De første 200 linjer.
اگه پیتزاییه واقعا این زنه رو دوست داره
چرا هی به پشتش ضربه میزنه؟
اینو از اون پیتزایی یاد گرفتم
خب، کجاست؟ - چی کجاست؟ -
پیتزا
خیلی خب، من دیگه بسمه
سلام - جک؟ -
بیلی اون رو تو امپتی مخفی نگه داشته بود
تا خدا از این دنیا بره
وقتشه - جک هنوزم روح نداره -
،اگه دقیقا کاری که اون میگه رو بکنم
اگه از نقشهاش پیروی کنم، قویتر میشم
و میتونم خدا رو بکشم
همهـشون دارن میمیرن. تک تک دنیاها
کار چاکه
اوهوم. پسر پرکاری بوده
برای آخر کار... داره اشتباهاتش رو از بین میبره
این سرنوشت شماست
شما پیامآوران نابودی خدا هستین
اثری ازش نیست؟
نه، هنوز خبری نیست
حتما داره چندتا دنیا رو
خارج از محدوده خبری سیانان از بین میبره
داداش. موفق شدیم
دین؟ - سم؟ -
سم؟ - دین؟ -
این دیگه چه کوفتیه؟ - این دیگه چیه؟ -
لعنتی
به برترین چنل سریال سوپرنچرال بپیوندید @WinchesterClub
«:مترجم : محمد نجفی، تینا:» .:: Mohammad_Na , Tina ::.
این شکاف، وسط اسلحهخونه باز میشه
،و... و اون دوتا از ماشین پیاده میشن
...و دقیقا شبیه ما هستن
البته نیستن، نذار درباره ماشینـشون شروع کنم
خیلی خب، من نمیفهمم
آره، خب، به جمعـمون خوش اومدی
انگار اونا ما بودن، ولی از یه دنیای دیگه؟
ولی چطوری اومدن اینجا؟ - داشتن فرار میکردن -
چون خدا داشته دنیاشون رو نابود میکرده
تقریبا کارش با نابودسازی باقی دنیاها تموم شده
...و وقتی تموم شه - بعدش نوبت ماست؟ -
به نظر میرسه
پس باید آماده باشیم
قدم بعدی رو آوردم
برای جک
من آمادهام
دربارهاش... احساس خوبی دارم
قدم اول برای قویکردن بدن جک بود
قدم دوم طبیعتش بیشتر معنویه
میتونی دقیقتر اشاره کنی؟
جک باید اکالتم رو پیدا کنه
اکالتم؟
«اکالتم به لاتین میشه «مخفی
از کجا پیداش کنیم؟
نمیدونم، مخفیه
قرنهاست که گم شده
مقدس، قدرتمند
یه سلاحه؟ چطور کار میکنه؟
فی نفسه یه سلاح نیست
ولی قدرتمنده
باشه، مرسی. کمک بزرگی بود
خب، آمادهای؟
واقعا؟
هستم
از شنیدنش خوشحالم
...چون باید آماده و هوشیار باشیم
.نه احمق
،خدا... اگه اون بفهمه که داریم چیکار میکنیم
.همهچیز از بین میره
...اکالتم
خیلی کم حتی بهش اشاره شده
و هیچی درباره چطور پیدا کردنش نگفته
و این کوفتی اصلا قراره چیکار کنه؟
معنویه»؟ اصلا این یعنی چی؟»
دین؟
دین
ها؟ - داری چیکار میکنی؟ -
فکر میکنم
آخه، کل این قضیه دیوانهواره خب؟
خب، مرگ اوبیوان ماست
...و تو من، ما
...«پیامآوران نابودی خدا»
حالا هر چرتی که این هست
و جک قراره خدا رو بکشه
...ولی اگه این کار رو بکنه
اینجوری هنوزم همونی که خودت میدونی باقی میمونه
آمارا
پس داشتم فکر میکردم شاید جک اونم میکشه
جدا میگم
چون، گوش کن، اگه فقط چاک رو از صحنه خارج کنیم
هنوزم اون باقی میمونه، خب؟
اینجوری اوضاع از تعادل خارج میشه
،و اگه اوضاع از تعادل خارج شه
...اون وقت دنیا احتمالا
آره، تموم میشه - درسته -
...ولی اگه جک اونم بکشه
مثل یه نقشه فامیلی میشه
،اونوقت نه خدایی هست نه تاریکی
هیچی از تعادل خارج نمیشه
دنیا نجات داده میشه
