প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه گذشت
خون آشام ها و گرگينه ها ...آزادانه به همه جا مي رفتن
...تا اينکه يه جادوگر اونا رو طلسم کرد...
.تا قدرتشونو محدود کنه ...،از اون موقع به بعد
...گرگينه ها فقط در ماه کامل مي تونن تبديل بشن
و خون آشام ها توسط .خورشيد تضعيف ميشن
الايژا؟ - .يکي از اصيل هاست. يه افسانه ست -
.کلاوس اصل کاريه - ...يعني ميگي که قديمي ترين -
خون آشام تاريخ داره مياد دنبال من؟...
.اومدم که باهات يه معامله اي بکنم
چجور معامله اي؟
.ازت مي خوام که سالم بموني
.و سعي نکني خودتو به کشتن بدي
منم بهت اطمينان ميدم که درعوض .به هيچکدوم از دوستات آسيبي نرسه
.به ايزابل زنگ زدم - پيداش کردي؟ -
.نه دقيقاً. سلام، الينا - .عمو جان -
.گاز يه گرگينه، ميتونه يه خون آشام رو بکشه .پس تو نبايد دوست اون باشي
مي فهمي؟
.من جولز هستم
.ميدونم که تو يه گرگينه اي
ميدوني ميسن کجاست؟ - .اون مرده، تايلر -
ميخواي بدوني کي کشتش؟ .خون آشام بلوند کوچولوت اين کارو کرده
.کارولاين هيچوقت همچين کاري نمي کنه
اون و بقيه دوستاي خون آشامش .پشت اين ماجرا بودن
.سلام
چه خبر؟ - .بايد با هم حرف بزنيم -
.آره، بايد حرف بزنيم
گوش کن، من خيلي راجع به اين موضوع فکر کردم .و نميخوام واسه خودم آناليزش کنم
...آره، فقط يه بوسه بود...ولي
.قضيه من و مت هنوزم تموم نشده .ما نمي تونيم ادامه بديم، تايلر
.باشه - .عالي شد -
.پس تمومه
چه بلايي سر عمو ميسن اومد؟
چي؟ - .اون مرده و ازت ميخوام بهم بگي چه بلايي سرش اومد -
...من...تايلر، نمي - .پس بذار خودم بهت بگم -
استيفن و برادرش ديمن .اونو کشتن
.چون استيفن و ديمن هم خون آشامن...درست مثل خودت
کي بهت گفته؟ - حقيقت داره؟ -
.بذار برات توضيح بدم - اين همه مدت ميدونستي اون مرده؟ -
.خواهش مي کنم - ميدونستي؟ -
.متأسفم، تايلر. معذرت مي خوام - .من بهت اعتماد کردم -
اداره پليس اعتقاد داره که مواد مخدر ...نقش بزرگي در حمله ديوانه وار و خشن
ديشب داشته که سه تلفات... .در يک دبيرستان دولتي بر جاي گذاشته
منابع آگاه اعتقاد دارند که اتفاقات ديشب ...مربوط به گردشگر هاي مفقود و
نگهبان پارک 45 ساله با نام... .جسيکا کونيگ" که جستجو براي او همچنان ادامه دارد، مي باشد"
اداره پليس اعلام کرده که تحقيقات ادامه خواهد داشت .و توضيحات بيشتر به اعلام عمومي نخواهند رسيد
...تا دقايقي ديگر، شهردار لاک وود سخنراني اي
بخاطر مصيبت هاي اخيري که شهرمون ...بهش دچار شده، در ميدان شهر
يادبودي براي همه عزيزاني ... .که در بين ما نيستند، خواهيم داشت
به ما بپيونديد تا اميدوار باشيم که .بعنوان يک اجتماع، ميتوانيم شرايطمان را بهبود بخشيم
.صبح بخير - اينجا چي کار مي کني؟ -
.قهوه ميخورم - .خب، منظورم اين نبود -
.اين کارو که ديشب کرديم. قرار شد ديگه مزاحم نشي حالا بگو واسه چي اومدي اينجا؟
.اومدم که ازت محافظت کنم .فعلاً فقط همينو ميتونم بهت بگم
يعني چي که فعلاً فقط همينو ميتوني بگي؟
هروقت متقاعد شدم که ميتونم .بهت اعتماد کنم، بازم بهت ميگم
