The first 200 lines.
m -542 -264 l 512 -264 512 174 -542 174
سال ۱۹۸ خورشیدی
m -493 -160 l 445 -160 445 231 -493 231
توکیو، بخش کیتا
نیروی آتش
ارائهای از انجمن انی دیال
.ایستگاه بعد: تاباتا .امروز، نرخ عملیاتی آماتراسو در حالت عادی قرار دارد
.طبق برنامه به حرکت ادامه خواهیم داد
!تمامی مسافرین حاضر در این ایستگاه توجه بفرمایید
قطار خط کوماگومه و تاباتا
.دچار آتش سوزی شده است
.عجب آتیش بزرگیه
.شنیدم کار یه دوزخیه
یه آتیش دیگه؟
.حتماً خیلی درد داره
.الان راحتت میکنم
!نیروی ویژة آتش
!لطفاً همه فاصله بگیرن !اینجا خطرناکه
.تو هم همینطور. همینجوری اینجا واینستا .زود برو عقب
...ها؟ تو
!ستوان! چیکار میکنی؟
.اوه، ببخشید
.ساعت0810. بیاین این دوزخی رو راحت کنیم
!اطاعت میشه -
!اطاعت میشه -
.خواهر، لطفاً خوندن دعا رو شروع کنین
.چشم
.شعله نفس روحاست
!گلولة خاموش کننده پرتاب میشه - .دود سیاه رهاییِ روحاست -
!در حال آمادهسازی نابودکنندة هسته
.خاکستر بوده و خاکستر هستی
...باشد تا روح تو
.به آتش عظیم بازگردد...
.این لاتوم همون «آمین»ـه
.لاتوم
.لاتوم
!عالی بود. همینه
خواهر، صدمه دیدین؟
.نـ-نه
!خواهر
...تو همون
.بله! ببخشید که دیر خودم رو معرفی میکنم
.من از امروز، عضو جدید گروهان هشت نیروی ویژة آتش خواهم بود
.سربازِ آتش نسل سوم، شینرا کوساکابه هستم
m -556 -254 l 653 -254 653 133 -556 133
:قسمت یکم
شینرا کوساکابه
عضو نیروی آتش میشود
.پس اینا همون رد پاهای شیطانن که در موردشون شنیدم
کلیسای گروهان 8 نیروی ویژة آتش
یگان تازه شکل گرفته توی یه ساختمان مدرن مستقر نشده؟
.یه خرابهست
.شینرا، بیا داخل
!چشم
به نظرت یه خرابهست؟
!نـ-نه
!ببخشید مزاحم شدم
!اوه، اومدی
،من سروان گروهانِ هشت نیروی ویژة آتش .آکیتارو اوبی هستم
دفتر کار سروان
کلیسای گروهان ۸ نیروی ویژة آتش
لطفاً وقتی که مشغول معرفی کردن خودتون هستین .دست از تمرین بردارین
.اوه، باشه
،من ستوان خرابة هشت نیروی ویژة آتش .تاکهیسا هیناوا هستم
...خب. شینرا
m 116 -73 l 484 -30 494 65 115 65
رزومه
m -96 23 l 91 23 91 216 -96 216
m 550 102 l 1280 102 1280 141 550 141
کابه
m -202 23 l 195 23 195 226 -202 226
شینرا
m -76 22 l 84 22 84 91 -76 91
نام
m 20 52 l -4 59 12 65 20 65
m -10 11 l 15 16 23 24 23 40 25 56 -4 68 3 70 -12 70 -28 56 -33 32
مرد
m -204 -2 l 223 -2 223 89 -204 89
نسل سوم
m -99 6 l 99 6 99 94 -99 94
استعداد
m -144 12 l 140 12 140 87 -144 87
تاریخ تولد
m -145 16 l 172 16 172 77 -145 77
اکتبر ۲۹
چرا تو این عکس رزومت لبخند زدی؟
.بله! عذر میخوام ،وقتی که عصبی میشم و صورتم جمع میشه
.ناخودآگاه لبخند میزنم
ها؟
.نه... هروقت که عصبی میشم لبخند میزنم -تمام صورتم
.شرمنده، شرمنده. عجب بچة تو دل برویی هستی
،پس سر این لبخندت خیلی سوء تفاهم پیش میاد اینطور نیست؟
بله قربان! این لبخند به این معنی نیست .که خودمو از طرف مقابل برتر میدونم
تو دل برو» رو با «حال بهم زن» اشتباه نگرفته؟»
خب، بگو ببینم شینرا، انگیزت از پیوستن به نیروی آتش چی بوده؟
.بله
.اومدم اینجا تا یه قهرمان شم
،خیال قهرمان شدن رو داشتن مشکلی نداره .اما سربازان آتش یه تیمن
باید مطمئن شیم که .همکاری کردن با همدیگه تو اولویتمون باشه
یه قهرمان، ها؟
،تا جایی که من فهمیدم
،حتی توی دورة آموزشی هم شیطان صدات میکردن
.دلیلش هم یه اتفاق بوده که وقتی بچه بودی رخداده
...مطمئنی تو فقط یه بزهکار بدنام نیستی
که برای اعتبار به جیب زدن به یه سرباز آتش تبدیل شده؟...
