وکيل و دکتر ميشن
و تو رو مث يه گاو مزرعه تنها ميذارن...
...يجورايي
...به شاگردام افتخار ميکنم
ولي حسادت هم ميکنم...
حس ميکنم عدالت اجرا نشده
يه جاهايي عدالت خدا توازنش رو از دست ميده
حالت بهتر شده، نه؟
...اگه فقط يبار شانس بيارم
...تمام اينها رو پشت سر ميذاريم
و برميگرديم به کيپ کامورين...
اونجا يه پل هست که ميمونها ساختن
ميريم اونو با چشم خودمون ميبينيم
داري ميري؟
اين آخرين باره که بهت پول ميدم
باشه، باشه
يه نفر با توليد يه سيگار ارزون ...يه ميليون به جيب ميزنه
ولي يه کارمند تحصيلکرده بانک ...فقط کچل ميشه
و نگران دخل و خرجشه...
داري به چي فکر ميکني؟
داري به چي فکر ميکني؟
زن دوستت چيکار ميکنه؟ - چرا؟ -
چرا ميپرسي؟ - بهم بگو -
اون معلم مدرسه ست...چرا؟
!نميتونم درس بدم
...درس دادن چيزي نيست که
با يه سال دانشکده چه کاري ميتونم گير بيارم؟
کي بهت گفته کار پيدا کني؟
...فکر کردي نميتونم !مث هميشه...برو کنار
مگه من چي گفتم؟
تو نميخواي من کار کنم؟
جوابمو بده
منو بعنوان نوکر خودت نگه دار بانوي زيباي من
!برو ببينم
...يه خوبي که اينجا داره
اينه که احتياجي نيست راديو بخري...
...آقاي لاين
خب؟
راستشو بگو - چي رو؟ -
ميخواي کار کنم يا نه؟
نه - نه چي؟ -
نميخوام کار کني - نميخواي؟ -
...اگه اينقدر خوشکل نبودي
شايد ميذاشتم کار کني...
...اگه دختري مث تو تو يه دفتر کار کنه
تمام مرداي اونجا ميندازن دنبالش...
...انگليسيها ميگن
يه زن خانه دار بايد توي خونه ش کار کنه...
No comments yet. Be the first to leave one.