Christmas at Graceland: Home for the Holidays

Christmas at Graceland: Home for the Holidays

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

christmas at graceland home for the holidays 2019 1080p webrip ddp 2 0 10bit h 265-ivy
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian Christmas at Graceland: Home for the Holidays 2019 زیرنویس فارسی فیلم

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-16
ডাউনলোড: 23
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 193টি লাইন।

آای! (صدای تشویق)

اومد، بالاخره اومد

مگی، خیلی خوشحالم که می‌بینمت

دلم برات یه ذره شده بود

منم خیلی دلم برات تنگ شده بود

خیلی خوشحالم که برگشتی خونه

آره، واقعاً نمی‌تونستم یه کریسمس دیگه رو دور از شما باشم

نمی‌خوام این لحظه قشنگِ خواهرانه رو خراب کنم، ولی

اوه، باشه کیت، دلم برای تو هم تنگ شده بود

کریسمس مبارک

امیدوارم گرسنه باشی

دارم از گرسنگی ضعف می‌کنم

اوه، ساکت رو بده به من

اوه، ممنونم. بفرما

خدای من

دخترا چطورن؟

خیلی ذوق دارن که ببیننت

براشون کادو آوردم

باورم نمی‌شه این‌همه تدارک دیدین

یعنی، ازت بعید نبود، ولی واقعاً لازم نبود این‌قدر به زحمت بیفتین

سه سال بود که نبودی

پختن یه خوراک گوشت خوشمزه کمترین کاری بود که می‌تونستیم بکنیم

وای، عالی به نظر می‌رسه

سیب‌زمینی‌ها کار منه! واقعاً؟

منم پوست هویج‌ها رو کندم

پس یه خونه پر از سرآشپز داریم

من نه، من فقط مسئول ظرف‌شستنم

که قطعاً وقتی مامان و بابات بیان

حسابی بهت احتیاج پیدا می‌کنیم

این خونه خیلی زود قراره حسابی شلوغ و گرم بشه

آره

خب، فکر کنم دیگه همه‌چی حاضره

به سلامتی

به سلامتی! خیلی زیاد

دلمون برات تنگ شده بود. منم دلم برای شماها لک زده بود

بوداپست توی کریسمس فوق‌العاده‌ست

اوهوم

یه روزی دلم می‌خواد کل اروپا رو بگردم

درست مثل تو، خاله هارپر

به نظر خیلی کیف می‌ده

به چند تا کشور سفر کردی؟

به هفده تا کشور رفتم، ولی توی هشت... نه، نُه تاشون کار کردم

همه‌ش توی موزه؟

آره، اولش به عنوان راهنمای موزه شروع کردم

و کم‌کم پیشرفت کردم و شدم دستیار موزه‌دار

و این وسط هر کاری که توی موزه فکرشو بکنی انجام دادم

آره، منظورم اینه که با آدم‌های جالبی آشنا شدم

که پروژه‌های خیلی خوبی داشتن

واسه همین خوش‌شانس بودم که تونستم بهشون کمک کنم

مامانم همیشه می‌گه تو مهربون‌تر از اونی هستی که به کسی «نه» بگی

لطف داری، سال اول دانشگاه، نمایش «سرود کریسمس» رو یادته؟

طراحی صحنه، لباس، وسایل صحنه

اوه، تازه توی گروه کُر هم آواز می‌خوند

اصلاً نمی‌خوابید

خب، من می‌تونم چند تا کار رو با هم انجام بدم

ولی الان واقعاً دارم سعی می‌کنم فقط تمرکز کنم

و تمام انرژی‌مو بذارم روی یه کار

خاله‌تون فردا یه مصاحبه‌ی کاری مهم داره

توی موزه‌ی بروکس

یعنی قراره اینجا توی ممفیس زندگی کنی؟

خب، من قراره موزه‌دار بین‌المللی‌شون بشم

پس محل کارم توی اروپا خواهد بود

ولی اگه این کار رو بگیرم، بیشتر می‌تونم بیام خونه

اما اگه قبول نشی چی؟

پترا

نه، راست می‌گه

سوال خوبیه

احتمالش خیلی کمه

اوم، نمی‌دونم

باید ببینم تقدیر منو کجا می‌بره

ولی دیگه بحث در مورد این چیزا کافیه

می‌خوام درباره‌ی همه‌ی کارهای هیجان‌انگیزی حرف بزنیم

که قراره برای کریسمس انجام بدیم

اول از همه با این هدیه‌ی کوچولو شروع می‌کنیم

این برای ماست؟ چیه؟

این یه گوی برفیه، لندن رو ببین

تازه ستاره‌های دنباله‌دار هم داره

خیلی ممنون، خاله هارپر

عاشقشم

و حالا که حرف از کریسمس شد

اولین مورد توی لیست کارهامون، البته

دیدن چراغونی‌های کریسمس توی گریس‌لنده

کی می‌تونیم بریم؟ فردا بعد از مدرسه؟

لطفاً

من که حرفی ندارم

از نظر من مشکلی نیست

آخ جون

بابا، باز هم ماست داریم؟

خب، مراسم خیریه‌ی بزرگمون نزدیکه

و فرض کن یه اهداکننده‌ی احتمالی پشت خط داری

چطوری می‌خوای قانعش کنی؟

