De første 200 linjer.
ما اینکارو کردیم سم. ما شکستیمش. ما اوردیمش.
من نیرویی رو در دنیا ازاد کردم که می تونه دنیا رو نابود کنه
فقط می دونم که ما ازادش کردیم
و مهم نیست چی بشه، ولی ما برش می گردونیم سر جاش.
برای ساختن دنیا، خدا
باید به تاریکی خیانت می کرد، به خواهرش
اون چی بود؟
اینده. ما متحدیم.
تو بودی که منو ازاد کردی.
نه، اون یه اتفاق بود.
کار سرنوشت بود.
نمی تونی جلوی من مقاومت کنی
یه قفسی تو جهنم هست
که توش لوسیفرو نگه می دارن
و من توش بودم
فکر می کنم خدا می خواد من برگردم اونجا.
اون خیلی مرد خاصیه
خدا نبود که تو سرت بود سم
من بودم.
اون هرگز با تو نبوده.
همیشه من بودم.
فک کنم من تنها امیدت هستم.
این هرگز اتفاق نمیفته.
به همین خیال باش رفیق.
پسر، پسر
مامان! مامان من یه سم گیر اوردم!
خوشبحالت عزیزم
سانتا!
کریسمس مبارک!
برام چی اوردی؟ برام چی اوردی؟
ببین امروز سانتا چی برات اورده
ولی... من پسر خوبی بودم.
واقعا روینا.
این رویای توئه؟
درواقع، بیشتر مثل یه کابوس می مونه.
این اتفاق نمیفته.
من ماه ها این رویا رو داشتم.
ولی تو... تو جدیدی.
تو کی هستی؟
اره ببخشید. یه کم ادب و رفتارم بده.
شیطان با جزئیات
== ترجمه و زیرنویس از: Mohade$eh ==
تو
الهام ها
همه چیز.
همش کار تو بود.
تاثیرگذار بود نه؟
و روینا؟
هرکاری بهش گفته شد رو کرد.
اینجور زن های پرحرارت... همیشه خیلی مشتاقند.
پس تو تمام اونکارا رو کردی تا....
که چی بشه؟ تا با من حال و هول کنی؟
درواقع بله.
خب، پس وقتتو هدر دادی.
چون ببین، من می دونم اوضاع چجوری تموم میشه
اوه می دونی؟
اره
منو سرزنش می کنی، شکنجه ام می کنی.
و من بهت نه می گم
و بالاخره، زودتر از اونی که فکرشو بکنی
برادرم می رسه و حالتو می گیره.
دین؟
داری روی دین شرط می بندی؟
همیشه اینکارو می کنم.
سم، کلا منو اشتباه فهمیدی.
اره. شک دارم.
نه من اینجا نیستم که شکنجه ات بدم.
یعنی می تونستم.
می تونستم باعث دردی بشم که نتونی تصورشو بکنی.
می تونستم باعث یه درد خوشمزه و عالی بشم.
ولی این کارا مال 5سال پیش بود.
نه قرار نیست یه موی خوشگل از
اون سر خوشگلت کم بشه.
پس چی می خوای؟
تا بهت پیشنهادی بدم که نتونی رد کتی.
ببین سم تو به من نیاز داری.
و من اینو بهت ثابت می کنم.
شناختیش؟
چیو؟
ما تو یه خاطره هستیم سم.
یکی از معدود خاطرات خوب بچگیت.
راستی، فکر کردم من با بابام مشکل داشتم ولی تو؟
به هر حال، فک کنم اون پسر
جذاب و قدبلند و لاغر رو شناختی.
اون منم.
تو مردی.
لطفا فرگس اینقدر تهدید های بیخود نکن.
تو توی مقرپادشاهی خودم بهم خیانت کردی.
مقر تو نه! مقر اون!
جهنم مال اونه!
من مال اونم!
پس بهم اسیب بزن و فک می کنی باهات چکار می کنه؟
لوسیفر هرگز از اون سلول خارج نمیشه
می خوای جونتو بخاطر اون به خطر بندازی؟
بخاطر سم وینچستر؟!
چند وقته؟
چند وقته واسه اون کار می کنی؟
خیلی وقت نیس
لوسیفر تو یه خواب اومد پیشم.
