De første 200 linjer.
سرکشی باید یه عواقبی داشته باشه
فقط دو تا کلمه احمقانهست رو یه برگه احمقانه
من یه خواهر داشتم. سالها پیش مرد
اسمش یوکو بود
نمیشه بچه رو تو خیابون بزرگ کرد
- تایزو همون... - اسمیه که برات گذاشته
اون همخون منه
تو هیچی نیستی
این بیرون چیکار میکنی؟
دارم از این منظره آمریکایی محشر لذت میبرم
برای بار چندم
هنوز جواب نامهام رو ننوشته
راهی هست...
که بتونم باهاش تماس بگیرم؟
بوئن خط مستقیم داره؟
چستر، نمیتونم بهت اجازه بدم
جفتمون رو تبعید میکنن به "تولی لیک"
بوئن همه اتفاقات اون دفتر رو ثبت میکنه
خب به جای اون
شاید بهتره با پدر و مادرت صحبت کنی
خودت میدونی منظورم کیه
توشیرو شبای آخر سرفه میکرد؟
دیوار انقدر باریکه که صداشو میشنیدم
آساکو خانم و آقای هنری دارن دنبالش میگردن
ولی هنوز پسرشونی
اگه میدونستم کیام
و میدونستم پسر کیام
میتونستم از لوز محافظت کنم
و پسرامون
اگه کل عمرم بهم دروغ نگفته بودن
امروز روز زیباییه
"گالگو"ها
بالاخره دارن ایوون اصلیشون رو رنگ میکنن
صورتی
گمونم مارتا بالاخره حرفشو به کرسی نشوند
لوز
باید از خونه بری بیرون
با آدمای جدید آشنا شو
نمیخوام کل عمرتو هدر بدی
و تو بدبختی غلت بزنی
مرسی
بهش فکر میکنم
با اون جوونی که تو کلیسا بود شام خوردی؟
- خولیو - ترجیح میدم تو خونه غذا بخورم
انتظار نداشته باش کسی مثل خولیو
هر روز نازتو بکشه
خانوادهی کاتولیک خوبی داره
و از اونجایی که اومده اینجا که بره دانشکده پزشکی
خبر نداره...
که یه ژاپنی
منو حامله کرده
و باهاش فرار کردم؟
به خولیو گفتم خوشحال میشی باهاش شام بری بیرون
و ترجیح میدم حرفم دروغ نشه
بله
یکی دیگه فرستاده
یه جور اینا رو نگه میداری انگار عروسک کاغذیه
و دیگه خسته شدم
چستر
بسته دارید
از لسآنجلس
(پدر لوز)
هی!
چیکار داری میکنی؟
اجازه نداری از این در خارج بشی!
وایسا وگرنه میزنمت!
اگه میخوای یه گروهبان رو از پشت بزنی
من مشکل ندارم سرباز وظیفه
همونجا وایسا!
ماشین رسیده. بیا
چستر، چی شد؟
پسر روانیت خواست در بره
شنیدم همون کلکی رو زده که تو "گواداکانال" به کار برده
چرا این کارو کردی؟
- یه روح دیگه بود؟ - ولش کن
اگه میخواد احمق باشه، بذار باشه
انگلیسی حرف بزن
پسرمون رو کجا میبرین؟
خب، دیگه از بودن تو مرکز نظارت من که محرومه
یه تأسیسات دیگه تو تولی لیک هست
برای آشوبگرها
خواهش میکنم سرگرد بوئن
رحم کن
خیلی سختی کشیده
مثل شما سربازه...
رحم که کردم
زیادی هم کردم
ناکیاما
یه مدتی اونجا میمونی پسر جان
حرفی داری به پدر مادرت بزنی؟
پدر و مادر من مردن
یالا راه بیفت!
بیا بریم
توشیرو حالش خوب نیست
آساکو خانم، داره بدتر میشه
لطفاً کمک کنین! دکتر!
