Prvních 194 řádků.
آنچه گذشت
فکر کنم،مایکل با اونا به توافق رسیده
کمپی که مایکل داره شما رو به اونجا میبره،جاییه که اونا تله براتون گذاشتن
من میتونم مخفیانه به ساحل اونجا برم- چطوری؟-
میتونیم با قایق به اونجا بریم و بازرسی کنیم
این بار اونا میدونن که ما داریم میریم
سلام،جک
من جولیت هستم
دوستانم کجا هستن؟
بگو دوستانم کجا هستن؟
تو این کار رو کردی؟
سان
تو مجسمه رقاص رو شکوندی؟
پس کی این کارو کرده؟
خدمتکار
اگه تو میگی که خدمتکار این کارو کرده
اخراجش میکنم
میفهمی؟
سان
کی اونو شکسته؟
خدمتکار شکسته
خیلی خوب
سان،در رو باز کن
من خوبم
این حالت طبیعیه
جین،صبر کن
شوهرم میگه،وقتشه بریم
اون معتقده که جک و بقیه نمیان
بیشتر از یک روزه که آتیش رو روشن کردیم
اونا باید تا الان میرسیدن
جک میدونه ما اینجاییم
اون روی ما حساب کرد
شاید قادر نباشه دود رو ببینه
اگه اون در شمال ما باشه،کوهها مانع دید اونا میشه
باید ساحل رو ادامه بدیم تا کوهها رو پشت سر بذاریم و دوباره علامت بدیم
نه
من به جک گفتم که آتیش رو روشن میکنم
من اونو رها نمیکنم
سعید میگه
اینجا رو ترک نمیکنیم
سعید،شوهر تو نیست
شوهرم میگه،باید حرفش رو گوش کنیم
چون که اون تنها نفریه که بلده قایق رو حرکت بده
ولی اشتباه میکنه
من میتونم قایق رو هدایت کنم
حالت بهتر نشده؟
من،خودم سوپ درست کردم ولی اگه دوست نداشته باشی،میتونی نخوری
تو هیچوقت به خاطر من سوپ درست نکردی
ممکنه مزاحم صحبت شما بشم؟
مگه برات مهمه که بشی؟
یه موردی پیش اومده
برایان مخابره کرده
که اون عراقیه دهکده تقلبی رو پیدا کرده- خوبه-
همینو میخواستیم- برایان تا کنار ساحل دنبالش کرده-
بن،اونا یه قایق بادبانی دارن
چطوری؟- نمیدونم-
اگه یه قایق داشته باشن
اونقدر دور خودشون میچرخن تا خسته میشن
اونا میتونن ما رو پیدا کنن
بن- دارم فکر میکنم-
چقدر طول میکشه تا یه گروه تشکیل بدی؟- ظرف یک ساعت-
پس وقتت رو با حرف زدن تلف نکن
هی،کالین
اون قایق رو میخوام
مترجم:جابر یوسفی تقدیم به دوستداران لاست
ساعت زنگی قشنگیه
خیلی بد از خواب بیدار شدم
نصف بیسکوییت رو میخوای؟
این چیه؟
نهاره.ما میخواهیم انرژیت رو حفظ کنی
واقعا؟
دنی،وایسا
صبر کنید
به چی داری نگاه میکنی؟
باید بادبان ها رو تنظیم کنم
متاسفم جین
من نباید با تو
پیش سعید مخالفت میکردم
تو نباید تا الان باهام مخالفت میکردی
سان
چرا با ما اومدی؟
تو میدونی چرا اومدم
نمیخواستم ازت دور باشم
مشکل چیه؟
مشکل اینه که ما ازدواج کردیم
درسته
درست میگی
ژایی،من نمیتونم
نمیتونم
متاسفم
سان
صبر کن
ژایی
خیلی قشنگه
ولی نمیتونم قبول کنم
چونکه جین ازم میپرسه که اینو ازکجا آوردم
دیگه نمیخوام تو راو با کسی دیگه تقسیم کنم
الان،زبان انگلسیت عالی شده
میتونیم به آمریکا بریم
کسی میدونه تو اینجایی؟ نه
اینجا چیکار میکنی؟
از اینجا گمشو
قربان
