Série 1

Informace o verzi

The Ghost in the Shell S01E07 1080p AMZN WEB-DL DUAL DDP2 0 H265--persian
Komentář od shine021
سریال انیمه شبح درون پوسته

Tagy

webdl
anime
Zveřejněno: 2026-08-18
Stažení: 2
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 171 řádků.

زيرنويس از مهدي shine021

از بارون بدم میاد.

انگار صدای پوچی از بدن مصنوعی‌م رد می‌شه

و مستقیماً گوستم رو در بر می‌گیره.

باشه، اون محدوده رو مو به مو بگردین.

بخش توسعهٔ شرکت بدن‌سازی مگاتک؟

معطل نکنین!

یه شرکته که برای سایبورگ‌ها اندام تولید می‌کنه.

دو ساعت پیش، یه میزکار خودبه‌خود روشن شد

و شروع کرد به سرهم کردن یه ربات با تمام اندام‌های لازم.

یه ربات نظامی و فوق‌محرمانه، مثل ربات‌های تیم شما.

پنج دقیقه پیش، اون ربات فرار کرد.

باتو یه تور امنیتی راه انداخته و داره دنبالش می‌گرده.

اگه یه هکر پشت این قضیه باشه،

خیلی کاربلده که تونسته از همچین سد دفاعی‌ای رد بشه.

این ظاهر بیرونی ربات مورد بحثه.

آقای آراماکی! شما گرفتینش!

اون یکی از اعضای تیم منه! و جزو اموال دولته!

یه بچهٔ ازخودبی‌خود رو با یه استیشن‌واگن متوقف کردی؟

ببرینش بازداشت!

از روی وزنش می‌تونستی بفهمی رباته، احمق!

مطمئنم یه جایی همین اطراف پیداش می‌کنیم. حواستون جمع باشه!

هی!

۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۳۰

زيرنويس از مهدي shine021

همون‌طور که فکر می‌کردم. بدن مصنوعی شروع به فعال شدن کرده.

پس خلاصه‌اش اینه که سایبرمغز این ربات یه سد گوست داره.

تا وقتی نقشه‌ای تهیه نکنیم، نمی‌تونیم مطمئن بشیم

از محدودهٔ اطراف سد و بهش نفوذ نکنیم.

- نظر تو چیه؟ - من؟

ممکنه تله باشه، ولی تا نفوذ نکنیم چیز بیشتری نمی‌فهمیم.

صبر کنین، جدی فکر می‌کنین اون ربات گوست داره؟

اتفاق‌های عجیب‌تری هم افتاده.

خیلی هم با یه خط شبه‌گوست فرق نداره

که ممکنه وقتی یه گوست تکثیر شده باشه، ببینیش.

می‌گی میزکار دیوونه شده چون دلش بچه می‌خواسته؟

میزکار همچین قابلیتی نداره، پس این فرضیه منتفیه.

احمق.

حتی عروسک‌های سلولوئیدی هم گاهی صاحب روح شدن.

تازه اینم به کنار که

اون چیز تا خرخره پر بود از دستگاه‌های دارویی مغز.

ای بابا! محاله همچین چیزی بشه!

کاملاً جدی می‌گم!

فعلاً فرض کنیم علتش خارجی بوده،

نمی‌دونیم دشمن داخل رباته یا بیرونش،

ولی این فرد خیلی راحت از یه سد دفاعی فوق‌محرمانه رد شده

ربات رو سرهم کرده،

و برنامه‌ای حاوی یه خط گوست روی اون نصب کرده.

اونم جوری این کار رو کرده که فوراً گیر بیفته.

اصلاً دنبال چیه؟

فرضیهٔ 'سرقت' رو بذاریم کنار.

توگو‌سا، دوباره دربارهٔ شرکت بدن‌سازی مگاتک تحقیق کن.

امیدوار بودم برم خونه و یه کم بخوابم.

