প্রথম 200টি লাইন।
خب، بفرما
نظرت چیه؟
اوه
به نظر میرسه جذابترین
عضو منتخب شورایی هستم که این شهر تا حالا به خودش دیده
فقط... فقط بگو عضو شورا
لازم نیست انقدر دقیق و مستند حرف بزنی
امروز روز توئه دختر
راست میگی. من "خانم آپشاو، عضو شورا" هستم
ایول
ولی سمت چپم یه خرده نامیزونه
مطمئنی به خاطر فرمِ سرت نیست؟
میدونی چیه؟ احتمالاً فقط خستهم که انقدر زود اومدم اینجا
تا کمکت کنم آماده بشی
لنگِ صبح، با خروسخون بیدار شدم
میدونی چیه؟ بذار ببینم تو کیفم سنجاق دیگه دارم یا نه
باشه، امروز روز توئه دختر
امم، شاید واقعاً سرِ منه
اوه
باید یه قانونی علیه این همه جذابیتِ تو بذارن
خب خودت یدونه تصویب کن. اوه
بهتره دیگه بری
و آماده بشی. چرا هنوز لباس نپوشیدی؟
اوه، من دوشم رو گرفتم
یه کار کوچیک تو حیاط دارم، بعدش میریم
امم، امیدوارم بوی اون "کار کوچیکت" تا دادگاه دنبالت نیاد
میدونی که روزِ بزرگت رو با دود خراب نمیکنم
پاستیل خوردم
خیلی خب، سنجاق دیگه پیدا نکردم ولی چسب ناخن دارم
فقط شونهم رو یه کم میدم پایین
نگاش کن، از الان داره مشکلات رو حل میکنه
کاش مامان و بابا هم الان اینجا بودن
اونا همینجان
خب، مامان که هست
میدونی که بابا هیچوقت تو مراسمهای ما نمیاومد
باورم نمیشه
تا ۳۰ دقیقهی دیگه راه میافتیم
تا من برم قسم بخورم
خب، اه، این اونا رو دور هم جمع میکنه
میدونی چیه؟ وقتی قسم بخورم
باید واقعاً این کار رو انجام بدم. جدیِ جدی
یه کم استرس دارم
هزاران نفر بهت رای دادن
لایقشی
باز چرت و پرت نگو
راست میگی. حق با توئه
تازه، منظورم اینه که... چرا باید استرس داشته باشم، نه؟
آخه کل خونوادهم قراره پشتم باشن
ولی تا ۳۰ دقیقهی دیگه بهتره جلوی چشمم باشن
چیه چرا هیچکس جوابم رو نمیده؟
صدام رو میشنوید دارم باهاتون حرف میزنم؟
بذار برم بالا یه سر و گوشی آب بدم
با این قیافهم یه آتیشی به پا کنم
خب، آروم باش
بیخیال، خب؟ ما باهاتیم
لوکرشیا، یه جا توی اون کشتی کروز خالی شده
شش ماه روی دریا
اوه، ایول، معلومه که پایهام
ما از این خرابشده رفتیم
چی؟
تا ۲۹ دقیقهی دیگه
مثل کوه استوار
محکم، محکم، محکم، محکم
هی، بقیه کجان؟
اوه. من حاضرم. حاضرم
فقط باید کفشهام رو بپوشم
وای خدای من مامان، شدی "مانیفیک"
نه نه، این کار رو نکن
به انگلیسی ازم تعریف کن
امروز اصلاً قرار نیست دربارهی اون برنامهی تحصیل در خارج حرف بزنیم
فقط میخوام بگم خیلی خوشتیپ و بهروزی
انگار همین الان از خیابونِ... کُراسان اومدی بیرون
هنوز جاهای فرانسوی رو بلد نیستم
عالیه، ببین متاسفم ولی بهت گفتیم که نمیری
ولی این ترم خارج از کشور فرصتیه که یه بار درِ خونهی آدم رو میزنه
حداقل با خانم میلر حرف زدی؟ - لازم نیست، بهت گفتم نه
چرا من باید بهش بگم نه؟
باید به فرانسوی بشنوی تا بفهمی؟ نُ
ولی مامان، من قبلاً همهی کارای اداریش رو انجام دادم
دارم مقالهم رو تموم میکنم. فقط لازم دارم برگه رضایتنامه رو امضا کنی
یا حداقل روت رو اونور کنی تا من جای تو امضا کنم
ببخشید؟ تو همچین کاری میکنی؟
نه خانم. هیچوقت نکردم، هیچوقت هم نمیکنم
عالیه، کفشهات رو بپوش و بیا پایین. باشه؟
یه لحظه صبر کن. لنگهش نیست
مایا
مایا؟
مایا کجاست؟ - منظورت "فرر" منه؟
ای بابا، بچه
"فرر" یعنی برادر
برنارد "فرر" توئه. برنارد کجاست؟
خب، حالا بذار بشنوم که تو برام تکرارش کنی
خب، نقشه چیه؟
اول، من با قیافهی خیلی ناراحت میرم پیش خاله لوکرشیا و میگم که میخوای ماشینت رو بفروشی
اومهوم. بذار ببینم چطوری میگی
خاله جون، لطفاً نذار بابام ماشینش رو بفروشه
حتماً یه راه دیگه برای نجات تعمیرگاهش هست
پول که برای شما چیزی نیست
خب، این چیزی نبود که من نوشتم
همونطوری که نوشتی میخوای یا میخوای یه اجرای عالی باشه؟
