প্রথম 200টি লাইন।
آنچه گذشت...
سلام کیت. مدیسون هستم. من با کوین خوابیدم
بگو چرا تویی که انقدر معروفی تصمیم گرفتی
که با صمیمیترین دوست من بخوابی
- من حاملهام کوین - به درک
من که میگم ازدواج کنیم
بیا دنیا رو غافلگیر کنیم و ازدواج کنیم
یه استعدادیاب بهم زنگ زد
میخواد چند ماه برم لسآنجلس
که منو بفرسته جاهای مختلف تست بدم
تو چطور؟ تو هم میری؟
من نمیتونم. دانشگاه دارم
آره، همچین زود برمیگردم که سوفی دلش هم برام تنگ نشه
- اینجا چطوره؟ - آره
همینجا
مامانت عاشق اینه
بهترین فیلم تاریخ
بهترین فیلم تاریخ
ترجمه از: حسـیـن و ســروش SuRouSH AbG | HosseinTL
متأسفم که فصل پایلوتها خوب پیش نرفته کِو
ولی خوشحالیم که برگشتی شرق
- مرسی پسر - نیمه پر لیوان رو ببین
درست همزمان با تعطیلات تابستونیِ زنت برگشتی خونه
واقعاً نمیدونم چجوری چهار ماه
از همدیگه دور بودین
تابستون بث میخواد بره کارآموزی تو بوستون
و فکرِ اینکه از هم دور میشیم هم داره میکشتمون
خب هنوز که تصمیم نگرفتم میرم یا نه
دیگه دارین لوسبازی درمیارین. بوستون اونقدرم دور نیست
من چند ماه اون سر مملکت بودم، سوفی این سر
خیلی هم آسون بود
البته اونقدرام آسون نبودها
حداقل برای من
فقط خوشحالم که برای همیشه برگشتی خونه
خب بچهها، بیست دقیقه دیگه راه میفتیم سمت کلبه
میخوام تا هوا روشنه برسیم
باورم نمیشه قراره با دو تا زوج
برم کلبه
همه که زوج نیستن. منو داری
"پس از این حرف مادرش، کیت خودش را
با یک کوسن خفه کرد"
نگو دیگه. منم داری
عاشق کلبه میشی
- خیلی رومانتیکه - صد درصد
خودت میدونی وقتی ال. ال. بین میپوشی من خوشم میاد
باید اعتراف کنم
از رندالِ چوببُر خیلی خوشم میاد
رندالِ ماهیگیر
کوین برای جشن مجردی واسه همه وسایل ماهیگیری گرفته
آخر هفته دیگه چه برنامههایی تو سرتون دارین؟
میخواین رقاص لختی ببرین کلبه؟
عشق و حال و اینا؟
نیکی و کوین الکل نمیخورن
توبی هم که خیلی شلوغ پلوغ نیست
و تعریف میگل از خوشگذرونی داشتن یه جدول
و دمنوش قویه
احتمالا میشینیم و چای
ارل گری میزنیم
مطمئنی میخواد زودتر
بری جشن مجردی مدیسون؟
بخاطر داستانای استودیو و اینا میگم
اتفاقا براش ذوق دارم
میدونی؟ یه دو سه روزی با دخترا تو هوای آفتابی باشیم
بعد هم دوستپسرت برای عروسی میاد دیدنت
خب، به دوستپسرم بگو
که جدیداً فهمیدم یه علاقهی خاصی به ماهیگیرا دارم
لباسش رو مطابقت بده
روی چشم
نه
چکمههات رو در نیار
خیلیخب
عزیزم، نمیدونم، این باحاله یا ضایعست؟
فقط میخوام همهچی فردا برای مدیسون بینقص باشه
نه، حرف نداره
مدیسون خوششانسه که تو رو داره
آخی. مرسی
من و بچهها هم خوششانسیم که تو رو داریم
عزیزم، چطوره این آخر هفته رو بری یکم صفا کنی؟
با پسرا باش و تا جایی که میشه
از آهنگ متن موآنا دور شو
- وای خدا - لیاقتش رو داری
مرسی
خواهش
باشه
دمپاییهات یادت نره
میدونی که انگشتای پات یخ میزنه
شاید بهتره نرم
عزیزم، هزار بار با هم حرف زدیم
چیزیم نمیشه
الان یه ساله از جلوی چشم هم دور نشدیم
آره، یه تنوعی هم میشه و چند روز
مثل شاهین بالا سرم نیستی
ببخشید. منظوری نداشتم
بیا ببینم
من خوبم. داروهام دارن جواب میدن
