প্রথম 180টি লাইন।
کاراگاه نام کجا رفته؟
فکر کنم رفته به تپه
ولی اونجا دوربینِ مدار بسته نداره
کمتر از 50 متریمونِ
پس یعنی رفته به تپه
... چرا
مادرم اونجاست؟
! کیونگ سو
! کیونگ سو
شاید یه مسیرِ خروجِ دیگه هم باشه همه ی جاده هایِ نزدیک رو چک کن
کاراگاه نام ناپدید شده و تیم داره دنبالش میگرده
... فکر کنم سعی داره از شرِ جسد خلاص بشه
چون میترسه شهادتِ دادستان کیم همه چیز رو برملا کنه
پیداش کردم
از کوهستان اومد بیرون
فکر کنم چیزی که میخواسته رو پیدا کرده
باید همین جاها باشه
بومی ، پیداش کردی؟
نه هنوز ، انقدر تاریکه که چیزی دیده نمیشه
الو؟
کجایی؟
بیرونم
امیدوارم دست به کارِ احمقانه ای نزده باشی
حواسم بهش هست
گفتم به حرفم گوش کن
آره ، هر کار گفتیُ انجام دادم
یه نفرُ شکنجه دادم یکی دیگه رو کشتم
همش به خاطرِ خودت بود
آره ، اینجوری تونستم کارمُ حفظ کنم
ولی اگه اوضاع بد پیش بره فقط من سقوط میکنم
برایِ همین انقدر آرومی
چی داری میگی؟
... دادستان جانگ همه چیز رو بهم گفت
گفت با دادستان اوه چیکار کردی
... از حالا به بعد
مواظبِ خودم هستم
! جو سو جی
بذار برم
تولدت مبارک
پسرم سلیقه ش رو دست نداره
ممنون
مامان
مامان
مامان
دستگاهِ مشترک موردِ نظر در دسترش نمیباشد
خطش یه کم پیش مشغول بود ولی الان اصلا جواب نمیده
خدایا ، بازجوئی دادستان کیم هنوز تموم نشده
اونوقت کاراگاه نام رفته بیرون و حالا ناپدید شده؟
دفعه ی پیش بهش هشدار دادم ولی حرفمُ جدی نگرفته
منم
بابتِ اتفاقی که دفعه ی پیش افتاد متاسفم
عیب نداره
داری چه نقشه ای با دادستان کیم میریزی؟
چی شده مگه؟
مهم نیست
فقط فراریـی که هر روز به اداره ی پلیس ...زنگ میزنه
و دادستان کیمی که به خاطرِ اون فراری میخواد کسی رو دستگیر کنه درک نمیکنم
من خیلی متاسفم خانمِ لی ولی ازت میخوام یه لطفی کنی
من یه جنایتکارُ گرفتم که قتل کرده و جسد رو گم و گور کرده
باز چی شده؟
... من جنایتکارِ پرونده ی خانمِ خانه دارِ گمشده ی
سالِ 2007 رو گرفتم
شما میشناسیدش
کاراگاه نام
لطفا ثابت کنید که اون میخواسته منُ هم بکشه
میدونی کی حمایتش میکنه؟ - حتما یون سونگ رو -
.. لطفا خانمِ لی
مامان
تو کاراگاه نام رو به بیراهه کشوندی
منظورت چیه؟
تو بهش دل و جرئت دادی
... و اومدی پیشم
تا مجبور شم بهش زنگ بزنم
... نمیتونی با یه تماسِ تلفنی نا چیز
چیزی جز ارتباطم باهاش رو ثابت کنی
چرا اینکارو کردی؟
ضبطش کردی؟
خیلی دیر فهمیدی
... تا الان
تیم تحقیقات برای دستگیریش فرستاده شدن
بعد از اینکه کاراگاه نامی که داشته ... یه جسد رو گم و گور میکرده پیدا میکنن
میبینن که یه تماس ضبط شده تو گوشیش داره
... البته برایِ تو
از بین بردنِ مدارک مثلِ آب خوردنه
باید مواظب باشی
یه کاراگاه با پلیس مرتکبِ قتل شدن
رسانه ها همه میان سراغِ این خبر
اگر سعی کنی فراتر از قدرتت .... اقدامی انجام بدی
نمیتونی با عواقبش دست و پنجه نرم کنی
... تحقیقات هم به زودی
درباره ت شروع میشه
خبرِ بدیه برات رئیسِ دادستانی یون
تو بودی
.. تو هویتت رو عوض کردی
