Nobunaga No Chef Part 2 (信長のシェフ パート2)

Nobunaga No Chef Part 2 (信長のシェフ パート2)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Nobunaga no Chef Part2 E05 KOreanDream srt
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
(koreaboy)ترجمه و زیرنویس: علی

ট্যাগ

other
প্রকাশিত: 2015-02-13
ডাউনলোড: 13
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

من , کسی که به دوره ی جنگهای ایالتی منتقل شدم

توسط قدرتمندترین جنگجوی این دوره تاکدا شینگن گرفتار شدم

چیزی که اُدا نوبوناگا برام فرستاده بود چاقویی بود که ناتسو برام ساخته بود

تو میتونی با این بجنگی . آماده ی مرگ باش

همونطور که من انتظار دارم

من نیت نبوناگا رو فهمیدم

...بنابراین تصمیم گرفتم

چیزی که من الان میتونم انجام بدم ...کاری که مجبورم انجام بدم

چیزی که ممکنه بتونم برای اُدا نوبوناگا انجام بدم اینه که

شینگنُ متوقف کنم

شینگن ساما , لطفا به جای رفتن به پایتخت همینجا استراحت کنید

مهم نیست که من چه غذایی درست کنم اگه شما زیاده روی کنید , بیماریتون بهبود پیدا نمیکنه

کسی که میخواد نوبوناگا رو بکشه من نیستم

کاتسویوری هست

کن , تو در باقیمانده عمرت به کاتسویوری خدمت میکنی

تو تبدیل به قدرتی برای شکست دادن نوبوناگا میشی

ناتسو توسط کاتسویوری مجبور شد که تبدیل به خدمتکاری در عمارتش بشه

من نمیتونم در اینباره کاری انجام بدم

من تا 5 روز دیگه غذا رو برای مراسم آماده میکنم

این نبرد نهایی با تاکدا شینگن هست

...من شینگنُ متوقف میکنم ناتسو رو نجات میدم

و پیش نوبوناگا برمیگردم

آماده باش . آشپزی جنگهای ایالتی

این آخرین فرصت منه

فقط همین غذا میتونه شینگنُ متوقف کنه

به نظر میرسه کاتسویوری ساما مسئولیت این مراسمُ به عهده داره

این اولین باره , درسته؟

من هنوزم نمیتونم اینُ به عهده بگیرم

...رئیس شدن

یک آشپز فرانسوی یکروز ناگهان از دوره ی هیسی به دوره ی جنگهای ایالتی منتقل میشه

و از بین همه چیز , آشپز اُدا نوبوناگا میشه

این داستان بزرگ اون آشپزه که تلاش میکنه تا با آشپزی دوره ی هیسی از دوره جنگهای ایالتی نجات پیدا کنه

قسمت 5 : خدانگهدار تاکدا شینگن ... شام آخر

من کاتسویوری رو رئیس قبیله میکنم قسمت 5 : خدانگهدار تاکدا شینگن ... شام آخر

من کاتسویوری رو رئیس قبیله میکنم

...بعد از اینکه من بمیرم

کاتسویوری اُدا ی ضعیف شده رو از بین میبره

و سلسله شوگونهای موروماچی رو بازیابی میکنه

من میتونم جلوشُ بگیرم؟

ولی الان من چاره ی دیگه ای ندارم

آشپزِ اُدا دوباره داره یه چیز عجیب درست میکنه

این چیه؟

همونطور که انتظار میرفت اُتونو ساما. باشکوهه

شما یک پیک همراه با هدیه برای شینگن فرستادید , درسته؟

تو همه چیزُ میدونی , اینطور نیست کیچو؟

من میخوام همه چیزُ درباره شما بدونم

تو زن ترسناکی هستی

نه

نه , من یک متحد قابل اطمینان هستم , درست مثلِ کِن

شنیدم که هدیه یک چاقو بوده

شک دارم که شینگن دونو نیت واقعی شما رو فهمیده باشه

فکر میکنید به دست کن رسیده باشه؟

ناتسو جاش امنه؟

من قطعا همراه اون برمیگردم

ناتسو

وسطای مراسم فرار کن

بیا

نمیتونم . اگه من فرار کنم کن کشته میشه

چرا شماها هر دوتون دارید یه چیزُ میگید؟

کن هم همینُ گفت؟

اون تا الان زنده مونده چون تو کنارش بودی

این چیزیه که اون گفت

من تا الان زنده موندم چون ناتسو کنارم بود

کن اینُ گفت؟

برای همینه که نباید بهت آسیبی برسه

بیا

چی شده؟

!زودباش

نمیفهمی؟

اینطوری براش تبدیل به یه بار میشی

میدونم

اما نمیتونم کنُ اینجا تنها بذارم

من به یاماگاتو دونو از نیروهای جدا شده اجازه ی پیشروی میدم

ارتش اصلی ما از کوفو همراه با نیروهای پشتیبانی هوجو حرکت میکنه

...حرکت کنید

!ما داریم به غرب میریم

غرب ... به پایتخت؟

!اویاکاتا ساما

شما قصد پایتخت رو دارید؟

!اویاکاتا ساما !اویاکاتا ساما

!اویاکاتا ساما

غرب . ما اول برای قلمرو توکوگاوا حرکت میکنیم

...و بعدش

به سمت اُدا

!اُدا !بسیار خب

!بیاید نابودش کنیم

!آروم باشید

من چیز دیگه ای هم برای گفتن دارم

...چیز دیگه

من ریاست رو همینجا به کاتسویوری میدم

به کاتسویوری ساما؟

!پدر

پدر . من هنوز آماده نیستم

حتی با ریاست , من کاری نمیتونم انجام بدم

کاتسویوری منُ نااُمید نکن

یا مرگ یا زندگی

!آماده باش

.:.: (koreaboy) ترجمه و زيرنويس : علی :.:.

