Jane the Virgin

Jane the Virgin

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 4

রিলিজ তথ্য

Jane the Virgin - S04E07 WEBg
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 7 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-23
ডাউনলোড: 16
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

دوستان، بیاید درباره‌ی جِین حرف بزنیم

کلی سختی کشیده

ازدواج کرد، ولی بعدش

وقتی بیدار شدم یه ذره حالم خوش نبود

فکر کردم استرسِ قبل امتحانه

خب، الان چطوری؟ کاملاً خوبم

و بدترین اتفاق ممکن افتاد و مایکل مُرد

و برای همین جِین یه کتاب نوشت

درباره‌ی داستان عشقشون

و وقتی چاپ شد، خب جِین

خیلی خیلی هیجان‌زده بود

تازه، اوضاع با دوست‌پسرش آدام

هم عالی پیش می‌رفت

ناشرم یه تورِ کتابِ کوچیک راه انداخته

می‌خواستم ببینم تو هم دوست داری بیای؟

اون حتی طرح روی جلد

کتابش رو هم کشید. اما متأسفانه

دارم می‌رم لس‌آنجلس. باورم نمی‌شه

آره، واقعاً گند زده شد به همه چی

پدر و مادر جِین هم تو رابطه‌شون به مشکل خوردن

نکته‌ی مثبتش اینه که آلبا و خورخه هنوز رابطه‌شون پابرجاست

اما رافائلِ ما... اوضاعش اونقدرها خوب نیست

ببینید، خواهرش لوئیزا بالاخره تصمیم گرفت

سهام هتلش رو بهش پس بده. تنها مشکل این بود که

لوئیزا توهم زده بود که مردی به اسم کارل وجود داره

تو هم کارل رو اینجا می‌بینی، مگه نه؟ نه

و برای همین خودش رو تو بیمارستان روانی بستری کرد

ولی وای خدای من، کارل واقعی بود

قضیه اینه که خواهر دوقلوی پترا، آنِزکا

و مامانشون ماگدا، برای لوئیزا پاپوش دوختن

تا فکر کنه عقلش رو از دست داده

تا بتونن کنترل هتل رو به دست بگیرن

در صورت عدم صلاحیت اون

تمام سهام هتلش به آنِزکا می‌رسه

برای همین پترا سعی کرد بین ماگدا و آنِزکا تفرقه بندازه

که باعث شد آنِزکا غمگین و گیج بشه

و خب

دیگه بیشتر از این منتظرتون نمی‌ذارم

پس بیاید شروع کنیم

در طول مسیر نویسنده شدنش

سه بار پیش اومد که

جِین گلوریانا ویانوئِوا واقعاً به یه هُل و انگیزه نیاز داشت

و هر بار رافائل اونجا بود

این، البته، دفعه‌ی اول بود

خب، بستگی داره

منطقی باشم یا شجاع؟

شجاع باش

من یه نویسنده‌ام؟

تا حالا اینو بلند نگفته بودم

و دوستان، ناگهان

دریچه‌ای از احتمالات به روی جِین باز شد

و نمی‌ذارم آدامِ احمق

تور کتابم رو خراب کنه

با اینکه قبلاً با تصمیم ناگهانیش

برای رفتن به اون سر کشور

جشن امضای کتابم رو خراب کرد

با اینکه سه بار ازش پرسیدم

سه بار، مامان! که آیا مطمئنه که می‌خواد با من باشه یا نه

و اون هر بار با خنده می‌گفت: «آره، من پایه‌ام.»

آخه کی این کار رو می‌کنه؟ مَردا

البته دور از جونِ آقایونِ حاضر

در هر صورت، ترجیح می‌دم با شما بیام تور کتابم

«تور» یه کم کلمه‌ی بزرگیه. کلاً دو تا توقفه

خب، زمان‌بندی‌ش عالیه چون منم نیاز دارم یه مدت

از پدرت دور باشم

این چیه؟ برنامه‌ی سفرمون

بسیار خب. خب، این هیجان‌انگیزه

دقیقاً. آره، خیلی هیجان‌انگیزه

و آدامِ کله‌خر هم

هیچ نقشی توش نداره، که البته ضرر خودشه

چون قراره کلی خوش بگذره

آره

اینجا چیکار می‌کنی؟

می‌خواستم ماشین کروک کلاسیکم رو

برای اولین تور کتاب دخترم، بهش قرض بدم

برای اولین تور کتابش

جِین، نکنه اون کلیدها رو بگیری

مامان

من وارد دعوای شما نمی‌شم

ولی ماشینِ کروک رو می‌بریم

بیخیال، "زو"

