Hacks

Hacks

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 4

Informace o verzi

Hacks S04E01 WEBRip
Komentář od MeysaM-UnicorN
مترجم: میثم موسویان

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-04-12
Stažení: 69
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫خیلی خب، ایوا، دفترت همین‌جاست.

‫دبورا، مال تو اون‌طرفه.

‫- عالیه. ‫- خوبه.

‫بیا تو.

‫دختر بزرگ و شجاعی هستی، مگه نه؟

‫فکر کنم همین‌طوره.

‫این به صلاحه.

‫خواهیم دید.

‫«ترجمه از میـثم موسـویان»

‫اوه.

‫دبورا!

‫هی. دبورا!

‫صبر کن!

‫راب بهم گفت.

‫تو ایوا رو نویسنده‌ی ارشد کردی.

‫من واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

‫اینکه تو بزرگی و فروتنی لازم رو داری

‫که اشتباهاتت رو ببینی ‫و کار درست رو بکنی،

‫الهام‌بخشه.

‫شما دو تا با هم خیلی ‫چیزا رو پشت سر گذاشتین.

‫و آره، من کسی بودم ‫که شما رو جفت کردم،

‫ولی این مهم نیست، درسته؟

‫مهم اینه که شما دارین ‫از همدیگه حمایت می‌کنین.

‫و جایی که توش زن‌ها از ‫همدیگه حمایت کنن حرف نداره.

‫برو از اون کس‌کش بپرس واقعا چی شد.

‫نه. نه!

‫چرا، ایوا، چرا؟

‫من اونو می‌شناسم، خب؟

‫تنها چیزی که برای دبورا مهمه ‫اینه که برنامه موفق باشه،

‫و من مطمئن می‌شم که این اتفاق بیفته.

‫اون الان بهت فحش کش دار داد.

‫اونم نه با شوخی مثل «روپال»، ‫مثل پیرای عصبانی فحش داد.

‫اون واقعاً ناراحته.

‫اوه، اون ناراحته؟

‫نگران اون نباش.

‫ادویه به مرغ نمی‌چسبه.

‫مرغ؟ چه مرغی؟

‫منظورم اینه که هیچ‌چیزی ‫برای اون ارزش نداره.

‫وقتی بهش وفاداری هیچ حسن نیتی ایجاد نمیشه.

‫پس نگران احساساتش نباش،

‫چون اون هیچ احساسی نداره.

‫- اون سنگدله. ‫- دقیقاً.

‫از کاری که قراره بکنه می‌ترسم.

‫یه بار، اون یه نفر رو از ‫لیست پیوند عضو حذف کرد.

‫اون زن زنده موند، ولی یه معجزه بود.

‫وای خدا.

‫نمی‌خوام این قضیه رو به خودم ربط بدم،

‫ولی چرا داری این کارو با من می‌کنی؟

‫این اولین کار تهیه‌کنندگی رسمی منه.

‫تو بودی که بهم گفتی ‫این کارو قبول کنم، منم کردم.

‫منظورم این نبود که بری بزور بگیریش.

‫تو لیاقت این کارو داری، ولی این راهش نیست.

‫آها! درسته، تو بودی که ‫می‌خواستی من تسلیم شم

‫و کار شماره دو رو قبول کنم.

‫کم کم دارم از دستت عصبانی می‌شم.

‫- نه! ‫- باشه!

‫تو می‌خواستی ازش یاد بگیرم، منم یاد گرفتم.

‫من می‌خواستم ارزش کار سخت

‫و جوک‌های سنتی رو ازش یاد بگیری.

‫تو باید یه برنامه آخر شب رو راه بندازی.

‫باج‌گیری تو روز اول؟ این خوب نیست!

‫من فقط دارم کاری که اون می‌کرد رو می‌کنم.

‫و مشکل همینه.

‫اون ۵۰ ساله داره این کارو می‌کنه.

‫نمی‌تونی تو بازی خودش شکستش بدی.

