De første 200 linjer.
سوفیا
قسمت سوم
...سیاستهای "ایوان"سوم ازجمله
...قدرت دادن به سلطنت و قلمرو مسکو
،و یکپارچه کردن سرزمینهای روسیه
،باعث بوجود آمدن مقاوت و مخالفت ...،نه تنها از سوی حاکمان همسایه
.بلکه از سوی برادران "ایوان" شد
.شهر "نووگورود" شورش کرد
...،"همسر بیوۀ حاکم، "مارفا بورتسکایا
جنبش جدایی طلب "نووگورود" از مسکو را .رهبری کرد
.و با پادشاه لیتوانی "کازیمیر" همدست شد
.ما دیوارها را بررسی کردیم
"همۀ دیوارها از دروازۀ "بروفیتسکی ... "تا منطقۀ "سیبلوفو
یا کاملا تخریب شدن، یا .بزودی تخریب میشن
باید همه رو تخریب کنیم و .بازسازی کنیم
.همینطور در مورد کلیسا
.تعمییرات غیر ممکنه
قربان، پس باید چکار کرد؟
.یکی از نو ساخت
.دیوارها، کلیسا .باید باهم بسازیمشون
منظورتون چیه "باهم"؟
،"طبق فرمان علاحضرت "ایوان ...شاهزادۀ اعظم مسکو
از امروز به بعد، نظام مالیاتیـه .جدیدی تنظیم خواهد شد
...،برای ساخت کلیسای حضرت مریم
...نصف یک "گریونا"ی نقره
.از هر خانوار دریافت خواهد شد
بصورت سالانه، تا زمانی که اولین ...،مراسم عبادت
.در معبد مذکور، برگزار شود
"ایوان واسیلیویچ"
.نصف "گریونا" از هر خانوار
.این مالیات رو نمیشه جمع آوری کرد
.اگر بخوایید میتونید
اگر هم نخوای میفرستمت همونجایی .که برادرهات هستن
.اما خونۀ من هم ویران شده
خونۀ منم همینطور. سقف ریزش کرد .و سه نفر از خدمتکارهام کشته شدن
کسی دیگه هم دوست داره شکایت کنه؟
.و این هم لطف ویژۀ من برای شما
.شماها دوبرابر بقیه باید بپردازید
...مردم باید نصف "گریونا" بدن
.ولی شما باید یک "گریونا"ی کامل بدید
.عالیجناب، رحم کنید
.تحمل همچین وضعیتی غیر ممکنه
اگر بخوایید همۀ داراییه مردم رو ازشون .بگیرید، حتما شورش میکنن
،و زمانی که شما کلیساتون رو میسازید ما باید جلوی کشاورزای فقیری که دارن .کوچ میکنن رو بگیریم
.بهتره مالیاتها رو کاهش بدید
،استدعا میکنیم، مالیاتها رو کاهش بدید ."ایوان واسیلیویچ"
.کاهش بدید، علاحضرت. خواهش میکنیم
،من بهتون پول میدم .هرچقدر که لازم دارید
،"منو ببخشید، "ایوان واسیلیویچ .دیگه باید برم
.لعنت، خدایا منو ببخش !چه خفتی
،هر کس دیگه که موافقه .بلند شه و بره
.موافقم، منم هرچی لازمه پرداخت میکنم
.موافقم
موافقم - موافقم -
،خب، اگر این خواست شماست .پس من هم موافقم
چی درست میکنی؟
.برای بچهست
.منزلتون پر از ناآرامیه
دخترمون میخواد که شما .از منزلتون محافظت کنید
فکر میکنی دختره؟
.یه دختر
.برادرهات رو آزاد کن
.دیگه قدرتت رو نشون دادی
.حالا رحم و مروتت رو نشون بده
:من اینجوری فکر میکنم که
،اول باید قدرت رو نشون بدی .و بعدش بازم قدرت رو نشون بدی
.اجازه بده بیشتر در این مورد بحث نکنیم
.خودم باید تصمیم بگیرم
بانوی اعظم اینها رو برای .پسراش فرستادن
..."برای شاهزاده "آندری" و "بوریس
."از طرف مادرشون، بانوی اعظم "ماریا یاروسلاونا
! خوبه بابا، داری چکار میکنی رفیق .هی انگشتای گندهت رو میکنی تو غذای شاهزاده
.خودم براشون میبرم
وایسا ببینم. تو کی هستی؟
."جونا". یه راهب معمولی از صومعۀ "چودوف"
.خرابههای معبد رو دیدم. اومدم برای کمک
... شاید معبد خراب شده باشه
.ولی سیاهچال سالمه اونجا چکار میکردی؟
.برای زندانیها نون آوردم برای بالابردن روحیهشون
این غل و زنجیر چیه؟
از زمانی که راهب شدم اینها .رو به تن کردم
.برای جزای بدن گناهکارم
آیه داریم که میگه: "بر بدنم نشان عیسی مسیح "را حمل میکنم
:و جای دیگه گفته شده ...،یوغ مرا بر گردن بگذار"
،و از من بیاموز که ،یوغ من ساده و سهل است
."و بار (گناهانم) بسیار سبک
فرماندۀ اینجا تویی؟ - .بله -
.نگهبانها رو عوض کن
اجازه بده برم توی سیاهچال و برادرهات .رو ببینم
برای چی؟
.باید بهشون بگم که تو دشمنشون نیستی
.اما من هستم
.قدرت تو بسیاره. و اونها ضعیفن
.تو قدرتمندی. از آزادکرنشون هراس نداشته باش
.برادرهات دشمنت نیستن
شنیدی ؟
.اون روز "مایرون" با یه بویار دعواش شد
