Lost in Space

Lost in Space

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Lost in Space 2018 S01E05 720p WEBRip x264-STRiFE
Lost in Space 2018 S01E05 iNTERNAL 720p WEBRip x264-WEBTiFUL
Lost in Space 2018 S01E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Lost in Space 2018 S01E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SiGMA
Lost in Space 2018 S01E05 WEBRip x264-WEBTiFUL
Lost in Space 2018 S01E05 PROPER WEBRip x264-ION10
Lost in Space 2018 S01E05 XviD-AFG
Lost in Space 2018 S01E05 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
Lost in Space 2018 S01E05 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Lost in Space 2018 S01E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Komentář od Ali99
░▒╠▷علی اکبر دوست دار ¦¦ DiBaMoVieZ - LiLMeDiA - NightMovie ◁

Tagy

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
Zveřejněno: 2018-04-15
Stažení: 45
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫وای، خدا

زیرنویس از علی اکبر دوست دار « Ali99 ✅

اخطار

‫کوچک‌تر از دیروز به نظر میاد. مگه میشه؟

‫85 گرم از جرمش کم شده

‫این همه؟

خوبه که اینجایی

‫سلام

‫سلام، ویل

‫می‌دونم تا حالا شرایط سخت بوده

‫ولی ازت می‌خوام بجنگی، باشه؟ ‫ازت می‌خوام الان بجنگی

‫اگه الان بجنگی، قول میدم بقیه‌ی عمرت

‫من برات بجنگم

‫خیلی‌خب، چند تا از این‌ها لازم داریم؟

‫هیچ‌وقت ندیده بودم با همچین شور و شوقی

‫دست به کاری بزنی

‫چی بگم؟ ‫ویتامین می‌خورم دیگه

‫یعنی هیچ ربطی به اینکه اون پسره اینجاست، نداره؟

‫نه. اون که پسر نیست. ویل پسره

‫- باشه، حتماً ‫- آره، حالا هر چی

‫- دارن سریع می‌سازنش، آره؟ ‫- البته که همین‌طوره

‫آره

‫بیا فقط امیدوار باشیم جواب بده

‫دقیقاً... چطور می‌فهمیم جواب میده یا نه؟

‫مگه حرف‌های ویکتور رو نشنیدی؟

‫آره، من هم همین‌طور

‫خلاصه‌شو برات میگم

‫رزولوت شاید نتونه صدایی بشنوه، اما می‌تونه ببـینه

‫به همین خاطر، ویکتور فکر می‌کنه اگه ‫یه برج روشنایی بسازه که به اندازه‌ی کافی روشن باشه...

‫- می‌تونن از فضا ببـیننـش. ‫- آره

‫فقط کافیه بر مدار رزولوت منطبق باشه

‫- شدنیه؟ ‫- خب، به نظر دانشمندها آره

‫نظر خودت چیه؟

‫فعلاً که فقط می‌خوام مطمئن بشم اون روبات

یه دفعه این وسط پیداش نشه

‫اون رفته؟

‫آره. بچه‌ها گفتن... همینجوری گذاشته رفته

‫جالبه

‫این مردم همین حالاش هم آروم و قرار ندارن

‫فقط کم مونده وقتی اون نور گُنده روشن بشه

سر و کله‌ی اون چیز هم پیدا بشه

‫مثل پروانه که به سمت شمع کشیده میشه؟

‫آره

‫یه چیزی تو همین مایه‌ها

‫آهای، ببخشید. ‫اون پایین می‌بینمت

‫بیا ببـینیم جواب میده

‫سلام

‫- موفق شدی؟ ‫- نه

‫به نظرت برمی‌گرده؟

‫نمی‌دونم

‫خب، در یک لحظه نمی‌تونیم نگران همه چیز باشیم

‫- جایی میری؟ ‫- در تلاشم برم

‫- وسط این گیر و دار؟ ‫- باید یه چیزی رو بررسی کنم

‫می‌خوای بهم بگی چه خبره؟

‫من...

