Killing Lincoln

Killing Lincoln

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Killing Lincoln 2013 Bluray 720p,1080p
Komentář od sina salimi
اولین ترجمه که هماهنگم هستش ریت فراموش نشه

Tagy

BluRay
720p
720
1080
Zveřejněno: 2013-11-23
Stažení: 30
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

سلام جان

هوم

من بی مصرفم به جز به خودم

صداتو میشنوم

شما لطفا در بحر تفکر غوطه ور شوید

و در حضور بنده تو آدرس دخترمو می خوای

بله من اونو به قلب ودستم ترجیه میدم

فقط به عنوان اینکه اون از آنها خواست ... با هیچیز آنها ...

من مطلعم آقا ی ترنکارد

شما از رفتار جامعه خوب استفاده نمیکنید،

و آن که تنها بهانه ای خواهد شد

که تو مقصر شناخته می شی .

من اون آداب وروسومو نمی دونم جامعه خوب، سوگند ملایم ؟

فکر کنم به اندازه ی کافی می دونم تا ورقو برگردونم تو توی بازی هستی پیرزن

تجربه ی یک پیر مرد خودش یه تله است

در عصر سیزدهم آپریل 1865

"جان بوث " کارطرحشو ترورشو کردش .

" نه فقط در قتل "آبراهام لینکلن

آره اما برای سربرین دولت از "ایلت متحده" است

یک جنگ داخلی که 4 سال طول کشید

داره نقشه میکشه که تموم کنه

زمنانیکه شهر "واشنگتن" جشن تسلیم شدن جنوبی هارو میگیره

از "رابرت لی" ارتش کنفدراسیون رو طلب کن

آره غرفه و شرکت خود توطئه گران من

رسم دقت هماهنگ قتل سه گانه

و ...

آقای "پاول" . من آقای "پاول" نیستم

من "پینـ"م

کشیش پین، جیمز وود، یا موسبی .

نام مستعار خودتو به یاد داشته باش آقای "پاول" .

یکیو انتخاب کن، تا مبادا دیگران سفر شما را به هم بزنن .

وزیر امور خارجه قصد نداره حالا حالا ها جای بره .

تو تختش بستری شده وآهسته داره باز میگرده

براش یه پرستار بگیرین .

لغزش کوچک مردی به نام رابینسون که اغلب به او تمایل دارد .

و یه ساقی سیاه پوشم هست .

پزشکی هم به نام "وردی" .

که باعث میشه اون صبح و عصر صداش کنه .

آقای "هرولد" زمانی که در داروخانه کار می کردید

به مناسبت ارائه به شما دارو هایی به بیماران

در درخواست دکترشان داده شد ؟

و با دستورالعمل های شخصی

به عنوان استفاده ی دولت از دارو؟

هم,بله. برای برخی از, اون یک چیز مشترکه .

به اندازه کافی مشترک، بله.

یک بسته واسه آقای "پاول" آماده کن

کشیش پین، جیمز وود، یا موسبی اینجاست .

برای ارائه ی فردا شب

به وزیر خارجه ایالت "ویلیام سوارد" .

شماره 17 "مدیسون" ، میدان "لافایت".

بله , من انجامش میدم .

آقا ی"آتزرودت" شما داخل را می خواهید چک کنید "کریک وود " فردا صبح .

مجموعه معاون رئیس جمهور جانسون در طبقه ی اوله .

نه .

-نه ؟ - نه .

من نمی خواستم ... من نمی تونم .

خیلی دیر شده , "جورج" .

ما باید ... همه ی ما , با هم توطئه کردیم

تا تصرف کنیم , آره

برای ربودن یک نفره , نه قتل .

این هنر جنگه , و تو توش گیر کردی .

این گودال تاریکه که نمی تونی ازش فرار کنی.

و وقتی فردا شب توسط ما انجام شده

ما انجام میدیم ... همه ی ما, به عنوان نویسندگان آن شناخته شده ایم .

من اونو دیدمش.

و ما به عنوان قهرمان ستایش خواهیم شد .