.خب، "مایرون" مثل سگ مشروب میخوره
.شنیدی، یکی در میزنه .در رو باز کن
!"گلب"
!"گلب"
بریم. کلیدها دست توئه؟
.دست فرماندۀ نگهبانهاست
داریم میریم که برادرهام رو آزاد کنیم ."فیودور داویدیچ"
پس چرا زندانیشون کردیم؟
،وقتی لازم باشه آدمها رو زندانی میکنن .وقتی هم لازم شد از زندان آزادشون میکنن
.برای کمک اومدم
.این شنل این هم اسلحه
بوریس"، چی شده؟"
.من نمیام
.من لطمهای به "ایوان" نزدم
.نه، زدی
...اون راهب
پس اینجوریه دیگه؟
خیانتکارها، توی خونۀ خودم؟
.مثل خوک نگهبانها رو سلاخی کردن
.و فردا هم جسد منو پیدا میکنی
.برادرهام رو پیدا کن
اگر نتونی پیداشون کنی، زنده زنده .پوستت رو میکنم
هنوزم بلدی پارو بزنی، "آندری واسیلیویچ"؟
به کی خدمت میکنی؟
.من خدمتگزار خداوندم
.خدا میخواد که شما به خونه نرید ."بهتره مستقیم برید به "نووگورود
.اونجا منتظرتون هستن .بهتون اسب میدن
.بعد هم گردنمون رو میزنن
...خیر، شاهزاده، گردنتون نیاز میشه
.خدا به همراهتون
..."گفت که "جونا" هستم از صومعۀ "چودوف
.رفتم اونجا. گفتن راهبهای با این اسم نداریم
.یه قایق و ردپا پیدا کردیم .بهشون اسب دادن
،"آدمهات رو بفرست به "روزا "اوگلیچ"، "زنیگراد"
بذار همه بفهمن که شاهزادۀ اعظم مسکو .برادرهاش رو احظار کرده
،و اگر به این احظاریه اعتنا نکنن .شاهزاده شخصا دنبالشون میره
خدای من، علاحضرت میخوایید جنگ راه بندازید؟
بذار جنگ بشه! قیام علیه شاهزادۀ .مسکو، خیانت محسوب میشه
.تو هم برو به املاک "بویار"ها سرک بکش .بین خدمتکارها بگرد
.کوریتسین"، یه جایزه درنظر بگیر" .به طلا
.و اون راهب رو واسم پیدا کنید
.بهتره به طرف پایین رودخانه بریم
.در امتداد نهر
بوریس" اگر میترسی، بذار همینجا" .راهمون رو از هم جدا کنیم
.اگر باهم بگیرنمون، باهم کشته میشیم
.نمیترسم. فقط دودلم
.برادرت واست خنجر کشیده
اونوقت تو دودلی؟
تو نیستی؟ - .نه نیستم -
یک سوم سرزمینهای "یوری"ـه مرحوم !قانونا مال منه
اگر الان ساکت بشینم، فردا .تا آخرین لباس تنم هم برای خودش میخواد
.پسفردا هم به زنم نظر میکنه
.خودش زن داره - .اگر نداشت بهتر بود -
آندری واسیلیویچ" آخرین باری که آمار" سربازهات رو گرفتی کی بود؟
میخوای علیه شاهزادۀ اعظم مسکو جنگ راه بندازی؟
.اره
میخوای با "اردو" همدست بشی؟
میرم "نووگورود". با من میای؟
.نمیدونم. من به شاهزاده بدی نکردم
... خب دیگه، موقعش رسیده که
،درست نیست که برادر روبروی برادر بایسته ."اندری واسیلیویچ"
.این معنیش جنگـه
.دقیقا
...،اما من جنگ رو شروع نکردم
.تو هم نکردی
،دوباره میپرسم با من میای؟
،تو برو هرجا دلت خواست ."اما من میرم به "نووگورود
.به خدا قسم میخورم که عدالت رو اجرا کنم
.خداحافظ - ...،صبرکن -
.منم میام
.بالاخره عقل موش خَموش سرجاش اومد
.زودتر
.هیچ نشونی از "آندری" یا "بوری" نیست
...کسی اونها رو توی "اوگلیچ"، "روزوه" یا "روزا" ندیده
مردمشون، بیخبر از اتفاقات، توی خونههاشون .هستن
.حتما به "اردو" ملحق شدن
.سرورم، برادراتون هرگز به "اردو" ملحق نمیشن
.هرچی باشه از گوشت و خون شما هستن
،شرمآوره که کسی به مردم خودش ...به همکیشان خودش، خیانت کنه
.و به اون کافران منحوس ملحق بشه
چرا از برادرهای من دفاع میکنی؟
!دختره
!شاهزادۀ اعظم
.همسرتون زودتر از موعد بچه رو بدنیا آورد
.خفهت میکنم
"نووگورود"
!مسکو، هراس نداشته باش
.جنگی در کار نیست
اینروزا، مسکو سراسر ویرانی .و زمین بایره
.زمینلرزه اومد، و خونهها ویران شد
...،کلیسای اصلیشون
.با خاک یکسان شد
.درحال حاضر، مسکو پولی نداره
.مسکو هیچوقت پول نداره
،اما وقتی میخوان جنگ کنن .از یجایی پول گیر میارن
.پس ما هم پول گیر میاریم
.هرچی باشه، "نووگورود" یه شهر مستقله
.شهر مستقل
و ما تنها نیستیم. "پسکوف" هم .پشت ماست
... "کیه که شاهزاده "واسیلی واسیلیویچ
از خاندان "شویسکی" رو نشناسه؟
.اینجاست، ببینیدش
.مردم "پسکوف" خوب میدونن چطور بجنگن
No comments yet. Be the first to leave one.