প্রথম 200টি লাইন।
خب داری چیکار میکنی؟ چیو میشکنی؟
نه... این "کارت بریکینگه"، مثل کارتهای بیسبال
مگه باهاشون مشکلی داری؟
نه بابا. مردم جمعشون میکنن
کلی پول میارزن. چرا باید بشکنیشون؟
خب کاری که ما برای جمع کردنشون میکنیم اینه که
مثلاً فرض کن تو طرفدار تیم "داجرز" هستی و کارتهاشو جمع میکنی، خب؟
من که جمع نمیکنم. حالا فرض کن میکنی
فقط تظاهر کن. یه تیم دیگه انتخاب کن
"انجلز" چطوره؟ انجلز
باشه
خیلی خب، تو تیم انجلز رو برداشتی
من انجلز رو نمیخوام. کدوم... تو کیو میخوای؟
ای بابا. یه اسم دیگه بگو
یانکیز! هیوستون استروز
باشه. خیلی خب، یانکیز
واو. استروز رو خریدی
یانکیز رو خریدی. عالیه
خب ما یه "کیس" داریم. ما کیسبهکیس بریک میکنیم
گیج شدم. کل جعبه رو خریدیم؟
منم گیج شدم. نه، تو
این... این بریک کردنه
میشه بذاری این لامصب رو توضیح بدم؟
باید بدونم، این بریک کردن بده یا خوبه؟
خوبه. بریک کردن خیلی هم خوبه
شماها دارید درباره چی حرف میزنید؟
ببخشید. بیسبال
بیسبال؟ آره
گوینده: وقتی انباریها به حال خودشون رها میشن
خوب به این یکی نگاه کنید
اوهوع! چه باحاله
گوینده: گنجینههای درونشون
اوه
گوینده: به حراج گذاشته میشن
فکر کنم زدم به هدف. به روش خودت فروختیش
ایول! رفتم تو سود
اینو ببین. یعنی پول، عزیزم
پ-و-ل
آمادهاید؟
اولین حراج توی "ال مونته" است
دومین حراجِ امروز هم توی "وست کووینا"ست
خب دنی، امروز انگار کاروانِ حراجه
میدونی، باید کاری کنیم دنبالمون بیان
مثلاً تمام طولِ روز رو
پس وقتی رسیدیم به اولی، باید بهشون خبر بدیم
که امروز توی انباریهای دیگه هم برنامه داریم
که اگه اینجا شانس باهاتون یار نبود و
اونجا دنبالم بیاین
اگه دنبال خریدید، برای بعدی هم همراه ما باشید
بازیِ احتمالاته دیگه
باشه
راه انداختن این خیمهشببازیها برای
گرم نگه داشتن تنورِ مشتریها اصلاً کار سادهای نیست
اگه میخواید با لورا و دن خوش بگذرونید
فقط با کاروانِ حراج ما همراه بشید
اوه! خوشم اومد. چی؟ هان؟
چی! چی
داشتم با رفیقم گپ میزدم
و دیدم که یه کاروانِ حراج راه افتاده
من عاشق اینم که با یه تیر دو نشون بزنم
باید یه راهی پیدا کنم که به دن و لورا وصل بشم
توی این منطقه
تا بتونم یه انباریِ لقمهچرب پیدا کنم
من تو شهرم
بد نیست یه حالِ اساسی به خودم بدم
همیشه دنبال معاملهام
همیشه دنبال حراجم
همیشه هم دنبال غذا
یادته اون دفعه اون خریدارِ انباری بهم چی گفت؟
گفت یه جور ویتامین هست که میتونی تزریق کنی
و بهت انرژی میده؟
اسمش "بِ ۱۲" هست عزیزم
یکی از اونا لازم دارم
میدونم
ملودی کل شب رو هی از خواب میپرید
میدونم
امیدوارم بین من و لوپه
اونقدری سلول مغزیِ سالم برامون مونده باشه
که بتونیم امروز توی حراج یه چیزی به جیب بزنیم
ای وای، کنی اینجاست
چه خبر دختر؟
خودتو ببین، چقدر میدرخشی و این حرفا
اون توتها اونقدر تازه به نظر میان که انگار
همین الان چیدیشون
کنی
چطوری؟
همیشه از دیدنت خوشحال میشم کنی
منم همینطور
حس خوبی به اینجا دارم
جدی؟ آره
خوبه. منم همینطور
تا حالا اینجا نبودم، ولی
آره
فکر کنم بتونیم سریع یه انباری برداریم و بزنیم به چاک
کارتهای ورزشی رو میشناسی دیگه، نه؟
میشناسم... آره. خب
دربارشون شنیدم
هر وقت توی انباری کارت میبینه، میگه: "اه، ولش کن!"
