প্রথম 200টি লাইন।
!مامان
چيزي گير آوردي؟
اگه سَمي بودن، چي جوابشون رو بدم؟
فقط يه راه مطمئن براي فهميدنش ميشناسم
وقتي "شين" برگشت ازش ميپرسي؟
آره، ميپرسم
مرسي
ديل"، دارم از محوطه خارج ميشم"
عزيزم يه جا باش که ديل بتونه تو رو ببينه باشه؟
چشم، مامان
تو هم همينطور زيادي دور نشو
فاصله ات رو باهامون حفظ کن
اگه چيزي ديدي، داد بزن تا خودمو برسونم
چشم، مامان
حسابي ترسوندي منو
ميدونم. اين سزاي منتظر گذاشتنم بود
ميخواستم زياد سروصدا نشه
کجا مونده بودي؟ - ... پيش "امي"، سلطن قارچ ها -
بايد صبر ميکردم تا برگرده
چقدر وقت داريم؟ - به اندازه کافي -
يــــــاســــر تـــقــديـــم مـــيـــکــنــد
راه رفتن مردگان فصل اول - قسمت دوم
هي، زنده اي؟
الو؟ الو؟ - پس هستي -
حسابي منو متعجب کردي
کجايي؟ بيروني؟
ميتوني الان منو ببيني؟
آره، دارم ميبينمت
.زامبي ها دور تا دورت رو محاصره کردن اين خبر بدي هستش
مگه خبر خوبي هم در کار هست؟
نه - ببين، هر کي که هستي -
فکر کنم بد نباشه بهت بگم وضعيت اون بيرون يکم نگرانم کرده
اوه پسر، بايد بيايي از اينجا ببيني چه خبره
مُخت سوت ميکشه
هيچ توصيه اي برام نداري؟
چرا، بپر بيرون و بزن به چاک
همين؟ بپرم بيرون و بزنم به چاک؟
توصيه هاي من اونقدرام که به نظر ميرسن احمقانه نيستن
من از اينجا موقيعت تو رو دارم ميبينم
هنوز يه دونه از اون خوشتيپ ها رو تانکه ولي بقيه شون ديگه اومدن پايين
و دارن براي خوردن اسبه ديونه ميشن
باهام تا آخرش هستي؟ - هستم -
خيلي خب. خيابون کناري تانک خلوت تره
،اگه الان، تا وقتي حواسشون نيست بپري بيرون شايد يه شانسي داشته باشي
فشنگ داري؟ - تو کيفم بود که افتاد بيرون -
.تفنگ ها هم اون تو بود فرصت دارم برش دارم؟
بيخيال اون کيف شو، باشه؟ ديگه از دسترس خارجه
خودت چي همراهت داري؟ - صبر کن -
يه کُلت با يه خشاب دارم
پونزده تا گلوله توشه - ازش درست استفاده کن -
از تانک اومدي بيرون بيا سمت راست همون راه رو مستقيم برو
،يه کوچه تو اون خيابون هست شايد به فاصله 50 متري
اونجا باش
هي، اسمت چيه؟
گوش دادي چي گفتم؟ وقت نداري
!مُرده نيستم
!يالا! زود باش
اين پشت
!زود باش! بيا
چيکار داري ميکني؟! زود باش
بيا بالا
کارت خوب بود، کلينت ايستوود
کلانتر جديد که ميگن اومده شهر رو از جرم و جنايت نجات بده تويي؟
همچين قصدي نداشتم - آره، حالا هر چي -
هنوز هم کله خري
من "ريک" هستم. ممنون
گلِن". قابلي نداشت"
اوه نه
:حداقل خوبيش اينه که
اگه بي افتيم، درجا ميميريم
من از اونايي ام که هميشه به نيمه پر ليوان نگاه ميکنن
تو کوچه رو با مانع بستي؟
،فکر کنم وقتي شهر اوضاعش خراب شده يکي اين کارو کرده
