প্রথম 200টি লাইন।
تسلیم شو دیگه، فابین
!آخ
وای، پسر
.لعنتی امسال سال برنده شدن من
توی مسابقات مهارت مامورها بود
توی لیست آرزوهام هم ثبتش کرده بودم
کنارش عکس غروب آفتاب هم چسبونده بودی؟ - پایینش چسبونده بودم -
واو. باورم نمیشه که موفق نشدی
...خب، شاید دفعهی دیگه ...میدونم که به نظر عجیب میاد
ولی میتونی سعی کنی افتضاح نباشی
خب، مجبور نیستی در موردش عوضیبازی دربیاری
مجبور که نیستم
ولی اونوقت نمیتونم بهت بگم
عهدنامهی ورسای زنگ زد
و میخواد شکست کاملش
توی تمام اهداف رو پس بدی
همچنین، در مورد اروپا هم متاسفه
خب، اگه اینقدر عالی هستی پس چرا اطلاعاتت اینقدر بده؟
اسم من فابین نیست
.میدونم فابین اسم رئیسمه
وقتی اسمش رو داد میزنم باعث میشه به آدمهایی تیراندازی کنم
که تظاهر میکنم اون هستن
خب، شانس آوردی - حتما -
البته، توی هزارتوی آینهای شاید بهتر باشه
...یه گالن ادکلن به خودت نزنی که بوش شبیه
بنزین و پای گندیدهی یه ولگرده
آخ
این یکی واسه چی بود؟ - هنوزم بوش ازت میاد -
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
،سلام، همایش ماموران مخفی
جایی که هم جاسوسها توش هستن و هم بوفههاش غذای عرقکرده داره
،کی بروشور آیآیاِی رو میخواد
شرکت بیروحی که ما رو مجبور به این کار کرده
.بیخیال، لانا بیا یکم باهاش خوش بگذرونیم
...این لیموها رو برمیداریم و باهاشون
اسید سیتریک غلیظ درست میکنیم تا به چشمهای خودمون بپاشیم؟
اگه لازم داری یکم توی کیفم هست
.این خیلی هم بد نیست ،وقتی توی آیآیای موقتا کار میکردم
،سعی داشتن سودآوری رو بیشتر کنن
واسه همین اگه توی یه روز بیشتر از دو بار دستشویی میرفتی حقوقت رو کسر میکردن
از این شرکت متنفرم
کارت توی مسابقه خوب بود، آرچر
ولی وقتی حریفت رو "فابین" صدا کردی همه تعجب کردن
مخصوصا این شخصی که کنارته
،خب، با وجود اینکه داری ازم تمجید میکنی
که تقریبا برام غیرممکنه
،که ازت خوشت نیام ولی هنوزم کاملا دلم میخواد بکشمت
امروز یه روز حیاتی برای همهاتونه
سازمان" رو به عنوان"
یه بخش مجزا از آیآیای افتتاح میکنیم
وایسا، واقعا؟ ما از شما مستقل هستیم؟
"بله. دقیقا به اندازهای که "کرمیت قورباغه از عروسکهای "ماپت" مستقله
به نظرت "خانم خوکه" ازش سوء استفاده میکنه؟
...میدونم سختگیری میکنه، ولی
من که حس میکنم ازش لذت میبره
کیه که خوشش نیاد؟ یه خوک که جواهرات بسته کتکت بزنه
نه. منظورم اینه شما قراره یه تیکه پارچهی نازک باشین
و دست من قراره تو کونتون باشه
پس حس کنجکاویت کجا رفته؟
،60درصد جاسوسیهای خصوصی دست آیآیایه
ولی بعضی از مشتریها زیادی توی گذشته گیر کردن
اونا رابطهی صمیمی و اصالت میخوان
شماها هم قراره همین رو وانمود کنین
پس تظاهر کنیم مستقلیم تا آیآیای موفقتر بشه
و اجازه بدیم که بیرحمانه ازمون سوء استفاده کنی
مفهوم کلی یه شغل هم همینه
قراره توی یه سخنرانی "به اسم "رهبری به عنوان یک شبکه
سخنران اصلی باشم
توی دستور زبان نمیتونی بگی "اسم به عنوان یک اسم دیگه"
و تظاهر کنی معنیش درسته
.معلومه که میتونم "اسم رو گذاشتم "زبان به عنوان یک اسلحه
حالا، آرچر، اگه بخوایم
سازمان" افتتاحیهی مناسبی داشته باشه"
باید توی مسابقهی مهارت ماموران برنده بشی
راستی، هیئتمدیره از این ایده متنفره
اونا ترجیح میدادن کاملا جداتون کنن
و سایر جاها پخشتون کنن
پس، آرچر، سرنوشت ما در دستان توـه
خب، به فنا رفتیم، بچهها - واویلا -
میدونی چیه؟ باهات روراست میشم
این مسئولیتیه که خیلی جدی میگیرمش
لطفا یه پیک "گلنگولی بلو" بده
دنبال یکیتون میگردم
که رهبری رو به عهده بگیره
البته این شخص زیردست من میشه پس نقطه، نقطه، نقطه
نقطه قراره باعث بشه از برچسب خوشم بیاد؟
!لعنتی! من باید با آرچر توی مسابقات باشم
،نه، لانا. تو رو اینجا لازم دارم
در مرکز و توی دید بقیه
و یه وقت نترسی که بری بین جمع
و چندرگه بودنت رو نشون بدی
یادت باشه، رابطهی صمیمی
شنیدی که چی گفت، عزیزم
رابطهی شخصی
هی، چند تا برچسب میخوای؟
