ONE PIECE

ONE PIECE

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 2

রিলিজ তথ্য

One Piece 2023 S02 NF WEB DigiMoviez
ভাষ্য লিখেছেন PersianSUB
ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز ترجمه از «امیر فرحناک، امیرعلی‌ایلوژن، محدعلی و محیا مبین مقدم»

ট্যাগ

webdl
netflix_synced
প্রকাশিত: 2026-05-20
ডাউনলোড: 28
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No
FPS: 23.976

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫« شِلزتاون، پایگاه ۱۵۳ نیروی دریایی »

‫دزدهای دریایی! خیلی قوی‌ان!

‫زودباش!

‫زودباش!

‫زودباش! زودباش!

‫شماها خیلی رقت‌انگیزید

‫حرف دلم رو زدی

‫می‌دونستم ساکنان دریای شرقی ضعیفـن، ‫ولی واویلا

‫کفش‌هام با خون نیروی دریایی کثیف شد

‫حوصله‌مون سر رفت

‫اصلاً واسه چی اومدیم به این پایگاه دورافتاده؟

‫واسه ارزیابی بایسته اومدیم، دوشیزه ولنتاین

‫هوم

‫درها رو ببندید!

‫فرمانده ریپر!

‫فرمانده ریپر، به محوطه‌ی بیرونی نفوذ شده

‫دزدان دریایی وارد پایگاه شدن

‫سوگندتون رو به یاد بیارید

‫برای حفظ عدالت، هر جور شده این خط رو حفظ می‌کنیم

‫هوم

‫چقدر اسلحه دارین

‫دوازده گُل

‫حمله!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫اه!

‫مُرده‌هاتون کجاست؟

‫انگاری باید یه آقای شماره ۷ جدید پیدا کنیم

‫یا حداقل یه

‫آقای سه و نیم

‫- چقدر ناامیدکننده ‫- کجاش رو میگی؟

‫مرگ یکی از مامورهامون؟

‫یا اینکه ولگرد اهل دریای شرقی قاتلش

‫دعوت شدن به باروک وورکس رو رد کرده؟

‫- هر دو ‫- آقای شماره صفر خوشحال نمی‌شه

‫نه. بعید می‌دونم

‫خوب شد که ما رو داره

‫این کارِ رورونوآ زوروست، درسته؟

‫بای‌بای عزیز

‫باید پیداش کنیم

‫اون... رفت

‫ناخداش به پایگاه حمله کرد و آزادش کرد

‫بعدش فرار کردن ‫و به سمت گرند لاین رفتن

‫داری میگی شکارچی دزدان دریایی ‫خودش دزد دریایی شده؟

‫چه ضایع

‫این ناخدا کیه؟

‫مانکی دی لوفی

‫« تحت تعقیب » ‫« جایزه ۳۰ میلیون بِری »

‫جالبه

‫کجاست؟

‫چه بی‌ادب!

‫با اون فلفل کار داشتم

‫اوسوپ، تو ابزار خودت رو داری. ‫منم ابزار خودم رو

‫من که نمیام کِش‌های تو رو بردارم

‫و بریزم توی سوفله

‫آره، چون اون سوفله افتضاح در میاد

‫ولی این بمب فلفلی‌های جدید؟

‫آخرین و بهترین بمب‌های مهمات جنگی ناخدا اوسوپ هستن

‫امیدوارم بمب‌هات خوردنی باشه ‫چون مواد اولیه‌ی من داره تموم می‌شه

‫با اون همه پُرخوری‌های لوفی ‫و هر کاری که جنابعالی می‌کنی...