.خدايا، ديرم شده - .بسه ديگه، سه بار گفتي -
چـــي؟
.صبح بخير، جنا الاريک؟
.چيزي نيست، فقط يه کم گيج شدم .آخه انتظار نداشتيم که ديگه هيچوقت ببينيمت
.خب، ديشب ديروقت رسيدم .الينا منو راه داد
.ميدوني، فکر کنم بهتر باشه من برم
.من هنوز گيجم
تصميم گرفتم که برگردم .و يه مدتي اينجا بمونم
،اينجا نه .نمي توني
در اصل، نميتوني جلوي منو بگيري که .اينجا زندگي نکنم
.در اصل، ميتونم .بعنوان قيم حقيقي
آهان، پس اينجوريه؟
...الينا، ميخواي خودم توضيح بدم براش
يا اينکه صبر کنم... تا تو آمادش کني؟
باشه. اينجا چه خبره؟
.معذرت مي خوام، جنا
...بايد زودتر بهت ميگفتم، ولي
.من پدر واقعي الينا هستم
.همين. الان ميدوني ديگه
چي؟
تو جان گيلبرت رو برگردوندي؟
اين همون اقدام بزرگت واسه نجات دادن الينا بود؟
،رفتم دنبال ايزابل بگردم ..ولي به جاش جان رو پيدا کردم
...گفت ميتونه کمکمون کنه
.مام چاره اي نداريم
.اونقدرام بدبخت نشديم هنوز، استيفن
.جان همونيه که ميخواست منو کباب کنه
ديمن، دوست جادوگر جديد باني ...داره واسه الايژا کار مي کنه
پس بايد فرض کنيم که سنگ ماه .اصلاً نابود نشده
...الينا داره همه وفادارايشو
براي قراري ميذاره که با... ...الايژا گذاشته
.تا همه رو امن نگه داره...
منظورم اينه که، تو به الايژا اعتماد داري؟
.من بهش اعتماد ندارم. اون يه اصيله .نميشه بهش اعتماد کرد
...اونجوريم نيست که بريم سراغش و دخلشو بياريم
.چون ظاهراً، نميتونه بميره...
هنوز منتظر اون بخش حرفاتم که .جان گيلبرت جوابش باشه
.اون درمورد فدا کردن ميدونه
.ايزابل بهش گفته
گفت يه راهي بلده که ميتونه .الينا رو امن نگه داره
اونوقت چجوري بايد اين کارو بکنيم؟
.اون حرف نميزنه، حداقل با من که حرف نميزنه
.کارت عالي بود، استيفن .زدي تو خال
.آخه من به قدر کافي خودم بدبختي نداشتم
.بخاطر رز متأسفم
.بي خيال. من فقط اون زن رو واسه 5 دقيقه مي شناختم
ولي بعد از 5 دقيقه .بازم بهش اهميت ميدادي
.نميدونم اين چه معنايي داره
.معنيش اينه که اهميت ميدم، استيفن
...معنيش اينه که دارم به مردي تبديل ميشم که
.لياقت عظمت پيدا کردن رو داره...
.بهتره حواستو جمع کني
...آخه شايد يهو واسه خودم يه قهرمان باحال شدم
.و طوفان تو رو دزديدم...
"زنگ بزن به پليس" "کارولاين"
.من باز مي کنم، مامان
چي شده؟
.تايلر درمورد تو و ديمن فهميده
.فهميده که ديمن، ميسن رو کشته
.من هيچي بهش نگفته بودم
.همون زنه جلوز بهش گفته .يجورايي با ديمن سر جنگ داره
.تايلر خيلي ناراحت بود
از طرز نگاهش معلوم بود .که انگار بهش خيانت شده
.اين خيلي بده
تو که نميخواي به ديمن بگي؟ - .نه -
.اگه بهش بگيم اونو مي کشه
.به نظر اون همه گرگينه ها بايد بميرن
.البته اصلاً هم عقيده اشتباهي نداره، کارولاين
خب اگه تايلر بخواد تلافي کنه چي؟
.انگيزه شو هم داره .ميتونه خودشو به کشتن بده
.خب، ما نبايد اجازه بديم همچين اتفاقي بيفته
آره. بايد بريم سراغش و براش ...دليل و منطق بياريم
.قبل از اينکه کار احمقانه اي بکنه...
