Prvních 200 řádků.
×وقايع اين سريال براساس رويدادهاي تاريخيست×
× قسمت 23 ×
بک ده گيل
خيلي وقته نديدمت يي اين جوا
اين، کار تو بود ؟
الان بايد تسليم بشي
اسبها و تدارکاتت رو توي آتيش سوزي از دست دادي
نصف نيروهات به خاطر دل درد زمين گير شدن
با اين شرايط ادامه کار غير ممکنه يي اين جوا
نه، براي تسليم شدن خيلي زوده
ايشون شاهزاده ميل پونگ گونه
پس اين تويي بک ده گيل
دولت ميتونه از کل ارتش براي متوقف کردن اين شورش استفاده کنه
شنيدم شاه 50 هزار سرباز جمع کرده
همه ي 5 شاخه ي نظامي ملحق ميشن و آنسونگ رو اشغال ميکنن
اينطور نيست ؟
بايد خيلي ترسيده باشي
حتي توي قصر هم براي خودت يه جاسوس دست و پا کردي
مورد اون نقشه ي بزرگ هنوز هم زنده و پابرجاست
ما بيشتر از 10 هزار نفر اينجا داريم
ما حتي توي جيونگسانگ دو و جولا دو هم بيشتر از 100هزار نفر داريم
پس، ادامه بده و سعي کن جلومو بگيري
از دور تلاشت کردنتو نظاره ميکنم
همين الان تسليم شو
ميخواي همه ي آدماي اينجا رو بکشي ؟
همه ي افراد اينجا، براي اينجا بودن داوطلب شدن و رفقام هم توي اين مبارزه باهام همکاري ميکنن
فکر کردي کي هستي ؟
به زودي ... همه اينو ميفهمن
ميفهمن که واقعا چه ادمي هستي
براي رسيدن به اين تاج و تخت هرکاري از دستت بربياد انجام ميدي
حاضري همه ي آدماي بيگناه رو به خاطر جاه طلبيهات فدا کني
من جلوتو ميگيرم
همه ي کارات رو به سمت خونواده ت برميگردونم
ما بدون آسيب ديدن و بيماري به سمت جلو حرکت ميکنيم
به جاي استفاده از اسب ما از اتصالات قوي و چرخ دستي استفاده ميکنيم
پيام رو بفرست
از حرکات جيونگسانگ دو و جولا دو با خبر شو
ده گيل، من خيلي نگرانت بودم
بيا همه چيزو سازماندهي کنيم
...به هر حال،يه سريها دارن نگاه ميکنن
فکر شمشير به دست گرفتن نيستم
پدربزرگ، فکرهاي الکي رو از سرت بيرون کن
برو اونجا کمک کن
پس فقط خودت شمشير بدست ميگيري ؟
! همه رو جمع کن
ما غذا رو بين همه توزيع ميکنيم
همگي يه مقداري برداريد و بريد خونه هاتون
اين اطراف نچرخيد خودتون زخمي کنيد و دست و پاتونو بشکونيد
! همگي بياين
بلند شيد و سهميه تونو بگيريد
! همگي اين طرف بيايد
! اين طرف ! بياين اينجا
ميتوني اين دارو رو براش استفاده کني
قبل از اينکه بدتر بشه بايد عجله کني
! اين طرف بياين . اينجا همگي
بفرماييد
بفرماييد
خداي من ... اهل کجايي ؟
ده گيل
ما بيماري معده رو حل کرديم
همچنين مشکل غذا رو هم حل کرديم اما هنوز خيلي مونده
اوه، خدا رو شکر
بايد بري بيرون . همه منتظرن حرفاتو بشنون
چه اتفاقي ميخواد برامون بيفته ؟ ما از شورش جدا شديم
اونا ميگن هر کسي که از شورش جدا بشه آخرش کشته ميشه
همتون بايد سلاحتونو زمين بزاريد براي همين ديگه اين اتفاق نميفته
اين واقعا حقيقت داره ؟
شاه اينو قول داده
هر کسي که سلاحشو زمين بزاره بخشيده ميشه
در اين مورد خيلي صريح جواب داد
حالا همتون ميتونيد با غذاهايي که گرفتيد برگرديد خونه هاتون
اين حقيقت داره ؟
شاه اين قول رو داده ؟
پنجاه هزار نفر از افراد تحت فرمانت به گوانچون منتقل شدن
با اين حال، براي متوقف کردن صد هزار نفر جونگ هي ريانگ و پارک پيل هيون
اين کافي نخواهد بود
... اگه توي آنسونگ نتونيم جلوشونو بگيريم
قبل از اينکه پايتخت رو از دست بديم فقط زمان لازمه
! عاليجناب
از موکچون براتون پيغامي دارم
بک ده گيل نيروهاي اونا رو به نصف کاهش داد
سي هزار از مردان يي اين جوا نصف شدن
اما هنوزم به سمت آنسونگ در حرکتن
هر چند الان فقط نصف مردانشو داره
اگه به موقع اونجا نرسيم آنسونگ رو از دست ميديم
براي ارتش دو روز طول ميکشه به آنسونگ برسه
يه لحظه هم نميتونيم وقت رو هدر بديم
خودم بايد برم
! عاليجناب
خيلي براتون خطرناکه خودتون اونجا بريد
اونا مستقيما دارن ميان سمت من
ميخواي فقط بيکار بشينم و قصرم رو هم تسليم کنم ؟
ديگه يه لحظه رو هم نميتونيم هدر بديم
همه چيزو براي رفتن آماده کن
بله عاليجناب
بهتره يه پيام براي ده گيل بفرستم