متاسفم،نمیدونستم که
.لباست رو بپوش
خیلی خوب،رسیدیم
اون سنگها را می بینید؟
اونجا میرید
اونا رو خرد میکنید و از اونجا بیرون میارید
تو انتظار داری با این لباس کار کنم؟
بستگی به خودت داره
اگه دوست داشتی میتونی اونو در بیاری
چطور جرأت میکنی این حرف رو بزنی؟
اگه چیزی نیاز دارید، همین الان بگید
ده دقیقه برای نهار فرصت دارید- من یه سوالی دارم،رئیس-
!سوال نداریم- اون یه سوال کرد-
اگه بخواهید فرار کنید،بهتون شوک وارد میکنیم
شلیک میکنید؟
حتی اخطار هم نمیدید؟- من گفتم شوک وارد می کنیم-
اگه با هم حرف بزنید بهتون شوک وارد میکنیم
اگه همدیگر رو لمس کنید بهتون شوک وارد میکنیم
اگه سست کار کنید،بهتون شوک وارد میکنیم
هرکاری کنید که بخواهید ما رو گول بزنید،بهتون شوک وارد میکنیم
باشه؟
برید سر کار
من تا وقتیکه جک رو نبینم هیچ کاری نمیکنم
این یک چهارم شدت شوک بود
باز هم هیچ سوالی داری؟
به محض اینکه تونستی راه بری یه چرخِ دستی اون طرف هست
می خواستید منو ببینید،قربان؟
بیا داخل
لطفا بشین
یه مشکلی پیش اومده
این مرد از من دزدی کرده
باید کارش رو تموم کنی
چی دزدیده؟
مهم نیست چی دزدیده
البته
یه گوشمالی،بهش میدم
گوشمالی کافی نیست
باید کارش رو تموم کنی
نمی تونم این کار رو بکنم
البته که میتونی
...قربان، کار من این نیست که
.من بهت میگم کارت چیه
پس دیگه نمیتونم براتون کار کنم
من استعفا میدم
تو استعفا نمیدی
این مرد باعث شرمساری من شده
جین،تو با دخترم ازدواج کردی
یعنی،دیگه پسر من شدی
شرمساری من، شرمساری تو هم هست
ازت میخوام که شرافت خانوادگیمون رو برگردونی
چرا باید یه همچین جای دور افتاده ای،اسکله باشه؟
دیگران
اسکله در حال پوسیده شدنه
مشخصه مدت زیادیه که کسی اینجا نبوده
هر کسی که اینو ساخته،الان اینجا نیست
قایق رو اونجا میبریم
قایق رو به اسکله میبندیم
ویه آتیش روی ساحل روشن میکنیم
قابلیت رویت شدن ما خیلی زیاده وجک،از مایلها دورتر،میتونه ما رو ببینه
امنه؟
آره،جین
البته که امنه
برگرد سر کارت
هر چی تو بگی،رییس
مراقب باش
نذار که بفهمن داری باهام حرف میزنی
اونا تو رو توی قفس نگه میدارن؟
آیا اونجا مرد دیگه ای رو دیدی؟
سنش اندازه من واسمش کارل باشه؟
نه
اونجا فقط من وساویر هستیم
تو نباید توی اون قفس باشی
در مورد چی داری حرف میزنی؟
تو کی هستی؟
اون لباسها رو از کجا آوردی؟
اونا به من دادن
اون مال منه
می تونی اونو بپوشی
خیلی بهت میاد
صبر کن
هنوز داری بازی می کنی،کک مکی؟
اینقدر به کونم نگاه نکن
خودت اونو توی چشمم میندازی
خفه شو
بله،رییس
ممنونم
چه کمک دیگه ای میتونم بکنم؟- به شوهرت کمک کن-
ما تا جایی که بتونیم،باید چوب جمع کنیم
داریم یه آتیشِ بزرگ می سازیم؟
باید مطمئن شیم که جک میتونه این دود رو ببینه
چرا داری بهم دروغ میگی،سعید؟
No comments yet. Be the first to leave one.