The Hangman

The Hangman

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

The Hangman 1959 BluRay 1080p DTS-HD x264g-en
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian The Hangman زیرنویس فارسی فیلم

ট্যাগ

bluray
প্রকাশিত: 2026-02-20
ডাউনলোড: 23
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

سورچی: هی! یالا. هی

هی

هی

هش

تو جهنم می‌بینمت، جلاد

یالا. بزن بریم

سلام کلانتر. مک

فکر نمی‌کردم زیمرمن رو زنده دستگیر کنی

این همون‌طوریه که می‌خواستی، مگه نه؟

بله. من مردی رو می‌خوام که معاون دیویس رو کشت

تا بالای دار تقاصش رو پس بده

خودم طناب رو دور گردنش می‌انداختم. تو هم همین‌طور

من اهل طناب‌بازی نیستم. فقط بازداشتشون می‌کنم

می‌ترسیدم بخواد با تیراندازی راهش رو باز کنه

همین کار رو هم کرد. اما اون‌قدرها که لاف می‌زد ماهر نبود. یکی دیگه مونده

باترفیلد؟ آره

الان دارم می‌رم به قلعه کنتون. یادت باشه مک

ما نمی‌دونیم باترفیلد چه شکلیه

اول مطمئن شو که شناسایی‌ش کردی

ترجیح می‌دم از دستش بدم تا اینکه خطرِ بازداشتِ اشتباهی رو بپذیرم

می‌دونم کلم. بیست سال پیش این رو بهم یاد دادی

موفق باشی

سورچی: هش! ها! هی

هی! یالا راه بیفتید! برین اون تو

هش

مک: ممنون

هموند: بیا تو

سرهنگ هموند؟ بله

مکنزی بووارد، معاون مارشال ایالات متحده

حالتون چطوره آقای بووارد؟ چه کمکی از دستم برمی‌آد؟

من دنبال جان باترفیلد هستم

سربازی که دو سال پیش از قلعه کنتون مرخص شد

دفتر شما قبلاً هم یه معاون رو فرستاده بود اینجا

تا درباره باترفیلد پرس‌وجو کنه. بله، ورجیل دیویس

هنوز با شماست؟

نه، موقع تلاش برای دستگیری

یکی دیگه از اعضای همون باند، یعنی زیمرمن، کشته شد

از شنیدنش متاسفم. ازش خوشم می‌اومد

شما اطلاعات زیادی بهش ندادید

وظیفه ما نیست که آمار سربازها رو

بعد از ترخیص‌شون داشته باشیم

سرهنگ هموند، دو نفر از اون چهار نفری که اون سرقت رو انجام دادن

اعدام شدن. همین الان زیمرمن رو آوردم

اون تنها شاهد ماست

علیه آخرین نفری که دنبالشم، یعنی باترفیلد

می‌تونید بگید چه شکلیه؟

بلندقد، حدود ۱۸۰ سانت، با چهره‌ای معمولی

موهای روشن، وقتی از اینجا رفت ۲۷ سالش بود

جای زخم یا نشونه خاصی؟ نه

قبل از اینکه اعزام بشه چیکاره بود؟

سورچی بود. همین هم اون رو به سرباز خوبی تبدیل کرد

آدم واقعاً خوبی بود

با اسب‌ها مهربون بود و با آدم‌ها خوش‌رفتار

در واقع، هیچ‌کس اینجا باور نمی‌کرد

که اون هم توی اون دستبرد دست داشته باشه

متسفم که بیشتر از اون چیزی که

به اون یکی معاون کمک کردم، نمی‌تونم به شما کمک کنم. خب، می‌تونید

من یکی از مردان شما رو می‌خوام تا همراهم بیاد و شناسایی‌ش کنه

می‌دونید کجاست؟