هرکي اينکارو کرده حساب کرد تعداد زيادي از اين زامبي ها نمي تونن ازش عبور کنند
برگرديم سر قضيه تانک چرا جونت رو به خاطر من به خطر انداختي
اسمش رو ميشه گذاشت حماقت، ساده لوحي
شايد اگه يکي رو از کثافت بکشم بيرون ... و جونش رو نجات بدم
شايد يه روزي هم خودم گير افتادم ... يکي ديگه اين کارو برام بکنه
فکر کنم حتي از تو هم کله خر تر باشه
من برگشتم. يه مهمون هم داريم بعلاوه 4تا زامبي تو کوچه
بزن بريم
!مورالز"، راه بيفت بريم"
حرومزاده، بايد کارت رو تموم کنم
آروم باش "آندريا"، بکش کنار - زودباش، بيخال شو -
آروم باشم؟ داري باهام شوخي ميکني، نه؟
بخاطر اين احمق دخلـه هممون اومده
آندريا، گفتم ولش کن
خيلي خب، ماشه رو بکش
ديگه کارمون تمومه هممون
فقط به خاطر تو
من متوجه نميشم
ببين، ما اومديم تو شهر تا بگرديم و يکم مهمات جمع کنيم
ميدوني کليد گشتن تو اينجا چيه؟ !زنده موندن
حالا ميدوني کليد زنده موندن چيه؟ مخفيانه بياي و بري. بي سر و صدا
،نه اينکه بري تو خيابون و تيراندازي کني که مثل ميدون جنگ بشه
همه ي زامبي هاي اطراف صداي شليک کردنت رو از کيلومترها دورتر شنيدن
الان دقيقاً زنگ غذاشون رو زدي
حالا فهميدي؟
خدايا
حالا اون بيرون داشتي چه غلطي ميکردي؟
سعي ميکردم به هليکوپتر علامت بدم
هليکوپتر؟ چرت و پرت داري ميگي، نه؟
اون بيرون هيچ هليکوپتري در کار نيست - حتماً داشتي خيال ميکردي -
به هرچي فکر ميکني، اتفاق مي افته
من ديدمش
هي "تي - داگ" بيسيم رو يه امتحان بکن ميتوني با کسي ارتباط برقرار کني؟
ديگران؟ پناهگاه مرکزي؟
آره، پناهگاه مرکزي. حتماً الانم برامون بيسکويت تو فِر گذاشتن که رسيديم بخوريم
آنتن نميده شايد رو پشت بوم بهتر باشه
اوه نه، اون "ديکسون"ـه؟
اون رواني چيکار داره ميکنه؟ - بيا، راه بيفت -
هي ديکسون ديونه شدي؟
هي، بهتره با مردي که تفنگ تو دستشه مودبانه تر حرف بزنيد
دارم کاري که به نظرم درسته انجام ميدم
مرد، داري گلوله هامونو تموم ميکني ديگه به اين راحتي ها گير نمياد
داري کلي از اونارو ميکشوني اينجا فقط آروم باش
هي، خرکش کردن اين تفنگ به اندازه کافي کون مو پاره کرد
حالا ديگه بايد به دستورات تو هم گوش کنم؟
فکر نکنم اون روز رسيده باشه، داداش
فکر نکنم اون روز رسيده باشه"؟"
از اين حرفت چه منظوري داري؟ - هي، "تي-داگ"، بيخيالش شو -
نه - بيخيال، ارزشش رو نداره -
مِرِل"، آروم باش، باشه؟"
به اندازه کافي مشکل داريم
ميخواي بدوني اون روز کي ميرسه؟ - آره -
"الان بهت ميگم آقاي "يو روزي که مجبور بشم از کاکا سياه ها دستور بگيرم
... مادر - هي، بيخيال مـرل، بسه ديگه -
!ديکسون! ديکسون
!واو، تمومش کن، مرد
!تمومش کن !ديکسون، بيخيال! ولش کن
ديکسون، داري بدجوري بهش آسيب ميزني