ما اینجا دوباره دیدار خواهیم کرد فردا شب ساعت 9 .

"پاول" و "هارولد" به وزیر خارجه باج خواهند پرداخت .

آفا ی‌ "آتزرودت" خواهد رفت تا معاون رویس جمهور را ملاقات کند .

و من به تئاتر "استیفن گراور" .

برای اجرای "علاالدین" و چراغ جادویش خواهم رفت .

و آنجا ... ظالمو می کشم .

این داستان واقعیه قتل "آبراهام لینکلن" است

اولین ترور رئیس جمهور آمریکا .

و چه چیزی باعث تسدید جرم شد .

در تاریخ یه کشور .

"جان وکس" طرحش را برای کشتن "لینکلن" اجرا کرد .

اولین بار نیست پرچم سیاه عمل میکند .

برای هدف شانزدهیمین رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا .

از سال 1861 تا ماه مارس از سال 1865, حداقل 5 آدمربایی .

یا طرح ترور تخمی .

اگر چه هیچ تلاشی نیست .

هیچ... نجاتی, شاید, یکی .

. طبق عادتش "آبراهام لینکلن" بهتنهایی میراند

از ستاد جنگ به خانه ی سربازان .

که خانواده در آن باقی بماند در طول ماه های گرم تابستان .

ایست , ایست !

پسرم کمکم کن !

ایست, ایست ! ایست !

وایسا , حالا وایسا , وایسا .

من , صدای گلوله شنیدم .

بله، از طرف پایین تپه .

این چیزی است که انو را ترسوندتش .

و , اووم , جفتک انداخت .

و منو از کلاه دو شاخه ای 8 دلاری ام جدا کرد .

"نیکولاس" سرباز, من بسیار به شما مدیونم ..

کلاهتان , قربان .

من آن را در پایین تپه بر داشتم .

برای این ماه گرم تابستان به درستی تهویه درست شده .

به احتمال زیاد، برخی از هموطنان در بازگشت از شکار یک روز تعطیل اسلحه خود را

در یک اقدام احتیاطی ایمنی

قبل از آوردنشان به خانهایشان قلاف نکردن .

من به شما اطمینان می دهم، من در معرض خطر بیشتر از یک شایعه از تک تیر اندازها

از من از سکوتم در این امر هستم.

من از شما می خواهم بپرسم که فرمودید هیچ یک از این ماجراجویی ها

بله , من ...

من بیشتر خدمت خواهم کرد...مخصوصا برای تو .

بله , قربان .

اون "آبراهام لینکلنـ"ه .

یک سیاست مدار خود تحصیل کرده که تابع لغو بردگی بود .

و در تاریخ برای پایان دادن جنگ و صرفه جویی در اتحادیه خواهد رفت .

هنوز , در طی 4 سالش و 41 روزش در دفترش بوده .

نسبت شدت نفرت وارد شده بهش

حتی با اعضای حزبش ,

شدیده , حتی با استاندارد های امروزی .

اما در حالی که کشته شدن "آبراهام لینکلن" "لینکلن" در خدمت تقدسش ,

برای تبدیل یک رئیس جمهور بحث بر انگیز

به یک شهید از صمیم قلب معشوقه ,

همچنین از راه راست منحرشون میکنه حقیقت در مورد قاتلس .

"جان ویلکس بوث" یه مرد احساساتیه و مرد تحسین شده ایه ,

در مسیر تبدیل شدن به یکی از بزرگترین هنرمندان عصرش است ,

تاریخ به یک رذل دو بعدی کاهش می یابد

و به عنوان دیوانه ردش کرد .

سختر. سریعتر! بجمب !

اه !

ایست ...

- خدای من! - درسته , پیر مرد .

بیخیال , به خاطر خدا, و نجات دادن جنگ .

حالا... اجازه دهید یه روح از بدو تولد قابیل .

سلطنت در تمام قلب هاست ,

که صحنه خشن ممکن است در نهایت ,

تاریکی کسل کننده تر از مردنه .

پرده ! پرده رو بکش .