ما چندتا الگوریتم هوشمند نوشتیم

واسه یه بانک اطلاعاتی که بیمارها رو بهتر به پزشک‌ها وصل می‌کنه

که داریم با یه قیمت خیلی خیلی ناچیز می‌دیم به بیمارستان‌ها

رایگان، دیویس، رایگان

باشه، رایگان

اون‌وقت بیمارستان‌ها می‌تونن پرونده‌های بیمارهاشون رو دیجیتالی کنن

تا بتونن یه بانک اطلاعاتیِ

تشخیص طبیِ چندکاربره و قابل جستجو درست کنن

من خودم اینو با تو ساختم ولی حتی منم دارم خوابم می‌بره

خب، حالا نوبت توئه، ببینیم چطوری ارائه می‌دی آقای فروشنده‌ی همه‌فن‌حریف

یه چیزی مثل این

یه اقیانوس از اطلاعات اون بیرون وجود داره

و ما داریم به بیمارستان‌ها یه نقشه می‌دیم

تا بتونن بین این جزیره‌ها راهشون رو پیدا کنن

خب، هنوز جای کار داره، ولی منظور رو رسوندی

ولی هنوز با اون بخشِ رایگان دادنش مشکل دارم

خیلی بهتر از اینه که بفروشیمش

تا به پیش‌بینیِ سلیقه‌ی خرید مردم کمک کنیم، نه؟

آره، اگه از پسش بربیایم

اصلاح می‌کنم، اگه تو از پسش بربیای

تو چهره‌ی جذاب شرکت مایی

من فقط نابغه‌ی فنیِ توام

اوه، اونم یه نابغه‌ی فروتن

بابا، باز هم توی ساندویچِ

کره‌ی بادوم‌زمینی و مربای من بوقلمون گذاشتی

ببخشید

خب، من حاضرم

حاضری؟

پس کفش‌هات کو؟

قرار بود سه دقیقه پیش پوشیده باشیشون

جوراب پامه که

تلاش خوبی بود، زود باش برو

تیک‌تاک، زمان داره می‌گذره

امروز بدون ژاکت نمی‌تونی بری مدرسه

چرا؟

حتی برف هم نمیاد

ولی بازم قراره هوا سرد باشه

آره، در ضمن هنوز باید فکری به حالِ

پروژه‌ی کریسمسِ کلاس هنرت بکنی

خودت گفتی کمکم می‌کنی

ای وای پسرم، یادم رفت بذارمش توی برنامه

خیلی معذرت می‌خوام

الان اضافه‌اش کردم، خب؟

خواهرت هم راست می‌گه، باید کاپشن بپوشی

نباید دیر برسی مدرسه

اِم، هنوز پشت خطی؟

اوه، دیویس

واقعاً معذرت می‌خوام

حالت خوبه؟

یه کم حواست پرت به نظر می‌رسه

پرستار بچه‌هات کجاست؟

ویکی برای تعطیلات رفته خونه‌شون

پرستار جایگزینمون هم کارش جور نشد

خودمونیم و خودمون

تو و سه تا بچه، بدون هیچ کمکی؟

اوون، کمتر از دو هفته تا مراسم خیریه مونده

نگران نباش، همه چیز تحت کنترله

گوش کن، باید بچه‌ها رو راهی کنم برن

به زودی می‌بینمت

موفق باشی

ممنون

خب بچه‌ها، لباساتون رو بپوشید

تا ۶۰ ثانیه دیگه راه می‌افتیم

نه، مال منه، نکن! بذارش زمین

بابا گفت مال منه

خب، دانشگاه ممفیس با مدرک فوق‌لیسانس

و بعدش هم تبلیغات؟

می‌دونم، شروع خیلی معمولی‌ای نبود

ولی راستش واقعاً هیچ کاری پیدا نمی‌شد

برای فارغ‌التحصیل‌های تاریخ هنر

اما خیلی زود فهمیدم که هنر واقعاً عشق و علاقه منه

برای همین رفتم اروپا

و هر کاری توی موزه‌ها پیدا می‌شد، قبول می‌کردم

آره، لندن، مونیخ، بارسلونا

توی گالری‌های زیادی کار کردی

اما نمایشگاه‌گردانی؟

این پیشرفت بزرگیه

می‌دونی، بیشتر داوطلب‌های ما مدرک دکترا دارن

من نمی‌تونم با اون سطح از تحصیلات آکادمیک رقابت کنم

اما برای من، همیشه مهم این بوده که

تجربه‌ای خاطره‌انگیز برای بازدیدکننده‌ها بسازم

و چه توی گریس‌لند بود

جایی که تمام دوران دبیرستان اونجا تور لیدری می‌کردم

یا توی گالری «میشن» در ولز

که سال پیش اونجا توی برگزاری یه نمایشگاه همکاری داشتم

فکر می‌کنم هنر باید روی احساسات آدم تاثیر بذاره، می‌دونی؟

می‌دونی که محل این کار در لندنه

پس زیاد اینجا نخواهی بود

خب، من دیگه به زندگی با یه چمدون عادت کردم

خب، عالیه

خب، ممنون که تشریف آوردین

شما قطعاً یکی از گزینه‌های جالب ما هستید

خب، امیدوارم این چیز خوبی باشه

خب اگه اینطور باشه، مدیرمون باهاتون تماس می‌گیره

تا به زودی برای مصاحبه دوم بیاین

باشه

امیدواریم که این جایگاه شغلی رو پر کنیم

تا قبل از پایان سال

موفق باشید

ممنونم، و مرسی که وقت گذاشتید و با من صحبت کردید

واقعاً عالی بود

روز خوبی داشته باشین

Christmas at Graceland: Home for the Holidays subtitles in other languages

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left