‫نمی‌دونم. شاید قانون کپلر اینجا صادق نیست،

‫یا... یا شاید به مکانیک سماوی منظومه برمی‌گرده

‫یا شایدم من درباره‌ی ثابت گرانشی اشتباه می‌کنم

‫- من... ‫- که یعنی؟

‫بحثم سر خورشیده. هر روز زودتر از روز قبل طلوع می‌کنه

‫خب، همین اتفاق روی زمین هم می‌افته

‫بهاره دیگه، مگه نه؟ ‫تغییرات آب و هوا یه جورایی خوبه

‫ولی قضیه سرعتِ تغییره. سرعتش خیلی بالاست

‫باید بفهمم چرا اینجوریه

‫باشه. منم همراهت میام

‫چیزیم نمیشه. تو باید همراه بچه‌ها کار کنی

‫زمان‌هایی رو که نبودی، جبران کن. ‫الان واسه همین اینجایی، نه؟

‫ببین، اگه مشکلی پیش اومد، بهت خبر میـ...

‫امیدوارم به یه گردش‌ علمى‌ نری

‫شاید اون چریوت رو لازم داشته باشیم

‫مراقب باش

‫مشت نثار کسی نکن

‫اگه کابل‌ها بیش از حد گرم بشن،

‫به تمام باتری‌های چریوتِ موجود، بعنوان پشتیبان نیاز داریم

‫پس بهتره مطمئن بشیم بیش از حد گرم نمیشن

‫بگذریم، داره چیکار می‌کنه؟

‫وقتی آمادگی گفتنشو داشته باشه، میگه

‫مگه نباید یه جلسه رو مدیریت کنی؟

‫- وضعیت آینه‌ها به چه صورته؟ ‫- داریم آخری‌شو نصب می‌کنیم

‫خوبه، خوبه. سازه چی؟

‫باید تا ظهر ساخت اسکلت برج رو تموم کنیم

‫قضیه برق چی پس؟

برای رسیدن به شدت نور هدف‌مون ‫حدوداً ۱۰۰ هزار وات کم داریم

‫چطور این اتفاق افتاد؟

‫یکی از اعضای تیم توی مرحله‌ی امتحان ‫چراغ‌ها رو اتصال کوتاه کرد

‫وقتی برای اشتباهات نداریم

‫اگه می‌خوای می‌تونی از چراغ‌های ناوبرى فضاپیمای «ژوپـیتر ۲» استفاده کنی

‫البته اگه تو رو به چیزی که می‌خوای می‌رسونه

‫آره. باید برسونه

‫کاش به فکر خودم می‌رسید. ‫اینطوری دیشب یه خرده خواب به چشمم می‌اومد

‫خیلی خب. مشکل حل شد

‫موردی نیست؟

‫گمونم نه

‫ولی، بازم ورقه‌ی مایلار لازم داریم. ‫پوششـش قطعه قطعه‌ست

‫خب، بیاید دست رو دست نذاریم

‫اون برج از اون پروژه‌های علمی عجیبه

‫در واقع یه مفهوم خیلی جالبه

‫آره، و ظاهراً یه پروژه‌ست که نیاز به کلی جابجایی وسایل سنگین داره

‫چیزی که یه ر-و-ب-ا-ت خاص

‫- می‌تونه توش کمک کنه راست میگه ها -

‫شما گفتید می‌تونم صبر کنم تا زمان مناسبش فرا برسه

‫گفتم. ولی این یه فرصت عالی نیست که

‫که به همه نشون بدی اون چقدر به کار میاد؟

‫پس باید هر چه زودتر به بابا بگی

‫وقتی فرصتی برای هضم کردنش داشته باشه، ‫عصبی نمیشه. خب؟

‫و البته بعد از اینکه پنج مرحله‌ی عصبی شدن رو سپری کنه

‫از خشمگین گرفته تا آتیشی تا غضبناک...

