প্রথম 200টি লাইন।
حلقه ی یاقوت
خوبه، امتحانش کن
بفرما
-خوبه - آره
ازش لذت ببر
خوابم میاد
خدانگهدار جونگ رونا
با تو حس خوبی دارم
میذارم همه ی حس ها از وجودم برن
خشم و کینه
باید ببخشمت
اگه میخوام که خودمو ببخشم
فکر میکردم
فقط میتونه یک عشق وجود داشته باشه
فکر میکردم اگه تو رو از دست بدم
انگار خودمو از دست دادم
بخاطر اینکه دیوانه وار عاشق تو بودم
ممنونم جونگ رونا
ازت ممنونم بخاطر اینکه
تونستم تو زندگیم با عشق واقعی روبرو بشم
با یکی برخورد کردم
که میتونستم هم عاشق ظاهرش بشم و هم عاشق باطنش
خوش اومدید
آقای نا
سلام سویئونگ
خوش اومدی اینسو
سلام عمه چوریم
بشین،بشین،بشین
ممنونم
رونا کجاست؟
امروز تنها اومدم
می بینم
تنها؟ چرا؟ با رونا دعواتون شده؟
بحرف دهنتو بفهم کو سونگ
اینسو کسی نیست که
با دوست دخترش دعوا کنه
من نمیفهمم
چرا همش در مورد من حرف بیخود میزنی؟
بخاطر اینکه همیشه دعوا داری
چی میگی؟
تازه من هیچ وقت حرف بیخود نزدم
مسائلو پیچیده نکن
الحق که خروس جنگی هستی
بهتر اینو ببینی
چرا همش دادو بیداد میکنی؟
اوه، تو هم اینجایی.زود اومدی
پیغامی برای رسوندن داشتید؟
بله. چرا ما بیرون نریم؟
گیلجا، کجا میخواین برین؟
میخوایم برای حرف زدن به یه جای آروم و ساکت بریم
پس شما دو تا قرار داشتید؟
- بله - بله
منو تنها میذارید؟
منم باهاتون میام، گیلجا
تو همینجا میمونی
سویونگ نمی تونه تنهایی رستورانو بگردونه
بریم
باشه
چوریم
حال بهم زن
خب، در مورد چی میخوای باهام حرف بزنی؟
خانم یو، برای ازدواج با رونا
اجازه تونُ میخواستم
واقعا؟
اما، البته
همه ی تلاشمو برای خوشبخت کردن رونا میکنم
میدونم
کاملا بهت ایمان دارم
شما وجوه مشترک زیادی باهم دارید
پس فقط خوشبختی در انتظار شماست
بله من با شما خوب خواهم بود
من تا وقتی شما دوتا خوشحالید، شادم
اما والدینت اینو قبول میکنند؟
وقتی بهشون گفتم از خوشحالی بال در آوردن
این حس هیجان زیادی در قلبم ایجاد میکنه
نا اینسو صحبت میکنه
اوه، سلام
در تعجبم چرا آقای نا برای دیدن خانم یو اومده؟
شاید میخواد پول قرض بگیره
هی، تو واقعا اونو چی فرض کردی؟
اون فقط
موندن تو بیمارستانش به اندازه یه عمر می ارزه
کی میدونه؟
در موردش نگران نباش
گیونگمین گفتش که سر یه جراحیه
و اینسو رو برای کمک گرفته
چوریم، بهتر نیست سرخ کردن مرغ و بی خیال شم؟
و سعی کنم تو گروه جی ام یه کار پیدا کنم؟
کی میدونه؟
شاید یه میزبان تلوزیون مثل روبی شدم؟
چی میشه وقتی رویاهات شروع میشن
مرغ سرخ شده ی خودتو انتخاب میکنی؟
اوه، درسته
اوه، تو برگشتی، گیلجا
خب، اینسو چی گفت؟
چوریم، رونا به زودی ازدواج میکنه
واقعا؟ پس اینسو برای این اومده بودکه
دعای خیرت رو بگیره؟
این عالیه، چه آرامشی
خواب و خوراکت رو از دست نده
رونا هنوز ازدواج نکرده
همش خودتو وسط میندازی
تبریک میگم خانم یو
ممنونم سرآشپز نو
روبی خوشحال میشه اگه رونا ازدواج کنه
چوریم نفر بعدیه
نفر بعدی؟ همش بخاطر منه؟