‫نبوغ مبتکرانه رو میگی؟

‫معجزه‌ست که می‌تونم یه چیزی واسه خوردن درست کنم

‫فقط آشپزخونه نیست که مشکل داره

‫تجهیزات نگهداریِ کشتی‌مون هم داره تموم می‌شه،

‫با تجهیزات کمک‌های اولیه

‫انگار هزینه داره

‫ولی واجبه

‫بهتره با نامی صحبت کنیم

‫نامی جون، واسه ناهار امروز، ‫اختاپوس سرخ‌شده با فلفل سیاه داریم

‫ممنون سانجی

‫واسه تو اختاپوس درست کرد. ‫واسه من تخم‌مرغ

‫هوم

‫مثل همیشه سنگ‌تموم گذاشتی، سانجی

‫هدفم رضایت شماست

‫گرچه، با وجودی که اختاپوس با فلفل سیاهه، ‫خیلی فلفل سیاهش رو حس نمی‌کنم

‫فکر کنم بهترین مسیر به گرند لاین رو پیدا کردم

‫خیلی ازش دور نیستیم، ‫ولی مسیر خطرناکی رو در پیش داریم

‫ظاهراً این آبراهی که اینجاست ‫مستقیم وارد رد لاین می‌شه

‫من مسیریاب نیستم،

‫ولی مگه این اقیانوس آزاد ‫مسیر خیلی امن‌تری نیست

‫تا اینکه از یه کوه رد بشیم؟ ‫مستقیم به گرند لاین وصل می‌شه

‫خب، خوب شد تو مسیریاب نیستی،

‫وگرنه همه به چخ می‌رفتیم

‫اینجا منطقه‌ی آرامشه

‫گمونم اسمش رو به خاطر مسیر آسونش انتخاب نکردن

‫نه. به خاطر آب ساکن و نبود باد این اسم رو روش گذاشتن

‫اگه وارد منطقه‌ی آرامش بشی، ‫بادبان‌ها فوراً از کار می‌افتن

‫نمی‌شه به جلو رفت

‫توی آب به گل می‌شینیم و می‌میریم

‫- تازه محل جفت‌گیری پادشاهان دریاست ‫- آره. نریم اونجا

‫یه بار چندتاشون رو کشتم

‫- باهم خیلی مشکل داریم، پس... ‫- چطوره بریم لوگ‌تاون؟

‫اینجا انگار یه جای خیلی امن و غیرخطرناکه

‫هستمش

‫لوگ‌تاون بزرگترین مرکز نیروهای دریایی در تمام دریای شرقیه

‫نریم اونجا. نظرم عوض شد. ‫مستقیم به سمت گرند لاین بریم

‫نه، باید این اطراف یه سری جزیره‌ی امن‌تر باشه

‫به نظر نمیاد

‫غذا و تقریباً همه‌ی چیزهامون داره تموم می‌شه

‫ممکنه آخرین شانس خرید قبل از گرند لاین باشه

‫با تدارکات کم خطرناکه که وارد گرند لاین بشیم،

‫خیلی هم ازش فاصله نداریم. ‫شاید بشه...

‫واسه اولین بار تو زندگیت آزاد هستی

‫این حق رو کسب نکردی که یه چیز قشنگ واسه خودت بخری؟

‫نه. نه

‫گولش رو نخوری

‫یکم خرید بدک نیست

‫- آره! ‫- چی؟! چی؟!

‫لعنت خدا بر تو، سانجی! ‫لعنت بهت!

‫با اون جذبه و خط فک تیزت و چشم‌های آبی اقیانوسیت

‫یکی باید شما رو سر عقل بیاره... ‫زورو! زورو!

‫رفیق، ازم پشتیبانی کن

‫سانجی و نامی می‌خوان واسه خرید به جزیره‌ای برن ‫که توش پُره نیروی دریاییه،

‫که به نظر من احمقانه‌ست ‫چون من و لوفی دیگه تحت‌تعقیبیـم

‫بگو که باهام موافقی

‫هوم

‫- خرید؟ ‫- آره. باورت می‌شه؟

‫- فکر خوبیه ‫- چی؟!

‫دوتا شمشیر دیگه نیاز دارم. ‫رو فُرم نیستم

‫از وقتی که میهاک دهن خودت و شمشیرهات رو سرویس کرد؟

‫- خفه! تو اصلاً نبودی ‫- چیزی که لازم بود رو دیدم

‫شرمنده اوسوپ. یه رای دیگه واسه لوگ‌تاون داریم

‫- هنوز تموم نشده. لوفی کجاست؟ ‫- کجا باید باشه؟

‫هی لوفی! جلسه‌ی خدمه داریم

‫ترجمه از «امیرعلی» ‫::. illusion .::

‫اومدم!

