প্রথম 172টি লাইন।
کجا میری اِیب؟ فاتحهات خوندهست
مرتیکهی عوضی
دو دقیقه. سی ثانیه
اوه، لعنتی
لعنت بهش. نه
اوه، لعن
اوه، گندش بزنن
لعنتی
لعنت بهش. یا عیسی مسیح
خدای من
تی
یو
تو اتاق بچهام
هه. اونجا داری چه غلطی میکنی؟
کراسفیت. بسه دیگه
خدای من، تی، داری چیکار میکنی؟
داری کلیسای سیستین رو تو اتاق پسرمون بازسازی میکنی؟
میدونم، کلاً زده به سرم ولی واقعاً حقمه
تو الان باید غرقِ مبل میشدی و بستنی گریترز میخوردی
بستنی گریترز کمک میکنه اتاق بچه رو همونطور که پل قول داده بود تموم کنم؟
پل قراره این اتاق رو تموم کنه
پل همین حرف رو در مورد تختخواب هم زده بود
پل اون تخت رو هم تموم میکنه
بعد از اینکه نقاشیاش تموم شد
در حالی که تَرین روی مبل نشسته و از این بوها دوره
حالا، میشه لطفاً این مسخرهبازیِ سومشخص حرف زدن رو تموم کنیم؟
مواظب حرف زدنت باش. بچه همه چی رو میشنوه. اومم
ببین اینجا رو، مَردِ کوچیک
بسه دیگه
میشه لطفاً سه تا لگد به مامانت بزنی تا راضی بشه بره روی مبل بشینه
تا من بتونم واسه هر دوتاتون بستنی بگیرم؟
"چشم، دکتر!"
این جواب خیلی پختهای بود ولی من دکتر نیستم
هنوز نه
امشب شهر در پی گزارشهایی مبنی بر یک قتل جنجالی دیگر
در شوک فرو رفته است
این بار، جاشوا گرگوری، دستیار دادستان
انتظار میرود رئیس پلیس فردا بعدازظهر یک کنفرانس خبری برگزار کند
این اصلاً طبیعی نیست
همهاش چربیه. میخوای پس بفرستمش؟
مزه نپرون
ما بیرون از خونهی گرگوری هستیم، جایی که گزارشهایی از تیراندازی شنیده شده
وقتی بازرسها به صحنه رسیدن... چه وضعیه
عالی شد، ترافیک. - ...و جسد گرگوری رو پیدا کردن
تو سینسیناتی، این موقع شب؟ واقعاً؟ باید جیم بشم
اتاق چی؟ وقتی برگشتم
یه کم میخوابم و بعدش سریع میرم سراغش
باید این حرفت رو ضبط کنی و هر بار که میپرسم، پخشش کنی
استراحت کن. ریلکس باش
نه دیوارنگاری، نه میکلآنژ بازی
فردا صبح برمیگردم. باشه
حاجی
جوون
خیلی چاکریم
عجله کن مرد، وگرنه از دستش میدی
من هیچی رو از دست نمیدم. پناهگاه خیلی شلوغه
واسه همین اینو دارم. هم حشرات رو دور نگه میداره هم اراذل رو
خودم ساختمش
خیلی آقایی، حاجی. آره
خب روند کار اینطوریه: بخش اطفال تخت یک، چوب بیسبال خورده تو سرش
تخت دو و سه، تیراندازیِ دار و دستهها
تخت چهار، یه مرد مرموز که ماشین بهش زده
خوشتیپ هم هست
مجرده؟ واسم آمارشو دربیار
پوکه و جای گلولهها تا هفت بلوک اونطرفتر هست. ردِ خون هم همینطور
یه گوشی داغون پیدا کردیم. هنوز داریم بقیهی محله رو میگردیم
الان دارم به بیمارستانهای منطقه زنگ میزنم
مسترسون
بچهها، یه لحظه تنهامون بذارید
جونز، اگه میتونی اون تماسها رو بگیر. تو هم برو بیرون
به محض اینکه بیسیم رو شنیدم خودم رو رسوندم
من
سعی کردم جلوی خونریزی رو بگیرم ولی دیگه کار از کار گذشته بود
هی
باشه. تو هر کاری از دستت برمیآمد انجام دادی
جاشوا تنها آدم حسابیِ اون دادستانیِ لعنتی بود
میدونم
بگو که چیزی پیدا کردی
کالیبر نه میلیمتری
از سوختگیهای باروت روی دیوار معلومه که از فاصلهی نزدیک شلیک شده
حداقل جاش تونست یه تیر بهش بزنه. آره
ولی هر کی که اون تیر رو خورده، الان یه جایی داره مداوا میشه
