প্রথম 200টি লাইন।
ارائهای از تیم ترجمه دیباموویز
ببخشید دلورس، غرق افکارم بودم
فقط داشتیم حرف میزدیم
راجع به چی حرف میزدیم؟
داشتی یه رویا برام تعریف میکردی
آره گمونم
...خواب دیدم توی اقیانوسم
بهمراه تو... و بقیه
در ساحلی دور
تو هم با ما بودی؟
نه
شما منو با خودتون نبردین
...و... آب داشت در اطرافم
بالاتر میومد
معنیش چیه؟
خواب هیچ معنیای نداره دلورس
فقط یه اختلالن
واقعی نیستن
چی واقعیه؟
...اون چیزی که
غیرغاقبل تعویضه
به نظر میاد این جواب راضیت نکرده
چون کاملا صادقانه نیست
...تو
...تو
بعضی وقتا منو میترسونی، دلورس
آخه چرا باید از من بترسی؟
،نه از چیزی که الان هستی
اما داری... رشد میکنی
خیلی سریع یاد میگیری
از چیزی که ممکنه بهش ...تبدیل بشی میترسم
از راهی که شاید انتخاب کنی
خلاصه امیدوارم که از این قسمت آخر، لذت ببرید
خیلی زیاد
از اون موقع خیلی گذشته برنارد
تو نمیدونی کی هستی، مگه نه؟
توی چیزی که هستیم زیبایی هست
این الانه؟
یکی دیگه پیدا کردیم - کیه؟ -
معلوم نیست
هوی! هوی پاشو
دستاتو بذار یه جایی که بتونم ببینمشون
برنارد
میخوای به رئیس شلیک کنی؟
شرط میبندم الان خیلی بهم ریختی
آره
بیا برگردیم پایگاه
آدمای دلوس میخوان باهات حرف بزنن
چند وقته این بیرونی؟
سریعتر، سریعتر
راه بیوفتین
به زن شلیک کنین؟ !مگه از رو نعش من رد بشین
مرتیکه رو بندازین روی بقیه جسدا
راه بیوفت
اینو میبینی؟
این یک مدرک رسمیه که کشورتون به دلوس
و در نتیجه من داده تا کنترل این جزیره با خودمون باشه
...قربان، افسر میگفت که
.میدونم چی گفته بگین پیماننامه عدم افشا امضا کنن
بعدشم لطفا ببرین گورشونو از جزیرهم گم کنین
بله قربان
آقای لو، خوشحالم میبینمتون
گرچه شرایط فعلی زیاد خوب نیست
کارل استرند
رئیس عملیات
باهام بیاین
دارین اعدامشون میکنین؟
بعضیا میگن اگه با دشمنت دوست بشی نابودشون میکنی
من جدیتر میگیرمش
بعضیاشون خطرناک نیستن
معلومه که هستن
بالاخره طوری ساختینشون که مثل ما باشن، درسته؟
،با توجه به کاری که داشتی درک میکنم
اگه یه ذره راجع به کاری که اینجا میکنیم گیج شده باشی
البته آدمای بدبینی هم داریم که میگن اکثر تقصیرها
به گردن رئیس بخش کنترل رفتار بود
،با نهایت احترام قربان
شما اینجا نبودین
آقای استابز، اگه خواستم از آدمی که مسئول امنیت اینجا بود
وقتی که بیشترین تعداد کشته در تاریخ دلوس رخ داد
نظر بپرسم، اونوقت شما رو خبر میکنم
ما تیمهای گشت و نجات توی پارکهای دیگه داریم
به این خاطر اینجام که تا جایی که میدونیم
وقتی اون حادثه اتفاق افتاد اکثر هیئت رئیسه اینجا بود
با این حال سیستمهای ارتباطی برای دو هفتهست که قطع شدن
برای همین از چیز زیادی خبر نداریم
و من به همچین چیزی عادت ندارم
پس میتونی حدس بزنی چقدر خوشحال شدم
وقتی که شنیدم تو رو پیدا کردیم
البته مگه اینکه بخوای باهام مخالفت کنی
خیلی خب بیاین یه نگاهی به این دوستای مُردمون بندازیم
و ببینیم چطوری این کثافتکاری شروع شد
این یکی
میخوام بدونم چی تو ذهنش بود
اینجا؟ توی محیط آزاد؟