لازم نيست
منظورتون چيه ؟
مهم نيست توي شهر چه اتفاقي ميفته ده گيل نقشه ي خودشو ادامه ميده
نقشه شو ؟
شورش بايد اينجا محدود بشه
با اين حال، افراد از خستگي و غذا نخوردن عذاب ميکشن
قبل از رفتن به آنسونگ توسط اين روستا متوقف ميشن
ارباب، افراد خيلي خسته هستن
همينطوري هم دو روز رسيدنشون به اونجا، به جاي 4 روز، خودش خيلي سخته
هيچ غذا و اسبي نداريم
اگه اينجوري ادامه بديم
قبل از اينکه به آنسونگ بريم اونا ميميرن
نزديکي روستا استراحت ميکنيم
ممکنه فکر غارت روستا بيفتن
بقيه ي غذامونو بردار و برو به روستا
اين از طرف استاد کيم چه گونه
من در تعقيب جونگ هي ريانگ هستم
قولم بهت رو نگه داشتم
مطمئن ميشم که مردم بيگناه صدمه نبينن
به استاد براي مراقبت از جنوب اعتماد ميکنم
و حالا چي ؟
بايد حرکت بعدي نقشه رو انجام بديم
قسمت سوم نقشه ؟
اول، گرفتن اسب و تدارکات براي کم کردن سرعت شورشيان
آسون به نظر نميرسه
شورشيان يه ضعف دارن
اونا از تمام هشت شهر جمع شدن و همديگه رو نميشناسن
به تازگي يه پيام دريافت کردم و به نظر ميرسه اونا موفق شدن
اين حقيقت داره ؟
بيا قوي بمونيم
تقريبا رسيديم
اونا نصف افرادشونو از دست دادن
پس قسمت دوم چي بود ؟
اين ميتونه موقع پايکوبي شورشيان براي فتح قلعه ي جونگ جو باشه
"شورش يي اين جوا شکست خورد "
اون شايعه رو پخش ميکنيم
اوه، فکر خوبيه
هيچ کي نميتونه فرق شايعه و حقيقت رو تشخيص بده
اونايي که تصميم گرفتن از شورش جدا بشن بايد مراقب باشن
سربازا کجان ؟
يه شايعه اي اين اطراف پخش شده
يه شايعه اي هست که ميگه يي اين جوا در آنسونگ شکست خورده
چطور ميتوني اينقدر احمق باشي ؟
تو که واقعا اين شايعه رو باور نميکني درسته ؟
لزوما باورش نکردم اما نتونستم ناديده ش هم بگيرم
متاسفم اما نميتونم بهت کمک کنم
قولي که بهت دادم رو نميتونم انجام بدم
فکر کردي داري چي کار ميکني ؟
اگه الان خودتو بيرون بکشي احتمالا بهم خيانت ميکني
نميتونم بزارم بري
....چرا، توي عوضي
حدس ميزنم اين چيزيه که ميتونم از يه شورشي انتظار داشته باشم
! همشونو دستگير کنيد، همين الان
! بله قربان
! جلوشونو بگيريد
افرادت مخفي کردي ؟
من هرگز به اونايي که خارج از دولت زندگي ميکنن نميتونم اعتماد کنم
وايسا و يه کم ديگه نگاه کن
ده گيل
ارتش قصر رو ترک کردن
بهت 5 روز وقت ميدم
...اگه توي اين 5 روز خبري ازت نشنوم
من از ارتشم استفاده ميکنم
پدر بزرگ، اين فوريه
الان ميرم مراقب بقيه ي کارا باش
خودت تنهايي دوباره داري کجا ميري ؟
آنسونگ
قبل از اينکه اتفاقي بيفته بايد شاه رو ببينم
ارباب، اونا کل روز رو گرسنگي کشيدن
... اگه اينجوري ادامه بديم
همگي يه کمي ديگه قدرت جمع کنيد
با توجه به خبرهايي که از يونگ نام و هونام دريافت کرديم
... اين دو روز ميشه فقط دو روز
ما به صدهزار نفر از افرادمون توي آنسونگ ملحق ميشيم
بعدش نقشه ي بزرگمونو به انجام ميرسونيم
ارباب، به اونا نگاه کن
اونا نصف روز هم نميتونن تحمل کنن چه برسه به دو روز
! ببين
فکر کنم بتوني اينو بخوري - ! غذاست -
اين چيه ؟ بزار ببينم
ميتوني اينو بخوري
اين چيه ؟ اين چيه ؟
! بده به من ! يه کم بهم بده
بيست تا از بهترين مردانت رو بهم بده
چي کار ميکني ؟ بجنب
ارباب
دزديدن غذا از اين روستاييان کار اشتباهي نيست ؟
فقط براي رسيدن به آنسونگ برامون کافيه
به خاطر کمي غذا ميخواي بيخيال همه چيز بشي ؟
بيا بارش بزنيم
! هي وايسا
! وايسا
! نميتوني اينکارو کني
ميدوني اين غذاها براي ما چه ارزشي داره ؟
...خداي من
حقتونه بميريد
کار بهتري از دزدي کردن از کشاورزايي مثل ما بلد نيستي ؟
اگه ميخواي اينارو بگيري ! اول بايد ما رو بکشي
! اول بايد ما رو بکشيد
حتي اگه بميرم هم بيخيال اينا نميشم ! پس بيا جلو و سعيتو بکن
! درسته - ! فقط امتحان کن
پس کاري از دست من برنمياد
ميخوام همه ي اونا رو اينجا زنداني کنيد
بقيه تون همه چيزو بار بزنيد
No comments yet. Be the first to leave one.