প্রথম 200টি লাইন।
تقدیم میکند OpuS - SuB تیم ترجمه «شکست در عشق»
...خوشبختانه خداوند خیلی منصفه
و به هرکسی یه استعدادی داده
استعداد من، نقاشی و هنره
هی، جوابش 372 میشد؟
اینجا رو باش مگه امتحان نقاشی بود؟
دستش رو ببینین تماماً جوهری شده
خفهخون بگیر
هرچند، دنیا واسه چند نفری حسابی پارتی بازی کرده
زود باش دیگه
کسی 372 در نیاورده؟
هیچکی 372 ننوشته؟
جواب 372 درآوردی؟ - مگه 374 نبود؟ -
تو 372 ننوشتی؟
...هیچ کدوم
'شکست در عشق' "قسمت سوم: یه اتفاقی افتاد" -♥ @OpusSub ♥-
ترجمه و زیرنویس سفیرا - (M@hsa) مهسا
ما را در تلگرام دنبال کنید @opussub
حتما واسه ناهار پول بیشتری میدین، نه؟
من رژیم گرفتم، واسه همین کمتر از قبل میخورم
من همیشه همینقدر میخورم
تازه این خوکها میانوعده هم کلی خوراکی میخورن
وای، باورم نمیشه
راستی، لی شیاون داره هر روز قد میکشه
تو این همه غذا که میخوری رو کجا میفرستی؟
راستی جواب سوال 26 چی میشد؟
جوابش 372 بود، مگه نه؟ - منم. منم 372 درآوردم -
374 میشه - 374 میشه -
چه رو اعصابین
دوتا شاگرد ممتاز مدرسه همزمان جواب دادن
شیوون، بعد مدرسه چی کارهای؟ امروز زود تعطیل میشیم
دو هفته تا امتحانهای پایان ترم مونده میرم کتابخونه که درس بخونم
لعنتی، فقط دو هفته مونده؟ - هی -
هنوز دو هفته تا امتحانها وقت داریم
چطوره بعد مدرسه بریم کافی نت؟
من امروز کار پارهوقت دارم - بازم؟ -
نخیرم. امروز کار پارهوقت نداری
باید جای کسی وایسم
اینقدر کار میکنی که یهو دیدی واقعا پولدار شدیا
....اون موقع
!جونگ چهسو
شماها اینجایین
شیاون کجا رفت؟
هی، شیاون کجاست؟
...اون - امروز نیومده ناهار بخوره -
واقعا؟
پس این غذای کیه؟ - غذای کانگ پارانگ ـه -
میدونی که خیلی میخوره - مثل خوک میخوره -
آره، این مال منه - دو سری غذا گرفته -
نوش جونت - ممنون -
خیلی خب
پس حتما باید تو کلاس باشه میرم اونجا پیداش کنم
همگی نوش جونتون
واقعا عجب پشتکاری داری
حتی از منم که پیگیر آیدول هام پیگیرتر و سمج تره
حالا چرا بهش دروغ گفتی؟
:پس باید بهش میگفتم "چه خوب شد اومدی"
با دیدنت همچین فرار کرد انگار عزرائل دیده"؟"
میخواستی راستشُ بهش بگم؟
از اونی که فکر میکردم با ملاحظهتری
خُب حالا بعد مدرسه چی کار کنیم؟
بشین درس بخون چندتا کتاب بخون
یادت نره دیگه دبیرستانی هستی
من که زیاد کتاب میخونم
یکی دیگه از سرگرمیهام کتاب خوندنه
یهو بگو میخوای نصف عمرم کنی، خلاص پسرهی علاف
جناب پارهوقت
حرفتُ یکم مزه مزه کن
اگه اینطوری باهام رفتار کنی یهو دیدی غذای بیشتری سفارش دادما
اگه نمیخوای بکشونمت جایی که دوربین امنیتی نیست لالمونی بگیر
آب میخوام
اگه همینطوری خفه شی و بمیری عالی میشه
آخیش
اگه خسته شدی بهم بگو کمکت میکنم، رفیق گلم
خودت میدونی فقط با یه کار میتونی بهم کمک کنی، رفیق
من نمیرم
پس من میرم
واسه خودم تظاهر میکنم تو اینجا نیستی
وای ترسیدم
واسه چی ترسیدی؟
یهو از ناکجا پیدات شد
یه جور ویتامینی چیزی میخوره؟
چطوره که هر روز داره قد میکشه
داری میری کتابخونه؟ - آره -
آفتاب از کجا دراومده؟ فکر میکردم از درس خوندن تو کتابخونه متنفری
همه جا دنبالم میکنه
چی؟
آهان، همون دخترهی کنه؟
آره
معمولا با دخترای دیگه اونقدر بد رفتاری میکنی تا بیخیالت بشن
گمونم این یکی واست فرق میکنه
واسه من، همهی دخترا مثل همدیگهان
عجیبه. مثل یه دیالوگ از کتابهای فنفیکشن میمونه
