The first 200 lines.
من چاکم. چندتا چیز هست که شاید لازم باشه بدونید
برای برگردوندن مادر چاک هر کاری لازم باشه میکنم...
...و ولکاف و سازمانش رو نابود میکنم
- سارا واکر، بازداشتی - چی؟
همهش نقشه بود تا پوششم بهعنوان مأمور دوجانبه شکل بگیره
میرم مخفیانه وارد صنایع ولکاف بشم
از داخل نابودشون میکنم
همینطوری مامانم رو از دست دادم
و دقیقاً همینطوری برش میگردونی این کار رو برای تو و خودمون میکنم
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
فقط همینقدر بلدی؟ ها؟
هی، بارتاوسکی رو ندیدی؟
بستگی داره کی دنبالش میگرده
ببخشید داشتم صدای آدمسختها رو تمرین میکردم
هنوز جای کار داره
بههرحال، چاک رو ندیدم چی شده؟
واکر بهعنوان مأمور سرکش کل اروپا رو گشته و ولکاف متوجهش شده
- میخوام مطمئن شم چاک در جریانه - عالیه
ولی حالا که چاک اینجا نیست...
...یه لحظه وقت داری مردونه با هم حرف بزنیم؟
آره، حتماً
ولی... سارا قراره مدت خیلی زیادی توی صنایع ولکاف مخفی بمونه
- ممکنه چاک داغون بشه - احساسات. فهمیدم چرا اومدی سراغ من
جدی میگم، این جور موقعیتها چاک رو میفرسته سمت تاریکی
یه گوشه میشینه، غصه میخوره چیتوس میخوره و برنامهٔ «دِ ویو» میبینه
بههرحال کمکت رو میخوام که روحیهٔ چاک رو بالا نگه داریم
شاید تا برگشتن واکر بیهوشش کنیم...
آهان، آقای غمگین هم اومد
- صبح بخیر، بچهها - سلام
امروز صبح خیلی شیک شدید تیم من چطوره؟
تیم؟ امروز خیلی سرحالی
خبر سارا رو شنیدم
داره قدمبهقدم به نابودی ولکاف و آزاد کردن مامانم نزدیک میشه
پس چرا خوشحال نباشم؟
صددرصد ما هم دقیقاً همین رو میگفتیم
خیلی خوشحالیم و تو هم خوشحالی چاکِ خوشحال
خوشحاله
فهمیدم. میفهمم اینجا چه خبره
میترسید چون سارا رفته یه گوشه بشینم و فریتوس بخورم
فکر کردم شاید چیتوس باشه ولی آره
ببینید، میفهمم
از نگرانیتون ممنونم ولی خیلی بهش فکر کردم
وقتی مامانم وارد سازمان ولکاف شد مأموریت تغییرش داد
آدم دیگهای شد
ولی هیچوقت برای سارا این اتفاق نمیافته
اون همیشه همون سارا واکر میمونه
سارا واکر مدل موهات خیلی بهت میاد
لطفاً بشین
شنیدم به سیا پشت کردی
- اتهام خیانت بود؟ - آره
یکم از شخصیتت دوره
سالها پیش به چاک گفتم نمیخوام جاسوس باشه
سعی کردم قانعش کنم باهام فرار کنه
ولی با وجود همهٔ اصرارهات گفت نه
- آره - میدونستم
ولی هنوز دوستش داشتم
توی دنیایی گیر افتادیم که سیا ساخته بود بدون هیچ راه خروجی
- مگر اینکه... - همیشه یه «مگر اینکه» هست
مگر اینکه خودم دستبهکار میشدم
به سیا پشت کردم چون میخوام پولم رو بردارم و یه زندگی بسازم
شاید احمقانه به نظر بیاد ولی میخوام با مردی که دوستش دارم آیندهای بخرم
خودم هم یکم عاشقپیشهام
نقاشی، شعر، هنر ماساژ از این جور چیزها
پس...
- ...چی میخوای؟ - میخوام بیام برات کار کنم
دوشیزه واکر...
...حتی اگه دربارهٔ انگیزههات راست گفته باشی چرا باید بهت اعتماد کنم؟
سؤال خوبیه
دلیل اینکه بهم اعتماد میکنی اینه که...
...همینجا و همین الان نمیکشمت
تو
خیلی بامزهای
ممنون
به صنایع ولکاف خوش اومدی
حالا باید ببینیم چطور از مهارتهای خاصت بهترین استفاده رو بکنیم
بله، ببینیم
سارا واکر، خائن
باید با چشمهای خودم میدیدم
نباید کاملاً غافلگیرکننده باشه
بالاخره کارهای خودت یه جورهایی الهامبخشش بود
الکسی، میشه خصوصی حرف بزنیم؟
بهت خیانت میکنه
بستگی داره خیانت رو چطور تعریف کنی
یادته وقتی منو دیدی چه قصدی داشتی؟
حالا دست راست منی با من شام بخور
- الکسی... - ناهار، صبحانه...
- ...یه تکه کیک با قهوه - الکسی، تمرکز کن
میدونی از وادار کردن مردم به اطاعت از خودم لذت میبرم
میدونم
اون میتونه خیلی به دردمون بخوره
چطوره وادارش کنیم یوری رو از زندان فراری بده؟
فکر شیطانیایه
ممنون
سارا، میخوایم یوری «گابلر» رو از زندان فراری بدی
حالا نپرس چرا بهش میگن گابلر
چون آدم میخوره
در اصل یه مأموریت انتحاریه
من عاشق مأموریت انتحاری خوبم
من هم همینطور
مورگان، بیا اینجا به این گوش کن
- خیلی عجیبه، نه؟ - داداش، از هر نظر عجیبه
توی غلات صبحانهت کالوا ریختی؟
رفیق، این بوقها ساراست
- چی؟ - وقتی مخفیه نمیتونه صوتی تماس بگیره...
