প্রথম 200টি লাইন।
بيا
!پاشو
...هان ته اوه
بيارش
بهش بگو بياد
و با حرف زدن قضيه رو حل کنه
...هان ته اوه
!هان ته اوه رو بيار
...من...ميخوام
خيلي چيزا ازش بپرسم
مادر
همه چي رو شنيدم
نه،اول به حرفاي من گوش بده
دارم ميام خونه
...و من
بايد از "بل لا فير" محافظت کنم
داداش گفت که اون مطمئنا هان ته اوه ـه
اگه هان ته اوه داداش سه رو رو گير بندازه
داداش سه رو چيکار مي تونه بکنه؟
چرا از من مي پرسي؟
من از کجا بايد بدونم؟
!ها؟
ميدوني يعني چي ،نه؟
ديگه دور و بر دخترِ رئيس
نَپِلِک
...هان ته اوه
بايد يه چيزي بهش بگم
ديوونه شدي؟
...هان ته اوه
هان ته اوه رو بيارين
ديگه "بل لا فير" بهت نياري نداره
پولت
ان سوي ابرها قسمت 9
!اينجا چيکار ميکني؟چيکار ميکني؟
هان ته اوه ،سه رو رو گرفت
ولي تو هنوزم- چيکاربايد بکنم؟-
وقتي که با دختر هان ته اوه بود گرفتنش
من بايد خرابکاري هاشُ جمع کنم؟آره؟
گفتي يه کاري ميکني
اگه جانگ سه رو به خاطر نقشه ما گير بيوفته چي؟
بذار تا شب صبر کنيم
اگه خبري ازش نشد ،بريم دنبالش
!پارک کانگ جه
سه رو تو رو مثل داداش خودش ميدونست
:ترجمه و زيرنويس .:.:(mb.sj) محبوبه:.:. .:.:(Shhz) شيــــما:.:. .:.:(maryam_eco2003) مري:.:.
!مدير
بذار بعدا باهم احوال پرسي کنيم
چي شده؟اروم اروم بهم بگو
کجا بودي؟
اين دفعه ديگه همه چيُ خراب کردي- مهمه که من کجا بودم؟-
چي "بل لا فير" رو به خطر انداخته؟
گفتم که
پول شويي هاي پدر تقريبا لو رفته
...پس
!پس؟
فکر کردم مامان بهت گفته که تو "بل لا فير" چه خبره. پس نبايد يه فکري داشته باشي؟
واقعا فکر کردي که اگه مردم درباره پولشويي هاي پدر بفهمن هيچ بلايي سر "بل لا فير" نمياد؟
با "بل لا فير" تونستن اون همه پول اختلاس کنن
کاملا واضحه
برو خونه
يه سرِ ميرم سرِ اصل مطلب
کل روز فکر کردم که اگه اين حرفُ زدي بهت چي بگم
ميگم ،هان يونگ جو ،تصميم بگير
...يا بايد همينجوري از پدر محافظت کني
يا بايد پدر رو از "بل لا فير " بندازي بيرون
ساده تر از اين بايد بگم؟
بين من و پدر يک کدوم رو انتخاب کن
اگه منُ انتخاب کني ،کمکت ميکنم
خونم
تو ،من و مادر
اگه هر سه نفرمون باهم باشيم
ميتونيم پدر رو شکست بديم
منظورت اينه که بايد عليه پدر باشيم؟
موقعيت فعليتُ به کمک " اف ال جمستون" بدست اوردي
ولي جديدا فهميدي که اونا هم فاسدن
بدون هيچ مدرکي
پس...در واقع خودت به اين مقام نرسيدي
بايد زودتر از اينا اين کارُ ميکردي ،خواهر
وقتي که پشت اين ميز نشسته بودي
تو فرودگاه به مادر گفتم
چه يه روز چه يه سال
من قوي ميشم و برميگردم
خوب راجبش فکر کن و تصميم بگير
من يا پدر
کدوم؟
ميشه يه لحظه باهم حرف بزنيم؟
...درباره ي
لي اون سو رو به زور بردن
تلفن سه ور ضبظ شده
و الان به تلفن هان ته اوه وصله
قبلش ،قول بده که از کانگ جه عذر خواهي ميکني
چند بار ميگي؟ميخواي شکنجه ام بدي؟
زودتر تمومش کن
شماره منشي آن چنده؟
