প্রথম 200টি লাইন।
نخستوزیر جیم زده، میبینم که منطقیه
منم بودم همین کارو میکردم. یه آبروریزی ملیه
گرگها رو با لیزا درن سیر کردن، اما دیگه کی قراره تقاص پس بده؟
همیشه نسل جوونه که تهش باید حسابو تسویه کنه
حزب کارگر وقتشو صرف کوبیدنِ محافظهکارها میکنه
ولی گندکاریهای خودشون هم همین شکل و بو رو میده
وقت تغییر رسیده. هیچکدوم از این دو حزب نمایندهی اون تغییر نیستن
خیلی خب، ممنون خانم بوان
"تغییر" واژهی خیلی قشنگ و فریبندهایه برای چیزی که شما نمایندهش هستین
آمل، میتونم چیزی به حضار بگم؟
اوه، بله، حتماً. اگه هنوز گوش میدن
بفرمایید آقای استفانوویچ، ممنون
ممنون. آقایان. پایاپای پیش میریم، شرمنده
مردی که درست کنار من نشسته
میخواد درسهای "تندر" رو ساده جلوه بده
شکست در نظارت، سادهلوحیِ وزرا
ناهنجاریهایی با ذهنیت مجرمانه
اما تندر یه ناهنجاری نیست
این پایان منطقی و فوقواقعیِ چیزیه که دولتِ بازارمحور عاشقشه
باید شروع کنیم به اعتراف کردن
که سرمایهداری همونقدر که خلاقه، استثمارگر هم هست
و باید از تظاهر به اینکه تندر یه موجود غریبهست دست برداریم
اون بخشی از خودمونه
دمودستگاه بازار همیشه قربانیِ مناسب خودش رو پیدا میکنه
منم شریک جرمم
توی جلساتی با مردها و زنهایی نشستم
که اونقدر مبهوت ژستها و کلمات فنسالارانهشون شدم
که هر دو رو به عنوان بیطرفی اخلاقی باور کردم
متقاعد شده بودم که دارم به حزبم کمک میکنم
به حزبم کمک نمیکردم. داشتم به اصول اولیهش خیانت میکردم
وظیفهم شده بود که گول بخورم، لابی کنم و عشق دروغین دریافت کنم
تا نئولیبرالیسم بتونه به پروژهی چنددههایش ادامه بده
یعنی از بین بردن ساختار اخلاقیِ نحوهی حکمرانی ما
اما من سر خم نمیکنم
اول، باید خسارت مالیِ تکتکِ اون مردمی رو که بیخبر بودن جبران کنیم
همونهایی که پولشون رو توی چیزی گذاشتن که ما مقدسش کرده بودیم
و از اونجا به بعد
زمان تخیل و رویارویی فرا میرسه
به نظرم این هیجانانگیزه
این دولت حزب کارگر باید برای شما کار کنه
ویتنی رفت
چرا بهم در مورد اون... نگفتی؟
مقالهی اون روزنامهی زرد؟
عموم و تو
منو بازی ندادین
این اسمش شراکت نیست
موافقم
نیست
پس کمکم کن بفهمم
دیگه دوستت ندارم، هنری
دوستت ندارم
اصلاً هیچوقت داشتی؟
آره
آره
طلاق میخوام
باشه
باشه، تو الان داری بدون فکر حرف میزنی
منطقی فکر نمیکنی
ببین، ما الان وسطِ یه طوفانِ لعنتیایم
این یه بحث نیست
این چیزیه که من میخوام، هنری
لعنتی، ما کاتولیکیم
نمیتونی منو اینطوری ول کنی
معلومه که میتونم
ما کلی آینده داشتیم
زندگی و بچـ
بچهها
کی گفته من اونا رو میخواستم؟
دوستت دارم. دوستت دارم. تمومش کن. تمومش کن. خواهش میکنم
هر حسی که الان داری
از بین میره
ده ثانیه تا شروع معاملات
اچ، بوی کلاب میدی. کاملاً با عقل جور درمیاد