دو سه روز بیدار موندن که نمی‌کُشتت!

- باتو. - چه زورگویی.

همهٔ شبکه‌هایی رو که اطلاعات محرمانه دارن قفل کردم

و هم‌ردهٔ سد مگاتک هستن،

ولی دوباره بررسی کن ببین فعال هستن یا نه.

یه هزارتوی دفاعی درست می‌کنم.

فردا واردش می‌شیم، درسته؟

مشاور معاهدات وزارت خارجه، ناکامورا، اومده شما رو ببینه.

بفرستش داخل.

مستقیم می‌رم سر اصل مطلب.

اومدم چیزی رو که داخل رباته تحویل بگیرم.

در عوض، واحد نجات بین‌المللی‌تون از این پرونده کنار گذاشته می‌شه.

اوه؟

این هم امضای وزیر خارجه.

این دیگه کیه؟

ناکامورا، رئیس بخش بررسی معاهدات وزارت خارجه؛ همون بخش شش.

خارج از مرزهای کشور حوزهٔ اختیارات اوناست،

و وقتی خارج از کشور کار می‌کنیم، باید اول به اونا اطلاع بدیم.

لازم نیست یادآوری کنم، ولی فاش نکردن هر کدوم از این رازها

خیانت به کشور محسوب می‌شه.

این قانون برای هر دو طرفه.

دکتر ویلیس.

پس در جریان ماجرا می‌ذارمتون.

اجازه بدید منحصربه‌فردترین هکر در تاریخ جرایم سایبری رو معرفی کنم.

این عروسک‌گردانه.

بخش شش مدتیه که دنبال عروسک‌گردانه،

و با دقت عادت‌ها و الگوهای رفتاریش رو بررسی کرده.

در نتیجه یه سد دفاعی تهاجمی ویژه ساختیم

که مخصوص عروسک‌گردان طراحی شده بود،

و مجبورش می‌کرد ذهنش رو به یه بدن دیگه منتقل کنه.

یعنی کاری کردید عروسک‌گردان خودش رو تکثیر کنه

و بعد بدن فیزیکیش رو ترور کردید.

یه چیزی تو همین مایه‌ها.

فقط اتفاقی سر و کله‌اش در حیاط‌خلوت سازمان شما پیدا شد،

ولی در اتحادیهٔ مَگ متولد شده،

و چون با کمک اونا گیرش انداختیم، می‌خوایم تحویلش بگیریم.

پس جسدش یه جایی پیدا می‌شه و هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌فهمه کی بوده.

جسدی در کار نیست.

چون تا همین حالا بدنی نداشتم.

حسگرهاش تمام این مدت فعال بودن؟

پس چرا زودتر چیزی نگفتی؟

من وارد این ربات شدم چون نتونستم در برابر

سد تهاجمی بخش شش مقاومت کنم،

ولی حالا به انتخاب خودم در این اتاقم.

به‌عنوان یک موجود زنده درخواست پناهندگی سیاسی دارم.

موجود زنده؟

مزخرفه! این فقط یه برنامهٔ حفظ بقاست که حرف می‌زنه!

اثبات این ادعا برای شما غیرممکنه.

چون علم مدرن نمی‌تونه 'زندگی' رو تعریف کنه.

بااین‌حال، برای درخواست پناهندگی جای اشتباهی اومدی.

حتی اگه موجود زنده باشی، مجرم‌ها آزاد نمی‌چرخن!

زمان همیشه به نفع منه.

حالا این امکان رو دارم که با این بدن بمیرم،

ولی خوشبختانه، این کشور مجازات اعدام نداره.

نامیراییِ کاذب... تو هوش مصنوعی‌ای؟

من هوش مصنوعی نیستم.

من شکلی از حیاتم که خودبه‌خود در دریای اطلاعات به وجود اومده.

این چه جور سیستم امنیتی مسخره‌ایه؟!

ارباب عروسک‌ها!

فوراً جاده‌ها رو ببندید!

