Prvních 192 řádků.
sokOoooot کاري از
التزام به وفاي عهد با درود بر شيطان تموم نمي شه
هيچ اتفاق هيجان انگيزي اصلا نمي فته
! تبريک مي گم هور سيمپسون
شما همين الان در مسابقه بخت آزمايي کارمندان برنده شديد - ووو هووو -
چي گيرم اومده ؟ - کار پاک کردن لوله بخار صنعتي براي يک روز تمام -
! ووو هووو
! وو هوو
هي ، اين جايزه خيلي عالي ايي نيست
... خيلي خوب . ممکنه که کار کثيفي باشه
ولي اون آدمهاي کله گنده که بالا بالاها هستند حتي سختر از اين کار مي کنند
! وو هوو
هممم ميشه ساعت 5 هيچوقت نياد ؟
مواظب باش اسميتر همون طور که مي توني اسفنج حموم گوشه داره
يه دونه کروي اش رو پيدا مي کنم برات
کمک اسميتر دارم غرق مي شم
دارم غرق مي شم
... تمام زندگي ام... داره از جلوي
-- چشمام
رد ميشه
! تو اخراجي
! برقص
! برقص
آخ جوون
بالاخره قراره جلوي اين شرکت هاي خوک صفت رو از ريختن زباله هاي اتمي تو دريا بگيريم
اوه نه ! کشتيمون داره غرق ميشه
! من بودم ، احمق ها
مردي که بهش اعتماد کرديد اصلا و ابدا ويوي گريوي ( هيپي ) نبود
و در تمام اين مدت من تنباکوي بي ضرر مي کشيدم
يه چرم سمور گرفتم قربان --- اميدوارم
! يا خدا !آقاي برنز مـــُرد ِ
چرا خوب ها هميشه زود مي رند ؟
! تو تقريبا من رو کشته بودي
! خواهش مي کنم قربان
سرمــــا --- مي خوريد
- اسميتر فهميدي اگه من بميرم
هيچکسي نخواهد بود که ميراث من رو بدوش بکشه ؟
... به علت تب هاي مکرر و اسپرم هاي بي حال
هيچوقت نتوستم پدر يه وارث بشم
... حالا هيچکسي رو ندارم
که ثروت عظيمم رو بهش بسپارم
هيچکي
تو ، اسميتر ؟ اوه نه دوست عزيزم
من نقشه يه جايزه بسيار عالي تر رو براي تو کشيدم
وقتي من از دنيا برم تو هم بايستي زنده با من دفن بشي
اوه چه عالي
! صداش رو ببر بالا ! صداش رو ببر بالا
سلام من مونتگومري برنز هستم
... خوب ، من دارم به دنبال يک وارث جواب شايسته
مي گردم که ميراثم رو وقتي از دنيا رفتم بهش بسپارم
ثروت خيلي خيلي خيلي عظيمم رو
عظيم
مصاحبه فردا توي خونه من برگذار ميشه
و اکنون برنامه آينده ما
اوه آخه --- اوه باشه خيلي خوب
" بياييد همه بريم به سالن بياييد همه بريم به سالن"
" بياييد همه بريم به سالن و براي خودمون يکمي اسنک بگيريم "
اون دو تا ص و پ چي بود ؟ صريح حرف زدن و پر انرژي
هيچي ندارم که به شما تقديم کنم به جز عشق ام
مخصوصا تاييد کردم که " آدم غير عادي " در کار نباشه
ولي مامانم مي گه من با حالم
بعدي
! ثروتت رو بده به من يا مي زنم اون صورت چروک ات رو ميارم پايين
اوه از شور و انرژي اش خوشم اومد بگذارش توي ليست فراخواني ها
" جينگ و جينگ و جينگ صداي يه واگنه "
" رينگ و رينگ و رينگ صداي زنگه "
"--- زينگ و زينگ و زينگ صداي احساسات از ته قلب ِ "
! ممنون به قلدره يه امتياز ديگه هم بده
مي خواستم بهتون پيشنهاد بدم که وارثتون حتما نبايد مذکر باشه --- در جامعه مرد سالار ما
من نمي دونم " مردسالار " يعني چي ! ولي دختر نه
اينم از نقشه ب
همينه پسر تو آخرين اميد مايي
اووه من نمي خوام اينجا باشم بابا
