প্রথম 200টি লাইন।
تو کی هستی که واقعا بهش احتیاج دارم
پس جایی نرو ، پیشم بمون
کنارم باش
کنارش
کنارش باشم؟
تمیز کردن فقط تمییز کردن گرد و غبار و آشغال ها نیست
... من معتقدم که نظافت می تونه
کورسوی امیدی برای زندگی کسی باشه
این چه صداییه؟
موشه؟
یا خدا
نخوابیده بودی؟
خدایا
تو این تاریکی چیکار می کنی؟
این؟
فردا برش می گردونم
شنیدم واسه سلامتی خوبه ، فقط می خواستم یه مزه ای کنم
حیفه
یکی می خوای؟
یه کم سوجو می خوای؟
سوجو؟
اوسول
... کاش تو
یه کارِ دیگه می کردی
دست هامو دیدی؟
من کل روز با زباله ها ... سر و کله می زنم
و تو هوای غبار آلود نفس می کشم
... بعد از 25 سال اینجوری زندگی کردن
سیاهی زیر ناخون هام تمیز نمیشه
... می دونی وقتی با این دست ها
میرم رستوران مردم چی می گن؟
می گن دست های کثیفمو بشورم
... حتی اگه با مسواک بسابمشون
تا وقتی خون ریزی کنن مثل یه کم پیش
چون کثیفم کسی دلش نمی خواد کنارم بشینه
بابا
مجبوری اینکارو کنی؟
نمیشه جز نطافت کار دیگه ای کنی؟
نه
برام مهم نیست که چه شغلی دارم
... تصمیم داشتم هر جا قبول کنن
کار کنم
... فقط چون موقتی بود
اینجا کارمو شروع کردم
می دونستم چه قدر ازش متنفری
منم نمی خواستم زیاد بمونم
... ولی
باحال بود
دوسش داشتم
هر وقت می خواستم کاریابی رو شروع کنم
همیشه می رفتم کتابخونه یا کلاس
همش حس می کردم تو یه جعبه ی ... کوچیک و خفه کننده
اسیر شدم
... ولی سر کار ، آدم های خوبی بودن
... باهاشون می خندیدم
و موقع کار خوش می گذروندم
خیلی خوب بود
... خسته کننده ست
بدن درد هم می گیرم
اما طبیعیه
اجتناب ناپذیره
... بعد از اینکه دو و میدانی رو ول کردم
... من
... حس می کردم
هر جایی که میرم بهش تعلق ندارم
فکر می کردم بالاخره جایی رو پیدا کردم که بهش تعلق دارم
... هیچ نمی دونستم چه حس خوبیه
جایی باشی که بهت احتیاج دارن
اگر بهم بگی کارمو ول کنم میام بیرون
... تو هیچوقت
با تصمیماتم مخالفت نکردی
این بار به حرفت گوش میدم
ببخشید که اعصابتو خورد کردم
چرا همش تنهایی می نوشی؟
تو همراهم اومدی
پس باید همراهم بنوشی
مونده بودم بدون من کجا رفتبد
یه ظرف اودون دیگه بیارید
بیا ، یه پیک واسم بریز
دیگه 18 ساله شدم ، انقدر بزرگ هستم که بنوشم
چی؟ 18؟
... چطور یه 18 ساله ی فسقلی جرئت می کنه
زهرماری بزنه؟
چی؟ خودت گفتی یاد بگیرم چه جوری با یه بزرگتر زهرماری بزنم
به چی زل زدی؟ حق نداری حرف بزنی
چی؟ حق ندارم؟
... تویِ جغله
نزن منو ، به خدا این بار به پلیس ها می گم
همیشه منو می زنی ، بهم گیر میدی طردم می کنی
به خاطر آزار کودکان گزارشتو میدم
چی؟
حالا واسه من کودک شدی؟
اگه ورزشکار نبودم فاتحه ام خونده بود
خوبه خودت می دونی
به کسی نگو که خواهرمی
به کسی نگو برادرمی خجالت آوره
لعنت