‫خیلی خب، باشه. بهش میگم

‫- کِی؟ ‫- وقتی خُلق و خوش روبراهه

‫نمی‌تونی اونقدر صبر کنی

‫اون‌قدر برای چی صبر کنه؟

‫ها؟

‫تا بهت بگه قبول نمی‌کنه دستکِش‌های عایقش رو دربیاره

‫میگه خیلی خارش‌آورن

‫بیخیال، تو که اینطوری نیستی. ‫فقط دو تا دستکِش کار بکُن دستت

‫باشه

‫داره ازم دوری می‌کنه، مگه نه؟

‫شاید اگه سؤالی راجع به ویل داری، بهتره از خودش بپرسی

‫بابا، می‌تونی باهاش صحبت کنی، خب؟

‫فقط خودت باش

‫راستش، نه. ‫شاید مثلاً ۲۰٪ مهربون‌تر باش

‫کمک لازم داری؟

‫آره

‫گمونم آموزش لازم داشته باشم

،خب، سیم قرمز می‌تونه به مشکی وصل بشه سیم مشکی هم می‌تونه به قرمز وصل بشه

ولی سیم سبز همیشه به زمین وصل میشه

‫بچه‌ی خیلی باهوشی هستی، می‌دونستی؟

‫مرسی، ولی شجاع بودن رو به باهوش بودن ترجیح می‌دادم

‫اما شجاعت بدون هوش، خیلی خطرناکه

‫چند وقتیه روباتت رو ندیدم

‫دلت براش تنگ شده؟

‫گمونم

‫بهم یه لطفی می‌کنی؟

‫چی؟

‫خب، باید یه کاری انجام بدم

‫یه کار خیلی مهم

‫و برای انجامش به کمک اون روبات نیاز دارم

‫تو این فکر بودم که، اگه احیاناً می‌دونی کجاست،

‫شاید بتونی... بیاریش اینجا

‫من...

‫دکتر اسمیت؟

‫دان

‫وای، خدای من

‫زنده موندی، خیالم راحت شد

‫آره. خیال خودمم راحت شد که زنده موندم

‫چیزی لازم نداری؟ ‫یه خرده آب برات بیارم؟

‫بذار یه کم آب بهت بدم

‫حتماً. شاید منوراندازم اونجاست. کنار آب

‫می‌دونی، همون منوراندازی که ‫وقتی ولم کردی بمیرم، ازم دزدیدی؟

‫من هرگز همچین کاری نمی‌کنم. یه اتفاق بود

‫پس اتفاقی از توی کوله پشتیم دزدیدیـش؟

‫خب...

‫از کوله پشتیت آوردمش بیرون چون ترسیده بودم

به سرم زد که باهاش شلیک کنم

‫ولی می‌دونستم که چی پیش خودت میگی، ‫می‌دونستم که ناراحت میشی

‫به همین خاطر گذاشتمش سر جاش

‫ولی توی کیف اشتباهی

‫از اون به بعد احساس گناه می‌کنم

‫حالا اینجایی

‫باشه. خیلی‌خب. نمی‌خواد خودتو اذیت کنی. ‫جفت‌مون زنده موندیم

‫می‌دونی، فـ... فکر می‌کنم من جونتو نجات دادم

‫تو... چی؟

‫مدالِ کریستوفر قدیس‌ـم. ازت محافظت کرد

‫واسه‌ت خوش‌شانسی آورد

‫هنوزم داریش؟

‫گردن‌بنده؟

‫نه

‫نه، توی توفان گُمش کردم

‫آره

‫می‌بخشمت

‫باید برم. پس بعداً حرف می‌زنیم. خب؟

‫خطرناکه؟

« آغازی نو - آلفا قنطورس »

چیزی نیست که آمادگیشو نداشته باشیم

‫داری ازمون می‌پرسی یا بهمون میگی؟

‫این یه تصمیم خانوادگی مهمه

‫همه باید موافق باشن

‫درسته، نقاط قوت و ضعف هر دو رو بگیم

‫باشه، با زمین شروع می‌کنیم...

‫نقطه‌ قوت: اکثر حکومت‌ها تثبیت شدن

‫نقطه‌ قوت: جام جهانی توی زمین برگزار میشه

‫نقطه‌ قوت: دوستام اینجان

‫نقطه‌ ضعف: اگه اینجا بمونیم، دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونیم آسمون آبی یا رنگین‌کمان

‫رو ببـینیم

‫و در رابطه با نسل‌های بعدی خانواده‌مون هم،

‫زندگیِ چندانی اینجا براشون باقی نمی‌مونه

‫و آلفا قنطورس؟

‫نقطه‌ قوت: قابل سکونته

‫یه... یه سیاره‌ی بهشتیـه

‫جنگی اونجا نیست. بی‌ثباتی هم نیست

‫اونجا هر چی بخواید می‌تونید بسازید. ‫هر کس که بخواید می‌تونید باشید

‫نقطه‌ قوت: آسمون آبیه

‫نقطه‌ ضعف: بلیتـش یه طرفه‌ست. ‫راه برگشتی وجود نداره، برای همیشه

‫درست میگی. تصمیم خیلی مهمیه

‫نظر بابا چیه؟

‫اون... صلاح همه رو می‌خواد

‫پس اونم میاد؟

‫اگه بتونه آره

‫جودی، فقط بهترینِ بهترین‌ها می‌تونن برن

خیلی سریع می‌تونی مراتب ترقی رو تو حرفه پزشکی طی کنی

More Farsi Persian subtitles for Lost in Space

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left