De første 200 linjer.
.احتمالات غیر ممکن
.حرکتی صاف به سمت تله
.احساس خونه داره
.مایکل فریبم داد
.من رو محبوس و در حال غرق درونم نگه داشت
.من صاحبتم
.و اون بیرونه و داره به مردم آسیب میرسونه
.اسمش، گادریله
سم رو تو یه رویا گیر انداختم
.«بگو «پاکیپسی
رمز حرکتمونه .«یعنی «همه چی رو رها کن و فرار کن
!برو... بیرون
.میدونم که بدون هالهت خیلی سخت باید باشه
!جک
.لطفا ناراحت نباش
.شاید اوضاع مقدر شده که همینطوری باشه
.اون مرده
.این برای توئه جک
جادوی من قدرت رو از روح انسان بدست میاره
.ممکنه نجاتش بده
،اگه جک تو بهشت باشه
.ممکنه بتونم روحش رو تو بدنش بکشونم
،با وجود تو بازی بودن نیزه
بالاخره ممکنه واقعا یه شانس .برای کشتن اون حرومزاده داشته باشیم
.نه
،وقتی من بیخیال دین شدم با خودت فکر نکردی که سوال بپرسی؟
.این دفعه، دفن شده
...و حالا
،یه ارتش تمام عیار اون بیرون دارم
.که منتظر فرمان منن
.::ارائه ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مترجم : محمد نجفی :» .:: Mohammad_Na ::.
اخبار بروز این سریال در کانال @winchesterclub
...این هوا
اصلا شوخی بردار نیست
.همه تو فروشگاه ها جوری خرید میکنن که انگار قیامته
.قفسه های شیر و نون منطقه جنگی بودن
.ولی تو همهشون به خاطر بسته ی لیموهای احمقانهت جنگیدم
.هی، من خونه رو بدون لیمو خاص نمیکنم
مگه وحشی ایم؟
...خب
.پیک تکیلا و آبجو .بهترین خونه ی مخصوص
.من که شکایتی ندارم
خبری از سم نشد؟
هنوزم داره با کس روی اون .پرونده غول تو ویچیتا کار میکنه
.باید امشب برگردن
هوای خرابیه، نه؟
.آره
و شما...؟
.پاملا بارنز
پیشخدمت، مهماندار .طرفدار تخته اویجا
...همدیگه رو آخرین باری که - !اوه آقای وینچستر -
.و قبل از اون
.برگه هایی که اشاره کرده بودم رو آوردم
،میدونم که گفته بودین علاقه ای ندارین
...ولی فقط چند تا امضاست و میتونین
میتونم براتون نوشیدنی بریزم؟
.یکم عجله دارم
خب، متاسفم که بیخودی تا اینجا اومدین
.ولی... راکی هنوزم برای فروش نیست
.راکی به نظر کاملا رو به موت میاد
.این یه پیشنهاد سخاوتمندانه است
خب، با اینحال، این بار؟
.تا حالا چیز به این فوق العاده ای نداشتم
،خب این فروشی که خیلی دنبالشین
.خب، شدنی نیست
میخواید چتر قرض بگیرید؟
میخوای اون آدم مست رو
اونجا با اون همه مشروب تنها بذاری؟
چی، منظورت اون آدم مست بیهوشه؟
.آره، میخوام
.یه پیک باهام بزن
.دارم میرم بیرون سر قرار
چطوریه که تو همیشه دوست پسر داری؟
چطوریه که تو فقط همونیو میخوای که نمیتونی داشته باشیش؟
.به علاوه، تو من رو نمیخوای .فقط میخوای لاس بزنی
من یه ذهن خوانم .پس یه جورایی خبر دارم
.خیلی خب
پس، هنوزم آماده برای فروختن بار نیستی؟
.پول زیادیه
فروش؟ این بار؟
.این رویای منه
.آره
دین؟
میخوای بیای اینجا؟
چیشده؟
.دردسر
چجور دردسری؟
.اون جور
دین وینچستر؟
بله؟
.یه مشکلی برای حل کردن باهات دارم
تو و برادرت کل افراد لونه ی من رو تو سادلر
.کشتین
درسته؟
.ایول
چی شده؟
بدترین بخش اینجا کار کردن اینه که مجبوری بعد اینکه
یه مشت هیولای عصبانی .پریدن داخل تا بکشنت، خونشون رو پاک کنی
خب، چی میشه گفت؟
.من مشهورم
...حالا، این .این درست به نظر میرسه
امید چیز فوق العاده ایه، اینطور نیست؟
