Prvních 200 řádků.
.سلام، من "چاک" ـَم
،اینا یه سری چیزایی ـه که شاید نیاز باشه بدونید .یا شاید فقط یادتون رفتـه
برایس لارکین" اهل "کنتیکت" جاسوس ـه؟"
جاسوس ناصادق. سعی کرد باهات ارتباط برقرار کنـه؟
.برام یه ایمیل فرستاد
...برایس" تمام مرکز دادههای اسرار دولتی رو برام فرستاد"
...که حالا توی مغزم حَک شدن، و منو در شرایط همیشگیِ ترس
.خطر و نگرانی قرار میدن
...برایس لارکین" تظاهر کرد که دوستـِش ـه"
،با دوستدخترش سکس داشت .و باعث شد از "استنفورد" بیرونش کنن
.اگه "چاک" تک و تنها ست، دلیلش "لارکین" ـه
.استنفورد" مالِ 5 سال پیش ـه. باید بیخیالش بشی"
دانشگاه استنفورد
.امروز میخوایم دربارهی ضمیر ناخودآگاهمون حرف بزنیم
چه طور میتونیم در ذهن انسان نفوذ کنیم؟
چطور میتونیم درکش کنیم؟
چند تا تصویر میبینین؟ - .دو -
.پنج - .ده -
.صدها عکس فشرده شده در این عکس وجود داره
.کد گذاری ویژهـَس
.فقط اون یکی یادتون میمونـه
.هر چند، ضمیر ناخودآگاهتون همه رو دید
.باید ببینیم با امتحان نهایی چی کار میکنین
،بخشی دربارهی تشخیص تصویر ناخودآگاه قرار دادم ...جایی که
.ممنون. امروز... کارمون زود تموم میشـه
.میتونین برین
پروفسور، چه طور میتونیم اینا رو جدا....؟
.قلعهی شیشهای" هستم، گزارش ارتباط خصومت آمیز میدم"
."اشتباه کردم، "کتِ مشکی
.برای خودم از اطلاعات به صورت دیسک کُپی برداری کردم
.دنبالشن. میدونم نباید این کارو میکردم
.چاک"، کار ضروری داریم"
.باید حرف بزنیم
.دارم حرف میزنم
.ششش. اینجا نه، اینجا نه .توی "بای مور" جاسوس وجود داره
جاسوس، واقعاً؟ - .آره -
.آره، آره، مُریدان "تنگ"، رفیق. همه جا هستن
.مثل "سارون" از فیلم "ارباب حلقهها" ست
.فقط، اون کنترل بخش دستیار مدیری در اختیار گرفتـه
.آره، از من. درستـه، ممنون بابت یادآوری
.گرفتم، رفیق. گوش کن به کمکت نیاز داریم
...کمک، باید چی کار کنم؟ من - فقط یه هابیت کوچولویی؟ -
.فرودو بگینز" هم همین فکرو میکرد، رفیق"
.فرودو بگینز" هم همین فکرو میکرد"
.قوانین و مقرارت اتاق استراحت بای مور"
"از میز هری تنگ؟
.اون حتی میز هم نداره
.این بی حرمتی به نجابت انسان ـه
."نه توهین کردنی، نو تُف کردنی، نه زنایی"
صبر کن، مردم توی اتاق استرحت - کارای عجیب غریب انجام میدن؟ .نه، نه -
.ولی دوست دارم بدونم که این انتخاب رو دارم
.باشه، خب یکم سِفت و سخت ـه - .شکنجهـَس، رفیق -
.سیاست دارو نخوردن شامل "رِد بول" هم میشه
.اوه، آخرین باری که سعی کردی سَم زدایی کنی رو یادمـه
با این دستای عرقی چطور باید وسایل الکترونیکی رو جا به جا کنم؟
شرمنده، رفقا، ولی اسم فروشگاه "بیشتر حرف بزنید" ـه؟
.نه، قربان. "بای مور" ـه
...پس چرا نمیری به این مشتریها کمک کنی
وسایل الکترونیکیِ بیشتری بخرن، آقای "گرایمز"؟
شرمنده، ولی "هری" لباس جدید دستیار مدیری رو پوشیده؟
.طراحی شدهـَس
.باید جلوشو گرفت - .آره -
این صفحه نمایش با کیفیت بالای جدید .هر چین و چروکی رو نشون میده
.میتونن صدات رو بشنون
.چی؟ چشمک
.هر چشمک چشمش
.چشماش
.یه مشکلی داریم
.گُم شده CIA یکی از داراییهای
.از دو روز پیش هیچ ارتباطی باهاش نداشتیم