سلام
چش شده؟
نمیدونم
داره از تب میسوزه
نفسش بالا نمیاد
ببخشید! یه کمک کنین
دمای بدنش رو بگیرید لطفاً. دستاتون رو بشورین
شاید بهتون منتقل شه
دیشب به بلوک منم رسید
امروز هم به 22 و 23
کسی نمیدونه باید چیکار کرد
دکترها کجان؟
فقط دو تا هستن که جفتشونم مریضن
الان فقط... داوطلبا برای کمک هستن
به رئیست بگو
که باید مریضا رو ببره بیمارستان
و دکترای واقعی بیاره اینجا
کن، اون که گوشش به حرف کسی بدهکار نیست
میدونم امنیت حیوون خونگی بوئن بودن رو دوست داری
ولی اگه زود دست به کار نشه
کلی ادم میمیرن
تایزو
هی!
چیکار داری میکنی؟
اون کلبه مردونهست
به نفعته اونی که من فکر میکنم نباشه
خیلی چیزا از دست دادم
اون چیه؟
تایزو
کجا میری؟
تایزو
میخوای بهم بیمحلی کنی؟
نشونت میدم رئیس اینجا کیه
باید برینم
یا اون بیرون یا همینجا
تصمیمش با خودته
شنیدم تو گوادالکانال
پشهها از کونت بالا میره
راست میگن؟
چرا که نه
به این زودی تموم شد؟
وایسا!
ایست!
میزنم سرتو میترکونم!
سرگرد بوئن؟ قربان؟
یه بیماری شایع شده
کسی نمیدونه چه مرضیه
مردم تب میگیرن، نفسشون بالا نمیاد
عموماً بچهها و سالخوردهها
دیشب خواستم خبرتون کنم
ولی پیداتون نکردم
عه، چیزه...
بیرون بودم
ببخش که الان وضع آشفتهای دارم
واقعاً نمیدونم چی به سرم اومده
خب، یه مرضی داره پخش میشه
ممکنه سل باشه، شایدم آنفولانزا
امیدوارم مبتلا نشده باشین...
چرا دارن این کارو باهام میکنن؟
سرگرد، درمانگاه به...
کارای هم وطنای تو یکی در میون
یه جور خرافهست
میره میگه "بوکمونی"
میاد میگه "یورای"
اون که هیچی، نصفشون که حاضر نمیشن
تو چشمم نگاه کنن
اول فکر میکردم شاید از روی احترام یا ترسه
و راستش رو بخوای
با هیچکدوم این دو تا مشکل ندارم
قربان، شما مرکز خوبی... دارید
ولی زیرساختمون تحملِ
شیوع بیماریای با این مقیاس رو نداره
نه امکاناتش رو داریم نه پرسنلش رو
حداقل میشه بچهها رو منتقل کنیم بیمارستان...
واسه این تو چشمام نگاه نمیکنن
که چیزی رو میدونن که من نمیدونم
حالا تا کسی بهم نگه چجور روح خبیث
یا شعبدهی شرقی به این مرکز راه پیدا کرده
کسی جایی نمیره
مردم خودت این گندکاری رو درست کردن
حالا باید تحملش کنین
شماها چتون شده؟
ایمی! ایمی وایسا!
با بوئن حرف زدی؟ چی گفت؟
گفت نه. من سعیمو کردم
"سعیمو کردم" برای این بچهها دوا درمون نمیشه
باید وایسیم نفس نفس زدنشون رو نگاه کنیم تا بمیرن؟
کن، الان نمیتونم حرف بزنم
باید یه کاری بکنی
دارم سعی میکنم
خودتم برو یه کاری بکن
یا فقط حرف زدن بلدی؟
آساکو خانم، آقای هنری، میشه حرف بزنیم؟
چی شده؟
موضوع چستر ـه
چستر؟
حالش خوبه؟
کسی خبر نداره
کی فرستادت؟
چی؟
اینجا اقامتگاه ارتشه. کی راهت داد بیای اینجا؟
هیچکس. یه مورد اضطراری پزشکی...
No comments yet. Be the first to leave one.