প্রথম 183টি লাইন।
=حاکمان دنیا=
=قسمت هشتم=
سریعتر
تو باید داروتو بخوری
روباه سیاه
خواهر یکم آروم تر
اون مریضه
آخه نگران بودم
روباه سیاه
این دارو رو تموم کن بعدش من برات انجیر میخرم
داروُ تموم کن
زود باش
خیلی سرده
...خیلی سرده
خانم خوان،پنجره رو ببند
خانم خوان؟
اون کیه؟
اون نجاتم داده
دیشب اینجوری منو بغل کرده
من دیشب خوابم برده؟
امیدوارم اون فکر اشتباه نکنه
صبر کن ببینم
من سعی داشتم جونش رو نجات بدم
وجدانم راحته
تبش بالاخره قطع شد
اگر قطع نمیشد
ممکن بود به مغزش آسیب زده بشه
به مغز کی آسیب زده بشه؟
روباه سیاه
من هیچوقت تو رو درهمچین حال داغونی ندیدم
فقط غافلگیر شدم
ولی
سرنوشت نسبت به من عادلانه بود
منظورت اینکه
این حقت بوده؟
منظورم اینکه
من چندین بار نجاتت دادم
تو هم یبار کمکم کردی
این باعث میشه برابر بشیم
سرنوشت به محاسبه گری تو نیست
ممنون
حتما گرسنته.چیزی میخوای؟
نیازی نیست
آبگوشت غلیظ با یکم
بلغور چینگ جو
و آشیانه پرنده
خیلی این شانس گیرم نمیاد
درخواستم زیادیه؟
نه اصلا
یکم میوه جنسینگ و
اکسیر زندگی هم میخوای؟
ما تو یه قایقیم
همچین مواد لاکچری نداریم
به علاوه
تو چیزی که میخوای رو
میتونی بگی عشق جونت خانم خوان برات درست کنه
اگر تو منو نجات نداده بودی
صدسال سیاهم برات غذا نمیپختم
رئیس
خبری نشد؟
ما همه جا رو گشتیم
ولی نتونستیم پرنس لان شی رو پیدا کنیم
و مجرم؟
اونا اجساد کسانی که
کشتی رو خراب کردن رو پیدا کردن
اونا برای پرنس چانگ کار میکردن
ارباب پرنس چانگ رو احضار کردن
پرنس چانگ؟
غیرممکنه
اون دو پرنس بهم نزدیکن
برای همینم پرنس چانگ به اون آسیبی نمیزنه
...اینم نگم که
چرا اون افرادش رو
باید برای انجام این جنایت بفرسته؟
در این شرایط
پرنس جو میتونه از
قدرت جنگ دو برادر استفاده کنه
سریع بریددرمورد پرنس جو تحقیق کنید
ببینید اون ربطی به این جرم داره یا نه
اگر
ما نتونستیم پرنس لان شی رو پیدا کنیم چی؟
...اون
اون زنده ست
تا وقتی مرگش ثابت بشه
برو
ما باید خودمون رو
برای برگشتن پرنس لان شی
قبل از اومدنش آماده کنیم
بله
اینو چطور توضیح میدی؟
غیرممکنه
نمیتونه اینجوری باشه
من پرسیدم چطور اینو توضیح میدی؟
کسانی که کشتی رو سوراخ کردن برای تو کار میکردن
شما که منو میشناسید پدر
منو ملکه فقید بزرگ کردن
لان شی و من همیشه بهم نزدیک بودیم
چرا من باید دنبال آسیب زدن به اون باشم؟
حتی اگر برنامه اینم داشته باشم
چرا بایدهمچنین مدرک مشخصی از خودم بجای بذارم؟
پدر یه نفر برام پاپوش دوخته
این یه نقشه ست
مدرک مشخصه
من چطور میتونم باورش نکنم؟
لان شی گم شده
منم مجرم شناخته شدم
پدر نمیبینید
کی بیشتراز این قضیه سود میبره؟
اگر میخوای بی گناهی خودت رو ثابت کنی
لان شی یا
مجرم رو پیدا کن
تو هفت روز برای پیدا کردنشون وقت داری
بعدش انتظار هیچ رحمی از من نداشته باش
هرطور شما بخواین پدر
اطاعت میشه
چیه؟
پرنس چانگ و پرنس لان شی
همیشه باهم صمیمی بودن
به علاوه
پرنس چانگ هیچ دلیلی برای شروع جنگ قدرت ندارن
اونجوری که من متوجه شدم
پرنس چانگ مطمئنا مجرم نیستن
تو میدونی من میخوام چی بگم
انقدر جلویِ من ادای احمقا رو درنیار
سریع درمورد فنگ جو شروع به تحقیق کن
بله
این همه چیزیه که ما داریم
بخورش یا هیچی
خیلی درحد ایده ال نیست
چون اولین باره که نودل درست میکنم
امتحانش کن
آروم تر
نودل های شما خوشمزه ست مادر
شی اینو یادت باشه
این رسم امپراتوری دا دونگه
که در تولد یه نفر
مادر و بچه اش
یه کاسه نودل برای همدیگه آماده میکنن
ولی تو هنوز برای یادگرفتن آشپزی خیلی بچه ای
وقتی بزرگ شدی
یکم برای من نودل درست کن باشه؟
حتما
اگر این برات قابل خوردن نیست
میگم یه نفر دیگه برات یک چیز دیگه درست کنه
من تمومش میکنم
درطول سالها
من فقط غذایی که
جونگ لی و چوان یو برام میاوردن رو میخوردم
من هیچوقت دستپخت هیچکس دیگه ای رو امتحان نکردم
من یه خانواده بزرگ دارم
بعداز مرگ مادرم
من یه نامادری داشتم
اون نگران بود که ممکنه قدرت خانواده رو بدست بگیرم
اون هردفعه یه جوری بهم گیر میداد
بخاطر احتیاط
من یکم تست کننده غذا داشتم
خیلی اونا درجا مُردن
برای همین من فقط غذایی که جونگ لی و چانگ یو درست میکردن میخوردم
اینجوری زنده موندم
اینبار چی؟
این مسئله خانوادگیه
اون همیشه تو زندگی انگار ناراحته
ولی حتی اونم نیاز به دلداری داره
من به اقامتگاه فواره از طرف تو خبر میدم
نه الان
من هنوز مطمئن نیستم کی بهم خیانت کرده
چرا از طریق آب داری مسافرت میکنی؟
خواهروبرادرهای من مدت زیادی کوهستان رو ترک نکرده بودن
من میخواستم دنیایِ بیرون رو بهشون نشون بدم
خودتو الکی اذیت نکن
میتونم متوجه بشم که جونگ لی بهت وفاداره
تو نباید به اون مشکوک بشی
راستی
خانم خوان خدمتکار منه
از بچگی بهم خدمت میکرده
من اون شخصو نمیشناسم
چرا به خودت زحمت میدی که اینو بهم بگی؟
پدر بی خیال فنگ چانگ شد؟
هیچ چیز دیگه ای نگف؟
الان چی میشه؟
تو گفتی نقشه ات بی نقصه
و پدرم هیچوقت به من مشکوک نمیشه
قربان حتی اگرم بشن
No comments yet. Be the first to leave one.