نه از اونجور خواب ها.
پس می خوای بذاری اون رئیس بزرگ و قدرتمند برگرده؟
سر اون انجمن جادوگری فوق العاده و ماورایی چی اومد؟
هشتگ قدرت دخترونه
لوسیفر یه مرد نیس
اون خود کمالاته.
فک می کنی چرا گذاشتم پیدام کنی؟
لوسیفر یه نقشه داشت و ...
و اون شیطانه.
یه جوری میگی انگار چیز بدیه.
اوه من چیز بدیم.
اون یه چیز بدتره.
اخرین باری که لوسیفر بیرون بود
می دونی چی می خواست؟
مرگ من، تو و هر انسان و شیطان
اون عوض شده
اره البته.
فقط به عشق یه زن وحشتناک نیاز داره.
خب واسه چی داری اینکارا رو می کنی؟
بخاطر قلب پاکت؟
احمق نباش.
بعد از اینکه لوسیفر جلوی تاریکی رو بگیره
روی تختش در بهشت جلوس می کنه.
و من درکنارش خواهم بود، یک پیرو وفادار.
یه ملکه؟
خوشت بیاد یا نه، می دونی حق با منه.
لوسیفر قبلا با تاریکی مبارزه کرده و برنده شده.
پس اگه خدای توانا
رو تو جیبت نداری
پیشنهاد می دم بتمرگی و خفه شی
و بذاری اون کارشو بکنه
هی، سم نمی تونه حرف بزنه چون داره وکس میزنه... همه جاشو
ولی پیام بذارید...
با گوشی من چکار می کنی؟
دین بیخیال
بهم زنگ بزن. الان
ممنون که زنگ زدید. کراولی، پادشاه جهنم
برای قراردادی های شیطانی، شماره1
برای گزارش مبنی بر دیدن اون جنده مونارنجی، روینا، شماره2
دین
به محض اینکه زنگ زدی اومدم. خوبی؟
کس؟
تو خوب نیستی.
معلومه.
من چمه؟
چکار می کنی؟
چکار...
- زبونتو بیار بیرون. - چی؟
تموم شد؟
نه من...
بذار دما بدنتو بگیرم.
نه. این اتفاق نمیفته.
چقدر با محل حادثه فاصله داریم؟
منظورت ماجرای هسته ای فرشته ایه؟ - اره
محل انفجار یک مایل اون طرف تره.
باشه. حالا معلوم شد.
از ناخوشی حمله رنج می بری.
- یه ناخوشیه واقعا؟ - اره
فرشته ها، کاری که کردن
باعث شد انرژی زیادی ازاد بشه
و ریزش اتمی رخ بده پس کل این منطقه سمیه
می تونی خوبم کنی اره؟
نه نمی تونم.
و هرچی به اون منطقه نزدیکتر بشی
ناخوشیت بدتر میشه
چقدر بد؟
اخرین باری که حمله با این دامنه رخ داد
زن لوط تبدیل به نمک شد.
عالیه
باشه دین. باید برگردی.
نه
نه نه ما باید... باید بریم ببینیم نتیجه داده
ببینیم امارا زنده اس یا مرده؟
ما نمی ریم.
ریزش اتمی روی فرشته ها اثر نداره من تنها میرم.
باشه اره... احتمالا اینطوری بهتره
من میرم از سم خبر بدست بیارم.
اره
خوبه
هی کس؟
اگه نتیجه داده بود و امارا مرده بود...
جسدشو بیار.
و اگه نمرده بود؟
فرار کن.
پس کشیش های ازتک
فکر کردن اگه مردم رو قربانی نکنن
کل دنیا تموم میشه
پس اونا تمام این معابد رو ساختن
شگفت انگیزترینشون تو مکزیکو سیتیه
تو دیدیشون؟
پارسال، بابام من و برادرم رو
واسه سفر برد مکزیکو
واسه تعطیلات؟
یه جورایی تعطیلات کاری بود.
تاحالا درباره چوکابرا شنیدی؟
نه
باشه خب.
اونو ببین سم
یه دختر ساده از یک شهر کوچیک
و تو سم وینچستر خوش تیپ.
نه، اون دختر شانسی نداشت. یادته؟
No comments yet. Be the first to leave one.