...برای همین سیا یه زبان آهنگی ساخته که فقط خودمون میفهمیم
- جدی میگی؟ - و الان فقط...
داره میگه دوستم داره
یا میخواد یه بیوک بخره مطمئن نیستم
- زبان گیجکنندهایه. کلی ظرافت داره - بوق و این چیزها...
مورگان، میشه تیشرتت رو قرض بگیرم؟
البته که میشه
- ظاهراً با الکس همهچی خوبه - فوقالعادهست
باحالترین دختریه که تا حالا باهاش بودم و من تقریباً با...
- سه نفر - سه نفر، آره
هی، چاک
هول نکن، آروم بمون
دوستدخترت اون تیشرت استفادهنشدهت رو پوشیده...
...همون «بازگشت به آینده» که زمکیس اصالتش رو تأیید کرده
ای وای
- پیتزا، آبپرتقال - چی؟
سلام
برگرد تخت قبل کار یکم بغل کنیم
حتماً
صددرصد
- هنوز وقت هست. میتونی تیشرت رو نجات بدی - نه، خوبم
- ببخشید؟ - خیلی توش بامزه شده، نه؟
میشه یه سؤال بپرسم؟ من چه مرگمه؟
هیچ مشکلی نداری، رفیق ولی یه خبر برات دارم، مورگان
- فکر کنم عاشق شدی - چی؟
چی؟ من عاشق شدم؟
عاشق شدم
شاید حق با تو باشه
وای. بهش بگم؟
خب، مسئلهٔ بزرگیه
مورگان؟
میای؟
بقیهش رو توی بایمور حرف میزنیم هنوز یکم بغل لازم دارم
و نه، از گفتنش خجالت نمیکشم
دارم میام
دقیقاً همونجا وایسا
فقط یک مترمربع از این محوطه زیر نظر دوربین نیست
و دقیقاً روش ایستادیم
اومدم کمک کنم ولکاف رو نابود کنیم و تو رو از این جهنم بیرون ببرم
برای همین میخوام یوری رو فراری بدی
محافظ مورداعتماد ولکافه فکر میکنم به هایدرا مربوطه
- هایدرا؟ - شبکهٔ ولکاف
پایگاه دادهٔ خریداران و فروشندگان سلاح کل زیرساختش
خیلی زود فهمیدم هایدرا از خود ولکاف هم مهمتره
- پس محافظ چه نقشی داره؟ - نمیدونم
ولی از وقتی یوری بازداشت شده...
...ارتباط ولکاف با شبکهش کمکم کاملاً قطع شده
بهتره بریم
سارا، باید بدونی مأمور مخفی شدن در جایی مثل اینجا...
- ...ممکنه انتخابهای سختی لازم داشته باشه - کاملاً میدونم
شاید تبدیل به کسی بشی که دیگه خودت هم نمیشناسیش
حاضرم هر کاری لازم باشه بکنم
- داشتم میاومدم ببینمت - واقعاً؟ برای چی؟
با دوون یه مشکلی دارم و امیدوار بودم کمکم کنی
نمیتونم وادارش کنم با بالاتنهٔ لخت آشپزی نکنه
اون نیست
هر اسم بچهای پیشنهاد میدم ردش میکنه
- یکی بعد از دیگری. هیچچی قبول نمیکنه - مسخرهست، ببخشید
اسم گذاشتن تنها برنامهایه که مونده...
...بعدش میتونم آروم بگیرم و روی زایمان تمرکز کنم
آره، کاملاً من چه کمکی میتونم بکنم؟
بالاخره اسم بینقص رو پیدا کردم و نمیخوام اون هم ردش کنه
زیباترین، خاصترین و عزیزترین اسم برای یه دختره
منتظرم نذار چیه؟ بگو
- گرونکا؟ - میخواد اسمش رو بذاره گرونکا
- داداش؟ - داداش
- نمیشه - نمیتونید
گرونکا اسمی نیست که روی دختر کوچولوت بذاری
اسم اینهاست...
...این آدمها
الی گفت اسم خاص میخواد، نه؟
فکر کنم یه راه برای متوقف کردن گرونکا دارم
هی
امروز صبح دیدم الکس داشت از آپارتمانت بیرون میرفت...
...در حالی که تیشرت تو تنش بود
هوم. آره، الکس
خب... دلیلش اینه که تیشرت خودش رو نداشت
یعنی میخواستم بگم نتونست تیشرتش رو پیدا کنه
خیلی سردش بود برای همین کلی تیشرت میپوشیم
یه جور مهمونی تیشرتیه، میدونی؟
یه جور... لطفاً منو نکش، باشه؟
باید بدونی باهاش مثل یه جنتلمن رفتار میکنم
و راستش واقعاً بهش اهمیت میدم
فقط میخواستم همین رو بدونم
- جدی؟ - هوم
از بکمن دربارهٔ سارا خبری نشده؟
هنوز منتظر تماسم
نظارت غیرفعال شد
هر کی اون توئه، قراره وارد دنیایی از درد بشه
دردِ خیلی جدی
سلام، پسرا
- سلام - وای خدا
ببخشید اینطوری وارد شدم ولی هیچکس نباید بفهمه اینجام
مجبور شدم نظارت رو از کار بندازم
- وای سارا، خیلی دلربا شدی - دیدن صورت همتون عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.