گفتم که متأسفم

بابت اینکه تو این پنج سالِ گذشته عذاب وجدان بهم دادی

چون خبر نداشتی جِین حامله‌ست؟

در حالی که خودت یه شک‌هایی داشتی

یه شکِ خیلی کوچیک

که من بچه رو به دنیا آوردم

ببین... فقط نیاز دارم یه مدت ازت دور باشم

ماتئو

انقدر بوق نزن

حواسم بهش هست، حواسم هست

خب، پس برنامه‌ی سفرم رو داری. دریافت شد

و حدس می‌زنم یه نسخه‌ی پشتیبان هم تو ایمیلم منتظرم باشه

داری می‌ری تور کتاب

این خیلی اتفاق بزرگیه

و دوستان، اونجا بود که اون گفت

خب، الان مامانم داره بوق می‌زنه... باید برم

باید اعتراف کنی

که این ماشینِ باحالیه

بعد از این سفر می‌دم روخلیو بفروشتش

ولی آره، عینِ تِلما و لوییز شدیم

به چی گوش بدیم؟

مامان؟

تصمیم گرفتم باهات بیام

مگه نباید سرِ کار باشی؟

برنامه‌م عوض شد

سفرِ جاده‌ای هم که به نظر خوش می‌گذره

بزن بریم

شیومارا، می‌شه صندلی‌ت رو یه ذره بدی جلو، لطفاً؟

وقتی سقف باز باشه باد زیاد نمی‌آد؟

بیاید سقف رو ببندیم

جِین، می‌شه لطفاً یواش‌تر بری؟

من نمی‌خوام تو این لگن بمیرم. خیلی تو چشمه

اولاً که دارم با سرعت مجاز می‌رم

دوماً نه، نمی‌تونم

چون باید ساعت ۲ پالم‌بیچ باشم

تا پذیرش بشم و برای کتاب‌خوانی آماده بشم

چشمات به جاده باشه

دارم سعی می‌کنم

ویراستارته

بذار رو پخش

رو پخشه! همه ساکت

جرمی، سلام

خب گوش کن، یه خبرِ بزرگ

امشب برنامه‌ت با یکی دیگه مشترکه

اون همین الان تأیید کرد

اِ، کی تأیید کرد؟ ایانلا وانزنت

وای خدای من. آره، ایانلا، زندگیم رو روبه‌راه کن

اون دیگه کیه؟

اون کیه؟

مادربزرگمه. ببخشید

سلام مامان‌بزرگ! ایانلا مجریِ

برنامه‌ی «ایانلا: زندگیم رو روبه‌راه کن» تو شبکه‌ی OWN-ه

و از آدمای نزدیکِ اپرا وینفریه

این یعنی جمعیتِ امشبِ جِین

خیلی زیاد خواهد بود

پس بترکون، خب جِین؟

و دیگه هیچ‌وقت منو نذار رو پخش

خب این هیجان‌انگیزه

قطعاً همین‌طوره

حالا

می‌شه لطفاً تو اون استراحتگاه نگه داری؟

باید برم دستشویی

باز هم؟

باید برم دستشویی

باز هم؟

شکمم هنوز درد می‌کنه

به نظر یه کم بدنش گرمه

برو عزیزم

بابا هم می‌ره برات تایلنول بگیره

و اگه بدتر شدی، پاپا به من سرِ کار زنگ می‌زنه، باشه؟

باشه

به جِین بگیم؟ نه

اون تو تورِ کتابشه

نیازی نیست بهش زنگ بزنیم

اگه هر چیزی نیاز داشتی بهم زنگ بزن، هر چیزی

می‌دونم از وقتی برگشتی خونه، این اولین باریه که با ماتئو تنهایی

از وقتی برگشتی خونه

واسه همین می‌خواستم آماده باشی

یه نسخه‌ی پشتیبان هم برات ایمیل کردم... باید تو اینباکست باشه

شماره‌های اضطراری، زمان‌های خواب

اگه بدقلق شد یا غذا نخورد چیکار کنی

یا اگه آقا میمونه رو پیدا نکردی

و اینم جاییه که تو «فورت مایرز» می‌مونم

استرس داری؟

خیلی زیاد

از زمان خاکسپاری تا حالا مامان مایکل رو ندیدم

می‌دونی که مجبور نیستی ازش اجازه بگیری

واسه اینکه درباره‌ش بنویسی

چرا، باید بگیرم

خب آقا خوشگله، مامانی باید بره

نه مامانی

نه! اشکالی نداره

حالت خوب می‌شه. مامانی! مامانو می‌خوام

مامانو می‌خوام

اوه، می‌دونم عزیزم

ولی مامانی دو تا خوابِ دیگه برمی‌گرده، باشه؟

و زود هم حالت خوب می‌شه

اوه، لعنتی. این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست

این... برای آنِزکاست؟

باید یادتون بیارم که خواهرِ پترا

به تازگی در حالی که تو یکی از اتاق‌های مهمان حلق‌آویز شده بود، پیدا شد

نه. بدن آنِزکا سوزونده شد، پس ما

به تابوت نیاز نداریم، اینو هی دارم بهشون می‌گم

با رئیس صحبت کردم. گفت اشتباه

باید از طرفِ مؤسسه تشریفات باشه، پس

خودتون باید باهاشون حلش کنید

آره، الان دیگه نمی‌تونیم پسش بگیریم

نه، البته که نمی‌تونید

کریشنا، اینو ردیفش کن. ک-کجا

می‌خوای بذارنش؟ برام مهم نیست

فقط یه جا که جلوی چشم مهمونا نباشه

اصلاً واسه چی داری مراسم می‌گیری؟

معلومه که برای آنِزکا عزادار نیستی

البته که هستم. اون خودکشی کرد

بعد از اینکه من سعی کردم بین اون و مامانم تفرقه بندازم

پس عذاب وجدان دارم، باشه؟

باشه

مرگش خیلی رسانه‌ای شد

اگه غمگین به نظر نرسم، برای هتل بد می‌شه

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left