و با نقشه ی قبلی بهم نزدیک شدی
آره
... من
... پسرِ
لی شین هیوکم
اون کاراگاه نامِ؟
! ببین چیکار کردی
پیداش کن
... پیدا
اول سوجی رو پیدا کن مطمئنم همین اطرافه
به چه جرئتی تو همچین وضعیتی داد میزنی؟
خانمِ لی
این چیه؟ چه توضیحی براش داری؟
.. حالا که دستگیر شد
... میتونم بفهمم
... چه بلایی سرِ مادرم اومده
و دلیلش چی بوده؟
آره
... پس مادرم
آرامشِ بیشتری پیدا میکنه؟
... مطمئنم که ازت قدردانه که
بدونِ نا امیدی دنبالش گشتی
ما رویِ شالِ قربانی لکه ی خون پیدا کردیم
... لی اون جا DNA اون خون با DNA فهمیدیم که
که در اطلاعاتِ افرادِ گمشده مون ذخیره شده بود ، مطابقت داره
... خانمِ خونه دارِ گمشده ی
پرونده ی سالِ 2007 یادته؟
... تو هیچ ربطی به لی اون جا نداری
پس چرا دزدیدیش و کشتیش؟
نمیخوای حرف بزنی؟
اگه میخوای اون یه ذره وجدانِ ... کاراگاهیت رو حفظ کنی
... باید اعتراف کنی
و به روندِ تحقیقات کمک کنی
به جایِ اینکارا بهتره سوجی رو بگیری
چرا؟
انقدر ناراحتی که نتونستی بکشیش؟
... دفعه ی پیش ازت گذشتم
ولی ایندفعه فرق میکنه
سر صحنه گیر افتاده ولی کلامی حرف نمیزنه
تنها اینجوری میتونه حبسش رو کم کنه
چی؟ - آدم ربایی ، قتل و مخفی کردنِ جسد -
مطمئنم آقایِ نام تنهایی اینکارو نکرده
پس میخوای بگی یه نفر بهش دستور داده؟
دقیقا
برایِ همین ساکت مونده
"اسمت رو نمیگم"
"کمکم کن" داره برایِ یارو سیگنال میفرسته
همیشه فکر میکردم یه نفرِ ... قوی پشتشه
... چون طوری رفتار میکنه
انگار خیلی قاطعه و هنوز میتونه قسر در بره
نظری داری؟
نمیتونم درباره ی گمانه ام بهت بگم
ممکنه به خاطرِ تهمت محکوم بشم
خانمِ لی شما ادامه بده و دقیق تحقیق کن
.. برای اینکه دستور هارو بگیره
مطمئنم همدیگه رو دیدن یا به هم زنگ زدن
حتم دارم اگه گوشیش رو بگردی یه چیزی پیدا میکنی
آره داریم میگردیم
منم به دادستان کیم رسیدگی میکنم
تو حکمِ کاراگاه نام رو مشخص کن
... ما باید بفهمیم کی پشتشه
و اون فرد رو هم دستگیر کنیم
بعد از اینکه کاراگاه نامی که داشته ... یه جسد رو گم و گور میکرده پیدا میکنن
یه تماسِ ضبط شده تو گوشیش پیدا میکنن
! قاضی اعظم ، مشتاق دیدار
باید راجع به موضوعی باهاتون مشورت کنم کی وقت دارید؟
... پرونده ی جاسوس لی شین هیوک
ممکنه بازم مسئله ساز بشه
سرت به چی گرمه؟
برای چی اهمیت میدی؟
به خانواده ت خبر دادی که مادرتُ پیدا کردی؟
پلیس به زودی بهشون زنگ میزنه
پس خودت زنگ نمیزنی؟
حتی اگر زنگ بزنم خوشحال نمیشن از زبونِ من بشنون
پدر و برادرم بهم اهمیت نمیدن
اغلب از خونه فرار میکردم تا ... مامان رو پیدا کنم
برایِ همین منُ کنار گذاشتن
... وقتی به خاطرِ هک کردن افتادم زندان
هیچوقت نیومدن ملاقاتم نمیتونم بهشون بگم خانواده
... ولی اگه سعی کنی
هنوزم میتونی خانواده ت رو ببینی
پس چرا انقدر زنگ زدن بهشون سخته
مادرت بعد از 10 سال برگشته
میخوای بذاری خانواده ی متلاشیتون رو ببینه؟
بابا ، منم کیونگ سو
نه دسته گل به آب ندادم
No comments yet. Be the first to leave one.