یه کم بهم بده ، تنها تنها نخور
داغه
داغ
کات - کات -
همینجوری نخورید که
وقتی غرش می کنه حریص تر شید
بیاید باز بریم اینو - از اول -
! آماده؟ اکشن
کارگردان چشه؟
بیا ، یه کم بخور
سریاله ، فیلم نیست که
ای بابا
خوبی؟
بریم
... اون بازیگره
لی سونگ چان نیست؟
تو واقعیت خوش قیافه تره
هی
ببینم ، خودتی دیگه جه مین؟
هی ، مشتاق دیدار
تو هم هستی؟
شما همدیگه رو می شناسید؟
چرا بهم نگفتی؟
سلام
هنوز سیاه لشگری؟
مگه بازیگری رو ول نکردی؟
نه ، به کارم ادامه دادم - خوشحالم تو این وضع می بینمت -
سونگ چان ، بیا برای سکانس 30 آماده شیم
یه کم صبر کن - باشه -
باید برم
باهام در تماس باش
دماغتم تمیز کن
تا بعد
خدافظ
بی شعور خود شیفته
اوسول ، دیرت شده بیدار شو
! وای خدا
کدوم دختری همچین بوی گندی میده؟
پنیر منیر درست میکنی مگه؟
هی بیدار شو ، همین الان ! بیدار شو
! دیرت شده
نمیری سر کار؟
فقط پنج دقیقه
بذار پنج دقیقه دیگه بخوابم - عجبا -
تروخدا - پس تا 60 سالگیت بگیر بخواب -
بابا ، وایسا ، چی گفتی؟
"کار؟" - اصلا میدونی ساعت چنده؟ -
هیچ نمی فهمم چرا اون شرکت بهت احتیاج داره
وای ، کلافه شدم
وایسا ، صبر کن
واقعا می تونم برم سر کار؟
البته
گفتی حتی اگر ناخون هات کثیف شه می خوای اونجا کار کنی
خدایا ، هر وقت بدبختی بکشی درس می گیری
یالا ، دست و روتُ بشور و صبحانه بخور
تخم مرغ آب پز ، غذای مورد علاقه ات رو پختم
مثل خواب می مونه
الان خوابم؟
وایسا ، بذار ببینم
نه ، خواب نیست
آره
... وقتی برسم سر کار
تصمیمم رو می گیرم
راستی قربان یه چیز دیگه هم هست که باید بهتون بگم
خانم گیل از امروز سر نوبت های عادی حاضر می شن
جان؟ خانم گیل برگشته سر کار؟
انقدر زیاد خوشحال شدید؟
... خب .. نه بابا ، فقط
الان تو وضعیتی قرار داریم که باید هر کمک اضافه ای رو بپذیریم
بگذریم ، خیلی خب سر کار می بینمت
داره میاد سر کار؟
وقت ندارم که ، چی بپوشم؟
کدوم بهتره؟
فکر کنم آبی بهم میاد
درسته که نظافت چی هستی ولی نباید کثیف به نظر برسی
همیشه لباس های تازه شسته شده رو بپوش
برای بقیه هم مزاحمت ایجاد نکن
باشه
بابا ، من واقعا مشکلی ندارم
من که نگفتم مشکل داری
همه باید مسئولیت پذیر باشن
حالا که تصمیم گرفتی ... اینکارو کنی
تمام تلاشتو بکن
مرسی بابا
خواهش می کنم
... اون .. اون مرده ، می دونی
مرد خوبیه
چی؟
... خب می دونی اون مرده
رئیست
... جوونه
ولی خیلی با ملاحظه ست
خیلی هم مسئولیت پذیره
یه جورایی خوشم میاد ازش
درسته
... با توجه به سنش خیلی
با ملاحظه و مسئولیت پذیره مگه نه؟
حتی شخصیت شناسیتم خوب نیست
ای داد ، بدو برو دیر نکنی
باشه ، بعدا می بینمت
خوب کار می کنم و خوش می گذرونم
خدافظ
بابام بهم اجازه داد اونجا کار کنم
No comments yet. Be the first to leave one.