Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت در ماورا
چیو داشتی پنهان میکردی ؟
آنیل ورموری ؟
ما یه ایمیل دریاغت کرده بودیم درباره کار کردن تو با آرتور.
تو خیلی شبیه اونی
مثل کی ؟
مادرت... سلست.
هولدن اینو کشید
این جاییه که برادرت بود
وقتی که تو کما بود.
این آدم تو سازمان خیره جوانان دست داره
«فورت رید به مردم کمک میکنه»
-و اداره میشه توسط شخصی به نام پدر .. - پدر ایان براکمان.
چقدر واقعا در مورد پدر یان می دونی؟
تمومش کن!
ما الان باید هولدنو بیاریمش داخل.
به آدم و منابع احتیاج دارم.
اختیار تام داری.
هولدن، ما باید بریم. هولدن؟ هولدن!
ویلا.
چی شده؟
حدود ساعت 5 صبح علایم حیاتیش بالا رفت،
فشار خونش ثابت شد...
و بیدار شده.
- اون بیدار شده؟ -گفت هولدن بیدارم کرد
ویلا.
اون کجاست؟
آرتور؟
ویلا! ویلا! ویلا!
فکر کردم برای همیشه ازدستت دادم.
نمیفمم. چی شد؟
من ازدست رفته بودم تا وقتی که هولدن بیدارم کرد.
اون منو نجات داد، ویلا.
هولدن اونجا با تو بود؟
نه اون تو دنیای واقعی بود.
اما اون چیزیو تجربه کرد...
یه اختلال.
ارتباط هولدن با قلمرو قویتر از اون چیزیه که تصور میکردم
آه، درباره دستگاه...
هولدن نابودش کرد.
دنیل بهم گفت.
ویلا. من باید هولدنو ببینم.
اون کجاست؟
همینجوری نگهش دار.
تو خوب میشی.یک گلوله به بازو برای کسی سرگرمی نیست
ولی این نمیخواد بکشتد.
بیمارستان نه! اونا پیدام میکنن
- ما نمی تونیم. - قرار نیست بریم بیمارستان.
نه بعد اون چیزی که اونجا دیدم،
نه بعد اون چیزی که دیدم اونا باهات چیکار کردن
وقتی تو کما بودم یه اتفاقی برام افتاد.
هر چیزی که میخوای بهم بگی بمونه بعد اینکه خوب شدی
فکر خوبیه؟
تو خوب میشی.
«SLENDER MAN»ترجمه از beyond
میخوای یه کشاورز بشی؟
-"achers."بیا اینم یه جفت -"achers."بیا اینم یه جفت
نفر بعدی که میزنمش دکره.
سلام، من باند احتیاج دارم یه عالمه باند...
الکل روان کننده، یه مقدار پنس
و یه سوزن بخیه.
سوزن بخیه؟
و یا نخ استریل و یه سوزن جراحی از هر نوعی.
یه اشتباه تو ماهیگیریه.
به نظر یه قایق بزرگتر نیاز دارین.
ام، الکل و باند، راهرو 3...
پنس، راهرو 5 و...
بزار من دنبال سوزن بخیه بگردم.
سوزنی پیدا کردی؟
امتحان خوبی بود خوشگله
تو یه مسافری داری که گلوله خورده،
یه تفنگ تو پشتت ،
و اومدی اینجا دنبال وسایلی میگردی
که فقط به معنی عمل سرپاییه،
و الان سر بزنگاه گرفتمت.
خب، چیکار کردی؟ هاا؟
چی کار کردی؟
الان واقعا داری نقش یه فیلمو بازی میکنی؟
جف!
این اون چیزی نیست که فکر میکنی.
فکر میکنی چی فکر میکنم؟
که منو دوستم یجور خلافکاریم.
به من نگو.
شما آدمای خوبی هستین که تو شرایط بد گرفتار شدین؟
در واقع، آره. این دقیقا چیزیه که هست.
یعنی شما مایکی رورک تو ساعاتی تلف شده این،
در حال فرار از قانون.
یا شاید پول احتیاج داری برای عمل سکس دوستت،
مثل آل پا چینو تو ظهر سگی.
چی؟
نگاه، خانومی، دوست من یه گلوله به شونش خورده.
خب ببرش بیمارستان.
نمیتونم!
یه آدمایی دارن تعقیبمون میکنن. اونا... آدمای بدی ان.
سه روز در کندور،تو اختلاف دید،
دشمن دولت؟ کدومه ؟
نگاه،من حتی نصف اون فیلمارو ندیدم، خب؟
اسمه من جف مکاردله .
من دو تور رو در ارتش ایالات متحده خدمت کردم.
اون مرد تو ماشین هم اسمش هولدن متیوزه.
اون توی فورت رید یه خانواده داره که نگرانشن...
و... اون هیچ کدوم این اتفاقارو نمیخواست.