‫هیچ‌کس دبورا رو شکست نداده.

‫تا حالا.

‫وای خدا. ممنون، ناتانیل.

‫خواهش می‌کنم.

‫اینا از طرف کی هستن؟

‫«دبورا قراره مثل یه اسلم دانک بترکونه.

‫با عشق، دوستت لبران جیمز.»

‫بیا لاله‌ها رو تو اتاق مهمونا بذاریم،

‫چون دبورا فکر می‌کنه ‫گل لاله‌ مال زنای خرابه.

‫آره.

‫- «بشین روش»؟ ‫- جوی بیهار.

‫این مهربون‌ترین یادداشتیه ‫که تا حالا فرستاده.

‫پس امروز می‌خوای به دبورا بگی؟

‫آره.

‫روز اول شغل رویاییشه،

‫حالش خوبه.

‫الان احتمالاً بهترین وقته ‫که بهش بگم دارم می‌رم، درسته؟

‫- آره، فکر کنم همین‌طوره. ‫- آره.

‫سلام.

‫همه‌چیز رو به راهه؟

‫آره، می‌خواستم تخریب رو زودتر شروع کنم.

‫این روزا نمی‌شه به هیچ‌کس اعتماد کرد.

‫- چیزی لازم داری؟ ‫- نه. نه.

‫ما می‌ذاریم به کارت برسی.

‫باشه.

‫صبح بخیر.

‫کارت شناسایی؟

‫اوه، روز اولمه.

‫هنوز کارتمو ندارم.

‫گواهینامه.

‫- این تویی؟ ‫- آره.

‫مطمئنی؟ این دختر شبیه خود افسردگیه.

‫من قبلا اون‌جوری بودم.

‫اوه، آره، این تویی.

‫- کار جدید پیدا کردم، خودمم عوض شدم. ‫- عاشقشم.

‫- روز خوبی داشته باش. ‫- حتما دارم.

‫اوه.

‫- رواله. ‫- باشه.

‫بیا بالا. چی می‌خوای؟

‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

‫آره، آره. بیا تو. می‌تونی در رو ببندی.

‫ترجیح می‌دم باز نگهش دارم، ‫اگه اشکالی نداشته باشه.

‫باشه.

‫اینو امروز صبح رو میزم پیدا کردم.

‫و اینا رو...

‫داخلش پیدا کردم.

‫با یه یادداشت اومده بود:

‫«از طرف نویسنده‌ی ارشدت، ایوا.»

‫ولی زیر «ارشد» خط کشیده شده بود.

‫اینا مال توئه؟

‫خب، بخاطر سوراخ‌هاش مشخصه ‫که مال منه.

‫ولی من اینا رو برات نفرستادم.

‫ببین، می‌دونم این یه برنامه کمدیه

‫و تو یه نویسنده کمدی هستی،

‫ولی شوخی‌هایی مثل این خیلی نامناسبه،

‫- و من قدردان می‌شم اگه... ‫- کار دبورا بود.

‫- کار دبورا بود؟ ‫- آره.

‫این یه شوخیه.

‫اون جورج کلونیه.

‫شیطونه. ما عاشقشیم.

‫- من عاشقش نیستم. ‫- منم عاشقش نیستم.

‫باید با دبورا درباره‌ش حرف بزنیم.

‫این جديه.

‫داری سعی می‌کنی بهم بگی ‫که دبورا ونس

‫از یه جایی شورتت رو به دست آورده

‫و به‌عنوان شوخی اونا رو روی میز من گذاشته؟

‫آره، این بخشی از بذله‌گویی احمقانه‌‌ی ماست.

‫و جدا از این، تو می‌دونی من این کارو نکردم،

‫چون می‌دونم این شوخی خنده‌دار ‫نیست چون تو همجنس‌گرایی.

‫ترجیح میدم گرایش جنسیم رو در نظر نگیری.

‫حتما.

