প্রথম 200টি লাইন।
♥ تابستان دوست داشتنی ما ♥
هشتم سپتامبر2011 روز 50ام از قرار گذاشتن
گوک یون سو هر از گاهی سوالای عجیبی میپرسه
...اگر که
چی؟- من دانشگاه قبول بشم، ولی تو نشی، چی؟-
میشم- اینجوری پیش بره، فکر نمیکنم-
ولی چرا میخوای من شکست بخورم؟
...نه، فقط سوال اما اگری ئه، اگر
ولی اگه من قبول بشم و تو مجبور بشی دوباره امتحان بدی
اون وقت چه بلایی سرمون میاد؟
...خب
اولا، اینجوری نمیشه
... ولی اگرم شد
یه جایی نزدیک دانشگاهت درس میخونم
و ظرف ناهار آماده میکنم، کنارت درس میخونم
اینقدر منو دوست داری؟
آهای، چرا جواب نمیدی؟
آهای
فقط رو جارو کردنت تمرکز کن، باشه؟
داری از زیر کار در میری- گفتم اینقدر منو دوست داری؟-
تو چت شده؟- آهای-
روز 340ام از قرار گذاشتن
چی؟- ...اگر که-
یهویی بی هوا سوال میکنه
این دفعه چیه؟
اگه یواشکی بری سر قرار از پیش تعیین شده چی؟
مسخره نباش، چرا باید چنین کاری بکنم؟
پس اگه من بکنم چی؟
میخوای بری سر قرار از پیش تعیین شده؟
نه
فقط سوال اما اگری ئه، اگر- جی وونگ جاسوسیتو میکنه-
جی وونگ؟ حتما
تمام مدت میچسپم کنارت که مطمئن بشم چنین کاری نمیکنی
چیه؟ جدی میگم
میدونم امروز کلاست ساعت 5عصر تموم میشه، میبینمت
ولی دیروز همو دیدیم
چوی وونگ، تو باید خیلی منو دوست داشته باشی- کلاس داره شروع میشه-
خداحافظ- آهای-
روز 750ام از قرار گذاشتن
اگه من هیچوقت بهتر نشم چی؟
چی؟ شلوغش نکن تبت خیلی رفته پایین
نه، فقط سوال اما اگری ئه، اگر
اگه من هیچوقت بهتر نشم وــــ
چی؟ مسخره نباش
فکر کنم گوک یون سو از عذاب کشیدن من خوشش میاد
کاملا خوب شدی پاشو یکم فرنی بخور
یه جواب به خصوص بود که میخواستم ازش بشنوم
روز 1565ام از قرار گذاشتن
چوی وونگ عجیب بود
آهای- چیه؟-
خوندی تموم؟ میخوای عوض کنیم؟
...اگر که
دوباره؟- ...آره، اگر که-
برام مهم نیست، پس دیگه با این اگر هات
اگه به عنوان دانشجوی انتقالی برم خارج از کشور چی؟
ثبت نام کردی واس اینکار؟
نه، فقط سوال اما اگری ئه
افتضاح میشه
همه دوستام بعد از خارج رفتن بهم زدن
می تونستم حس کنم که منو خیلی دوست داره
اگه یه کار پیدا کنم و مجبور بشم برم یه جای خیلی دور چی؟
اون وقت منم میام دنبالت و اونجا کار پیدا میکنم
یا فقط دنبالت میکنم
چرا؟ چرا همیشه میخوای کنارم باشی؟
از رابطه بلند مدتمون خسته نشدی؟
ها؟
اینقدر زیاد منو دوست داری یا نه؟
چجوری بگم؟ هیچوقت مهم ترین چیزارو به زبون نیاورد
اعصاب خردکنی- چجوری میتونی با کتاب منو بزنی؟-
هرچی، من دارم میرم خونه- نه، صبرکن-
هی،چرا یهو اینقدر عصبانی شدی؟ آهای
هی، نکن- دنبالم نیا-
هی، تو چت شده؟- نمیدونم چرا مدام اینو ازم میپرسه-
نمیتونه اینقدر خنگ باشه، نه؟
روز 1670ام از قرار گذاشتن
...و همون موقع بود که برای اخرین بار ازش سوال کردم
چقدر آرامشبخش
...اگر که
گفتم دست از این سوال پرسیدنات برداری- این آخرین باره، قول میدم-
نمیفهمم چرا اینکارو میکنی
اگ واقعا جدا بشیم چی؟
نمیشیم- ولی ممکنه-
واسه من نه
مطمئنی؟- آره-
خب من میتونم ولت کنم
اگه من ولت کنم چی؟
فقط سوال اما و اگری ئه اون وقت چیکار میکنی؟
نمیبینمت- چی؟-
دیگه هیچ وقت نمیبینمت- چوی وونگ، خیلی بی رحمی-
هیچوقت دیگه منو نمیبینی؟- هرگز-
اگه من دوباره بیام دیدنت چی؟
روت آب اسپری میکنم، نمک میریزم، و پرتت میکنم بیرون
من که یه نوع روح شیطانی نیستم که بخوای منو برونی؟
...پس
به نفعته که ترکم نکنی
تاحالا هیچوقت اونجوری بهم نگاه نکرده بود
...ولی شاید
واسه اون فقط یه سوال اما اگری نبود
...تو
نمک چی؟
...الان، اینجا دیدنش جلو روم
چطور دوباره راهمون بهم خورد؟