کنجکاوم ببینم چه حسی داره. نیازی به کنجکاوی نیست
قیمت کف کرد. سقوط آزاد به ناکجاآباد. هیچ خریداری نیست
مثل یه سیاهچالهست
سود و ضرر چقدره؟
من
صد و ده میلیون
بزن بریم لعنتی! وای خدای من
اوه گندش بزنن! شوخی میکنی؟
وای خدای من! خدای من! هارپر، اون پوزیشن لعنتی رو ببند
همین الان، لطفاً. باشه
آره، آره، آره، آره. وای خدای من. آدرنالینم زده بالا
چی؟ لعنت
با من حرف بزن. صبح بخیر کنی. بله، استرن هستم
الو، شما؟ ببخشید
صبح بخیر کنی. سلام، آره، هارپر استرن
میخوایم شروع کنیم به نقد کردن
پوزیشن شورت "تندر"مون در حجم بالا، لطفاً. باشه
شدتِ این نوسان باعث وحشت مردم میشه
بیشتر از این بازار رو نترسون. یه مقدارش رو موقع فروشهای هیجانی نقد کن
اولوییتت بهترین قیمت باشه، نه سرعت
اوه، حله کاساندرای کوچولوی جذاب من
برای خبرهای جدید توی چت باش
بهتره یه کم شامپاین سفارش بدیم
و سیگار برگ. آره
صبر کن، تو سیگار برگ میکشی؟ نه
ولی بدجوری قهوه لازمم. پس هر چی میخوای سفارش بده
هر چی. همهچی. همهچی رو سفارش بده
سلام
وای خدای من. میتونم یه کم خاویار سفارش بدم
آره. ...و یه کم فرنچ تست؟
پرینگلز. آره، لطفاً
و یه کم "کاسامیگوس". اصلاً میتونیم یه کم سیبزمینی سرخکرده بگیریم؟
ولی نه از اونا... میشه سیبزمینی مکدونالد بگیریم؟ نه از اونایی که شُل و ولان
مثل اونایی که
میشه بری برامون بگیری و بیاری؟
و وقتی آوردیشون
میتونی خاویار رو بریزی روشون، لطفاً
آره، عالی میشه. خیلی ممنون
صبر کن، صبر کن. "دام" سفارش دادی؟
نشنیدم "دام" سفارش بدی. سری بعد سفارش میدم
سلام، با اریک تائو تماس گرفتین. لطفاً پیام بذارین
تموم شد
محض رضای خدا بهم زنگ بزن
فکر کنم دین و ایمونم داره کمکم میشه کتهای بلند و گرون
آره! از اون کتهای بلندِ لعنتی
این یه لحظهی سرنوشتساز توی زندگی یه زنِ جوونه
وقتی که دیگه پرادای دستدوم نمیخره و میره خودِ پرادای اصلِ لعنتی رو میخره
قطع نکن
وقت زیادی ندارم
کجایی؟
برو توی اتاق خوابت
سینجین نکن لعنتی، فقط انجامش بده
داخل کمد. یه تختهی لق هست، پیداش کن
خیلی خب، بنال. کجایی؟
تا وقتی مطمئن نشم حرفمو میفهمی، نمیگم
حرف بزن لعنتی! تیتر روزنامهها رو دیدم
نهادهایی که برامون چراغ سبز روشن کردن، دنبال یه قربانی میگردن
تنها چیزی که لازم دارن یه عکس از تو با دستبنده
تا نشون بدن سیستم ایرادی نداره. آره، اون آدم میتونه تو باشی
واقعاً؟ در این صورت، من کجام؟ کاملاً مطمئنم اونا میدونن تو کجایی
میخوای خودتو تسلیم کنی؟
قبل از دادگاه بازداشتت میکنن و همهچی رو مسدود میکنن
قبل از اینکه حتی بوی سلول به مشامت بخوره، حبست میکنن
چی داری میگی؟ تنها قدرت ما توی عقبنشینیه
فرار؟ با تو فرار کنم لعنتی؟ داریم جامون رو عوض میکنیم
