প্রথম 200টি লাইন।
"وینچنزو"
از ترس داشتم ميمردم
چرا به تلفنت جواب نميدادي؟
!تکنولوژي همينجاها استفاده ميشه ديگه
!نميخواستم تو رو به خطر بندازم، معذرت ميخوام
و اگه من توی خطر باشم چي؟
..ما همکاريم !پس بايد خطراتمون رو هم تقسيم کنيم
!تو واقعا عصبانيم کردي- ..خانم هونگ-
..ریيس واقعيه بابل
!ميدونم کيه
واقعاً؟
آره
رییس واقعیش کیه؟
رییستون کیه؟
!نمیدونم
!جانگ هان سوک
!جانگ هان سوک
!ولی ما فکر میکردیم اون یه زندگی آروم توی آمریکا داره
!نه
!نه .. اون تمام مدت پشت همه چیز بوده
ربيس هیئت مدیره
!بیا بهش زنگ بزنیم
!سونبه، بیا اینجا
تو تماسی نداری؟
چی؟تماس؟
!نه. من اصلا تماسی ندارم
باید اینو به پلیس گزارش بدم
..آقای کاسانو بهمون گفته که !اینو اصلا به پلیس گزارش ندیم
!آقای کاسانو مراقب همه چیز هست
!بذارش سر جاش
باشه
!هیچکس جواب نمیده
..عجیبه.. اگه میخواست بفهمه که چی شده !تا الان باید جواب میداد
!درسته
اونا کین؟
!اونا سایه های آقای کاسانو ان
..این سه نفر رو به انبار ببرین !منم بزودی میام اونجا
بله قربان- بله قربان-
چرا اونا رو با خودت نبردی؟
!بهشون گفتم که حواسشون چهار چشمی به تو باشه
!ممنونم، جون وو باید بری خونه
!نه. میخوام با تو بمونم
!فقط برو
..آقای جانگ
..امروز استثنا بودا
!ولی نباید دفعه بعدی بیای
!باشه. نمیام
چرا انقدر رقت انگیز به نظر میاد؟
..شما دوتا میتونین توی تمیز کـــ
!در ماشینت باز بود، پس ما هم اینا رو برداشتیم
!ما اینجا رو تمیز میکنیم
!طوری که به نظر بیاد اصلا اتفاقی نیوفتاده
!نمیتونین به بقیه مستاجرا بگین که اینجا چی شده
!بله خانوم- !بله خانوم-
..من و خانوم هونگ با ماشین قاتلا میریم
!شما 2 تام میتونین ماشین منو بردارین
باشه- و فشنگای خالی رو هم جمع کنین
!نگران نباشین
..وقتی بحث برداشتن فشنگای خالی باشه !مردای کره ای بهترینن
!سلام
!تقریبا داشت گیرم مینداخت
چطور یهویی حساب 3 نفرشون رو رسیده؟
*قسمت 11*
لعنتی
این چیه؟
..این دقیقاً مثل فیلماس
این واقعا باعث کشته شدنشون میشه؟
!قبلا هیچوقت اینکارو نکردم
!ولی ممکنه زودتر از چیزی که فکر میکردم، بمیرن
..باشه. توجه کنین
..وقتشه یکم حساب کتاب کنیم
..اول، شما اونایی بودین که ..ویلا رو آتیش زدین و
محققا رو کشتین درسته؟
!آره! کار ما بود
!آره.. ما اینکارو کردیم
..دوم
شما مدیر گیل و اون محقق تحت تعقیب رو کشتین، درسته؟
!لعنتی
!آره- !ما اینکارو کردیم، ما کشتیم-
نگهش دار- نگهش دار-
!جلوشو بگیر-
..و حالا مهم ترین سوال
..اون 4 نفر که خودکشی کردن
شما بودین که ترتیبشون رو دادین، درسته؟
آره کار ما بود- بله-
!اینکارو هم ما کردیم
!جلوشو بگیر.. لطفا ادامه نده
!لطفا- !لطفا-
!جلوشو بگیر- خواهش میکنم-
نه- جلوشو بگیر-
حالا دیگه درکشون میکنین نه؟
!دردی که اونا موقع مردن توی ماشین حس میکردن
!ما فقط چیزی که بهمون گفته شد رو انجام دادیم
..ما دستورای جانگ هان سوک رو عملی کردیم
..کجاست این
جانگ هان سوک؟
!تنها چیزی که میدونم اینه که توی کره اس
!ما هیچوقت صورتش رو ندیدیم
مطمئنی که توی کره اس؟- بله-
..اون تلفنی بهمون دستور میداد
..و وقتی بهمون زنگ میزد صداش رو با دستگاه عوض میکرد
بله قربان
!نرین به پلازا، برین به زیر گذر
جایی که اونا رو دزدیه بودین- بله قربان-
!دروغ گفتن رو بس کن
!مطمئنم که میدونی اون کجاست
..ما بهت حقیقت رو میگیم
!ما واقعا نمیدونیم که اون کجاست
!این همه چیزیه که اونا میدونن
..فک کنم الان دیگه بی فایده شدن
یعنی باید از شرشون خلاص بشیم؟
ما رو نکش- ما رو نکش-
!ما رو نکش
!شما حرومزاده ها بارها و بارها سزاوار مرگین
..آدما معمولا