.هیچ شانسی برای بردن این نداشتین
.هیچی
...ولی امید داشتین
،امید داشتین که من متوجه اومدنتون نمیشدم
.ولی من همه چی رو دیدم
.این پایان کارشه
.کچ گفت یه قرار ملاقات میذاره
!جک - !جک -
.و حالا پوسته ی بی نقصم رو دارم
همین الان هم تنها اسلحه ای که
.میتونست واقعا بهم آسیب برسونه رو از بین بردم
.راستی، مرسی که اون رو با خودتون آوردین
.وسط حرفم نپر
فکر میکنین اینا میتونن جلومو بگیرن؟
.آره، اینطور فکر میکنیم
.دین .زودباش دین
اون داخلی؟
.دین در حال حاضر خونه نیست
.لطفا پیغام بگذارید
.اوه درسته. اون
فراموش کردی؟
،افراد من اون بیرونن .دارن یه ارتش کامل درست میکنن
.مگی؟ هی اون بیرون چه اتفاقی داره میافته؟
،همونطور که گفتی، هر شکارچی که میشد رو با خودم آوردم
،و داریم سعی میکنیم رد هیولاها رو بزنیم
.ولی، خیلی زیادن
.از همه جای شهر گزارش حمله به دستمون میرسه
.کسیو نمیکشن، فقط گاز میگیرن و خراش میندازن
...انگار دارن سعی میکنن مردم رو
.آره میدونم - سم تو کجایی؟ -
،طبقه آخر پلازای هیتومی .خیابون دهم و مین
.مایکل رو گرفتیم - واقعا؟ -
.خیلی خب، به محض اینکه بتونیم خودمون رو میرسونیم
.نه، نه، نه. فقط مردم رو تا جایی که میتونین نجات بدین
.نگران ما نباشین .خودمون یه کاریش میکنیم
.مرسی - خیلی خب، نقشه چیه؟-
،با وجود دستبند های فرشته .مایکل تحت کنترله
.همینطور به خودت همین رو بگو
،ببریدش پایین .بندازینش تو صندوق ایمپالا
.و ببریمش به پناهگاه
.ولی گارث تو صندوقه
.صندوق بزرگیه
!هیولاها
.بیشتر شبیه سواره نظامن
.من خبرشون کردم
.یه مهمونیه
.سم، نمیشدونم که چقدر دیگه میتونم معطلشون کنم
.آره، خب، مجبوریم دین رو از اینجا خارج کنیم
.خب، از اینطرف نمیتونیم بریم
.اینطوریا نیست که کسی از ما بتونه پرواز کنه
.خب، یکیمون میتونه - خفه شو -
سم، ما اینجا میمیریم؟
جسیکا؟
گفتی همیشه اینجایی، درسته؟
سم، چیکار میکنی ؟
...بیلی مرگ به یه ریپر سپرد
.تا حواسش به دین و من باشه
...اسمش جسیکاست و اون همیشه
.سلام
جسیکا کجاست؟
.خب، اسم من وایولته .الان شیفت منه
،دیگه شیفتی کار میکنیم
.چون خیلی خیلی گند زدین
.در محکمیه
.آره. خیلی خب، وایولت، ما باید از اینجا بریم بیرون
و میخوام بدونین که
.حمایت عاطفی تمام و کمال من رو دارین
.حمایت عاطفیت رو نمیخوایم
.کمک فیزیکی واقعیت رو میخوایم
سم، داری با کی حرف میزنی؟
شما ها نمیتونین ببینینش؟
.من میتونم
،میدونی، تو دنیای من
.ما مرگ رو زندانی کردیم و ریپرها رو به بردگی گرفتیم
.عالیه، خب، حالا یه نگاهی به خودتم بنداز
خیلی خب، ببین، متاسفم. ولی ما اینجا گیر کردیم، خب؟
و مرگ بعد از اینکه
ما اون ماجرای رووینا رو .راست و ریس کردیم بهمون بدهکاره
از اون موضوع خبر داری دیگه، درسته؟
.اوه آره، همون قضیه ی رووینایی که خودت شروعش کردی
.ما اینجا میمیریم
...و برادرم - ریپر ها نمیتونن دخالت کنن... و قوانین -
...مزخرفات دست های تمیز دخالت نکرده ...و اینا رو تحویل من نده
،اگه تمایل داشتم هم
...دسترسی به همچین
...آره خب
سم، چی داره میگه؟
.هیچی نمیگه
.باشه
چی؟
چطور اون کار رو کردی؟
.من نکردم
.خوش بگذره
حالا چی؟
نباید تو سیاهچالی جایی بندازیمش؟
...حق با جکه ما نمیدونیم که
No comments yet. Be the first to leave one.