প্রথম 200টি লাইন।
.بله، اينجا اداره تالار هنره
ميشه برنامه اين هفته خواهرمُ برام بفرستين؟
منُ هل دادي؟
.دختر جون، تو خيلي وحشيا
.کيفم
.نميتونم باهاش تماس بگيرم
.ميخواست تا با هم بريم بيرون
.شماره فکس رو ياداشت کنين
02 4523 4324
.بله، لطفا
اينُ گم کرده بودي؟
اين کيفه ست؟
.خيلي زود عصباني ميشيا
سالن زيبايي وِرسايي
.ساعت 1 ديدار با انجمن راننده هاي تاکسي
.کنسلش کن
.کنسل کردن بازديد کميته نوآوري شهر ساعت3 سخته
.بذار باشه
.زنم الان رفته ديدن پدرش
.جي سو
.دارم با بابام حرف ميزنم
اين چيزيه که به پدرت بگي؟
چي؟
ميخوايي گزارش جلسه رو فاش کني؟
.يه چيزي درست نيست
.تو نبايد بذاري يو جناح سياسي خودشُ بسازه
.قضيه بِک رو برام حل کنين
.اين خواهشِ من بود
.قبلانم گفته که نميونه اينکارو بکنه
.پس منم گزارشُ فاش ميکنم
.پس کاريُ که گفتم بکنيد
.جي سو
اصلا ميدوني اون گزارش چيکار ميتونه بکنه؟
.اون چيزيه که دشمن هان اوه و برادرم ميخوان ببينن
درسته برادر؟
اصلا ميدوني اگه اون لو بره چي ميشه؟
.اتفاقي برا دنيا نميفته
.ولي اينو برا تو نميتونم بگم
.سو جي سو
.نميخوام اينُ تنهايي انجام بدم
.اينو نميخواستم
.بابا
.خواهشا کاري که خواستمُ بکنين
...قول داده بودي که
.سر راه شوهرم واينسين
بهتون قول داده بودم که اون برا .گروه هان اوه دردسرساز نشه
.مجبورش ميکنم اينکار بکنه
.من اون دخترُ کشتم
.من اون دختر بچه رو کشتم
..پس بابا
.جي سو
.بذار يه چيزي ازت بپرسم
،پس داري ميگي اگه يو جناح خودشُ بسازه
و اگه نتونم بِک رو بگيرم تو ميخوايي اسناد رو فاش کني؟
آره؟
.لطفا نذارين اين اتفاق بيفته
.بابا
.اي خدا
احتمالا بخاطر دختر بزرگم سرم شلوغ ميشه، نه؟
.من الان دو تا کار دارم که بکنم
.عاشقتم بابا
.البته
.مامان
.ااه، مين سونگِ من
رفتي مدرسه؟
.بله
..ولي چيکار کنم
.مامان الان بايد بره جايي
.خودت بايد الان تي تي بازي کني
دونگ يون با جي سو چيکار کرده؟
فکر ميکني دونگ يون از جي سو خواسته؟
.من که ميگم اون بخاطر قلبش اينکارو ميکنه
.پدر
.نگران نباش
.احتمالا تهديد جي سو فقط در حدّ حَرفه
.اينکارو ميکنه
..يه نفر يه بار اينو گفت
"خطرناک ترين چيز تو دنيا يه دختر عاشقه"
،کي بود
پرنسسي که طبل رو پاره کرد و باعث سقوط ملتش شدُ يادته؟
پدر
يونگ ووک
..از امروز ، جي سو
.ديگه دخترم نيست
.پدر
رو داري، آره؟PK کپيِ ماه ژوئن تلفن تصويري
.بله
اسمش چي بود؟ بک هونگ سوک؟ .فورا اونو بازداشتش کن
اگه بتوني اون ويدئو و بِک رو بگيري ..دونگ يون و جي سو حتما
وقتي زمانش رسيد، شرکتهايي که به نام .جي سو هستُ ازش بگير
...پدر
ميخوايين جي سو رو بيرون کنين؟
جي سو الان چند سالشه؟
يعني 40 سال ازش مراقبت کردم؟
ولي يونگ ووک
.من از هان اوه 50 سال مراقبت کردم
.زود باش
.نماينده
.منم
يادته که فقط منوي شامُ بدون سوال کردن از من ميتونستي انتخاب کني؟
آره
.از الان موقع انتخاب منوي شامم بايد از من بپرسي
.طبق برنامه ساعت 3 انجام بده
.چشم
.سلام کن
.اين دستيار جديدته
.يو مين يونگ
..اون از هاروارد فارغ التحصيل شده
گفته بودي استندفورد؟
.بله
ميتوني برامون قهوه بياري؟
مديريتُ تو استندفورد خونده و تو انتخابات آمريکايي .هم چند باري شرکت کرده
.ديگه نيازي به انتقال کار نيست