تا وقتی به مشکلی برنخورن، از کارای گذشته اشون درس نمیگیرن
مخصوصا آدمایی مثل شما که اصلا هیچ احساس گناهی ندارن که توبه کنن
..فقط مارو تحویل پلیس بده
!ما مجازات قانونیمون رو قبول میکنیم
مجازات قانونی؟
و کی این وسط سود میبره؟
!بیا بریم
ما رو نکش !بذار بریم
!بذار بیایم بیرون
..بله، آقای چو
!بله.. شماره تلفنی که براتون فرستادم رو ردیابی کنین
!باشه
..میدونم که اونا بهمون کمک میکنن
!ولی هر وقت اونا رو میبینم، دیوونه میشم
منظورت اون دوتاس؟
..هر وقت اونا رو میبینم
!یاد اتفاقی که برای پدرم افتاد، میوفتم
..میتونم درک کنم
..اونا پدرت رو کشتن و !تو نمیتونی باهاشون کاری کنی
موقعی که اونا رو گرفتیم، یادته که بهت چی گفتم نه؟
..وقتی که توی یه جنگ هستی
!این بهترین استفاده از سگای شکاریه دشمنه
..ما ازشون استفاده میکنیم !چون من چیزی که بهم گفتی رو قبول کردم
..وقتی که اونا برامون بی فایده میشن
..بهت کمک میکنم که بندازیشون توی قفس ببر !فقط یکم صبر کن
کجا یاد گرفتی که مثل اونا بجنگی؟
..من از بچگی آموزش هنرای رزمی رو دیدم
!استادم یه عضو سابق جی آی اس بود
؟"GIS"
نیرو های ویژه ایتالیا- فهمیدم-
!پس بخاطر همینه که موقع مبارزه باحال به نظر میای
..من کلی آموزش دیدم
..این تنها راه برای یه
..بچه ضعیف آسیایی بود که از خودش !جلوی سفید پوستای بزرگتر محافظت کنه
!من مجبور شدم مبارزه کنم
با این 3 تا قاتل چیکار میکنی؟
..بهشون رحم میکنم از اونجایی که نمیخوام ازشون استفاده کنم
..امروز، بهشون رحم میکنم
..و براشون مجازاتی در نظر میگیرم که از
!چیزی که واقعا سزاوارشن، درد کمتری داشته باشه
به سلامتی- به سلامتی-
بخورش - خیلی خب-
به سلامتی
باتون ها بالا- راست میگین؟-
آقای تاک با یه جفت قیچی حسابشون رو رسیده؟
ببین- باشه-
اون از قیچی هاش اینطوری استفاده میکرد
..از لحظه اولی که اونو دیدم
..میتونستم حس کنم که یه نیروی ویژه ای !درونش داره
!خدایا.. گرمم شد
قبلا توی سازمانی چیزی بودی؟
خدایا، نه.. سازمان چیه دیگه- بودی؟-
..فقط توی زادگاهم چونگجو
!بقیه بهم لقب "قیچی برق آسا" رو داده بودن خدیا-
..آخه سرعتت مثل رعد و برقه، بخاطر همین !این لقب رو بهت دادن
..ما یه راهب داریم که "موکتاک برق آسا " صداش میزنیم !چون با سرعت به موکتاک ضربه میزنه
..خدایا.. باید خودتو خوش شانس بدونی
میدونی اون ارازل و اوباش چطور ترسیدن؟
از کی تو اینجا میای؟
!باید کنار آدمایی که خالکوبی و چاقو گورخا دارن مراقب باشین
..اونا دور و بر اینجا ها میچرخن
..و هر کسی که بهشون گوش نده
!کارشو تموم میکنن
!شب میان خونه اتون و با مرگ تهدیدتون میکنن
..خدایا، به هر حال
..من تعجب کردم وقتی آقای رزمی کارمون !مهارت های رزمیش رو نشون داد
!خیلیم نا امید شدما
..خب فکرک نم آقای لی نتونست ..ضربه نهایی مبارزه رو بزنه
!درسته
..اون میتونه اراذل و اوباش محله رو شکست بده !ولی برای جنگیدن با اونا خوب نیست
..به هر حال، وقتی حرف از مبارزه میشه
!در حال حاضر توی پلازا آقای تاک رتبه اول رو داره
!و آقای کاسانو برای رتبه دوم بهترینه
!نه، من موافق نیستم
!فکر میکنم حرکتای رزمی آقای کاسانو مث دانی ینه
..یکم خجالت آوره که اینو بگم
!ولی حرکتای وینچنزو کاسانو مثل استفن چو ناشیانه اس
نه خیرم ناشیانه نیستن
!آقای کاسانو مثل یه خفاش توی جهنمه
..چقدر عجیب
همین چند ساعت پیش چیزی رو که تصورشم نمیکردم، انجام دادم
..ولی به نظر میاد خیلی راحت مشروبم رو میخورم
!خانوم هونگ.. تو هم به مافیا تعلق داری
!بیا تا 2 صبح بخوریم و بعدش شب بخیر بگیم
!خودت گفتیا.. فقط تا 2 صبح
No comments yet. Be the first to leave one.