این ظرف غذای اصلی برای مراسم امروز هست

چقدر زیباست

انگار یک باغ توی ظرف هست

ایده ی پشت این چیه , کاتسویوری ساما؟

کن , نیت تو از این ظرف چیه؟

بله

در این ظرف یک کوه و یک رود که ازش جاری میشه وجودداره

این یک آبشار هست

کوه در واقع کپورِ سرخ شده هست که روی لایه نازک از آرد گندم سیاه پخته شده قرار گرفته

عنوان این ظرف غذا

دروازه موفقیت هست

دروازه موفقیت؟

این غذا از مینگ میاد؟

گفته میشه که ماهی کپوری که از یک آبشار پرفشار بالا بره

قدرتِ تبدیل شدن به اژدها رو در خودش داره

من دو اژدها رو میشناسم

اولین اژدها شینگن ساما

شما قطعا یک اژدهای بزرگ هستید که از آبشار بالا رفتید

و در کای ریشه دارید

اما همش همینه

اژدهای دیگه ای که من میشناسم هنوز داره به سمت آسمان میره

من شما رو اینطور نمیبینم

و من به طور قطع نمیتونم به کپوری خدمت کنم که حتی قادر نیست به تنهایی از یک آبشار بالا بره

داری میگی که من فقط یک کپور هستم؟

!لطفا به پایتخت نرید

تو عقلتُ از دست دادی آشپز؟

داری قبیله ی تاکدا رو مسخره میکنی؟ !من میکشمت

میخوای بمیری؟

نه , میخوام زندگی کنم

اما نمیخوام که توسط کسی مورد استفاده قرار بگیرم

این چیزیه که من دارم براش میجنگم

من نمیتونم این مردُ تحمل کنم , اما اون یه احمق نیست

اون میدونه که گفتن این حرف در اغلب موارد باعث کشته شدنش خواهد شد

اون اینُ میگه چون میدونه

...برای اینکه خودش باشه

چرا من دارم به دقت به کلمات یه آشپز عادی گوش میدم؟

برای همینه که اون جونشُ به خاطر گفتن این چیزا به خطر میندازه

چون اون با به خطر انداختن جونش کارها رو انجام میده

پدر , آیا میتونید وانمود کنید که تمام این حرفها درباره موفقیت اتفاق نیفتاده؟

...کاتسویوری

چه کسی رئیسی رو که با حمایت و کمک پدرش در جنگ موفق بشه به رسمیت میشناسه؟

اون رئیس چیزی به جز یک موجود خنده دار نخواهد بود

برای اینکه در جنگ برای خودم شهرتی دست و پا کنم و رئیسی بشم که همه تصدیقش کنن

این چیزیه که من میخوام زندگیمُ به خاطرش به خطر بندازم

وارد شدن به این میدان هیچ فایده ای نداره

الان من چیزی به جز عروسک خیمه شب بازی شما نیستم

پس تو همچین جایگاهی داری؟

این چیزیه که من الان هستم

اما روزی من از آبشار که شما هستید بالا میرم و

یک اژدهای باشکوه میشم

...این آدما بر من غلبه کردن

دنیا ... دوران تغییر کرده؟

...قرار دادن خودش در جایگاه من

کافی نیست؟

کاتسویوری

...چه تو ریاست رو قبول کنی چه اینکارُ نکنی

کاری که باید انجام داده بشه تغییر نمیکنه

میفهمی؟

بله ! لطفا به عنوان فرمانده ما بهمون دستور بدید

این کاتسویوری به عنوان یک جنگجوی نیرومند عمل میکنه

کن , تو گفتی من مردی هستم که به کای ختم میشم؟

تو اینُ گفتی؟

!پایتخت

!ارتش ما به سمت پایتخت حرکت میکنه

!اویاکاتا ساما

بالاخره نتونستم اونُ از رفتن به پایتخت منصرف کنم

من نتونستم تاکدا شینگنُ متوقف کنم

کن , چه خواسته ای داری؟

من برای بی ادبیم معذرت میخوام

اگه شما بخواید منُ بکشید من تسلیمم

...اما ... اما من هنوز

چرا داری مزخرف میگی؟

تو با غذایی که درست کردی کاملا عملکرد خوبی داشتی

من برای اینکه تونستم یک کاتسویوری متعهد رو ببینم خیلی متشکرم

...به خاطر اون نیست

من بهت پاداش میدم

تو چه خواسته ای دازی؟

اینه که به اُدا برگردی؟

نه

...اگه شما میتونید فقط یک آرزو رو برآورده کنید

اونوقت من ازتون میخوام بذارید ناتسو سان به گیفو برگرده

...چی داری میگی؟ اون الان

!لطفا ! لطفا بذارید ناتسو سان برگرده

فردا صبح برگرد به گیفو

میتونم برگردم؟

بله

کن چطور؟

کن هم میتونه همراه من برگرده؟

اون در باقیمانده عمرش به قبیله اُدا خدمت میکنه

امکان نداره که اون بتونه برگرده

...چطور ممکنه

...اونوقت منم

!نمیتونی

دیگه هیچوقت دوباره پاتُ توی سرزمین کای نذار

...ولی ...اگر نری

اونوقت من کن رو میکشم

آماده شو

ناتسو در راهِ گیفو هست

!خیلی متشکرم

نمیدونم برای چی داری ازم تشکر میکنی

کافیه

هر چیزی که برام اتفاق بیفته ... تا وقتی که ناتسو سالمه , برام کافیه

Nobunaga No Chef Part 2 (信長のシェフ パート2) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Nobunaga No Chef Part 2 (信長のシェフ パート2)

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left