تا ولعِ بازرسها برای انتقام رو عقب بندازیم
بدونِ جفتِ ما
هیچکس نمیتونه کاملاً بفهمه چه اتفاقی افتاده
اینم یه مشت چرندِ دیگه ست
فکر نکنم به نفعت باشه که حرفمو باور نکنی
آره، امتحانم کن احمق
از مرز که رد بشیم، دیگه فقط فراری نیستیم؛ میشیم ابزارهای سیاسی بالقوه
ابزار سیاسی از چه لحاظ؟
مدتیه که دولت روسیه به شرکت ما علاقهمند شده
اون شب توی هتلِ نیویورک
داشتن حلقه رو تنگتر میکردن
ویتنی؟
ویتنی، من در خطرم؟ بهم بگو
هستی. به چشم شریک جرم من بهت نگاه میکنن
این واقعی نیست. یه کابوس لعنتیه
تا جایی که من میدونم، همین الان ممکنه تو راهِ خونت باشن
اگه من
اگه من خودمو تسلیم کنم
و جلوی همه یه المشنگهی بزرگ راه بندازم
هیچ مهرهی بدی این ریسک رو نمیکنه. حتماً. مستقیم میری زندان
چون تا حالا هیچکس توی شرایط مشکوک
توی بازداشتگاه پلیس نمُرده. باید غیبمون بزنه
موقتاً
وگرنه شک نکن اونا این کارو برامون میکنن
توی "سیگنال" بهت پیام میدم
بهت میگم کجام؛ همهچی آماده و ردیفه
سیمکارتِ گوشیای که داری ازش استفاده میکنی رو نابود کن
همهچی رو ول کن و پول نقد رو بیار و هنری، یادت باشه
اگه منو بفروشی، جفتمون رو به باد میدی
لعنتی
وقتی به کانال نزدیک میشیم، ارتفاع رو زیر ۵۰۰۰ پا نگه میداریم
از حریم هواییِ تحت کنترلِ هیترو دوری میکنیم. ترجیح میدم سکوت رادیویی داشته باشیم
اما موقع نزدیک شدن، معمولاً یه کد شناسایی جعلی میسازم
هر چی. من بهت پول میدم که بدون اینکه لو بریم منو برسونی اونجا
قرار نیست بهت یاد بدم چطوری وظیفهت رو انجام بدی
خب، تا وقتی کل پول رو نگیرم، کسی تکون نمیخوره
پول نقد تو راهه. موندن توی اینجا جایز نیست
تا ۳۰ دقیقهی دیگه پیادهتون میکنم. گفتم که تو راهه
آقایان، وقتی نشستیم و در باز شد
به ما گفتن شما مشاورهایی هستین که با پرواز اختصاصی میرین
وقتی پیاده بشین، دیگه تنها هستین
میدونستم خیلی زود دوباره میبینمت
باید بهم بگی
دقیقاً کجا داریم میریم و چطوری امنیت من تضمین میشه... همین الان
اون رو چند ماه پیش برای روز مبادا ساخته بودم
تصمیم درستی گرفتی، بهم اعتماد کن
ما با هم قویتریم
این دیگه چه کوفتیه؟
خیلی براش زحمت کشیدم
دارم ازت محافظت میکنم. نه، نه، نه، نه
گفتی این
موقتیه
این موقتی نیست
داری منو انتقال میدی
من شریک نیستم، من یه ابزارم. نمیفهمم منظورت چیه
آره، نه، نه. معلومه که نمیفهمی، چون
وقتی مچت رو میگیرن، بحث رو عوض میکنی
یا خودت رو به کوچه علیچپ میزنی
موضوع رو عوض میکنی چون نمیتونی خودت موضوعِ بحث باشی
طاقتِ زیرِ ذرهبین رفتن رو نداری
من اهرم فشارِ توأم. همون کسیام که پشتش قایم میشی یا باهاش معامله میکنی
میدونی، شناختنِ جایگاهِ خودت یه جور وقار داره
No comments yet. Be the first to leave one.