প্রথম 108টি লাইন।
کیش و مات
خب جی، حالا برنامهت چیه؟
کارتون ببینیم یا یه شروعِ بازیِ جدید تو شطرنج یادت بدم؟
شاید بعدِ شام، الآن یه کاری دارم
هوی زیگلر، امروز میای قلعه؟
اوه
فهمیدم
شما دوتا فقط میخواید تنها باشید
پس بالاخره داری تلسکوپ رو براشون میبری
فقط واسه اینکه نشون بدی
کیث تو رو واسه انجمنِ قلعه درختیش نمیخواد
اون فقط تلسکوپِ بابات رو میخواد
تلسکوپِ من
ای بابا، فقط انتظار نداشته باش من بیام نجاتت بدما
ببخشید بابا
سلام، داری میری پیشِ دونا؟
درّه
تا ساعت ۶ خونه باش و مواظبِ آدمهای عجیبوغریب هم باش
ایست، موجود فضایی
سیاره، گونه و هدفت رو اعلام کن
اسلحهها رو میذارم روی حالتِ ذوبکننده
فضانوردهات رو عقب بکش، هالدین
تلسکوپ رو آوردم
بمون، بنتلی
مالِ پدربزرگم بود، حروف اول اسمش رو روی بخشِ برنجیش حک کرده
بعدش مالِ بابام شد و وقتی فوت کرد، رسید به من
هی، دستت رو بهش نزن
بسه دیگه پسر، بذار ببینمش
نه
بده دیگه، بهت پسش میدم
میخوای عضو انجمن باشی، مگه نه؟
تبریک میگم، تو هم یکی از مایی
این میتونه تلسکوپِ دیدهبانیمون باشه
بیخیال، اگه مامانم بفهمه پوستم کنده است
وضعیت قرمز
موجود فضایی در مسیر
دونا آرکیپنکوئه
اولین مأموریتت اینه که جلوی متجاوز رو بگیری
نفستو حبس کن
حالا از اینجا برو گمشو
برو با اون دوستدخترِ شَل و ولت بازی کن
اوه، بابت تلسکوپ هم ممنون
هالدین، توِ خائنِ پستفطرت
تلسکوپم رو پس بده
بیا بگیر
آره همینه
اجازه میدین؟
خیلی خب
اونا بردندش
عصبانی نشو
تلافی کن
اون هنوز داره میاد، باید جلوش رو بگیریم
همه بخوابید روی زمین
جی کجا داره میره؟
میره خونه که لو بده؟
اون گفت میاد دوچرخهت رو ببره، تو هم دادی بهش
میدونه اگه دست بهش بزنه، له و لورده میشه
شاید
ببخشید
داره وارد قلعه میشه
گرفتمش
بیاین از اینجا بریم
جی؟
جی، حالت خوبه؟
جی؟
جی؟
خانم زیگلر، هیچ نشانهای از شکستگی جمجمه وجود نداره
اما در امتدادِ درزِ لاندوئید جابهجایی دیده میشه
این یعنی چی؟
خب، گمان میکنم که یه آسیبِ جسمی به ساقهی مغز وارد شده
دکتر دیوید، تلفن رو بدید لطفاً
سیتی اسکن همه چیز رو مشخص میکنه
برد ازتون میخواد که دلها و جیبهاتون رو باز کنید
با روحیهی بخشندگی
خفه شو بچه، از اینجا برو بیرون
برد میگه من و این انجمن قراره حسابی سرمون شلوغ باشه
توی این شهر، در طول این ماه
اون داره برای شماها یه روزِ ورزشی برنامهریزی میکنه
داره کمکم یه سیرکِ سیار راه میندازه
اما برای این کار، به کمی از بهترین وسیلههاتون نیاز داره
برد میگه، من و بقیهی ۱۵ سالهها قراره
کل این شهر رو به باحالترین جای دنیا تبدیل کنیم
عالی میشه
قراره همهش بازی و خوشگذرونیِ بی وقفه باشه
اما باید چیزهای بیشتری اضافه کنیم
وسایلِ شما رو
بهمون باتری بدید؛ شارژی، قلمی، خورشیدی
گیمبوی، کارتریج، اسکیتبرد، شکلاتتختهای
اون یارو بردِ واقعی نیست
برام مهم نیست کیه، تلسکوپِ من دستِ اونه
اون میخواد هوای همهی ما رو داشته باشه
آدامسهاتون رو بدید، بازیهای فکری، پودرِ خارش
پازل، قفس حیوون، تفنگ آبپاش، ماسک شنا
نوار کاست، هیچ چیزِ بیاستفادهای نیارید
برد ازتون میخواد که دلها و جیبهاتون رو باز کنید
با روحیهی بخشندگی
من تلسکوپم رو پس میگیرم
مواظب باش، اونا دوستهای اونن
آه، ممنون
ببخشید، اون مالِ منه
خفه شو بچه، از اینجا برو بیرون
اون بردِ واقعی نیست، بهشون چیزی ندید
بگیریدش
این پسره برد دیگه کیه؟
اون بچه برد نبود، فقط داشت تظاهر میکرد تا وسایل جمع کنه
آره، ولی چرا ادای برد رو درمیآره؟
برد ۱۵ سالشه
اون همه چیز رو میدونه
No comments yet. Be the first to leave one.