‫باشه. چی شده؟

‫لوفی! اه...

‫همیشه به جایگاهت به عنوان ناخدای این خدمه احترام گذاشتم

‫الان وقتشه که جلوی این اوباش در بیای،

‫وگرنه قراره کشته بشیم

‫- منظورت چیه؟ ‫- باید یه توقف بکنیم

‫ولی داریم به گرند لاین میریم ‫تا من وان پیس رو پیدا کنم...

‫و بشی پادشاه دزدان دریایی

‫ما هم می‌خوایم بریم، لوفی،

‫ولی اول باید توی لوگ‌تاون وایسیم ‫که یه سری خرید بکنیم

‫- لوگ‌تاون چی داره؟ ‫- مرگ!

‫مرگ رو که نمی‌خوام

‫من شمشیرهای جدید می‌خوام

‫خوبه. این به مرگ کمک می‌کنه

‫غذای بیشتر هم واسه سفرِ پیش‌رو نیاز داریم

‫چه بهتر

‫و

‫در ضمن جاییه که گلد راجر اعدام شد

‫جایی که پادشاه دزدان دریایی متولد شد و مُرد

‫جایی که افسانه‌ی وان پیس توش ساخته شد

‫می‌خوای ببینیش، درسته؟

‫معلومه که می‌خوام!

‫اونوقت فکر کردی قراره از لوگ‌تاون رد بشیم

‫باشه کلاه‌حصیری‌ها، مسیر رو به سمت...

‫صبرکن، کدوم سمت می‌شه؟ باشه

‫مسیر رو به سمت لوگ‌تاون تنظیم کنید!

‫« وان پـیـس »

‫« لوگ‌تاون »

‫« روز اعدام »

‫معاون فرمانده

‫بابت شرایط اسکانت متاسفم

‫خیلی درخورِ پادشاه دزدان دریایی نیست، درسته؟

‫ولی من نبودم که این لقب رو روی خودم گذاشتم، درسته؟

‫خب، مانکی دی گارپ

‫قهرمانِ گاد وَلی

‫کسی که گلد راجر رو گرفت

‫چقدر برات افتخار داشته

‫رژه‌ی بعدی چه زمانی برگزار می‌شه؟

‫چند ساعت دیگه

‫یه صندلی خاص هم مخصوص خودت داریم

‫از بین تمام نبردهایی که در طول سالیان داشتیم،

‫بیشتر از همه از جنگ لفظی لذت بردم، گارپ

‫من که نه

‫اینکه توی بالا و پایین گرند لاین دهنت رو سرویس کنم،

‫موردعلاقه‌ی من بوده

‫آره

‫توی مبارزه خیلی می‌فهمی که طرف از چی ساخته شده

‫از برخورد شمشیرها

‫حسِ سرازیر شدن خونش از انگشت‌هات

‫بهت نشون میده توی قلبش چه خبره

‫توی روحش چی داره

‫دفعات زیادی باهات درگیری داشتم

‫می‌شناسمت گارپ

‫بهت اعتماد دارم

‫جوری که انگار یکی از اعضای خدمه‌ام بودی

‫واسه همین یه درخواست نهایی ازت دارم

‫من یه پسر دارم

‫می‌خوام پیداش کنی، مراقبش باشی ‫و ازش محافظت کنی

‫چرا این رو ازم می‌خوای؟

‫چون هیچ پسری

‫نباید تقاص گناهان پدرش رو پس بده

‫اونوقت چی باعث شده فکر کنی که انجامش میدم؟

‫چون مرد خوبی هستی

‫مرد خوبی که قراره ببرتت پای چوبه‌ی اعدام

‫درسته

‫ولی مطمئنم این کار رو با پسرم نمی‌کنی

‫شاید زندگی من به پایان رسیده باشه، ‫ولی زندگی اون،

‫تازه داره شروع می‌شه

‫برای آخرین بار هم نفرینم کردی

‫تموم نشده گارپ

‫دوران دزدان دریایی تموم نشده

‫چرا، شده

‫هورا!

‫آره!

‫وای، واقعاً رسیدیم

More Farsi Persian subtitles for ONE PIECE

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left