این قهرمانیه که تو میخوای؟
حمام
کلیسای گروهان ۸ نیروی ویژة آتش
...خواهر
چی شده، ماکی-سان؟
امروز توی ایستگاه، اون تازهوارد
شما رو مثل یه شاهدخت از زمین بلند کرد، درسته؟
،وقتی اونکار رو کرد
احساس نکردین که دست سرنوشت شما رو بههم رسونده؟
.معمولاً، ماکی-سان خیلی خونسرده
.اما انگار توی ذهنش یه بوستان گل پر از فکرای دخترونه داره
!ببخشید مزاحم شدم
.از کمکی که امروز بهم کردین متشکرم
.حـ-حرفشم نزنین
.هر قهرمانی همین کار رو میکرد
!پس واقعاً دست سرنوشت بوده
.به عنوان یک خواهر و آیریس-سامای ما خشونت بهتون نمیاد
این عشقولانه نیست؟
من پاچین شلوارت رو جوری تنظیم کردم .که با مهارتت سازگار باشه
اندازش خوبه؟
بله. خیلی ممنونـ
.چه بوی خوبی
این بوی بدن یه زن بعد از حمومه؟
!ببخشیدا! من اصلاً به همچین چیزی فکر نمیکردم
.سروان اوبی، کم کم وقتش رسیده
.خیلیخب. همهاینجان، بیاین شروع کنیم
حتی مایی که الان اینجا هستیم .هم نمیدونیم کِی و برای کی ممکنه این اتفاق بیفته
خطری که تمام کسانی که روی .زمین زندگی میکنن در معرضش قرار دارن
.«احتراق ناگهانی انسان»
.یک روز، همینطور شروع شد
.به یکباره، مردم در سراسر جهان شروع به آتش گرفتن کردن
.این قربانیان احتراق انسان به عنوان «نسل اول» شناخته میشن
،این نسل اول، که کاملاً اختیار خودشون رو از دست میدادن
،و تا وقتی که جونشون کفاف میداد، اطراف رو آتیش میزدن
.دوزخی» لقب گرفتن»
دوزخیها تا وقتی که هستهشون، جایی که قلبشون قرار داره .نابود نشه، فعالیتشون رو ادامه میدن
.و یا به عبارت دیگه، باید به خوابابدی فرستادهشن
مأموریت نیروی ویژة آتش
اینه که دوزخیها رو به خواب ابدی بفرستن .و روح انسانها و دوزخیها رو نجات بدن
همچنین، مسئولیتهای ما فهمیدن چگونگی احتراق انسان و پیدا کردن جواب سوالهای بیشمار
و از همه مهمتر نجات دادن انسان از .ترسشعلهها در سریعترین زمان ممکن رو شامل میشن
من قراره یک قهرمان
.نه، من باید یکم قهرمان باشم
Cخوابگاه، واحد
کلیسای گروهان ۸ نیروی ویژة آتش
...مامان
مامان، من قراره یه ابر قهرمان بشم و .از تو و شو محافظت کنم
.چه باحال
!شیطان
معلومه که قرار نیست از همچین بچة .خطرناکی مراقبت کنم
.مادربزرگ، شما نباید جلوی نوهتون اینطور صحبت کنین
نوه؟
هیچ میدونین این پسر چیکار کرده؟
...باز با این وجود... باز با این وجود
چطور میتونی همچین صورتی از خودت در بیاری؟
...سر قولم
.میمونم...
!آژیر
!شینرا
!سر و کلة یه دوزخی پیدا شده !تا سیثانیة دیگه آماده باش
!چشم
آکیهارو اوبی
بدون قدرت
سروان
.یه دوزخی توی بخش تایتو، ناحیة توریگوئه، ظاهر شده
.محل آتش یه کارخونة کوچیکه
.کسی که دوزخی شده همسر مدیر کارخونهست
آیریس
بدون قدرت
خواهر
تاکهیسا هیناوا
آتشمحرک
نسل دوم
ستوان
قراره با جوخة چهار مرکز فرماندهی منطقهای اوئنوی ادارهی دفاع دربرابر آتش
برای به خواب ابدی فرستادن اون زن .و حل و فصل اوضاع همکاری کنیم
ماکی اوزه
آتشمحرک
نسل دوم
سرباز آتش یکم
!داریم حرکت میکنیم .سریع برین سوار قوطیکبریت شین
شینرا کوساکابه
آتشمحرک
نسل سوم
سرباز آتش دوم
ماشین آتش زرهی ویژه اسمرمزی: قوطیکبریت
.وسایل نقلیة اضطراری در حال گذر هستند
.باقی وسایل نقلیه، لطفاً به کناره رفته و مسیر را باز کنند
!گروهان هشت نیروی ویژة آتش، حرکت
.این فرصتت برای قهرمان شدنه
نیروی آتش
Yzdn :مترجم
ارائهای از گروه ترجمهی انی دیال @AniDLWS
نیروی آتش
Yzdn :مترجم
No comments yet. Be the first to leave one.