‫ولی یه عکس

‫از تو که با یه مرد ازدواج می‌کنی ‫تو دفترت هست.

‫تو نمی‌دونی اون مرد کیه.

‫کلاس آموزش آزار جنسی رو میندازم جلوتر.

‫باشه، عالیه.

‫فوق‌العاده‌ست.

‫خیلی خب.

‫جلسه منابع انسانی رو جلوتر انداختن.

‫- نمی‌دونم دلیلش چیه. ‫- هه هه.

‫- قضیه‌ی شورت تلاش خوبی بود. ‫- «شورت»؟ ما سر کاریم.

‫مناسب رفتار کن، جنده‌ی دوزاری.

‫ببین کی داره میگه.

‫تو و مریم مجدلیه برای عنوان

‫پیرترین فاحشه‌ی دنیا رقابت تنگاتنگی دارین.

‫مواظب باش. من به خودم ‫میکروفون وصل کردم.

‫چی؟

‫واقعا؟

‫نه.

‫خیلی خب، این پایان ارائه‌ی ما بود.

‫کسی سؤالی داره؟

‫بله؟

‫خب، توی ارائه‌تون،

‫گفتین که روابط جنسی بین کارمندای یه شرکت

‫ممنوعه.

‫ولی روابطی که قبل از

‫شروع فصل یه برنامه اتفاق می‌افتن چی؟

‫مثلاً... توی یه اردوی گلف یا همچین چیزی؟

‫خب، این می‌تونه مورد بحث واقع بشه،

‫ولی من می‌گم سیاست ما خیلی روشنه.

‫هر نوع رابطه جنسی بین دو تا کارمند منع شده.

‫اگه کمتر شبیه یه رابطه باشه،

‫و قضیه در مورد یه زن مرد دزد باشه چی؟

‫خب، فکر می‌کنم این خیلی نامناسب باشه.

‫آره، فکر کنم همه‌مون باهاش موافقیم، درسته؟

‫آره. آره، آره، ممنون، استیسی.

‫- خواهش می‌کنم. ‫- اوه. ببخشید.

‫اوه. صبر کنین.

‫- بله؟ ‫- ردیف دوم. یه سوال دیگه دارم.

‫برای لطف‌های جنسی تو ‫محل کار محدودیت سنی هست،

‫یا افراد مسن معافیت می‌گیرن

‫چون براشون خوبه؟

‫شاید بتونه سؤالای حال‌به‌هم‌زنشو ایمیل کنه

‫و بذاره ما‌ برگردیم سراغ کارمون.

‫من یه کنفرانس مطبوعاتی ‫دارم که باید بهش برسم.

‫خب، باید همه‌تون رو

‫برای کل پرسش و پاسخ اینجا نگه ‫دارم، چون شاید چیز مرتبطی پیش بیاد.

‫و در جواب سوالت،

‫نه، هیچ معافیتی برای ‫لطف‌های جنسی نیست.

‫ممنون، استیس.

‫اگه اتفاقی دیدم که یه نفر

‫تو محل کار از خودش عکس لختی می‌گیره چی؟

‫این می‌تونه دلیل اخراج باشه؟

‫اگه اون یه عکس از...

‫یه خال غیرعادی برای یه ‫متخصص پزشکی می‌گیره...

‫شک دارم این‌طور باشه. ‫طرف پر از کک و مک کثیفه

‫و هیچ کاریش هم نمی‌کنه.

‫سیاست در مورد خشونت فیزیکی چیه؟

‫اشکالی نداره یه رئیس تو محل کار

‫- به یه کارمند سیلی بزنه؟ ‫- به هیچ وجه.

‫و سیاست شرکت در مورد اخاذی چیه؟

‫اینجا محل کاریه که

‫معاملات نهانی توش بد تلقی بشه؟

‫فقط می‌خوام روشن بشه. چون با یکی کار کردم

‫که گفت من ساده‌ام که با ‫چنین چیزی مشکل دارم.

More Farsi Persian subtitles for Hacks

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left