.بخش ما ميتونه بهش رسيدگي کنه
.ايشون الان به من نياز دارن
..من 10ساله گذشته رو خدمت
پدرت چند سال رييس شرکت بود؟
فک کنم 30سال، زير دست پدر من؟
..شنيدم مردم ميگن
.جونگ سو سمت راست، کيونگ سيک سمت چپ
.اين دو نفرن که هان اوه رو جلو ميبرن
.بله
.شايد پدرتم همين نظرو داشته
...هان اوه بهش احتياج داره
...اينکه بدون اون دووم نمياره
ولي چي شد؟
به نظرم از وقتي بابات از شرکت رفته .گروهون دوبرابر شده
.هرا
.ما تصميم ميگيريم بهت نياز داريم يا نه
.شماها تا وقتي ما بهتون نياز داريم بايد تلاش کنين
.يکم شربت لطفا
.عزيزم
اين دختر بيشتر از 10 سال برات کار کرده .بايد براش يه سِمَت پيدا کني
.شايد يه مقام تو کمپ
.بايد جوّ اينجارو عوض کنيم
.يکم هواي تازه لازم داريم
.چيزاي تازه لازم داريم
نشنيدي؟
.گفتم ديگه نيازي به کار انتقالي نيست
..منُ
بچه هاي ترمينال زدنم و به سختي جون سالم به در بردم .ولي با خوردن همچين غذاي توپي دارم جون ميگيرم
...من
.فکر ميکنم اين گامجا-تانگ نجات دهنده زندگيمه
.بهتره زودتر بخوريم و سهم چويي و بِک رو بزاشون ببريم
.بهت گفتم که ميتونيم از وقتمون استفاده کنيم
چويي ميخواست يه ساعت با بِک خصوصي حرف بزنه .بخاطر همين منم تورو آوردم تا غذا بخوريم
.اين گوشتُ ببين
.خيلي آبداره
کجا داري ميري؟
.داداش! رفيق
.اه، فک کنم خودم بايد همشُ تموم کنم
قسمت محرمانه در طبقه 7ام فروشگاه هان اوه .قرار داره که مالکش جي سوئه
پارک کني VIP اگه تو پارکينگ .با آسانسور مستقيم به بالاي ساختمون ميري
.ميتونيم قبل از اينکه سوار آسانسور بشه بگيريمش
.اگه اين شانسُ از دست بديم، ديگه فرصتي نداريم
.برنامه رسمي اينه که 8محافظ شخصي باشه
کاباره اي که يونگ سيک رشوه داده، اينجاست .از مسيرِ پلِ سونگ سو و جاده دونگ بو
.بقيه مناطق اينجا دارن بازسازي ميشن
تموم ساکنين رفتن و مغازه ها .خيلي وقته که بستن
.اول ميبريمش اونجا
و بعدش؟
.خودم بقيشو انجام ميدم
.ارشد، اين آدم دزدي نيس
.اينکار بازداشته، ما داريم دستگيرش ميکنيم
چي؟ VIP کارت پارکينگ
.زنِ دوست يونگ سيک خبره گپي کردنه
.مارو تنها بذار
.هونگ سئوک
.خوب گوش بده
.بفرما، بگو
اون کيه؟
اون کيه که سعي داري بگيريش؟
اون کيه که فقط ميخوايي چويي رو با خودت ببري؟
..اگه به چويي مديون باشم
.ميتونم بدهيمو پرداخت کنم
چي؟
،بعد از 10، 20 سال خدمت چويي چي ميشه؟
.اون حتما پنجاه سالُ رد نميکنه
...ولي از طرف ديگه، سنِ خودت
.فقط به زنِ خودت برس
.هونگ سئوک
وقتي سرگرم گرفتن دزدها بودي .زنتُ دزديدن و تو خونه زخمي شد
.حلقه ي طلا
.اون سعي کرد اون حلقه رو سالم نگهداره
.بس کن
.برو خونه
.برو به زنت برس، برو پيشش باش
.هونگ سئوک
.بيا طبق برنامه جلو بريم
من و چويي ميريم به محل، ولي تو در .امان ميموني و غنيمت به دست مياري
در ضمن چطوري کسي که 100مترُ تو 23ثانيه ميدوه، ميتونه به من کمک کنه؟
از کجا اينو شنيدي؟
..امکان نداره اينقدر طولش داده باشم
.من همشو ميدونم
تو يه جعبه به دکتر دادي تا . 23رو به 17ثانيه تغيير بده
تو؟
خودتم بهتر از من نيستي، تو کي هستي که منُ تهديد ميکني؟
.اه، رييس
.از دماغت دو تا مو زده بيرون
.يه ثانيه صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.