خوردنی هستن - به نظر خوردنی نمیان -
اگه به قدر کافی سعیت رو بکنی همه چی خوردنی میشه
مرتیکهی خرشانس
باید یه کاری بکنیم؟
پاپکرن درست کنیم یا کار دیگه؟
حالا کجا داره میره؟
فکر کنم دیگه من رو زدی
.میبینی؟ درکم میکنی واقعا واسه زنده نگه داشتن
،میراث مادرم حس مسئولیت میکنم
ولی از طرف دیگه، حالا مجبور نیستم نگران این باشم
که تنها کسی که توی دنیا ازش میترسم سرم داد بزنه
پس با حس مسئولیتپذیری جلو برم یا بزنم دیوار رو خراب کنم؟
یا اگه دقیقتر بگم، دیوار رو خراب کنم
بعد از اون دیوار دیوار متصل بهش رو خراب کنم
که احتمالا دیوار باربره
پس... حالا کدومش؟
دارم فکر میکنم
فکر کردم خودتی، لانا
بالاخره پیدات کردم - رابرت؟ چه مرگته؟ -
این همه راه رو از دوبی پرواز کردی
،تا بشنوی که میگم با وکیل طلاقم حرف بزن"؟"
آره. و من توی راه ابوظبی بودم
حالا، میدونم که اکثر اشتباهات ...از طرف من بود
اکثرش؟ - ولی تو هم بیگناه نیستی -
و باید به این فکر کنیم که چی واسه ایجی بهتره
واسه همین اون زنیکه رو سیخ زدی؟
به خاطر ایجی؟ چیه، لای پاهای اون زنیکه
داشتی دنبال کتاب تربیت فرزند میگشتی؟
نه. کتابها رو اونجا نمیذارن
اصلا نگران چی هستی؟
یه توافقنامهی تقسیم اموال هم امضا کردیم
خب، مشکل حضانت ایجی وجود داره
ببخشید؟
فقط دارم واقعگرایانه نگاه میکنم
به خاطر شغل تو ایجی رو دزدیدن
از نظر یه قاضی، این محیط ناامنی به نظر میاد
،و اگه ایجی رو به دادگاه احضار کنن
کاملا مطمئنی که تو رو انتخاب میکنه؟
چرا روی آرنجت جای دندون هست؟
.الان بهت نشون میدم برچسب دوست داری؟
حس میکنم یکم فضا لازم داری
چیه؟ - تو نباید الان -
برگردی سر غرفه؟
نه، چون کار من دهن سرویس کردنه
و باید توی مسابقات باشم
تا وقتی آرچر خرابکاری کرد جاش رو بگیرم
بیخیال. وقتی لازم باشه آرچر قابل اطمینانه
الان داره واسه دور بعدی استراحت میکنه
دقیقا گفت منظورش از دور بعدی چیه؟
!یو-هو
کاملا هم متقاعد نشدم که این چیز بدیه
انگار کبدش الکل رو جذب میکنه و جاش شانس تولید میکنه
با این حال، میتونی توی مسابقات بمونی
.ممنون ،به هر حال قرار بود بمونم
مرتیکهی پشگل خالص
ولی ممنون
مسابقه اساسا تشریفاتیه
من رو کلا همیشه بزرگترین جاسوس دنیا در نظر میگیرن
آره. کاملا همینطور بودی
میدونی، منم قبلا مثل تو جاسوس بودم
واسه کی جاسوسی میکردی؟ تمدن اتروسک؟
همین رو بگو
توی این حرفه، یه دقیقه، تو بهترین چیز
،بعد از شام مخصوص ساعت 3 هستی
و یه دقیقه دیگه گه سگ لای نون میشی
توصیهی من رو میخوای؟ یکم سس خردل بخر، پسر
چرا باید خردل بخرم تا خودم رو بخورم؟
پس به این فکر کن
چرا اینقدر سرحالی؟
چرا از صورتت نمیپرسی؟
صورتم میگه رابرت حضانت ایجی رو میخواد
میتونه این کار رو بکنه؟
،خب، وقتی اونقدر پول داشته باشی
معلومه که میتونی هر کاری بکنی
چرا ایجی گوشیش رو جواب نمیده؟
یه بچه جواب گوشیش رو نمیده؟
.عجیبه براش تلگراف زدی؟
یا آتیش گاندور رو واسه علامت دادن روشن کردی؟
چرا همه چی اینقدر پیچیدهاس؟
چون داری از یکی از پولدارترین مردهای دنیا طلاق میگیری
که رئیس سابقت هم هست و حضانت دخترت رو میخواد
که پدرش یکی از همکارهاته - ...خب، آره، ولی -
همزمان هم واسه یه شرکت عظیم کار میکنی
که به نظر سعی داره کل دنیا رو به دست بگیره
آره. به گمونم همهی اینایی که گفتی
خب، جواب تمام این مشکلات رو پیدا کردم، لانا
سادهاس، راحته
و درست ته این لیوانه
،خب، ته این لیوان که نبود
ولی من اهل انصراف دادن نیستم
نگاه کنین، یه میکروفون صدا
اوه
.و تمام کارش همینه شگفتیهای دانش آیآیای
.یه میکروفون ...چه نوآوری جدیدیه
البته واسه سال 1876
هی، ایدهی جدیدی که روش کار میکنی چیه؟
چرخ؟
خوب ضایعش کردیم، ایکاری
دارم روی یه چیزی به اسم "چرخ" کار میکنم
...ولی یه وسیلهی جنسیه
.که نمیتونم سر کار بسازمش اسم این رو گذاشتین عدالت؟
خب، ببین، میفهمم
،آیآیای شاید "یاغی جدید و باحال" نباشه
ولی اینجا هم فیلم "کلوپ صبحانه" نیست
No comments yet. Be the first to leave one.