.بیخیال - چیـه، چیزی به ذهنت خطور کرد؟ -
.نه، نیازی نبود. اون یارو توی "استنفورد" استادم بود
ـه؟ CIA وایسا، دارایی، اون عضو استادم جاسوس بود؟
.در تمام دانشگاهها و دانشکدههای کشور فعالیت داره CIA
.پرفسور "فلمینگ" یه دانشمند ـه نه نیروی عملیاتی
.این آخرین ارتباطمون باهاش ـه
.قلعهی شیشهای" هستم، گزارش ارتباط خصومت آمیز میدم"
."اشتباه کردم، "کتِ مشکی
.برای خودم از اطلاعات به صورت دیسک کُپی برداری کردم
.دنبالشن. میدونم نباید این کارو میکردم
میدونیم چه اطلاعاتی رو کُپی کرده؟ - .نمیدونیم -
.طی سالها پروژههای خیلی حساسی رو برامون اداره کرده .هر دَرزِ اطلاعاتی میتونـه ویرانگر باشه
چه کاری از دستمون برمیاد؟ - .رابطهایی داره L.A فلمینگ" در" -
.اگه پیداش کنیم، میتونین اطلاعاتش رو تخلیه کنین - ."ازت میخوایم در این باره کمک کنی، "چاک -
.ببینین، فکر نمیکنم در این قضیه برگِ برندهـَتون باشم
اطلاعاتت دربارهی .فلمینگ" و "استنفورد" نقش کلیدی داره"
.ما فقط گزارشهای رسمیـش رو داریم .تو ارتباط شخصی داری
.آره، معلومـه که ارتباط شخصی دارم .ارتباط شخصی خیلی بد
.ببینین، شما که پروندهها دستـِتون ـه
"همه چیز رو دربارهی "فلمینگ .و اتفاقی که برام افتاد میدونین
.اون یارو منو از دانشگاه بیرون کرد
.پروفسور "فلمینگ" یکی از ما ست
شاید این دفعه بتونین .یه نفر دیگه رو پیدا کنین تا کمکتون کنه
.فقط همین یه دفعه
.میرم توی عمق
رو دعوت کرد؟ UCLA کی شاخهای
.اونا برادران انجمن برادری "دون" ـَن
."آخر هفته میریم "استنفورد UCLA همهمون برای بازیِ
.هی، "چاک" برو تو عمق، دادا
.درست تو تخمهاش
.دست نزن، نزن. لطفاً بهم دست نزن
.بیخیال، رفیق. بذار برات جبرانش کنم، دادا
.پاشو. برای بازی برات بلیط گرفتم
.ممنون، ولی، منو "سارا" از قبل برنامه ریزی کردیم
.دانشگاهی که رفتی ـه، دادا
...ببین، جسارت نباشه، ولی ترجیح میدم توپ دوباره
،به قسمتهای تولید مثلی بدنم بخوره .ولی به اونجا برنگردم
.هر جور راحتی .بریم. بازی شروع میشه، پسرا
توپ کجاست؟ - .بیاین انجامش بدیم -
"گوش کن، میدونم "استنفورد ...دربردارندهی خاطرههای خیلی خوبی برات نیست
."ببین، "الی"، "الی
.اونا منو بخاطر کاری که نکردم بیرون کردن
باشه؟ پس همین ـه. منو "استنفورد"؟
.رسماً کارمون با هم تموم ـه
"دانشگاه "استنفورد
سال 2003
."اینکه باید بری افتضاح ـه، "چاک
."نمیفهمم، "برایس
چرا داری این کارو میکنی؟
.تو این بلا رو سر خودت اوردی
چیـه؟
.الان دربارهی خودم چیزی به ذهنم خطور کرد
چرا من توی "اینترسکت" ـَم؟
ترجمه و تنظيم Mehrdadss ( مهرداد ) Eros ( نفس )
.:: Chuck 1x07 ::. Chuck Versus the Alma Mater دوشنبه، 14ام بهمن 1392
.پس نمیدونین من چرا توی "اینترسکت" ـَم
خب تا زمانی که "برایس" "اینترسکت" رو برات فرستاد .ظاهر نشده بودی NSA روی رادار
.هم همینطور CIA - چرا برام اطمینان بخش نیست؟ -
پروندههایی که دیدی مربوط به حضورت در کالج بود، درستـه؟
.آره، آره وایسا، پروفسور "فلمینگ" چی؟
.بود CIA توی کلاسش بودم، اون عضو نمیتونه به این خاطر باشـه؟