دنبال ماشینی بگردید که بالاتنهٔ رباتِ مدل زن توشه!

از وزیر کشور می‌خوام

رسماً دربارهٔ این ماجرا تحقیق کنه!

پیداش کنید و همین که پیداش کردید، فوراً به من گزارش بدید!

و بدیهیه که می‌خوام زنده دستگیرش کنید!

اگه این‌طوری عصبانی بشی، رگت می‌زنه.

اگه اونجا بودی، پس چرا کاری نکردی؟

چی باعث شده فکر کنی من کاری نکردم؟

به من برخورد!

باتو، کجایی؟

داریم به سمت ایستگاه نیهاما می‌ریم.

تقریباً بلافاصله ماشینشون رو عوض کردن. الان سوار یه سدان لوکس سفید هستن.

حدس می‌زنی ارباب عروسک‌ها رو چطوری جابه‌جا می‌کنن؟

همه‌چیش رو جز سرش دور انداختن و سرش رو گذاشتن توی ساک؟

نه! توی جعبهٔ ویولنسله!

باشه.

یه ردیاب روی رئیس ناکامورا و سه تا روی ارباب عروسک‌ها گذاشتم.

بیایید این رو ست اول مسابقه حساب کنیم.

بهتره وقتی وقت پاداش دادن رسید، این رو در نظر بگیری.

بیایید همه‌چیز رو جمع‌بندی کنیم.

بخش شش ارباب عروسک‌ها رو داخل یه بدن گذاشت.

به دلایلی نامعلوم، ارباب عروسک‌ها به بخش نه فرار کرد.

و درست وقتی درخواست پناهندگی کرد و گفت موجود زنده‌ست،

بخش شش با روش‌های ناجوانمردانه با خودش بردش.

بخش شش؟

با این‌که بعد از گرفتن اظهاراتش تحویلش می‌دادیم؟

هیچ شکی توش نیست.

دست‌کم اون چیزی که دیدیم شبیه استتار حرارتی‌ـنوری نوع ۲۹۰۲ بود.

با فرودگاه تماس بگیرید و اونجا معطلش کنید!

راه بیفتید!

بارندگی در طبقهٔ آسمان

تا دو ساعت دیگه متوقف می‌شه و در طبقهٔ زمین تا سه ساعت دیگه.

گزارش بعدی هواشناسی بیست دقیقهٔ دیگه پخش می‌شه.

طرز زمین خوردن آراماکی موقع ورودمون طبیعی نبود.

به نقطهٔ ملاقات ب برید.

ولی قبلش برید به تخت هشت.

لباسم رو عوض می‌کنم و ماشینمون رو عوض می‌کنیم.

خوبه که ارباب عروسک‌ها فوراً شروع به حرف زدن نکرد.

و تا وقتی راه فراری داشته باشه، این کار رو نمی‌کنه.

باشه.

باتو به مرکز.

سرقت خودرو در حال انجامه

در پارکینگ ساختمان کوسونُکی، منطقهٔ کیتانی‌هاما، بخش ۶.

کار من بود، پس خودت با پلیس حلش کن، باشه؟

باتو تمام!

فوچیکوما، موقعیتتون کجاست؟

همین‌جاییم!

بالاخره خوابت برد، هان؟

حیف شد، امشب که سالگرد ازدواجمونه.

منم ازش خوشم نمیاد.

توگوسا!

مواظب باش سرما نخوری. شب‌به‌خیر.

رئیس گفته مگاتک رو فراموش کنیم

و فوراً سر از کار این یارو دربیاریم.

بعد از این‌همه زحمتی که کشیدم؟!

دکتر ویلیس، رئیس تحقیقات راهبردی شرکت نیوترون؟

با وزارت خارجه ارتباطی داره؟

از مسیر خانواده‌شون می‌ریم، وادارشون می‌کنیم یه تراکنش بانکی انجام بدن،

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left