.بايد باهاش حرف بزني
.فقط سعي کن براش توضيح بدي. ميدوني که
.هميشه ميدوني چه حرفي رو بايد بزني باشه؟
...اون و من .با هم دوستيم
حق با من بود، نه؟
.دوست خون آشام کوچولوت داشت بهت دروغ مي گفت
چي مي خواي؟
...ميخوام بفهمي که يه خون آشام
.هيچوقت نميتونه برات يه دوست باشه...
.اين توي ذات ماست که با هم دشمن باشيم
ميدوني اين حرفت چقدر احمقانه س؟
.بايد از اينجا بري .اينجا امن نيست
.من نميتونم با تو از اينجا فرار کنم
.من حتي تو رو نمي شناسم .مامانم به هم ميريزه
.زندگي من اينجاست - .زندگي قديمت -
.زندگي جديدت تازه داره شروع ميشه
.خيلي چيزا بايد ياد بگيري
مثلاً چي؟
.که چطور زنده بموني
.تو طلسم رو فعال کردي، تايلر
مهمه که ياد بگيري .گرگينه بودن چه معنايي داره
.ما هممون بر پايه وفاداري زندگي مي کنيم
.از همديگه محافظت مي کنيم
.وظيفه و افتخار منه که کمکت کنم
.خواهش مي کنم بهم اجازه بده
جان کجاست؟
.اينجا نيست. رفت
.نميدونم کجا رفت
،يهو ظاهر شد .به جنا گفت که باباي منه و بعدم رفت
يعني الان همه ميدونن؟ - .ظاهراً -
تو خوبي؟
.آره
،سر جنا داره گيج ميره .ولي من خوبم
مگفت واسه چي اومده اينجا؟
نه. ميدوني، استيفن فکر مي کنه که اون داره .راست ميگه که ميخواد به من کمک کنه
تو باور مي کني؟
.نه. حتي يه لحظه هم حرفاشو باور نمي کنم
.منم همينطور
ميخوايم چي کار کنيم؟ - .بکشيمش -
.ديمن - .شوخي کردم -
.باشه. يه کوچولو جدي بودم - !ديمن -
.نميخوام بهش آسيبي برسونم، الينا
الان من ديگه آدم خوبي هستم، يادته؟
اين يعني چي؟
.ميخوام يه گفتگوي مؤدبانه با پدرت داشته باشم
.صبر کن. باهات ميام
.کاريت ندارم .فقط ميخوام باهات حرف بزم
پس چرا بدون اجازه اومدي توي خونه م؟
،اگه ميخواستم اجازه بگيرم خودت منو راه مي دادي؟
تايلر؟
.هيچي نگو
.تايلر، من دارم ميرم مراسم يادبود
بريدي"؟"
.پيدا کردن اينجا خيلي سخته
.خودت گفتي که کسي نبايد بفهمه من اينجام
.ممنون که اومدي
مطمئني که اين خون آشام ها ميسن رو کشتن؟
.بله
.بايد مواظب باشيم
.من از هيچ خون آشامي نمي ترسم
.ميدونم، عزيزم ...ولي بيشتر از اينکه بخوام انتقام بگيرم
.اون پسره رو مي خوام...
من که ميگم .جفتشونو با هم
.شايد داريم با هميدگه برخورد بدي مي کنيم
چي سر ميسن اومد؟
تايلر، خيلي چيزا هست که .بايد درموردشون حرف بزنيم
.اگه من بودم اين کارو نمي کردم
،وقتي ماه کامل نيست .نميتوني در حد و اندازه هاي من باشي
.خيلي خوب شد که برگشتي، جان
.ميتوني واقعاً برامون مفيد واقع بشي
انجمن چي؟ دارن چي کار مي کنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.