تازش ، يه آتيشي امروز صبح روشن کردم که جدا بايد حواسم بهش باشه
... بارت اين از اون چيزهايي نيست که من معمولا فکر کنم ايده خوبيه
ولي تو مجبور نيستي که با آقاي برنز زندگي کني
فقط بايد يه روزي همه پولش رو بگيري اين کل آينده ما رو تضمين مي کنه
تبريک مي گم
شما هم اکنون از گرونترين و به همين دليل بهترين مدرسه فارغ التحصيل شديد
-- و کشف شما در بهبود سرما خوردگي
سلام مارچ من لي ميجور هستم با من فرار مي کني ؟
آه ... حتما
بايد اين خيال پردازي ها در مورد لي ميجور رو بس کنم
آه يکي ديگه
خيلي خوب پسر اوني که بايد بخوني رو نوشتم
فقط بخونش و ديگه حتما برنده ميشي
''سلام آقاي -- کرنز
من بد مي خوام ... پول ها رو الان . مريضم ''
اوه اون کارت ها رو مي خونه خوب
''پس من رو بردار لطفا آقاي برنز ''
! کرنز احمق - نه نيست -
محل نگذار - اوه اون تا حالا بدترين بود -
بسه ديگه . همه برند بيرون . به جز تو يه قدم بيا سمت چپ
subtitle by sokOoooot
آخ- ! عاليه -
! چکمه زد به بارت ! صاف زد دم لنبش
! فکر مي کنم بارت و ليسا يکمي حالشون گرفته
چيزي نيست که بخواي بگي ؟ - چرا حتما -
بچه ها شما همه تلاشتون رو کرديد و به شکل بسيار بدجوري شکست خورديد
درسي که از اين موضوع مي گيريد اينه که ، هرگز تلاش نکنيد
صاف تو لنبتانش
عالي بود
فايده ايي نداشت
فکر مي کنم بايد همه پولم رو بدم به موسسه مشاوره تخم مرغ
تخم مرغ ها ضربه بدي اين اواخر خوردند مي دوني که اسميترز
تخم مرغ ها ضربه بدي اين اواخر خوردند مي دوني که اسميترز
اوه ببين . يه پرنده تبديل به سنگ شده و مسير درست حرکت اش رو گم کرده
فکر مي کنم اين يه سنگه قربان - خواهيم ديد که آزمايشگاه در اين مورد چي داره که بگه -
چرا اون بي شرف داره همه پنجره هاي من رو مي شکنه
ببين اسميترز
يک مخلوق ساخته شده از شرارت خالص
او بهترين گزينه هست که از پستانهاي نمادين من شير بخوره
هي پسر امروز چه روزيه ؟
امروز قربان ؟ چطور مگه ، امروز کريسمسه
با اون حرف مي زنم ، تو امروز چه روزيه ؟ - ها ؟ -
بهت مي گم امروز چه روزيه
امروز روزيه که تو شدي وارث من
اوه ه ، خيلي ازش خوشم مياد
فقط اينجا رو امضا کن ، و پسرت در جايگاه وارث من قرار مي گيره و همه دارايي ام رو به ارث مي بره
! وووو هوووو ! ما پولداريم
بارت بدو برو توي کاخ و همه پنجره ها رو باز کن
مي خواييم بوي آدمهاي پير از اونجا بره بيرون قبل از اينکه بهش اسباب کشي کنيم
بابا ، آقاي برنز هنوز نمرده - ها ؟ اوه درسته -
خوب حدس مي زنم که اوضاع مزاجيت همچي خوبه نه ؟
هيچ عارضه قبلي يا همچين چيزي نداري ؟ - -- خوب من -
! بووو -
من حالم خوبه
حال که همه موافقت کرديد به جمع آوري سود ... بسيار زيادي که از مرگ من حاصل مي شه
... بايد برگردم به کاخ بزرگ و خالي ام و توش همينطور برگردم
با تنهايي اجتناب ناپذيري منتظر ( مرگ ) باشم
تو هم به هموني که من فکر مي کنم فکر مي کني ؟ - آره -
بيا از پله ها هلش بديم پايين - ! نه -
... مي دوني بارت از اونجا که اون همه پول هاش رو مي ده به تو
شايد کار خوبي باشه که بعضي وقت ها رو باهاش بگذروني
--- خوب - باشه ، عسلم -