پِت اسکنهام هم نشون میدن وضع بدتر نشده
- میدونم، خیلی هم فوقالعادهست - آره. هست
من چیزیم نمیشه
باشه. حق با توئه
اوهوم
ولی بذار یه چیزی ازت بپرسم
خفنه؟
- خفنه - برای جشن مجردی
- خیلی هم خفنه - جدی؟
- شبیه پانچ شدی - جدی؟
سرکار فرانسیس پانچرلو
کاراکتر اریک استرادا تو سریال چیپس
هنوز یادمه
عجب
- هی جوون. جا داری... - جان؟
تو کیفت؟ برای پازل جدیدم؟
نه. نه، جا ندارم
قرار نیست پازل برداری بیاری
به جشن مجردی من
باشه
واقعاً قراره
ضایعترین جشن مجردی تاریخ رو داشته باشم؟
اینطور بگیم که نگران این نیستم که پلیس خفتتون کنه
درسته. تو چی؟ برای مهمونیتون هیجان داری؟
منظورت وقتیه که بچههامون پیش پرستار میمونن
و خانوادهات میان اینجا؟
- آره - خیلی خجالتآوره
که هیچکدوم از دوستام نتونستن زود بیان
خب، نه، اونا هم خودشون پُربچهان دیگه
همشون هم ساحل شرقیان
تازه، پیرسونها بیشتر به کیفیت اهمیت میدن تا کمیت
وای خدا
فرانی بیدار شده. دو دقیقه وقت دارم
که بخوابونمش وگرنه نیک رو هم بیدار میکنه
الو؟
کوین. سلام
سوفی، سلام
ببخشید. فکر نمیکردم جواب بدی
چون خطم رو عوض کردم و فکر نمیکردم
- شماره ناشناس رو جواب بدی - چی بگم والا
ذاتاً آدم کنجکاویام
صحیح. خلاصه، چیزی که میخواستم تو پیغام صوتی
بگم این بود که
جلد مجله رو دیدم، درباره نامزدیتون
و دوقلوهات و...
نمیدونم، حس بدی داشت که
زنگ نزنم تبریک بگم
مرسی. خیلی ممنونم ازت
آره. خلاصه... تبریک میگم
واقعاً...
نامزدت خیلی زیباست و...
یکی هم نه، دو تا بچه داری
خیلی معرکهست کوین
واقعا برات خوشحالم
ممنون. ممنونم
حالا چرا خطت رو عوض کردی؟
داستانش مفصله
جفتشون اندازه کلهشون ریدن
یه نفری نمیتونم از پسش بربیام
باشه. اومدم
اشکالی نداره. اوکیه
بعداً بهم زنگ بزن
یا نزن. زنگ نزن
یه جوریه، لازم نیست زنگ بزنی و...
نه، نه بابا
بهت زنگ میزنم
میدونی، حرفامون رو ادامه میدیم
آره، باشه. خدافظ
خدافظ
کِو، خودتو با اونا سیر نکن
دارم ریزوتوی قارچ درست میکنم واسه شام
چیچیِ قارچ؟
تو برنامه "تودیشو" دیدمش
ال روکر دیوونهش شده بود
تو این فکر بودم...
اگه آخر هفتهها وسط راه همدیگه رو ببینیم
مثلا تو کنتیکت، هر کدوممون چهار ساعت
- راه داریم - رندال، تو هنوز قفلی رو این داستان؟
فاصله داشتن چیز سختی نیست. چیزیتون نمیشه
جدی میگم
میشه انقدر اینو نگی؟
چیو؟
اینکه سخت نیست
دور بودن ازت خیلی برام سخت بود
دلم برات تنگ شده بود
منم دلم برات تنگ شده بود. فقط میخوام خوشبین باشم
درباره چی خوشبین باشی؟ دیگه تموم شد
اون قضیه رابطه از راه دور
آره، فعلا
مدیرم گفت اگه بخوام بازیگری رو جدی بگیرم
باید هر چند وقت برم لسآنجلس
پس یعنی میخوای همش تو لسآنجلس باشی
وقتی من تو نیویورکم؟
این زندگی چطوری میخواد ادامه پیدا کنه؟
چه میدونم سوف. ادامه پیدا میکنه دیگه
باشه؟
عجب جوابی. خوشحالم که راه حلشو پیدا کردی
تو چقدر بیشعوری
بالاخره رسیدن! بچههای جشن مجردی
- چه خبر؟ - جت شخصی چطور بود؟
خب، توبی که خوابش برد
میگل هم که کل مدت
دنبال وای فای بود که از مامان خبر بگیره
عمو نیکی هم مقدار عجیبی
هندونه زد تو رگ
No comments yet. Be the first to leave one.