اوه، این اشتباه بزرگیه
من و کیسی با "بریک کردن" کارتها داریم پول پارو میکنیم
دیگه کسی "هابی باکس" نمیخره
که همهشو برداره، درسته؟
مردم تیمهای خاصی رو جمع میکنن
مثلاً من "میامی دالفینز" رو دوست دارم
من "سن دیگو پادرس" رو دوست دارم
من "فینیکس سانز" رو دوست دارم
من سهمِ خودم رو از اون بریکهای داخلِ کیسها میخرم
و مثلاً فرض کن ۹۰ دلار میدم
فقط برای اینکه کارتهای "سانز" رو بگیرم
هر چی باز کنن، بعدش برای من میفرستن
تمام کارتهای "فینیکس سانز" رو
پس یه کیس ۶۰۰۰ دلاری رو برمیداریم
و بین تمام ۳۰ تا تیم مختلف بیسبال تقسیمش میکنیم
و بعدش تو با یه قیافه کاملاً گیج نگاه میکنی
آره، یعنی نمیدونم
نمیدونم به خاطر کمخوابیه
یا طرز توضیح دادنِ رنه
ولی شبیه یه جور قمارِ مسخره است
تنها چیزی که من شنیدم اینه که تو به هیچ انباریای نیاز نداری
آره، کلی هم پول داری
آره، به نظر میاد
خب، چیزی که واقعاً باید بشنوی
اینه که اون شنید تو کلی پول داری
من کلاً هر انباریای که دلم بخواد رو میخرم
داستی نه تنها از بریک کردن سر در نمیاره
بلکه نمیفهمه که من همیشه توی حراج برندهام
خورشید داره کمکم درمیاد، نه؟
آره، دیروز لبهام آفتابسوخته شد
باید از خودمون محافظت کنیم، مگه نه؟ میدونم
دارم خیسِ عرق میشم
ای وای. ای وای
یادت باشه، همیشه میتونی
اینم یه چیزیه واسه خودش. پناه بگیر
این بامزه نیست؟ آره
روش عکسِ... عکسِ حیوون داره، که
از اینا جمع میکنی، هان؟ آره، خیلی بامزه است
من خیلی حیوونها رو دوست دارم
و انگار حس میکنم باهاشون در تماسم
اوه، فکر کردم میخوای بگی مثلاً خودم یه حیوونم
غرشِ منو بشنو
اوه آره، اونم هست
من بینیِ خرس، چشمهای تیزِ عقاب
و قدرتِ یه گوریل رو دارم
امروز میخوام مثل یه زنبورِ کوشا باشم
یه چیزی اونجاست
انگار یه پرنده ریده رو لباسم
اومم، چه خوشمزه
سلام همگی! چه خبر دن؟
صبح بخیر، صبح بخیر. واو
چه جمعیتی! سلام
چطوری؟ خوبم
منم خوبم
میدونید که امروز کاروانِ حراج داریم
منظورت از "کاروان" چیه؟
مجبور نیستم به هر دو جا برم
مجبور نیستی، ولی شاید دلت بخواد بیای
بهتر نیست برای صرفهجویی در بنزین با هم بریم؟
نه، لازم نیست همسفر بشیم
کاروانِ حراج
به حراج خوش اومدید
ما دن و لورا داتسون هستیم
قبل از اینکه از این ورودی رد بشید
باید قوانین رو بدونید
ما میریم سراغِ انباری، قفل رو میبُریم، در رو باز میکنیم
و پنج دقیقه بهتون وقت میدیم که یه نگاهی به دور و بر بندازید
حق ندارید برید داخل
حق ندارید هیچ جعبهای رو باز کنید
و هر کسی که امروز پولِ بیشتری توی جیبش باشه
حتماً میتونه صاحبش بشه. آمادهاید؟
آره! ایول
بیاین
بزن بریم
خیلی خب رفقا، راه بیفتید
اولین انباری این داخله، دوستان
این قفلبُر اینجا چی میگه؟
یه درِ خیلی امن که بالای قفلش محافظ داره
پس انداختنِ قیچی قفلبُر اون تو خیلی سخته
یا حتی استفاده از سنگِ فرز
رنه، از دندونات استفاده کن
از دندونام؟
میدونی، مثل یه سگِ آبی یا گرگ
یا مثل یه دایناسورِ تیرکس، یا
ممنون عزیزم. خواهش میکنم
عیبی نداره
در ۱۰ هست دنی. ارزشِ صبر کردن رو داشت ۶
خیلی خب
رادیو هست... اون یه آمپلیفایره یا چی؟
یه آمپلیفایر گیتاره، ولی ما روی این قیمت نمیدیم
این در باید همونطور قفل میموند
باشه
اوه، این یکی یه ذره شلخته است
این انباری اصلاً سرِ ذوقم نمیاره
ولی حداقل کوچیکه
ممکنه یه گنجی اون تو باشه
خوشم میاد که یه صندلیِ حصیری اونجاست، نه؟
یه جورایی بامزه است
فکر کنم باید از خردِ یه جغد استفاده کنم
و حسابی سبکسنگین کنم که قیمت بدم یا نه
هو هو
کلی وسیله هست. چیزی میبینی؟
No comments yet. Be the first to leave one.