جونز داره به بیمارستانهای محلی زنگ میزنه
رجینا، میدونم تحملش سخته ولی ما اوضاع رو تحت کنترل داریم
چرا نمیری خونه؟
خیلی وقته میشناسمت اریک، پس این رو از روی دوستی بهت میگم
دیگه هیچوقت با من اینطوری حرف نزن
رجینا، اداره سرِ این قتلهای آدمهای کلهگنده خیلی حساس شده
و دارن به ما هم فشار میآرن
فقط وقتی اون عوضی رو گرفتید، میخوام اولین نفری باشم که حسابشو میرسه
دو تا بیمارستان تو این منطقه مریض تیرخورده دارن
یکیشون یه نفر رو یک مایلی اینجا پیدا کرده
تصادف رانندگی، ولی بعد از بستری متوجه جای گلوله شدن
خودشه. میخوای با هم بریم؟ صد در صد. ممنون
وقت بخیر آقای مجهولالهویه. امشب حالت چطوره؟
منم خوبم، مرسی که پرسیدی. بیا پروندهات رو چک کنیم
تیرخورده به شکم، گلوله رد شده
دو تا دنده شکسته، ضربهی مغزی شدید
هوم. خوبه که بیهوشی
وگرنه باید همهی دردهایی که میکشیدی رو با جیغ و داد تحمل میکردیم
نه، نه. نه! نه! نه
لعنتی
لعنتی
مشخصات خیلی خوبی از مظنون دادی
چیز دیگهای هم هست؟ جزئیات بیشتر؟
نه، تاریک بود. زیاد چیزی ندیدم
اوکی
خب، ما این یارو رو میگیریم. نگران نباش
شاید یکی دو روز دیگه بگم چند تا کارآگاه بیان دمِ خونهات
نه. زنم بارداره، اینجوری استرس میگیره
نمیشه این کار رو کرد. نمیشه بیان اینجا یا بهم زنگ بزنن؟
باشه. هر جور تو راحتی
بچهات کی به دنیا میآد؟
سه هفته دیگه
اوه! تبریک میگم
ممنون
نصیحتی برام نداری؟
از منی که عمداً تصمیم گرفتم بچه نداشته باشم؟ فکر نکنم
خوبه، پس فردا منتقلش میکنیم به بیمارستان زندان
ما هم برای نظارت اینجا هستیم
چیکار کرده؟
یه آدم خیلی خوب رو کشته
این شمارهی منه
اگه چیزی یادت اومد بهم زنگ بزن
کسی کارآگاه مسترسون رو ندیده؟
از اون طرف. ممنون
پل، برو سراغ زندگیت. برو خونه. نه، خوبم. فقط یه کم منگم
ببین، قصد جسارت ندارم عزیزم
ولی امشب قشنگ دربوداغون شدی
برو خونه. پیش زنت
لعنتی
هی، تو
صبح بخیر. صبح بخیر
اومم
اوه، چی شده؟
یه یارویی
پرید تو اتاق یکی از مریضهام
و قبل از اینکه بتونم جلوش رو بگیرم، قشنگ منو ترکوند
دعوا کردی؟ نه
عزیزم، آخه چرا این کار رو کردی؟
وقتی یه نفر داره میکوبدت، تی... واقعاً نمیتونی بهش بگی "بسه دیگه"، درسته؟
داری پدر میشی
بدون تو نمیتونم از پسش بربیام. باشه. باشه. باشه
دوستت دارم. دوستت دارم
اومم
حالا بابا باید بره دستشویی
بیا، بذار کمکت کنم بلند شی
اومم. یک، دو، سه
بیا
تکون نخور. اومم
آه... یه کم یخ بذار روش. آره
پل؟ پل
پل
نه
پل
ها؟
پل! اوه! تَرین، کجایی؟
نه
تَرین؟ عزیزم کجایی؟ - پل
اینا همهاش تقصیر توئه. خودت رو قاطی ماجرا کردی
چی میخوای؟
اینکه خیلی دقیق به حرفهام گوش بدی
اگه بهش صدمه بزنی... - اوه
اوه، لعنتی! باشه، باشه! معذرت میخوام
خواهش میکنم! دیگه هیچوقت وسط حرف من نپر، لعنتی
باشه. باشه. - گوش کن چی میگم
برو بیمارستان، برادرم رو بیار بیرون. خواهش میکنم
با هر کسی حرف بزنی، یا به پلیس بگی، اون میمیره
اگه بخوای با من بازی کنی، میمیره. خواهش میکنم بهش آسیب نزن آقا. تمنا میکنم
الو؟
تَرین؟
الو؟ لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.