مک: تا حد زیادی مطمئنم که با کالسکه دو روز راهه. نورث‌کریک

دلم می‌خواد همکاری کنم

اما نمی‌تونم یه سرباز رو برای ماموریتی غیرنظامی بفرستم

بدون اجازه کتبی از فرمانده کل

چقدر طول می‌کشه؟ دو یا سه هفته

خوب نیست. باید بلافاصله بگیرمش وگرنه زیمرمن اعدام می‌شه

و تنها شاهده‌مون رو از دست می‌دیم

قربان

متسفم. نمی‌تونم مقررات رو زیر پا بذارم

حتی اگه این کار رو می‌کردم، فکر نمی‌کنم کسی داوطلب می‌شد

همه‌شون باترفیلد رو دوست دارن

هر آدمی یه قیمتی داره

ولز فارگو ۵۰۰ دلار پاداش می‌ده

آدم‌هایی رو دیدم که برای کمتر از این، دوست‌شون رو لو دادن

متسفم بووارد. باید پایبند مقررات باشم

افسر: گروهان. خبردار

ناخودآگاه حرف‌هاتون رو شنیدم

و اون بحث ۵۰۰ دلار

انگار بلندتر از بقیه حرف‌ها به گوش می‌رسید

بهش علاقه داری؟ یه جورایی

اما شنیدی که سرهنگ چی گفت، خلاف مقرراته

پس چرا داری وقتم رو تلف می‌کنی؟

یه نفر هست که ممکنه بتونید با خودتون ببرید

و نیازی هم به اجازه نداره

اون آدمِ منه. یه زن

یه زن؟ سلا جنیسون

اون باترفیلد رو می‌شناسه؟

می‌شناسدش؟ اوه، از یه فرسخی می‌تونه تشخیصش بده

اون با شوهرش رفیق صمیمی بود

هنوز یک ماه از ازدواجش نگذشته بود

که جنیسون کشته شد. توی درگیری با سرخ‌پوست‌ها

چطور شد که اینجا موندگار شد؟

نه پولی داشت، نه جایی برای رفتن

اوه، اگه بتونی ۵۰۰ دلار رو بهش بدی

زندگیش رو نجات دادی

من اینجا دنبال کارم هستم نه صدقه دادن

بین اون و باترفیلد چیزی بوده؟

شاید دلش رو به اون باخته بود، اما وقتِ باترفیلد تموم شد

و از اینجا رفت و با یه دختر دیگه ازدواج کرد

کجا می‌تونم پیداش کنم؟ توی رختشوی‌خانه پادگان

اون پایین. اون‌طرفِ آغل اسب‌ها

فقط بو رو دنبال کنی پیداش می‌کنی

از بوش معلومه کجاست

زن ۱: از سر راهم برو کنار. از وسایلم فاصله بگیر

زن ۲: اه، خفه شو

زن ۳: هی، اینجا چه خبره؟ بس کنید

ببخشید. خانم جنیسون رو کجا می‌تونم پیدا کنم؟

من خانم جنیسون هستم

می‌خوام باهاتون صحبت کنم

می‌شنوم

جایی هست که بتونیم دور از این شلوغی حرف بزنیم؟

درباره چی؟

یه موضوع شخصی. همین الان از پیش سرهنگ می‌آم

اون شما رو فرستاده اینجا؟ یه جورایی

مردی به اسم باترفیلد رو می‌شناسی؟

جانی؟ بله

بیاید

چند وقته که این‌طوری زندگی می‌کنی؟

خواسته‌تون چیه؟ درباره باترفیلد چی؟

من حکم بازداشتش رو دارم

اون با دستبرد به کالسکه ولز فارگو

در دو سال پیش دست داشته

ازت می‌خوام همراهم بیای و نشونم بدیش

دلار بهت پرداخت می‌شه ۵۰۰

شما کی هستید؟

معاون مارشال ایالات متحده

جانی باترفیلد هیچ نقشی توی

هیچ سرقتی نداشته. چرا این‌قدر مطمئنی؟

چون می‌شناسمش. به خاطر همین

آره، منم همین رو شنیدم

