প্রথম 200টি লাইন।
" آنچــــه گــــذشــــت "
وقتی یه "کیتسونه" دُمشو به هم بماله
.میتونه آتیش یا روشنایی تولید کنه
.بهش میگن آتیش روباه
.تمام روز داشتم این صدا رو میشنیدم
،هردفعه که همچین اتفاقی افتاده .حق با تو بوده
.پس حالا شروع نکن به شک کردن به خودت
تو خوبی؟
.فکر کنم نه خیلی
."بهشون میگن "اُنی .اونا دنبال کسایی میگردن که تسخیر شده باشن
.کسایی که یه روح تاریک بهشون وصل شده باشه
سلام، رفیق، چه خبر شده؟
استایلز"؟"
استایلز"؟ اونجایی؟"
اسکات"؟"
.هی، من اینجام
خوبی؟ صدامو میشنوی؟
.اسکات"، نمیدونم...نمیدونم کجام" .نمیدونم چهجوری اومدم اینجا
.فکر کنم داشتم تو خواب راه میرفتم
خیلی خب، میتونی چیزی ببینی؟
.فقط بهم بگو چی میبینی
.اینجا تاریکه .دیدن سخته
...فکر کنم من یه مشکلی
...سلام - استایلز"؟" -
.استایلز" هستم و قادر به پاسخگویی نیستم" ...یه پیغام بذارید
.یالا
...سلام، "استایلز" هستم و
.خدایا، یالا
.یالا
"استایلز؟" - .اسکات"، فکر نکنم بتونم از اینجا خارج شم" -
.نمیتونم تکون بخورم - کجایی؟ -
.نمیدونم. نمیدونم، اینجا خیلی تاریکه .نمیتونم چیز زیادی ببینم
.و واسه پام یه مشکلی پیش اومده
.تو یه چیزی گیر کرده ...و
.داره خونریزی می کنه - چقدر بده؟ "استایلز" چقدر بده؟ -
استایلز"، اونجایی؟" صدامو میشنوی؟
.و یه بویی این پایین میاد
.یه بوی افتضاح
.خیلی وحشیانهست .از چشمام داره آب مییاد
.خیلی خب، گوش کن. من با بابات تماس میگیرم - .نه، نه، نه، نه، تماس نگیر -
...اما پدرت - .تماس نگیر -
.خواهش میکنم فقط با اون تماس نگیر .قول بده که زنگ نمیزنی
.اون همین حالاشم زیادی نگران منه .اسکات"، خواهش میکنم"
اما اگه نتونم پیدات کنم، چی؟
.استایلز"، نمیتونم همچین قولی بدم"
.نه، نه، نه، فقط خواهش میکنم
،خواهش میکنم .باهاش تماس نگیر
.بیا منو پیدا کن .میتونی این کارو کنی
.لازم نیست اون بدونه .اسکات"، تو میتونی منو پیدا کنی"
.مطمئن نیستم بتونم این کارو بکنم
.اوه، بعداً باهات تماس میگیرم .باید موبایلو خاموش کنم
...چی؟ نه، هی، صبر کن
.بعداً باهات تماس میگیرم - ...صبر کن، "استایلز"، صبر کن -
.صبر کن، پسر
!"آیزاک" !آیزاک"، بلند شو"
.به کمکت نیاز دارم
!"آیزاک" - چرا؟ چی شده؟ -
!"استایلز" .لباساتو بپوش
استایلز" چی شده؟"
.نمیدونم
.گفتم بیحرکت بمون
ما اجازه داریم که این وقت شب اینجا باشیم؟
اگه نگهبان گیرمون بندازه، چی؟ - .هیچ نگهبانی وجود نداره -
شمار قتلهایی که تو این مدرسه اتفاق افتاده باعث شده
.هیچ آدم عاقلی دوباره یه شغل شبونه اینجا نگیره
پس ما کاملاً تنهاییم؟
.دوباره داری ژستتو خراب میکنی
،میدونی، وقتی گفتی میخوای مدلت بشم
.این چیزی نبود که فکر میکردم تو ذهنت بود
واقعاً؟
،اگه داری به مدلینگ برهنه فکر میکنی
.اون معمولاً بدون شلوار انجام میشه
شنیدی؟ - چیو شنیدم؟ -
نشنیدی؟ - من صدای موسیقی رو میشنوم. تو چی میشنوی؟ -
.یه صداهایی
.اون رفته
،خواهش میکنم .بیا منو پیدا کن
."هی، "استایلز
باهاش تماس گرفتی؟ با بابام تماس گرفتی؟
.نه. فقط "آیزاک". ما داریم مییایم پیدات کنیم
میتونی بفهمی کجایی؟
سعی کن یه چیزی پیدا کنی .و بهمون بگی کجا دنبالت بگردیم
.یه زیرزمینه
فکر می کنم...فکر میکنم .تو یه جور زیرزمینم
تو یه خونه؟ - .نه. بزرگتر به نظر مییاد. مثل کارخونهای چیزی -
.فکر میکنم یه کوره وجود داره .اما سرده
.این پایین خیلی یخبندونه
.من باید موبایلو...من باید موبایلو خاموش کنم .باطریش داره تموم میشه
.صبر کن، صبر کن، صبر کن
چه چیز دیگهای اونجا هست؟ چی میبینی؟
.باطری موبایل داره تموم میشه .نمیتونم حرف بزنم
.باید برم
...خواهش میکنم
استایلز"، چرا داری آروم حرف میزنی؟"
.چون فکر میکنم یه نفر دیگه هم این پایین با من هست
تــقــدیم میکــنند شـقـایـق & مـــانـــی .: KashCool & Mani Vampire :.