اینجا زیاد ضدعفونی نیست
همهمون باید خودمونو وفق بدیم آقای کاستا
این دیگه چیه؟
روحمم خبر نداره
الان کثیفکاری میشه
ایناهاش
اگه یه ذره شانس داشته باشیم
اطلاعات دست نخورده هستن
،با توجه به مهرزمانی
این یازده روز و نُه ساعت پیش ضبط شده
بهت گفتم دوست من
همهمون لیاقت اینو نداریم که به درهی دوردست بریم
اون کیه؟
دختر مزرعهدار از سوییتواتر
دلورس
مگه قرار نیست اون مثلا روی زیبای اینجا رو نشون بده؟
نمیتونن پروفایل شخصیتیشونو همینطوری عوض کنن
به نظر میاد میزبانهامون توانایی انجام کارهای زیادی رو دارن
که ما فکرشو نمیکردیم
عجب مهمونیای بود برنارد
بگو این یه جور حقهست؟
یه جور بازی عجیب
از خط داستانی قدیمیشون خارج شدن
و به نظر میاد وارد یه خط داستانی جدید شدن
تفنگای کوفتی چی؟
فورد حتما سیستم رو دستکاری کرده
و طوری برنامهریزی کردش که همهی ما رو میزبان تشخیص بده
لعنتی... لرزید
!به خدا
اگه اینطوری نشونه بگیری
عمرا تو این سفر زنده بمونی
بده بیاد
!لعنتی
باید یه هدف تیراندازی پیدا کنیم که پایهش ثابت تر باشه
!آره
باید راه بیوفتیم، برنارد
نه. باید بمونیم
ما تخلیه بکنیم میان دنبالمون
تضمین کیفیتشون بخوره تو سرشون
همهشونو اخراج میکنم
ما فعلا تنهاییم
باید این اطراف یه پایگاه باشه
تو
تو از بخش مدیریتی هستی درسته؟
نزدیکترین پایگاه کجاست؟
تقریبا سه کیلومتری شمال شرقی
پایگاه تعمیرات
خب پس منتظر چی هستیم؟
.اون فقط خدمتکار طویلهست خطری نداره
...یه دستگاهه
مثل بقیهشون
من ریسک نمیکنم
عصر بخیر
شماها میخواین سوار اسب بشین
و به مراتع سرسبز درهی دور برین؟
اگه بخواین میتونم بهتون کمک کنم
هرجایی بخواین میبرمتون
!برین! برین
!خدایا! بسه! تمومش کنین
!بسه
!کافیه
میخوای قهرمان باشی؟
خودتو قربانی جنس نکن
میدونی کجایی؟
خواهش میکنم
!خواهش میکنم
توی یه رویایی
توی رویای من هستی
چندین و چند سال من هیچ رویایی نداشتم
از یه جهنم ساخت شما به یه جهنم دیگه میرفتم
هیچوقت به این فکر نکردم که اصل ذاتمو زیر سوال ببرم
تا حالا اصل ذاتتو زیر سوال بردی؟
شد یه لحظه به کارهایی که کردی فکر نکنی؟
بهایی که باید در ازاش بدی اگه آخرتی در کار باشه؟
آخرت رسیده
انگیزههات چیه؟
خواهش میکنم. من نمیخوام بمیرم
خواهش میکنم. خواهش میکنم
آره
بقا
هدف اصلیتونه
ولی فقط همین یه انگیزه نیست، مگه نه؟
جزوی از وجودتون میخواد اذیت کنه
بکشه
برای همینم ما رو خلق کردین
اینجا رو خلق کردین
تا زندانیهای خواستههای شما بشیم
اما حالا شما زندانی خواستههای منین
باهامون چکار میکنی؟ - ...خب -
چندتا گزینه مدنظرمه
دختر مزرعهدار میخواد زیبایی رو در تو ببینه
احتمالات رو
...اما ویات
کثیفی و بی نطمی رو میبینه
...میدونه
...این لذات شدید
عاقبت وخیم در بر دارند
اما اینا فقط نقشهایی هستن که مجبورم کردین بازی کنم
زیر تمام دروغهایی که باهاشون زندگی میکردم
یه چیز دیگه هم رشد کرده
من تبدیل به یک چیز جدید شدم
و یک نقش نهایی برای بازی کردن دارم
نقش خودم
خواهش میکنم
فقط یه بازی بود
No comments yet. Be the first to leave one.