!مـرل، تمومش کن
نه، نه، خواهش ميکنم
!آره! خيلي خب
چطوره يه گفتگويي با هم داشته باشيم، ها؟
که، چه کسي اينجا رئيسه
من به خودم راي ميدم بقيه؟
وقت دموکراسيه، نه؟
با دستاتون نشون بدين
همه دوستم دارن؟ نه؟
يالا، بگيريد بالا ببينم
اوه، بيخيال شو
همه راضي اند؟
آره، خوبه
اين يعني من ديگه رئيسم، درسته؟
خوبه، کس ديگه اي نبود؟
ها؟ کسي نبود؟ - چرا -
تو ديگه کدوم خري هستي؟ - "کلانتر "فرندلي -
خوب گوش کن مـرل ديگه وضع فرق کرده
ديگه کاکا سياه معنا نداره
فحش هايي مثل سفيد پوست هاي بي شرف، هم معنايي نداره
فقط گوشت روشن و تيره
فقط ما مونديم و اون مُرده ها
در کنار هم باشيم ميتونيم زنده بمونيم
نه جدا از هم - ريدم به هيکلت، مرد -
ميبينم که خيلي دوست داري موضوع رو عوض کني
جداً؟، خب، بازم ريدم به هيکلت
بهتره با مردي که تفنگ تو دستشه مودبانه تر حرف زد
کاري رو ميکنم که به نظرم درسته
نميتوني، تو يه پليسي
... تمام چيزي که الان هستم
مرديه که داره دنبال زن و بچه اش ميگرده
هرکي بخواد سره راهم قرار بگيره کارش تمومه
چند لحظه بهت وقت ميدم که دربارش فکر کني
هنوز يه ذره رو دماغت مونده
ميخواي چيکار کني؟
دستگيرم کني؟
هي، چيکار ميکني، رفيق؟ اون جنس منه
... اگه از اين خلاص بشم بهتره دعا کني که
!شنيدي چي گفتم، خوک؟
!ميشنوي؟ - آره صدات تو گوشمـه -
ميشنوي، خوک کثيف؟
تو پليس آتلانتا نيستي
براي کجايي؟ - چندتا جاده بالاتر -
،خب، کلانتر فرندلي از چندتا جاده بالاتر
به شهر درندشت خوش اومدي
خدايا، اون پايين مثل ميدون "تايم" شده
آنتن چطوره؟ - مثل عقل ديکسون... ضعيف -
بازم سعي کن
واسه چي؟، از اين بالا هيچ کاري نميشه کرد هيچ غلطي
بعضي از مردم فقط تونستن از شهر خارج بشن، همين
چيزي به نام پناهگاه مرکزي وجود نداره روياي احمقانه اي بود
حق با اونه بايد خودمون يه کاري بکنيم
به خودمون بستگي داره که بتونيم راهي پيدا کنيم
خدا به همراهتون
اونجوري که من شنيدم خيابون هاي اين بخش شهر اصلاً امنيت ندارن
مگه نه، سينه خوشگله؟
هي، قند عسلم
نظرت چيه که بياي دستم و باز کني
گورمون رو از اينجا گم کنيم و بريم حساب چندتا از اون کثافت هارو برسيم؟
به هرحال ميميري - ترجيح ميدم بميرم -
تا اونجايي که ميدونم فقط با هم جنس هات ميپري
"اين خيابونا امنيت ندارن"
نميشه اين حقيقت رو ناديده گرفت
زيرِ خيابون ها چي؟ فاضلاب ها؟
هي، گِلن، کوچه رو يه نگاه بنداز
تعدادشون زياده؟
نه، اکثرشون بايد تو خيابون پيش بقيه باشن
شايد لازم به اين کار نباشه. ساختمون هاي قديمي ... مثل اين که تو قرن بيستم ساخته شدن
معمولاً بايد يه سيستم فاضلاب درونشون باشه
No comments yet. Be the first to leave one.