اون با یه دختر دیگه ازدواج کرد، مگه نه خانم جنیسون؟

نمی‌فهمم این موضوع چه ربطی به شما داره

نباید به حالِ تو فرقی داشته باشه

اون رفت و تو رو تو این وضع رها کرد

من زن‌ها رو می‌شناسم

می‌دونم ته دلت نسبت بهش چه حسی داری

چند سالته؟

بیست و چهار

بیشتر بهت می‌خوره ۳۰ سالت باشه

ممنون

چند سال دیگه توی اون رختشوی‌خانه بمونی، شبیه ۴۰ ساله‌ها می‌شی

مگر اینکه کم بیاری و به تن‌فروشی بیفتی

نگو که بهش فکر نکردی

هر چیزی بهتر از اون جهنمِ پر از بخاره، مگه نه؟

من دارم ۵۰۰ دلار نقدِ بی‌دردسر بهت پیشنهاد می‌دم

اگه بخوای، به صورت طلا

تنها کاری که باید بکنی اینه که یه تبهکارِ سابقه‌دار رو شناسایی کنی

برو یکی دیگه رو پیدا کن تا کارهای کثیفت رو انجام بده

خلافکارها کارهای کثیف رو انجام می‌دن. ما فقط گندکاری‌هاشون رو پاک می‌کنیم

باترفیلد توی سرقتی دست داشته

که به قیمت جونِ آدم‌های بی‌گناه تموم شده

باور نمی‌کنم

قانون رو به من بسپار. بذار هیئت منصفه تصمیم بگیره

دلار پول زیادیه ۵۰۰

فکر می‌کنی هر کسی رو می‌شه خرید؟

بله. من آدمِ احساساتی‌ای نیستم. سرد و گرمِ روزگار رو زیاد چشیدم

این یه بلیط کالسکه به مقصد نورث‌کریک هست

بهتره با هم سفر نکنیم

من با کالسکه بعدی می‌رم، تو با بعدیش بیا

دو روز راهه

وقتی رسیدی اونجا، مستقیم برو هتل

اسمت رو بگو. من برات اتاق می‌گیرم

من نمیام

اوه، میای. من تو رو می‌شناسم

خودم رو هم می‌شناسم. همه‌مون مثل هم هستیم

کاری رو که ناچاریم انجام می‌دیم، چون می‌خوایم زنده بمونیم

یه زندگی آبرومندانه

قبل از اینکه این پاداش رو رد کنی

خوب بهش فکر می‌کنی. اینم بلیطت

منتظرت می‌مونم خانم جنیسون

سورچی: هو! هی! ها! یالا

هش

اولی

ممنون

اوه، آقای بووارد

ممکنه کمکم کنید، لطفاً؟

واقعاً از پا دراومدم

خیلی ممنونم. زحمتی نیست چمدونم رو...؟

به متصدی می‌گم بارتون رو بیاره، خانم

آقای بووارد

سلام

سلام. دو تا اتاق دارید؟ اوه، بله قربان

با اون خانمی هستید که بیرونه؟

نه، نیستم

فردا یه خانم به اسم جنیسون می‌رسه

من به جاش ثبت‌نام می‌کنم. اسم من بووارده

این اتاق‌ها ته راهرو هستن. بهترین اتاق‌ها

خب، اون رو برای خانم جنیسون نگه دار

هزینه هر دو اتاق رو پای من بنویس

آقای بووارد؟ یوهو

اون خانم برای جابه‌جایی بارهاش کمک می‌خواد

همین‌جا صبر کنید آقای بووارد، راهنمایی‌تون می‌کنم به اتاقتون

خودم پیداش می‌کنم

من کمکتون می‌کنم، خانم

هی

مواظب پله‌ها باش

خب، آقای بووارد

می‌بینم که همسایه شدیم

هه هه. واقعاً؟ خیلی عالیه

فکر کنم ببینید که اتاق خیلی خوبیه

خانم؟ (خنده کوتاه)

The Hangman subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Hangman

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left