" فصل سوم - قسمت هجدهم " " تاريخ ترجمه: 1392/11/22 "
.مامان، لامپم سوخته
بازم لامپ داریم؟
!مامان
چیکار کردی؟
.هیچی .تصادفی بود
.ساعت از 12 گذشته .الآن باید خواب باشی
.برو بخواب
شما از کجا فهمیدید؟ با شمام تماس گرفت؟
.من صداشو شنیدم - .نپرس -
.اگه بپرسی، گیجکنندهتر میشه
.خیلی خب. نه به گیجکنندگی این
.اون از رنگ قرمز برای موارد حلنشده استفاده میکنه
.شاید اون فکر میکنه بخشی از یه مورد حلنشدهست
.یا خود مورد حلنشدهست
.صبر کن
اون هنوز اون بیرونه؟
شما نمیدونید کجاست؟
.اون گفت یهجایی تو زیرزمین یه کارخونهست
.اومدیم اینجا تا یه بوی بهتری پیدا کنیم
دیگه چی گفت؟
.پاش یهمشکلی داره. خونریزی میکنه
.و داره یخ میزنه
.امشب سردترین شب ساله
.قراره تا منفی بیست درجه هم برسه
پدرش چی گفت؟
...ما یه جورایی .هنوز بهش نگفتیم
استایلز" داره خونریزی میکنه" و داره یخ میزنه، و شما با پدرش تماس نگرفتید؟
.مجبورم کرد قول بدم که این کارو نمیکنم
.میتونیم با بو ردشو بگیریم و پیداش کنیم
،اگه داشته تو خواب راه میرفته نمیتونه جای دوری رفته باشه، درسته؟
شما متوجه غیب شدن جیپش نشدید، نه؟
.تو قول دادی که با پدرش تماس نگیری .من که قولی ندادم
.صبر کن، "لیدیا"، صبر کن .من میتونم کمک بیشتری بگیرم
...میتونم با "درک" و "آلیسون" تماس بگیرم
.همه به جز پلیسها .نظر خوبیه
شما بچهها یادتونه که اون این احساسات رو
وقتی یه نفر در شرف مُردنه داره، درسته؟
.لازم نیست با پدرش تماس بگیری
.تا ایستگاه پلیس پنج دقیقه راهه
.ما خودمونو بهتون میرسونیم
چی؟ چرا؟
.یهچیزی اینجا هست
.آره
.مدرک یه دیوونگی تمام و کمال
ما میتونیم بعد از اینکه اونو از یخزدن تا سرحد مرگ نجات دادیم
.بفهمیم چشه - .برید -
.ما بلافاصله پشت سرتون میایم
کی اونجاست؟
.میدونم اونجایی .میتونم صداتو بشنوم
تو کی هستی؟
.خود
.یالا
،اگه جیپش هم غیب شده .پس ما هم از همین جا شروع میکنیم
،"پریش"
.بریم یه حکم توقیف واسه یه جیپ 1980 آبی بگیریم
کُردُوا"، من یه لیست از هر گونه زیرزمین صنعتی"
یا هر ساختمونی
که اون میتونسته در حین تو .خواب راه رفتن واردش بشه، میخوام
.امشب تا الآن سردترین شب سال بوده
پس اگه اون با پای برهنه اون بیرون باشه
و فقط با یه تی-شرت، ممکنه تا همین حالا .هم فشارش خیلی افت کرده باشه
.بیاید سریع حرکت کنیم. سریع فکر کنیم .شما دو تا، با من بیاید
.خیلی خب چیزی هست که لازم باشه به من بگید
که من نتونم به کسی اون بیرون بگم؟
.لیدیا" میدونست که اون گم شده" - میتونه کمک کنه پیداش کنیم؟ -
.خب، داره روش کار میکنه
چیز دیگهای؟ - .من با "درک" و "آلیسون" برای کمک تماس گرفتم -
میتونی با بو کشیدن پیداش کنی؟
.پیداش کردیم، قربان .جیپو پیدا کردیم
.باطری خالی کرده
.احتمالاً یادش رفته چراغا رو خاموش کنه
چرا باید بیاد اینجا؟
.بیا بفهمیم
.نگهبانا دارن همهی طبقاتو میگردن .هنوز چیزی پیدا نکردن
زیرزمین چی؟ - .دنبالم بیا -
.اینجا نیست - .دیگه نیست -
منظورت کل ساختمونه؟
.رفته
.من میرم به "استیلینسکی" بگم
.و ببین میتونی "آلیسون" رو پیدا کنی
.موبایلشو جواب نمیده
متوجه میشی چقدر بو این بالا قویه؟
تا حالا در مورد علائم شیمیایی چیزی شنیدی؟
.علائم شیمیایی با احساسات در ارتباطن
و فقط عرقمون میتونه .عصبانیت، ترس یا تنفر رو نشون بده
یه نفس عمیق بکش
.و بهم بگو چی حس میکنی
.فشار - .و تشویش -
اون این بالا چی کار میکرده؟ - .نمیدونم -
.اما قطعاً یهجور کشمکش بوده
با کی؟
.با خودش
بقیه کجان؟
از دیوونهی شمشیربازمون سرنخی به دست آوردیم؟
.نه. اما پوسترشو سرتاسر شهر زدیم به دیوارا
.دقیقاً اون چیزی نیست که من واسه طراح توصیفش کردم
."خب، شما دقیقاً بالاترین اولویت امشب نیستید، مأمور "مککال
یعنی چی؟ اولویت اول چیه؟
تو اینو نکشیدی؟
.بذار سر جاش
کار توئه، درسته؟
.یکی از کارامه .فکر میکنم
اون خیلی از تو خوشش میاد، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.