چوریم، مردای زیادی اون بیرون هستن، نمیدونی؟
ولی تعداد کمیشون بدست میان
تو فقط منتظر باش
همه ی کشور رو می گردم تا
مرد مناسب تو رو پیدا کنم
اول واسه خودت یکی رو پیدا کن
بله ، اینسو
بعدا؟
باشه
صدای تو فقط برای عشق و عاشقی خوبه؟
واقعا؟
اونو خیلی دوست داری؟
واقعا شکرگذارم که اینسو ناجی منه
شبیه یه شاهزاده سوار بر اسب سفید
آخه در مقابل گیونگمین
که آدم مهمی نیست
اگه من عاشقش باشم، برای من همون شاهزاده سوار بر اسب سفیده
مگه فقط مردای پولدار میتونن شاهزاده باشن؟
حالا که عاشق شدی
چرا باهاش ازدواج نمیکنی، احمق؟
نمیخوام در موردش تو جمع حرف بزنم
بس کن
تصمیم گرفتم با رونا ازدواج کنم، منظورم روبیه؟
واقعا؟
بله، همونجور که تو خواستی
اما این بخاطر تو نیست، بخاطر خودمه
و اینکه میخوام روبی رو خوشحال کنم
خوشحالم که بالاخره درک کردی
این برای همه بهتره
کارت تموم شد، مگه نه؟
دیگه جونگ رونایی تو زندگیم وجود نداره
ابدا
یه مدت خیلی بهش فکر کردم
وقتی که تو بیمارستان بستری بودم
ازخودم پرسیدم چرا مستقیم نمی رم
پیش بائه گیونگمین و بهش حقیقتُ نمی گم
و چرا جونگ رونا رو ترک کردم
چرا اونو همونطوری ول کردم
و نتیجه ی این چی بود؟
عاقبتش بستری شدن بود
آخرین خاطرات باقی مونده
از عشقم برای تو
منو به گذشته بر می گردوند
هر دفعه قسم میخوردم که ولت کنم
اما بالاخره بهم صدمه زد
وقتی ضربه خوردم ونیرومو از دست دادم
همه ی احساسهای باقیمونده ای که
برای تو داشتم رو دور ریختم
من مسئول اتفاقایی که افتاد، نبودم
مطمئن بودم که تو اینو میگی
نگران نباش و بیشتر از این اذیتم نکن
دیگه خشم و عصبانیتی وجود نخواهد داشت
دیگه در موردت هیچ احساسی ندارم
من امروز از روبی خواستگاری کردم
ما با هم ازدواج می کنیم و خوشبخت میشیم
خوبه. از حرفت بر نگرد
اما برای تو
وقتی که می بینی ما چقدر خوشحالیم
خواهی فهمید که زندگیت چقدر بی معنیه
و چه بیچاره ای هستی
تو از عشق حقیقی خودت آویزون بمون و
و و جود تنهاتو به پیش ببر
چون تو نه جونگ رونا هستی
نه دیگه میتونی بیشتر از این روبی باشی
سلام
استودیو؟
اینسو
کجایی؟
مُردم بس که گشتم بس کن
دارم کم کم میترسم
خانم جونگ رونا
بفرمایید بشینید
رونا
با من ازدواج میکنی؟
باهاش ازدواج کن. باهاش ازدواج کن
باهاش ازدواج کن.باهاش ازدواج کن
باهاش ازدواج کن.باهاش ازدواج کن
باهاش ازدواج کن.باهاش ازدواج کن.باهاش ازدواج کن
رونا
این چیه؟ چرا داره اتفاق میفته؟
فکر کن.فکرکن جونگ رونا
سعی کن فکر کنی
از خودم پرسیدم که چرا مستقیم نمی رم
پیش بائه گیونگمین و بهش حقیقت رو نمی گم
آخرین خاطرات باقی مونده
از عشقم برای تو
اما بالاخره بهم صدمه زد
حسی که کاملا از دست دادمش
تمام احساساتی که برام باقی مونده بود
جونگ رونا بیشتر از این تو زندگی من وجود نخواهد داشت
اما برای تو
وقتی که می بینی ما چه زندگی شادی باهم داریم
میفهمی که زندگیت چقدر بی معنیه
No comments yet. Be the first to leave one.