آره، ولی بعدش کی جاشون رو میگیره؟
جک؟
تازه یاد گرفتم این کارو انجام بدم
احتمالا نه
جک، گوش کن، درباره نقشه بیلی
اون خیلی به جزئیات اشاره نکرده
آره، وقتی... وقتی به جنگ چاک میری
،دفاعی پیش میری
یا کاملا برای کشتنش حمله میکنی؟
آره، یه چیزی تو همین مایه ها
باشه، خیلی خب
باشه. یکی بهت مدیونم
خب، اطلاعاتی درباره اکالتم
از شامین سرگی دارم
از اون؟ انقدر ناچار شدیم؟
فکر کنم
خب، چی گفت؟
اکالتم منشا الهی داره
برای صدها سال
...توی یه معبد قدیمی بوده قبل اینکه
.توسط دزدا غارت بشه
نه
توسط مهاجمین معبد برداشته شه
.نه - توسط خدای مردگان -
و جنگاورانش مورد حمله قرار بگیره. نزدیک شدم؟
...توسط گروه مغولان برای معامله در
...بازار سیاه غارت بشه. آره بعدش
میخواستم اینو بگم این بعدی بود
آره
خب، حالا کجاست؟
،تا چندسال پیش
،در تملک خانواده جیکوبسون بوده
تا اینکه پسر هایرام جیکوبسون ،مریضی مرگباری میگیره
و بهش گفته میشه که درمانی وجود نداره
و در ناامیدی به یه شفابخش ایمانی روی میاره
،اون بچه رو نجات میده
ولی فقط اکالتم رو به عنوان دستمزد قبول داشته
اسمی هم داریم؟
نه، فقط توصیفش
.جذاب بوده
و بچه رو با قرار دادن دستاش شفا داده
که میدرخشیدن
سم و دین
هی ظاهر میشین
دوتا مزاحمهام
به نظر میرسه کسب و کار هنوزم خوبه
خب، نظام درمانی مزخرفه
.پس من جورشون رو میکشم
دم خونه هم میری؟
ببخشید؟
گفتم شاید هایرام جیکوبسون تو رو به چند تا از
دوستای پولدارش پیشنهاد کرده باشه
خب، یه آدم خرپول
بهتر از صدتا آدم فرومایه که تو سالن کیوانیس جمع میشن هست
خب، واقعا نمیتونم در اون باره حرفی بزنم
اسرار مریضه
،بله، درسته، در این صورت
چرا درباره اکالتم بهمون نمیگی؟
چی بگم؟
بهش نیاز داریم
چرا؟ - تا خدا رو بکشیم -
معلوم شد اون دعای درود بر مری که تو و کس انجام دادین
.جواب داده
خدا برگشته، عصبانیه
.و میخواد دنیا رو از بین ببره
مگه اینکه ما جلوش رو بگیریم
...پس میخواین من طرف شما
در برابر خدا باشم
خب، ما خوشتیپتریم
نه
،نمیخوام خدا رو دشمن خودم کنم
چون اون خداست
...خب
چاره ای نداری
این کارو نمیکنین - امتحان کن -
دست من نیست - پس دست کیه؟ -
دوست قدیمیـتون... روبی
صبرکن ببینم، چرا باید همچین چیزی رو بهش بدی؟
داستانش طولانیه
...توی جاده نزدیک توپیکا بودم
روزهای قدیمی تسکین دادن
به آدم های ضعیف و خسته
تنها بودم، ولی به خاطر آرامشی که به اونها میدادم خوشحال بودم
تا اینکه اون پیدام کرد
سلام
چیزی نمیخوای بهم بگی جو؟
پوسته قشنگیه
بیشتر از اون بلونده بهت میاد
صبرکن ببینم، شما با هم دوست بودین؟
وا خدا، نه
خب، بعضی وقت ها استعدادهامون رو با هم به کار میبردیم
یه کاری با هم میکردیم
.اگه فرصتش پیش میومد
داشتی منو پس میزدی
روبی، من به قرارمون احترام میذارم
وقتی تو قبول میکنی روح یه احمقی رو
به بهای ناچیزی بهش برگردونی من دخالت میکنم؟
،منم با نمایش خوشقلبیـت مشکلی ندارم
ولی دارم درباره خیلی بیشتر از درآمد معمولت حرف میزنم
اکالتم، دست توئه
No comments yet. Be the first to leave one.