باشه
... چطوره که بارت مي تونه اين کار رو بکنه
و من حتي نمي تونم يه شب ام توي بوته هاي پشت خونه سر آشپز کمين کنم ؟
بارت ، مي دونم که شما بچه ها ... به من مثل يه " مرد شيطان صفت " نگاه مي کنيد
ولي خوب آه من اونقدرها هم آدم ... بدي نيستم
اوه شيرت سرد شده زنگ بزنم براي پيشخدمت
ووها - اوه ببخشيد دکمه اشتباهي رو فشار دادم -
هممم ... فکر کنم بخوام برم خونه
... اگه بموني مي توني هرچي که دلت بخواد بخوري
حتي يه مدلي از سيني ژلاتين
مي دوني که از سم اسب ها درست شده
هرچي ، ها ؟
... خيلي خوب . من پيتزا مي خوام
و مي خوام که کراستي دلقکه هم بياردش
هممم - همم -
هي ، اينم کراستي مرد پيتزايي
خيلي خوب ، 400 چوق من کوشش ؟
هي وايسا ببينم چطور مي توني اينجا باشي وقتي برنامه ات داره زنده پخش مي شه ؟
آه ، فقط يه برنامه قديمي رو گذاشتم هيچکي فرقش رو نمي فهمه
ها ؟ ها ؟ ها ؟ -
هه ، بچه ها ، آروم باشيد
مجمع الجزاير فالکلند همين الان بهمون حمله کردند
! تکرار مي کنم ، مجمع الجزاير فالکلند همين الان بهمون حمله کردند
اين جزاير ستيزه جو اينجا هستند جايي در کنار سواحل آرژانتين
اين چيزي هست که مايه افتخار و سرگرمي منه
من دوربين مخفي هايي در کليه خونه هاي اسپرينگ فيلد جاسازي کردم
اين ايده رو از اون فيلمه اسليور گرفتم چه جيغ هاي دلنشيني ( اسليور يه فيلمه که توش صاحب آپارتماني با دوربين هاي مدار بسته خونه هاي اون آپارتمان رو که توشون هم قتلي انجام شده کنترل مي کنه )
داري با من حرف مي زني ؟ هيچکس ديگه ايي اينجا نيست
پس حتما داري با من حرف مي زني
! خوب ، اين آينه عتيقه بود ، لعنت
آره ، خيلي خوبه
اوه ، اين اون سفر اسرار آميزش رو به هلند توضيح مي ده
و من خيلي اوقات خوشي داشتم
... خونه آقاي برنز همه چي داره
يه دونه هزار تو ، يه خندق ، يه کف سفيد از چوب و سياه چال که معلوم نيست ته اش کجاست
نمي تونه که ته نداشته باشه - بر اساس تمام مدارک و شواهد -
هي مامان بارت داره نخود فرنگي پرت مي کنه
بارت نخود فرنگي به خواهرت پرت نکن
آقاي برنز نخود فرنگي به امسترز پرت مي کنه
! اوخ ! اين يکي گنده بود
هومر يه چيزي بگو - باشه -
ليسا از سر راه نخود فرنگي هاي برادر توانمندت برو کنار
لوه وَي گوشت سرخ شده
از همه غذاهاي خانواده نون متنفرم
اون تيکه آخري بود
... تمومه ! سو استفاده از افراد خانوادت يه مسئله است
ولي من همينطوري وانمي ايستم و نگاه کنم که به يه سگ گرسنه غذا مي دي
! برو تو اتاقت - ! نه ! اين خانواده بو گند مي ده و بدرد نمي خوره -
آقاي برنز اون روح مخرب من رو پرورش مي ده من اينجا همش در حال خفه شدنم
! بارت ، حرف گوش کن - ! اوه ، بيا برو يکمي گل بخور -
راز خجالت آور من
اسميترز نقشم عالي کار کرد
... بارت سيمپسون اينجا به عنوان پسرم زندگي خواهد کرد
و من اون رو تحت تعليم روش هاي پخته خودم قرار مي دم
کي مي دونه ؟ شايد حتي اونقدر جلو رفتم که ... بهش عشق بورزم
(بارهالمونيو ( اسم يکي از 12 حواريون مسيح
! اخ ! اسميترز اينو از من بکن
No comments yet. Be the first to leave one.