،اگه بتونیم "فلمینگ" رو پیدا کنیم .شاید بتونـه بهمون جواب بده
.باشه، بیاین انجامش بدیم - .آسون نخواهد بود -
.اطلاعات اینطور نشون میده که پرفسور شکار شده
با یه شاهد که یه نفر به اسم NSA .مَگنس آینرسون" رو شناسایی کرد مصاحبه کرد"
.اون یه جاسوس "ایسلندی" ـه
ببخشید، "ایسلند" هم جاسوسی میکنـه؟
مگنس" اطلاعات رو میخره" .و به بالاترین پیشنهاد میفروشه
.و "ایسلند" هم رسماً از فعالیتهاش خبر نداره
.اینجا گفته شده که سلاح مورد علاقهـَش تیر و کمان ـه
چیـه، تیر و کمان دستی خیلی بیفایدهـَس؟
هی، رفیق، کجا داری میری؟ - چه خبر؟ -
.وقت استراحت ناهارم تموم ـه
ندیدی؟ - چی رو؟ -
.برنامهی جدید مسخرهی ناهار. رفیق
.تک شیفت
.دیگه خبری از برادری در اتاق استراحت نیست
.حتی دیگه نمیتونیم با هم ناهار بخوریم
دیگه چهارشنبه - جمعه خبری از غذای گوشتی و دریایی نیست؟
.هری تنگ" مست قدرت شده"
.میتونـه تصادف کنـه
.همینطوری دارم میگم .یه آدم خیلی معقول رو میشناسم
.منظورم امتیازهاش ـه
.نه خودش
."چه فکر بِکری، "انا
.من دوسش دارم
تو چی میگی، "چاک"؟ - شما دوتا دیوونهاین؟ چی؟ -
نه، من کسی رو به خاطر اینکه .روال عادیِ نهار خوردنـِمون رو بهم ریخته، نمیکُشم
.فهمیدم پس هنوز هیچی نشده تسلیم شدی؟
.خوب ـه
."ولی من نه، "چاک
.دیگه نمیذارم بهم زور بگن. عمراً
امیدوارم که میخواستی به طرف ..."سطل آشغال نشونه بگیری، "گرایمز
حالا که در حال قرار دادن برنامهای جدید .برای لباس سبزهای "بای مور" هستم
.اهمیت به محیط زیست این روزا مُد شده
...و من میخوام از باطن رو به رشد
.خریداران "آمریکایی" بهره برداری کنم
."خیلی الهامبخش ـه، "هری
."من اون کسیـَم که داغونـِت میکنه، "گرایمز
میدونی چرا؟
.چون نرمی
.مثل پودینگ
.اون همه کرانچ رفتم، رفیق
.میدونم، رفیق - .آره -
تو که پیشنهاد کشتن "هری" برای "انا" رو ندادی، دادی؟
نه، چرا، میخوای بکشمش؟
.نه، نه، فقط کنجکاو بودم
یه عکس ناب از .پلیس راهنمایی رانندگیِ "هالی وود" به دستمون رسید
.اون "فلمینگ" ـه - .ممنون -
!خیلی کمک کردی، خسته نشی یهو
.ادارهی راهنمایی رانندگی بهم گفت - .واو. طعنه، چه سورپرایزی -
.محل ماشین "فلمینگ" رو پیدا کردیم، همین نزدیکیا ست .فوراً بازداشتش میکنیم
پس چرا به من نیاز دارین؟ - .چهرهی تو آشنا ست -
،پرفسور تو رو ببینه بیشتر مایل به همکاری میشه، مفهومـه؟
.آره، جز اینکه من شاگرد مورد علاقهی پروفسور نبودم
.ساعت 3 میریم
.همونطور که آگاهی، امتحان میان ترمـو خیلی خوب دادی
.آره، آره. خب، تمام شب رو مشغول درس خوندن بودم "دانشگاه استنفورد سال 2003"
.بدجوری سخت بود .جسارت نباشه
.حتی قسمت آخر رو هم 20 گرفتی
.تصاویر کُد گذاری شده
.آره، اونا یه جورایی تیری در تاریکی بودن
ممکنه در جریان باشی، جواب سوالات .همهی امتحانا رو توی این دفتر نگه میدارم
.نه، نه، خبر نداشتم
واقعاً؟
...پس پیدا شدن جواب سوالات امتحان میان ترم
توی اتاق تو و دوستات رو چه طور توضیح میدی؟
شرمنده، شما اتاقمو گَشتین؟
.خبرشـو امروز صبح یکی از دانشجوها داد
چی؟ خبری دربارهی اتاقم بهتون رسیده؟
No comments yet. Be the first to leave one.