قسمت 2 در 1792 روز تابستان
خوش اومدید- سلام، امروز فقط خودمون دوتاییم-
که اینطور، یه گروه مشتری دونفره- سلام-
من همیشه اینجوری میام بیرون و به مشتری هامون سلام میکنم
خیلی هاشون اینجا همیشگی هستن ...تقریبا خانواده حساب میشن
خوش اومدید
لطفا برین داخل
این چیه؟
الان داریم فیلم میگیریم، طبیعی باش
به دوربین نگاه نکن، منو ببین
از منم فیلم میگیره؟_ فقط طبیعی رفتار کن-
برو تو، بفرمائین قربان
برین داخل، به دوربین نگاه نکنین
باید مشتری همیشگی اینجا باشین
جی وونگ، داری چیکار میکنی؟- !کات-
چان شیک لطفا، بیخیال
جی وونگ رو به چشم تهیه کننده ببین
فقط طبیعی باش و به سوالاش جواب بده
اینقدرم به اسمش صداش نکن
باشه، پس من نگاه میکنم تو چیکار میکنی- باشه-
پس هرکاری که باید بکن- باشه-
بیاین دوباره انجامش بدیم، اکشن- چقدر جالبه-
یکی حواسش به صندوق باشه- ببخشید-
چه روز شلوغی
جی وونگ، معلوم هست وونگ کجاست؟
بهش گفتم امروز زودتر بیدار شه
و به عنوان صندوق دار بهم کمک کنه اون عوضی فسقلی
خدایا- این روزا تو شب خوابیدن مشکل داره-
اون وقت چرا؟
هنوزم نمیتونه بخوابه؟ فکر میکردم بهتر شده
به خاطر نقاشی هاش تمام شبو بیدار میمونه؟
واقعا که، به خاطر اینه که اصلا از خونه نمیره بیرون
جی وونگ، تو بایدـــ- نه-
باید یکم داروی گیاهی برای پسرم بخرم
عزیزم زنگ بزن به یونگ ته و بهش بگو یه داروی گیاهی براش سرهم کنه
باشه- خدای من-
بچه کوچیک که نیست
مرد گنده و بالغه، الکی شلوغش نکنین- تو ساکت باش-
جی وونگ، الان وونگ مشغول چه کاریه؟
احتمالا تازه خوابش برده
بعدا فیلمبرداری که تموم، میرم دیدنش
مرسی، اینجوری خیلی بهتره
مرسی
بیا اینجا- بله؟-
...بعدا میرم پیش یونگ ته
...و بهترین داروی گیاهی رو ازش میگیرم
توـــ- ...مطمئنم-
نیومدی اینجا ببینی حال و احوالم چطوره؟
به نظرـــ- ...شک دارم اومده باشی -
بگی خوب به نظر میرسم
از اونجایی هم که با این کارام ناراحت نمیشی باید موضوع خیلی مهمی باشه
چجوری اینقدر نچسپ تر شده
...خب
صبر کن
تو داری ازدواج میکنی؟
نه
خوبه، پس ادامه بده
به نظر میرسه اونم عوض شده
این تویی، مگه نه؟
نه- حتی بهش نگاه هم نکردی-
میتونم تشخیص بدم داری دروغ میگی
تو کو-او ئی
گفتم نه- اولش کارتو دیدم باور نکردم-
چون امکان نداشت تو اینقدر سخت تلاش کرده باشی
ولی جاهایی رو که نقاشی کرده بودی خیلی آشنا به نظر میرسیدن
تو جاهای خیلی زیادی نمیری
اینا که جاهای خاصی نیستن- ...و مصاحبه-
یه دفعه گفتی که هیچوقت آدما رو نقاشی نمیکنی
عادیه که آرتیستا نقاشی مردمو نکشن
باشه، بذار بگیم اینا هم شک و شبهه هستن
...و این یکی
مدرک
اینو تو صفحه اش پست کرد NJ مدیر برنامه
اون مرد تار تو پشت زمینه رو میبینی؟
هرجور هم که بهش نگاه کنم تویی
از رو این منو شناختی؟
کو-او هیچوقت به نمایشگاهاش یا وقتی نقاشیشو میفروشه نمیره
یکی از کاراشو خرید شخصا رفت دیدنش NJ ولی وقتی
طرافدارشم- باشه، حتما هستی-
به هرحال، من برای دیدن آرتیست کو-او اومدم نه چوی وونگ
یه پیشنهاد دارم
اینطوریاست؟
باشه
بگو ببینم
فکر کنم همه وقتی موفق میشن، تغییر میکنن
طرز نشستن مغرورانه اش رو ببین
...قربان، ما تمایل به همکاری با فروشگاه سون
که یک بوتیک بسیار خاص در زمینه وسایل زندگی هستش
وکارهای شما داریم
...ما به این فکر میکردیم که تو روز افتتاح سون
شما به صورت زنده نقاشی بکشین
نظرتون چیه؟
نمیخوام
ببخشید؟- نمیخوام-
میتونم دلیلشو بپرسم؟
فقط دلم نمیخواد
...ولی آخه
اگه دلیل مخالفتتون رو بگین، ما میتونیم کهــــ
No comments yet. Be the first to leave one.