آره، که اینطور
چرا کل روز دارم سرفه میکنم؟
نکنه سرما خوردم؟
هی، ببین تب دارم؟
چطوری؟ - دستت رو بذار رو پیشونیم -
ببین داغه یا نه
چی کار میکنی؟ زود باش
گمونم یه کوچولو تب دارم
فکر کنم یکم داغی
!هی
آخه کی واسه چک کردن تب، اینطوری میزنه به پیشونه؟
یکمم قرمز شده
واسه اینه که تو محکم زدیم !عوضیِ روانی
...کتابهات
لازم نکرده! خودم میتونم بیارمش سنگین نیست
...نه - چیه؟ -
روشون عطسه کردی
کثیفه، مگه نه؟
نمیدونم درسته که به همچین روانیای اجازه میدن مدرسه بیاد
اینُ انداختین
ننداختم، واسه شماست
این چیه؟
...اکثر پسرا وقتی تو همچین موقعیتی قرار میگیرن
دست و پاشون رو گم میکنن
...نکنه این
بله، شماره تلفنمه
اما من از بس تو این موقعیت قرار گرفتم که یاد گرفتم چطور واکنش نشون بدم
بهش میدم
چی؟
اسمش کیم گون ـه
اون معمولا همونطور که به قیافهاش میاد یکم بیادب و گستاخه
اما بچهی بدی نیست خیلی هم با ملاحظهست
در ضمن، از روزی که دنیا اومده تا الان هیچ دوست دختری نداشته
وقتی با لی شیاون و کیم گون هستم این اتفاق زیاد واسم افتاده
اینطور نیست
چی؟
واسه خودتونه
چی گفتی؟
...اگه دوست ندارین - نه -
مشکلی ندارم
چی؟
واقعا شمارهاتون رو به من میدین؟
آره
چرا؟
...چون
شما به دبیرستان سِهوا میرین، درسته؟
من به دبیرستان دخترانهی کنارتون میرم
راستش، تو راه مدرسه چند باری دیدمتون
بهنظرم خیلی بانمک ـین
به هرحال، اگه دوست داشتین حتما باهام تماس بگیرین
اسم من پارک هیسو ـه
روز خوش
!میدونستم اینطور میشه
از دستت شاکی شده بود، نه؟
چی گفت؟ از صدای خوردنت حالش بهم خورده بود؟
یا نکنه چون مثل خوک رامیون میخوری؟
حتما دیده چاپستیک رو گذاشتی وسط کتاب، نه؟
این دیگه بوی چیه؟
نکنه گوزیدی؟
...بهم گفت
...میخواد
ازت خواست بری اما در عوض خودش گذاشت رفت
اگه رئیسم بفهمه مشتریها ازت شاکی شدن حسابی سرزنشم میکنه
بگو چی گفت دیگه؟ - گفت بانمکم -
گفت بانمکی؟ پس مسالهی مهمی نیست
صبر کن، چی گفتی؟
بهم گفت بانمکم
خودشه
حتما شرطبندی رو از دوستاش باخته جریمهاش این بوده بهت این حرفُ بزنه
خدا رو شکر که از دستت شاکی نشده
شوکه نشی ها
پاسه چی شوکه شم؟ ...دختره چون باخته
...مجبور شده که - ...اون حتی -
بهم شماره تلفنش هم داد
راست گفتن که خدا منصفه
واقعا شمارهاش رو بهت داده
حتی کاغذ رو شکل قلب درآورده
هنوز زوده برم خونه
گمونم اگه یکم بخوابم، حالم بهتر میشه
دیر وقته. نمیخوای بری خونه؟
اصلا آداب معاشرتش خوب نیست
نمیدونم چطوره که همیشه به عنوان نماینده کلاس انتخاب میشه
ممکنه انتخاب نمایندهی کلاس عادلانه نبوده باشه
...ممکنه بچهها رو تهدید کرده باشه
...یا یکی رو استخدام کرده که
!وای ترسیدم
انگار ترسیدن عادتته
واسه اینه که تو یهدفعهای پیدات میشه و منو میترسونی
چیه؟ چیه؟ چیه؟
تب داری
چی؟
چیکار میکنی؟ بیا بریم
اینکه داریم دوتایی برمیگردیم خونه یه جورایی عجیبه
واقعا عجیبه
داری اون پُشت حرف بارم میکنی؟
از کجا فهمیدی؟
پُشت سرم راه نرو. زود باش بیا
اینطوری حتی عجیبتر هم شد
...دلم میخواست کتابهات رو برات بیارم
اما چون روشون عطسه کردی نمیتونم
شرمنده - گمشو -
کسی ازت نخواست بیاری
تو که میخوای فردا با خودت بیاریشون مدرسه واسه چی میبریش خونه؟
میخوام قبل خواب یکم مرورشون کنم مشکلیه؟
بیخودی ول نچرخ، یه راست بگیر بخواب
چی؟
تب داری
No comments yet. Be the first to leave one.