De første 130 linjer.
AnimWorld Presents
Naxxremis
تو بدون شک میدونی که الان توی دنیا داره چه اتفاقی میوفته نه؟
دنیا شده کشتارگاه. یه سری جاها آتیش داره دامنه میزنه
فضا طوری کج میشه که داره قاره ها رو خراب میکنه
کشور هایی که زمانی وجود داشتن نابود شدن.
الان تعداد شهر هایی که میشه توش درست زندگی کرد توی این سیاره
به جز توکیو چندتا بیشتر نیستن.
و مردم توی توکیو نسبتا آسیب ندیده جمع میشن
جایی که معبد مقدس سول و صنایع هایجیما به وجود اومدن
گیاه انرژی حرارتی
آماتراسو، که امپراتوری داره از انرژی وسیعش استفاده میکنه
و دست آورد های خیلی زیادی داشته.
این حرفات بازم ادامه داره؟
کی میدونه؟ اگه به من بود دلم میخواست ادامه داشته باشه.
چطور بود؟
اینی که برام ساختی باهاش میشه کارای باحالی کرد.
اون یارو شیطان نیروی ویژه آتش بخش 8 ام.
دربارش تحقیق کردم.
فرماندشون آکیتارو اوبی زمانی که آتش نشان بود دوبار تقدیر شد ازش.
و هر دوبار افتخارش ازش گرفته شد.
"آکیتارو اوبی"
دلیل اینکه ازش گرفتنش
از دستورات سرپیچی کرد تا نجات دادن رو اولویتش قرار بده.
خوبه. چه خوب چه بد یه آتش نشان ایده آله.
میشه گفت که بخش 8ام
رو قدرت و شخصیت و جذبه اوبی ساخته شده.
با بقیه بخش ها خیلی فرق دارن.
جالبه.
"شینرا"
"قسمت سوم: مسابقات سربازان آتش تازه وارد"
ایول! مسابقات تازه کاراس!
تاماکی کوتاتسو اومده که بترکونه!
"سرباز آتش درجه دو" "نسل سوم" "تاماکی کوتاتسو"
ها؟ به زل زدی؟
هیچی.
آخ جوون!
ون ون نین!
ون ون نین؟
نمیشناسیشون؟ کارکتر های ساختی آژانس دفاع هستن
ون ون نین!
یکیشون شبیه پیرمرداس.
منظورت مامور کونه؟
مامورو کون؟
اولش دوتا سگ و یه گربه بودن
بعدش کله گنده های آژانس دفاع آتش
اعتراض کردن که همشون چرا حیونن
یکیشون رو یه پیرمرد با صورت سگ کردن.
چه ایرادی داشت که دوتا سگ و یه گربه باشه؟
عههه! مامورو کون به این نازی!
این؟
ناموسا؟
اون...
ببخشید!
چیزی میخوای؟
یکی از تازه کار هایی هستی که امسال وارد شده؟
بله! شینرا کوساکابه از بخش 8ام نیروی ویژه آتش هستم!
اگه ایرادی نداره بپرسم، آتیش سوزی 12 سال پیش رو یادتون میاد؟
الان وقت ندارم باهات حرف بزنم. شرمنده.
یه ذره کافیه!
حرومی! با فرمانده ما انقدر راحت صحبت نکن!
نه، اشتباه شده! شرمنده!
به چی داری میخندی مرتیکه منحرف؟
گندش بزنن! چرا همیشه تله منحرف خوش شانسم باید فعال باشه؟
میدونستم که اومدی حواسم رو پرت کنی، ولی ناموسا خوب حواسم رو پرت کردی.
فرمانده بخش 1، میشه یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟
مسابقه به زودی شروع میشه.
تمام شرکت کننده ها لطفا لباس هاتون رو بپوشید و جمع بشید.
گفتی اسمت شینرا بود؟
میدونی سالی چقدر آتیش سوزی پیش میاد؟
شرمنده، ولی چیزی که مال 12 سال پیشه رو یادم نمیاد.
مسابقه داره شروع میشه. برو آماده شو.
یه چیزی رو داره قایم میکنه؟
این چیه؟
همتون قراره برید داخل این ساختمون
که قراره شبیه سازی یه صحنه حادثه باشه.
بعد از اینکه از موانع رد شدید و کسایی که نیاز به کمک داشتن رو نجات دادید
اولین نفری باشید که به دوزخی میرسه.
که اینطور. پس قراره به یه قلعه حمله کنیم.
همگی آماده اید؟
شروع!
انقدر اعتماد به نفس داره؟
ولی خب من...
کافیه که فقط پرواز کنم به اونجا!
چـ...؟
متقلب. برا همینه که از شیاطین بدم میاد.
لعنتی!
نکوماتا!
قهرمان ها همیشه از آسمون میرسن.
یالله.
زودتر این مسابقه رو باید تمومش کنم
و کاپیتان بخش 1 رو سوال پیچ کنم.
سلام؟ کسی این بالا زنده نیست؟
یو. حساب همه مزاحم ها رو رسیدم.
حواستو به من بده، رد پای شیطان.
ها؟
دلت نمیخواد درباره آتیش سوزی ای که 12 سال پیش توی خونتون اتفاق افتاد چیزی بدونی؟
چی؟
تو... کی هستی؟
میخوای بدونی دیگه؟ درباره آتیش سوزی ای که مامانت و داداشت توش مردن؟
درباره روزی که تو تبدیل به شیطان شدی؟
تو این چیزا رو از کجا میدونی؟ تو کی هستی؟
از اون خدمه ها دورشو!
ها؟ چی؟ بیشتر نگران این دوتایی تا آتیش سوزی؟
واقعا که سربازای آتیش...
که اینطور، پس نمیتونی حواستو به من بدی...
خب پس، میکشمشون.
نکن!
چی درباره اون آتیش سوزی میدونی؟ بگو.
اگه سرگرمم کنی بهت میگم.
خیلی خب، بذار ببینم چقدر میتونی دووم بیاری.
خاکستر؟
عکس انتظارم چه آسون بود.
میکشمت.
منو میکشه...
اوه چه قیافه باحالی داری.
توی این شرایطم میتونی بخندی؟ از چیزی که فکر میکردم بهتری.
به عنوان جایزه یه سرنخ درباره اون آتیش سوزی بهت میدم.
داداش کوچیکت...
هنوزم زندس.
چی؟ شو زندس؟
منظورت چیه؟ شو حتی بدون اینکه چیزی از استخون هاش بمونه سوخته بود!
جدا از اینا اگه زندس بعد از اون آتیش تا حالا کجا بوده؟
اون موقع شو یه بچه 1 ساله بود!
فکر نمیکنی یکی داره یه چیزی رو مخفی میکنه؟
امکان نداره همچین چیزی رو باور کنم!
چی شد؟ چیزی یادت اومد؟
اگه حقیقت هم داشته باشه تو از کجا میدونی؟
چرا داری این چیزا رو بهم میگی؟
هدفت چیه؟ اومدی اینجا چیکار کنی اصن؟
No comments yet. Be the first to leave one.