- آقای "بوث" ? - چرا آقای "مککالم" ؟

- آقای "بوث" من خیلی خیلی شرمنده ام . - بیا , بیا , همکار قدیمی .

شما نگاه کنید که اگر خون از دست داده بود . حرف دیگره ای نیستش ؟

حالا ازت میخوام اگه چشممو پیدا کردی این یه نشونه ی بدیه .

اما این کارو نکرده کار اون بود ...

خب ... پر زرق و برق بودش !

اجازه دهید همتونو به یه نوشیدنی دعوت کنم !

اون "جان واکس بوثـ"ه

پسر سوم یه سلسله بازیگری .

اون نه تنها به بازی مجموعه ای از نقش ها می پردازه

اون باعث شد که پدر وبرادرش مشهور بشن .

اما مرحله یک سبک جدید از بازیگری را به ،

در یه لحظه ناترلیاسم کردش و واقع گرایی خودشه .

متولد و بزرگشده ی "ماریلند"ه, یک دولت مرکزی ,

دولت برده بودش که از اتحادیه جداش نمی کنه ,

"جان ویلکس بوث" یه متعصب جنوبیه ,

چه کسی از "آبراهام لینکلن" متنفره چیزی کمتر ازمتعصب نیستش .

در اکتبر 1864

"بوث" باعث تماس سرویس مخفی کنفدرال هستش .

و مدتی بعد انتخاب دوباره ی "لنکلن" .

او تعیین شد . برای ربودن رئیس جمهور .

او در "فیلادلفیا" توقف کرد تا خواهرش "آسیه" راملاقات کند .

و آنجا او یک نامه نوشت

به چه کسی ممکنه علاقه داشته باشه .

درست یا اشتباه , خدا منو مجازات کنه , نه انسان .

عشقم فقط جنوبه .

و نه می توانم بی احترامی کنم در تلاش برای او .

یک زندانی این مرد که برای اوست .

بد بختی تا این حد .

"ادوین", داداشمان , به او رای داد ?

-بله - برای یک ریاست جمهوری دروغین .

یک وسیله ی شمالی که به معنی سرکوب کردن بردگیه .

به وسیله ی سرقت , تجاوز و کشتار کردند .!

اوه , خدایا پایانو برام اعطا کن ..

اینکشور برای سفید پوستان شکل گرفته بود .

و نه برای سیاهان .

"آسیه"... اینو برام پلمپ کن ..

من شاید براش برگردم .

اما اگر هر چیزی باید برای من اتفاق افتاد ،

تنهایی بازش کن .

و مستقیما بفرستش برای .

برادران "جونیوس" و خواهران "روساله" .

و یکی دیگه ...

به کسی که نگرانمه .

وظیفه انجام کنفدراسیون بر مسئولیت خوش است .

"جی .ویلکس"... "بوث".

وقتی بچه ات به دنیا آمد ?

در 5 ماه, شایدم کمتر.

خدا ببخشتت , خواهرم .

از خودت مراقبت کن .

. سعی من شاد باشی

من نباید شاد باشم تا زمانیکه دوباره ببینمت .

هوم...

من برات درستش می کنم , پسرم .

ما یک نقطه ی خوب روش میذاریم .

در پنجم فوریه سال 1865 "آبراهام لینکلن" .

استدیو عکاسی "الکساندر گاردنر را ملاقات کردش" .

ما آماده ایم آقای "گاردنر" .

بله که آماده ام آقای رئیس جمهور .. حالا , اگه اشکالی نداره ...

به اونطرف میز برید که زاوی شما به نفعم باشه .

بعد 4 سال

و تلفات بیشتر در جنگ .

در تارخ این کشور , جنگ داخلی این کشور تقریبا تمام شده بود .

اما عکس اون روز باعث شد که ...

آخرین اداره ای باشه که تصرف کرده ی .

شانزدهمین رئیس جمهور "ایالات متحده ی آمریکا" باشد .

"آبراهام لینکلن فقط شش هفته ی دیگر زنده است .

More Farsi Persian subtitles for Killing Lincoln

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left