প্রথম 200টি লাইন।
برادر،راه درازي پيش رو داريم
نيروي خودتو حفظ کن
ايوي"،چي شده؟"
تيون"،يه طوفان داره مياد طرفمون"
بياين برگرديم
نترس
تانلونگ"،اين نزديکيا پناهگاه هستش؟"
يه گردنه هستش
ولي اونم همون جهتي هستش که طوفان داره مياد
شايد بهتره برگرديم
نه
بايد تا رسيدن شب به مرز برسيم
ژوي"،به بقيه هم بگو،ادامه ميديم"
ادامه بدين
بله
برادرها،ادامه بدين
يه طوفان داره مياد،توي گردنه کوه پناه بگيريد
عجله کنيد
حرکت کنيد
توقف نکنيد به جلو حرکت کنيد
تيون"،اسب ها ترسيده ان"
از اسب ها پياده شين،نزديک هم ديگه بمونين
از هم جدا نشين
زودباشين پشت سر نمونين
"تانگ لونگ"
برادرها،به طرف صخره حرکت کنيد
برو يه مسير عبور پيدا کن
برو
از اين طرف
دنبالم بياين
زنده باد عاليجناب
عاليجناب،همين الان از پکن نامه اي به دستمون رسيد
يک گروه شورشي از طرف جنوب داره به اينجا مياد
طلا آوردن تا اون طرف مرز سلاح و تجهيزات بخرن
اسم رهبرشون "تيون" هستش
..."تيون"
اين شورشي ها چطور جرات کردن به قلمرو من وارد بشن؟
بايد چيکار کنيم،عاليجناب؟
دستگيرش کنيد
ژوي"،نگاه کن"
...راهزن ها
به همه خبر ميدم
راهزن ها اينجا هستن
مسلح بشيد
بگيرش
بگير
اينم واسه تو
ادامه بديد باهاشون بجنگين
بگير
از محموله محافظت کنين
به جلو حرکت کنيد
لاي پي"،برو"
باشه
خواهر،گرفتمش
زودباش،واگون ببر
خيلي خب
بکش کنار
تيون"،اونا واگون رو دزديدن"
برو پَسش بگير
اون "تيونه"،دستگيرش کنين
تيون"،عجله کن"
مراقب باش
"رئيس،اين "تيونه
شاهزاده اونو ميخواد ببرينش
بله خانوم
سرورم
چي شده؟
فرار کنين
فرار کنين
مجرم رو تسليم ما کنيد
قول ميدم اتهامي به شما زده نشه
تو فقط يه مامور رده چهارمي
تو کار شاهزاده دخالت نکن
سعي نکن با متوسل شدن به شاهزاده منو بترسوني
حتي ايشون هم بايد با من ، با احترام رفتار کنن
چطور جرات ميکني ازم نافرماني کني؟
مجرم رو تحويل بديد
بريم
جرات کردين شمشير روي يه مامور دربار بکشين؟
بخاطر همچين تخلفي ممکنه سرتون رو از دست بديد
انکانچي"،ولش کنين بره"
"کاپيتان "وانگ
بله سرورم
مجرم رو اسکورت کنيد
بله قربان
بريم
بريم
پدربزرگ،رسيديم خونه
بيدار شين
رسيديم؟
پدربزرگ
خواباي خوبي ديدين؟
چه خوابي بابا؟
داشت آب از دهنتون ميومد ديگه انکار نکنيد
...راست ميگم...اينطور نبود
استاد "ما" برگشتن
ما برگشتيم
سفر سختي داشتين
استاد "ما" برگشته
پدربزرگ
من به همه جا سفر کردم
ولي هيچ جا ، مثل خونه خود آدم نميشه
"استاد "چي
بالاخره عينک مطالعه ات رسيد
ممنونم
با اين خيلي بهتر ميتوني ببيني
شما آدم خيلي با ملاحضه اي هستيد
بعدا مي بينمتون
"زونگ"
اينم براي شماست
"ممنونم استاد "ما
همه چيزي رو که خواسته بودم آوردين؟
بله
ممنونم
خب،پيشرفتي داشتي؟
ايناهاش
تسليم نشو و از اين استفاده بکن
وقتي امشب واسه مشروب خوري ميري اينو به "جيليان" بده
زنها معمولا بي تفاوت هستن،قدم اول رو مَردها بايد بردارن
اگه تو حرکتي نکني،شما دوتا مالِ هم نميشين
فهميدي؟
اين کارش تموم شده
يکم ديگه روش کار کن امشب ميبينمت
آن لي" برگشته"
من برگشتم
يو ژو" اينجا نيست"
اه
کي اونجاست؟
اي بدجنس
...گرفتمت
"استاد "ليو
فکر کردم شما بودين
فکر کردي من "يو ژو" هستم درست ميگم؟
اين چيه
لعنتي،کي اينکار رو کرد؟
پدر،چي شده؟
خودتونو خشک کنيد
احساس خيلي خوبي داره
جيليان"،شراب گرم شده"
اينقدر زياد شراب نخور فقط يه دهن ميخوري
...خوردن يک يا دو ليوان
براي من فرقي نميکنه...
اوضاع سلامتي تو خوب نيست دست از مشروب خوري بردار
پسرم،برو کاسه و پياله رو بيار
بله
اون تُشک...از "وو جوها" خواستي درستش کنه؟
اون خيلي وقته منتظر توئه
هميشه بايد از اين چرت و پرت ها بگي؟
تو سر من بخاطر مشروب خوري غُر ميزني من سر تو بخاطر ازدواج مجدد غُر ميزنم
عمو "ما" اومده
گور"،آفرين"
از تُشک هنوزم ميشه استفاده کرد وقتي خراب بشه پسرم پس ميفرسته
مزه اش خوبه؟
خيلي عاليه
تو مهموني امشب سرت حسابي شلوغ ميشه
استراحت کن و از غذات لذت ببر گور"،بيا بريم"
بايد کمتر مشروب بخوري
شيطون کوچولو
نوش
قربان،منو بخاطر سوالم ببخشيد
...چرا شاهزاده
با شورشي هاي جنوب درافتادن؟
براي امپراطوري ،اونا شورشي محسوب ميشن
...ولي براي من ، اين مردان
سرنوشت کشور رو توي دستاشون دارن
تيون" رو ببر به درّه طلايي ، استاد "ما" رو پيدا کن"
باور دارم که اون ميتونه کمکش کنه
اينا پختن بگيرشون
ممنونم
مراقب باش
خداوند همه ي مردمان توي دنيا رو دوست داره
همگي بياين غذا بخورين
اون تنها پسرش رو دست تو سپرده
اينجا يکم غذاي بيشتري هستش
همه رسيدن
تبريک ميگم
بيا،يه پيک بزن
...خيلي خب،وقته
تشريفات مذهبيه
اجازه بدين شروع کنيم
زندگيت با رفاه
آرامش و شادي پُربرکت ميشه
باشه
اينم يه بسته قرمز رنگ واسه بچه
ممنونم
تو بهش برکت دادي من اونو غسل تعميد ميدم
بيا اينطرف
غسلش کن
بيا،بذار براي سلامتي بچه بنوشيم
"تبريک ميگم "شيگن
به سلامتي
گوشت داره سَرد ميشه
يکم ديگه سرخش ميکنم
بيا
بکشين بالا ...همگي
الان جشنه
پدر،بهشون کمک ميکنم مرتب کنن
اي بدبخت
"موباي"
توي اتاقت مخفي نشو
No comments yet. Be the first to leave one.