نه، میخوام جواب بده
ادامه بده. بعدش چی؟
میارمش بیرون تا فروختنت رو تماشا کنه
خب، حالا وقتی کلید رو میدم دستِ یارو
میخوام مثل این مذهبیهای جوگیر غش کنی
فقط شروع کن به لرزیدن
مطمئنی خاله وا میده؟
معلومه که وا میده. همیشه همینطوره
حله. من همونجا کنارتم بابا
چی؟ اه! هان
اوه، مایا، برو آماده شو. - باشه
این چه وضعیه؟ هی
بهتره وقتی بهت نیاز دارم اینجا باشی. یارو داره میاد
کدوم یارو؟ - اونی که داره کاماروی من رو میخره
اون "کار کوچیکت" فروختن ماشین بود؟
امروز؟ آخه چه مرگته تو؟
هی، دارم سعی میکنم جریمهای که بابت کمک به انتخاب شدنت گرفتم رو بدم
خب، عجله کن
از بارسلونا به نیس
از نیس به پورتوفینو
پورتوفینو
کا-کا-کا-کا... کا
و این... این صدای
صداییه که دستگاه خرمنکوب وقتی پر شده، در میاره
دیگه چه چیزایی درباره مزرعه بلدم؟
اوه، سلام دختر
میخوای ادای شخمزن رو برات دربیارم؟
شاید توی دومین روز مهم زندگیم
برنارد هنوز نیومده؟
بذار بهش زنگ بزنم
توی روزِ من دارن قطرهچکونی میان
شخمزن؟
نمیدونم. رفت دیگه، نه؟
ببین، نمیتونم درست قبل از مراسم تحلیفش بهش بگم دارم شش ماه میرم
درست قبل از اینکه قسم بخوره
من... باید کمکم بهش بگم تا شوکه نشه
مثل جکوزیِ توی بالکنِ کلبهمون، هوم؟
که اگه تا ساعت سه رزروش نکنیم، از دستش میدیم
جکوزی... جکوزی توی بالکن؟
اوه، من عاشق اینم که توی آبِ کم بشینم
و به آبِ زیاد نگاه کنم
من... من رجینا رو راضی میکنم
اون که با ما نمیاد
نه! منظورم دربارهی رفتنِ منه
تا مطمئن نشم اون با این قضیه مشکلی نداره، خیالم بابت رزرو کردنش راحت نمیشه
سلام بچهها. آره، خاله لوکرشیا تو آشپزخونهست
مایا پیششه؟ اه، نه
بنی، چی میخوای؟
مایا رو بیار تا بهت بگم
اوه، پس شما دوتا اینجایید
با ۲۴ دقیقه وقتِ اضافه
بچهم رو ببین، چقدر خوشتیپ شده
حالا از من تعریف کن
خیلی زیبا شدی مامان. بهت افتخار میکنم
تبریک میگم خانم آپشاو. من بهتون رای دادم
ممنون. کار خوبی کردی
میدونی، شاید تو همون نفری بودی که باعث شدی من برنده بشم
نه، بعید میدونم
چون کلاً با اختلاف ۱۰ تا رای برنده شدم
مامان
باشه بابا، هشت تا. لعنتی
وایسا، اون که اصلاً تو اتاق نیست. چی؟
من گیر کردم
مایا، عزیزم
دوباره سرت رو از حلقهی آستین رد کردی؟
هی، اون حرکت ده دلار برام سود داشت
فکر نمیکردم بتونه انجامش بده
ولی در گیر کرده
به خدا اگه فقط قفل شده باشه
نگران نباش مامان. من باهات میام
خب
روز بزرگیه برای خونواده
اوه، ما
مجبور نیستیم این کار رو بکنیم
احتمالاً بهتره فقط با برنارد بری بالا
منم همینطور فکر میکنم. ما باید با هم بریم سندیگو، مگه نه؟
اه، باشه، فکر کنم بتونیم دربارهش حرف بزنیم
باشه. تو برنارد رو بزرگ کردی. چرا ازم نمیخواد که باهاش برم؟
نمیدونم. باهاش حرف زدی؟
کل روز دارم بهش نخ میدم
حتی متوجه طرحِ ریزِ درخت نخل روی پیرهنم هم نشد
باورم نمیشه متوجه اون نشد
اونم تو دوزاری افتادن زیاد خوب نیست، نه؟
اه... ببین رفیق
اگه میخوای باهاش بری، باید رک بهش بگی
مثل ما سالها وقتت رو با حاشیه رفتن تلف نکن
حتی وقتی به سندیگو برسی هم ممکنه تصمیم بگیره برگرده اینجا
و یه ساختمون بخره
هی، مگه ما قرار نیست با کشتی دور دنیا رو بگردیم؟
تو این رو نشنیدی
اصلاً چرا نمیری با برنارد وقت بگذرونی و تمرین کنی؟
بله خانم
مایا اینجاست؟
چه مرگته با مایا چیکار داری؟ تو دستشویی گیر کرده
یا خدا، باید برم بچهم رو نجات بدم
سلام؟ من اومدم ماشین بخرم
وای خدا، باید تعمیرگاهم رو نجات بدم. هی! چطوری؟ بنی آپشاو هستم
چه خبر رفیق؟ حالت چطوره؟
کاماروت رو میفروشی؟ آره، یه جوری باید اون جریمه رو بدم دیگه
فرانک، میتونی تو کارای اداریش کمک کنی؟ نه
No comments yet. Be the first to leave one.