بله ،رئيس
کارم با لي اون سو تموم شد
و الان هم دارم ميام سئول
به نظرت متوجه شد؟
بله. همه چيُ بهش گفتيم
پس ميتوني تمومش کني
زودتر همه چيُ تموم کن
...خدايا
!رئيسمون اومدن
مدير هان ،چه خبره؟
بشينين ،چيزِ خيلي مهمي هم نيست
پيداش کردم! تو گيونگي دو ،اُسان
دارن از اُسان ميان سئول
چشم ازش برندار. ميرم
...اقا
بله ،بله ،درسته
شماره پلاک ماشين
ميشناسي؟
قرارداد
حالا ديگه چيزي براي نگراني نيست
اگه حسابا رو چک کنن چي؟
خيلي هامون تو يه کشتي هستيم
نگران نيستم چون يه نفر هست که کمکمون ميکنه
ولي اينبار جدي تره
نبايد خيلي سخت باشه
خيليا هستن که ميخوان کمک کنن
باهم زندگي کردن بهتر از باهم غرق شدنه
چطورتونستي يه همچين اشتباهي کني؟
متاسفم
!بذار برم
پدر
بعدا حرف ميزنيم.مهمون دارم
بايد بريم بيرون
لي اون سو ،الان کجاست؟
اين ديگه چه رفتاريه؟
گفتم برو بيرون
!ولم کن. باهاش چيکار کردي؟
!پدر! ولم کن
!پدر
مگه چه کار اشتباهي کرده؟کجاست؟
!پرسيدم چيکار کرده مگه
نمي توني اينکارُ کني
پدر ،صدامُ ميشنوي؟
!ميشنوي ،مگه نه؟
کجاست؟
:ترجمه و زيرنويس .:.:(mb.sj) محبوبه:.:. .:.:(Shhz) شيــــما:.:. .:.:(maryam_eco2003) مري:.:.
...اون سو
چرا اينجوري رفتار ميکنين ،خانم؟
دستاي کثيفتُ بردار
ديدمتون که اون سو رو با اين ماشين ميبردين
الان کجاست؟
!چيکار کردي؟
ببرينش
لطفا،بريم
رئيس الان تو شرايط خوبي نيستن
اين يه مورد اضطراري براي شرکته
نبايد ناراحتشون کنين
...اتفاقاي امروزُ
فراموش نميکنم
منشي آن رفت به شرکت لي ته اوه
پس چيکار کنيم؟
چند بار اين منطقه رو گشتيم
فعلا صبر کنين شايد سئول اومده باشه
!باشه
چي باشه؟ اصلا نمي دوني بايد چيکارکنيم
بعدِ اينکه خونواده رو کلا از هم پاشوندي
با چه رويي برگشتي؟
نمي بيني اوضاع خونه چجوريه؟
ميشه ساکت بموني؟
!تو
واقعا با تاجر لي اون سو بودي؟
درک ميکنم که به خاطر زود برگشتنم نااميد شدي
ولي اينقئر نقش بازي نکنين ،مادر
چي؟
گفتي نقشِ مادرُ برام بازي ميکردي
موقع مريضي ازم مراقبت ميکردي
لباسمُ اتو ميزدي ،دستمُ ميگرفتي
همه اينا بازي بود
...اين بازي رو اميدوارم يکم ديگه ادامه بدي
دارم الان فکر ميکنم
که چقدر ميتونم از خونوادم متنفر باشم
و چقدر ميتونم تسليم بشم
اگه بتونم دور بندازمش ،اگه بتونم باهاش مقابله کنم
چيه؟
اومدم رئيس هان ته اوه رو ببينم
فکر کردي کجايي؟
برو بيرون ،قبلِ اينکه به پليس زنگ بزنم
اين يارو کيه؟
اون سو ـه؟
اون سو
ميام بيرون
نه،يونگ وون
اومدم رئيس هان ته اوهُ ببينم
هان يونگ وون نه ،هان ته اوه رو ميخوام ببينم
چيکار کنم؟
يونگ وون ،نيومدم تو رو ببينم
نبايد ميومدي بيرون
خيلي صدمه ديدي
بذار اول بريم بيمارستان ميرم سوئيچ ماشينمُ بيارم
نه
خوبم
بدجوري صدمه ديدي
چقدر کتک خوردي؟
واقعا پدرم... اينکارُ کرد؟
بيا نگيم متاسفم
رئيس هان ته اوه ،رئيس هان ته اوه ـه
No comments yet. Be the first to leave one.