لطفا.
دستا بالا!
آروم بچرخ.
آروم تر مثله یه حلزونه رو دیوار،
حالا برو اون داخل.
نه
نه؟
نمیخوای کمک کنی؟ باشه!
ولی من با این باندا از در میرم بیرون،
و تنها راهی که میتونی منو متوقف کنی کشیدن اون ماشست.
ماشینتو ببر اون پشت.
ما دوستتو بلندش میکنیم
و من بهت کمک میکنم که گلوله رو ازش بکشی بیرون.
اما اگه به دنیس هوپر تبدیل بشی،
بهت شلیک میکنم!
بهت قول میدم، من کیانو.ریوزم
نگاه ، تو ولش کردی؟ این فقط یه سفر به رصدخونه بود.
خیلی عجیبه.
تو از بث مککوی درخواست گواهی تولد کردی
و یه نمونه ادرار، قبله اینکه به مجلس رقص بریم
خب،تو 17 سالت بود،هولدن که نبود
دست از سر سندروم برادر بزرگتر بردار!
خب یعنی خبری از آب پرتقال تازه نیست؟
تو باید برام صبحونه درست کنی،
قبل اینکه برم سر کار.
دارم دنبال کار میگردم.
واقعا؟
آره من حتی از طرف جای فرویو توی فروشگاهم رد شدم،
بخاط اینکه تو کانزاس اسپانیایی حرف نمیزنم!
صبح بخیر «به اسپانیایی.
عزیزم.
توی مصاحبه ای که انجام دادم ازم پرسیدن
اگه بخوام یه حیوونی باشم چه حیوونی میخوام باشم؟
این چه ربطی داره به ماست یخ زده؟
تو ژل اصلاح تامو زدی؟
آه، فکرکنم.
توی قفسه دارو پیداش کردم.
ای کاش پیداش نمیکردی.
- آی! - آه.
آره هنوز منتظرم.پوشه رو پیدا کردی؟
اون یه پسر 17 ساله بی خانمانه،
و یه دوست دختر باردار داره.
من مددکار اجتماعیشم.
من فقط دارم سعی میکنم ببرمش به یه دلنشگاه فنی حرفه ای.
آره.منتظر میمونم... دوباره!
یکی از نیروهای طبیعته مادرت.
امروز یه ذره بیحال به نظر میرسه.
فقط امروز صبح؟
خب یعنی این یه چیزه تکراریه؟
نیمه تکراری.
لوک وقتی تو دانشگاه ...رفتی منو مادرت
میدونی چیه؟ من...
من نمی خوام بدونم.
میدونی ، ما بغیر از کمک به مردم میتونیم ...
نگاه، ایان...
من به تلاشه تو برای جمع کردن
داوطلب برای خیریت احترام میزارم، ولی...
ما می تونیم بهت حقوق بدیم.
مثل یه کار واقعی.
و اگه فکر میکنی دخترای تو کلیسا خوشگلن...
هستی؟
بله قربان <به اسپانیایی
برنامه ریخته شده بود.
ممکن بود حتی درستم پیش بره اگه مکاردل جشنمونو خراب نمیکرد.
هر جهنم دره ای باشن میارمشون داخل.
اونجایی؟ شوماخر؟
دارم گوش میدم.
فقط منتظر اینم که بهم بگی چجوری میخوای نقشتو درست کنی
هولدن وصل شده.
بنابر این، ما باید یه تحت اللفظی داشته باشیم
رد خونو دنبال کنیم.
مثه پودر سوخاری.
مطمعن شدم که بیمارستانی نرفتن .
فرضیات با حقایق اشتباه نگیر.
من به هر بیمارستانی که در صد مایلی اینجا بود زنگ زدم.
نه هولدنی. نه جان دویی.
یکی از افرادمو شخصا فرستادم دوباره چک کنه.
خب، مکاردل جنگ دیدست.
.....
اگه بخواد خودش گلوله رو در بیاره،
بازم تجهیزات نیاز دارن.
هر لونه مرغی، حیاط پهلویی یا لونه سگی؟
نه
فقط دوتا مزرعه با فاصله کم وجود داره.
گزینه ها محدودن.
باید از خودت بپرسی ،کجا میری
اگه بخوای یه زخم گلوله رو خوب کنی؟ "
به خصوص اگه نخوای جلب توجه کنی.
دقیقا.
و دختره؟
آه، من نگران چارلی نیستم.
یه ایده خوب دارم که کجا ممکنه رفته باشه.
و هی،داره بدتر و بدتر میشه،
میدونیم که هولدن باید یه مدت خونه بیاد.
_
چطوره؟
اون تو داخلو بیرونه.
تا حالا یه گلوله رو در سی روز تاریکت در آوردی؟ »اشاره به یه فیلم دیگه»
No comments yet. Be the first to leave one.